پرش به محتوای اصلی

۲۸. 2. ظرفیّت‌های شناختی (بخش 14)

از کتاب پویایی تجربهٔ معنوی · نوشته دکتر ناصرالدّین کاظمی حقیقی ۱۱ دقیقه مطالعه

همچنین پژوهش بر روی 220درمانگر در قلمرو مشاوره دانشگاهی آشکار ساخت که 200 نفر آنها با مراجعینی با درگیریهای دینی- معنوی مواجه هستند. درمانگران دارای سطوح بالای تعهدات دینی در مقایسه با درمانگران دارای سطوح پایین، به اهداف دینی -معنوی اهمیت بیشتری می دادند و نیز از مداخلات دینی معنوی بهره گیری بیشتری می کردند. همچنین درمانگران با تحصیلات دینی- معنوی از «خودبسندگی» والاتری در کار با مباحث دینی-معنوی برخوردار بودند.(کلمز و همکاران، 2010)

از قلمروهای مهم دیگر حوزه شغلی و حرفه ای است؛ معنویت با ارزشهای شغلی درونی بیش از برونی همبستگی بیشتری دارد و این همبستگی در میان مردان بیشتر است.(دادک، 2004)

مطالعات بر روی 60 فرد در حال بازنشستگی و بازنشسته نشان می دهند که بهزیستی معنوی، معنایابی در زندگی، بهینگی و «خود تنزیهی» با یکدیگر همبستگی دارند. گرچه تفاوتهایی میان میانگین نمرات معنایابی در زندگی، بهینگی و «خود تنزیهی» یافت شد، امّا هیچ تفاوتی از حیث بهزیستی معنوی، وجود نداشت.(الکدی، 2019)

باور و ایمان معنوی به خدا و نیایش، تنیدگی و اضطراب شغلی مربوط به تعلیم و تربیت را کاهش می دهد و به سلامت و بهزیستی شغلی کمک می کند(واکر، 2020)

«بهزیستی معنوی» سهم شگرفی در درمان بیماریهای وخیم را به خود اختصاص داده است:

مطالعه بر روی 130 زن بیمار سرطانی سینه(با دوسال سابقه ابتلا) نشان داد که بهزیستی معنوی با کیفیّت زندگی و تنیدگی مزمن آنها رابطه دارد.(پارنل و آندرسون، 2009)

درمانگری یکپارچه روانی معنوی در میان زنان مبتلا به سرطان سینه، کیفیّت زندگی، حالات خلقی، و بهزیستی بدنی، روانی و معنوی آنها را ارتقا بخشید.(کوروین، 2012)

کاوش بر روی دویست وبیست و پنج دانشجو نشان داد که دانشجویان با بهزیستی معنوی بالا گرایش بیشتری به مشارکت در فعالیتهای مذهبی دارند و در «کیفیت سالم زندگی» برتری نشان می دهند. بهزیستی معنوی در حدود هجده درصد پراش کیفیت سالم زندگی را پیش بینی می‌کند.(آنی و همکاران، 2013)

بهزیستی معنوی می تواند به تقویت بنیه جسمانی بیماران سرطانی و ارتقای حالات خلقی آنها کمک کند و از سوی دیگر خستگی، تنیدگی، افسردگی، و آشفتگی را کاهش دهد.(آندو، 2016)

اهمیت بهزیستی معنوی و امید در زندگی در درمان مبتلایان به سرطان در همه مراحل پیشرفتش مورد بررسی واقع شد. دستاوردها در میان 120 بیمار سرطانی زن و مرد، همبستگی مثبت میان بهزیستی معنوی و امید در زندگی را نشان داد. یافته شگفت انگیز آن بود که این همبستگی در سطح پیشرفته سرطان، نیرومندتر و در میان زنان بیش از مردان وجود داشت.( لیاکات و همکاران، 2013)

ارزشها و فرهنگ حتّی در مفهوم تیزهوشی نیز نقش آفرین است؛ مثلاً در فرهنگ «شونا»، تیزهوشی به مثابه ظرفیّت پیشی جستن، حلّ مسائل، روابط اجتماعی و معنویّت تلقّی می شود.(نگارا و پوراث، 2004)

افقهای نو در معنایابی

معنایابی در زندگی برای سلامت بدنی و روانی مفید است و بالتبع داشتن یک حسّ معنایابی در شغل در سطح گسترده تری بهزیستی و خشنودی از زندگی می بخشد. مطالعات کیفی پیرامون تجارب معنایابی در میان مشاورانی که به ارتقای بهزیستی و امور تعلیم و تربیت می پردازند، حاکی از آن بود که آنها بر وجود سه نکته تاکید داشتند: الف) رشد معنایابی در زندگی و شغل، ب) منابع و خاستگاههای معنایابی درزندگی، ج) منابع و خاستگاههای معنایابی در شغل(روسو و همکاران، 2020) قالبهای عملیاتی مربوط به بازسازیهای روانی معمولاً بر نکاتی خاصّ نظیر معاشرت، امید و بهینگی، هویت، و معنایابی در زندگی و اختیار تأکید می ورزند.(روشتان و ویلسون،2020)

گاهی از «پدیدارشناسی تأویلی» در تفسیر معنایابیهای غنی و نهفته مربوط به تجارب زندگی بهره گیری می شود. مثلاً در پدیدارشناسی عملی به چارچوبی هستی شناسانه مرکّب از پنج مؤلّفه توجه شده است: پیوندهای زیستی، فضای زندگی، جنبه های صوری زندگی، مقتضیات زمانی زیستی و ملاحظات مادّی زیستی .(فلوی و همکاران،2020)

در چهار دهه گذشته و یا بیشتر، نوجوانان دریافته اند که در اوان جوانی پرسشهایی اساسی پیرامون خود، دیگران، جهان، گذشته و حال و آینده خود خواهند داشت تا به یکپارچگی و پیوند زندگی دست یتبند. رسانه های مجازی در این راستا الگوهایی عمومی برای پاسخهای معنایابنه به این سؤالات محسوب می شوند. فضاهای چندالگویی رسانه ها پایگاههایی برای هویت سازی نوجوانان است و موقعیتهایی برای پدیدآوری هرچه تنگتر برای دریافت خود محسوب می شوند. تعلیم و تربیت مذهبی به طرز گسترده ای می تواند در قالب «سواد رسانه ای» به این معنا بخشی زندگی، خود و هویت کمک کند.(رایت، 2020)

طرحهای کلان مربوط به «مدرسه زندگی» به معنایابی نهاد مدرسه در زندگی کلّی هر دانش آموز مبادرت می ورزند.(تی ین، 2020)

جوامع گوناگون امروز با گسترش تنشهای نژادی، قشربندیهای اجتماعی، نادانیهای مذهبی و دین گریزی رویارو هستند. تعلیم و تربیت در برابر این مشکلات نقشهایی ممتاز دارد. دانشگاهها گرچه آگاهیهای علمی را پدید می آورند امّا کمتر به پژوهش معنایابی می پردازند. مطالعات جهانی شامل هر دو جنبه چشم انداز زندگی و روشهای زندگی می شوند. لذا نظام تعلیم و تربیت باید با کاوش در دیدگاههای جهانی متنوّع بر معنایابی و سیر در دانش و فهم خود و دیگران معطوف شود.(والک و همکاران، 2020)

به نظر می رسد چشم اندازهای جدید بر بهسازیهای خاص در نظام تعلیم و تربیت با محتوای مذهبی و بهره گیری از رسانه های نو در استواری بخشیدن به معنایابی در زندگی تأکید دارند.

پدیده های شناختی مبتنی بر ارزشهای اخلاقی

فیزیکالیسم در تلاش برای تبیین پدیده‌های شناختی مبتنی بر ارزش‌های اخلاقی با محدودیت‌های فلسفی و نظری متعددی مواجه است. این محدودیت‌ها ناشی از پیچیدگی ارزش‌های اخلاقی، معنا و هدفمندی این ارزش‌ها، و چگونگی تعامل آن‌ها با فرایندهای شناختی است.

فیزیکالیسم در تبیین پدیده‌های شناختی مبتنی بر ارزش‌های اخلاقی با محدودیت‌های قابل توجهی روبه‌رو است. از جمله این محدودیت‌ها می‌توان به ناتوانی در توضیح معنای اخلاقی، هنجارهای اخلاقی، احساسات اخلاقی، و ضرورت جهان‌شمول ارزش‌های اخلاقی اشاره کرد. این موضوعات نشان می‌دهند که ارزش‌های اخلاقی ممکن است فراتر از قوانین فیزیکی عمل کنند و به سطوحی از معنا، فرهنگ، و فلسفه وابسته باشند که فیزیکالیسم نمی‌تواند به تنهایی آن‌ها را توضیح دهد. این چالش‌ها اغلب باعث می‌شود که نظریه‌های مکمل یا جایگزین مانند اخلاق‌گرایی متافیزیکی، دوگانه‌گرایی اخلاقی، یا ظهورگرایی اخلاقی مطرح شوند.

در ادامه، محدودیت‌های اصلی فیزیکالیسم در این زمینه بررسی می‌شوند:

1. مشکل تقلیل‌گرایی

فیزیکالیسم تلاش می‌کند تمام پدیده‌ها، از جمله ارزش‌های اخلاقی، را به اصول و قوانین فیزیکی (مانند فعالیت‌های مغزی یا فرایندهای زیستی) تقلیل دهد.

ارزش‌های اخلاقی مفاهیمی فراتر از فرایندهای فیزیکی و زیستی هستند. برای مثال، مفاهیمی مانند عدالت، خیر و شر، و وظیفه‌گرایی ریشه در هنجارهای اجتماعی، فرهنگی، و فلسفی دارند و به سختی می‌توان آن‌ها را به فعالیت‌های نورونی یا شیمیایی تقلیل داد.

این تقلیل‌گرایی نمی‌تواند بُعد هنجاری ارزش‌های اخلاقی را توضیح دهد، یعنی چرا باید به یک ارزش خاص پایبند بود.

2. مشکل معنا و هدفمندی

ارزش‌های اخلاقی عموماً با معنا، قصد، و هدف همراه هستند. به عبارت دیگر، ارزش‌های اخلاقی در ارتباط با پرسش‌های «چرا» و «برای چه» معنا پیدا می‌کنند.

فیزیکالیسم بر علت‌گرایی تمرکز دارد و قادر به توضیح معنای هدفمند ارزش‌های اخلاقی نیست. به طور مثال، اینکه چرا عدالت ارزشمند است یا چرا باید به دیگران کمک کرد، نمی‌تواند صرفاً با قوانین فیزیکی توضیح داده شود.

هدفمندی ارزش‌های اخلاقی به دنیای مفاهیم و معنا وابسته است، که فراتر از قلمرو فیزیکالیسم قرار می‌گیرد.

3. مسأله ارزش‌های هنجاری

ارزش‌های اخلاقی دارای جنبه هنجاری هستند؛ آن‌ها به ما می‌گویند چه چیزی «باید» انجام شود، نه صرفاً اینکه چه چیزی «هست».

فیزیکالیسم تنها به توضیح پدیده‌ها در سطح توصیفی محدود است و نمی‌تواند به پرسش‌های هنجاری پاسخ دهد. برای مثال، اینکه چرا یک عمل اخلاقی است (باید انجام شود) یا چرا یک عمل غیراخلاقی است، فراتر از قلمرو فیزیکی است.

این موضوع به شکاف معروف به شکاف «هست-باید» اشاره دارد که فیزیکالیسم نمی‌تواند از آن عبور کند.

4. مسأله چندگانگی فرهنگی و نسبیت اخلاقی

ارزش‌های اخلاقی اغلب از فرهنگ، تاریخ، و جامعه خاصی نشأت می‌گیرند و در مکان‌ها و زمان‌های مختلف متفاوت هستند.

فیزیکالیسم قادر نیست تفاوت‌های فرهنگی و تاریخی در ارزش‌های اخلاقی را به طور کامل توضیح دهد، زیرا این ارزش‌ها در سطح فیزیکی یا زیستی یکسان عمل نمی‌کنند. به طور مثال، مفهوم عدالت در یک فرهنگ ممکن است با فرهنگ دیگر کاملاً متفاوت باشد.

این تنوع نشان می‌دهد که ارزش‌های اخلاقی نمی‌توانند صرفاً بر اساس قوانین فیزیکی یا زیستی جهانی تعریف شوند.

5. مشکل احساسات اخلاقی

ارزش‌های اخلاقی اغلب با احساسات اخلاقی (مانند گناه، شرم، یا افتخار) همراه هستند که انگیزه‌های اصلی در رفتار اخلاقی به شمار می‌روند.

فیزیکالیسم ممکن است بتواند فعالیت‌های عصبی مربوط به این احساسات را شناسایی کند، اما نمی‌تواند توضیح دهد که چرا این احساسات ارزش اخلاقی دارند یا چگونه این احساسات در چارچوب اجتماعی و فرهنگی معنا پیدا می‌کنند.

تجربه احساسات اخلاقی مانند «گناه» به زمینه اجتماعی و فرهنگی خاص وابسته است، که فراتر از فعالیت‌های عصبی صرف است.

6. مسأله آگاهی اخلاقی

آگاهی اخلاقی به توانایی انسان برای تشخیص و قضاوت درباره درست یا غلط بودن اعمال اشاره دارد.

فیزیکالیسم نمی‌تواند توضیح دهد که چرا و چگونه انسان‌ها از نظر اخلاقی آگاه هستند. برای مثال، چرا انسان‌ها به مسائل اخلاقی اهمیت می‌دهند و چگونه این اهمیت در مغز یا سیستم عصبی شکل می‌گیرد؟

آگاهی اخلاقی به تعامل پیچیده میان معنا، فرهنگ، و تفکر انتقادی وابسته است که به سختی می‌توان آن را به اصول فیزیکی تقلیل داد.

7. مشکل جهان‌شمولی و ضرورت اخلاقی

بسیاری از ارزش‌های اخلاقی ادعای جهان‌شمولی دارند (مانند ممنوعیت قتل یا سرقت) و از نوعی ضرورت برخوردارند.

فیزیکالیسم نمی‌تواند توضیح دهد که چرا این ارزش‌ها باید برای همه انسان‌ها در همه زمان‌ها معتبر باشند. به عبارت دیگر، قوانین فیزیکی جهان‌شمول هستند، اما این جهانی بودن چگونه به ارزش‌های اخلاقی منتقل می‌شود؟

این موضوع نشان می‌دهد که اخلاق نمی‌تواند صرفاً از قوانین فیزیکی مشتق شود.

8. پدیده‌های اخلاقی فراتر از منفعت شخصی

بسیاری از ارزش‌های اخلاقی شامل عمل به نفع دیگران بدون توجه به منفعت شخصی است (مانند ایثار).

فیزیکالیسم اغلب به توضیح رفتارهای اخلاقی بر اساس منفعت شخصی یا بقای ژنتیکی محدود می‌شود. اما ایثار یا رفتارهای اخلاقی که با هزینه شخصی همراه است، نمی‌توانند به راحتی در این چارچوب توضیح داده شوند.

این رفتارها نشان می‌دهند که انگیزه‌های اخلاقی ممکن است به عوامل معنوی یا هنجاری فراتر از زیست‌شناسی وابسته باشند.

9. مسئله استقلال اخلاق از زیست‌شناسی

برخی فلاسفه استدلال می‌کنند که ارزش‌های اخلاقی مستقل از زیست‌شناسی و حتی فیزیک هستند.

فیزیکالیسم نمی‌تواند توضیح دهد که چرا ارزش‌های اخلاقی مانند عدالت یا حقوق بشر باید مستقل از تمایلات زیستی یا شرایط فیزیکی به رسمیت شناخته شوند.

این استقلال اخلاقی نشان‌دهنده این است که ارزش‌های اخلاقی به نوعی واقعیت هنجاری یا متافیزیکی وابسته‌اند که نمی‌توان آن‌ها را در چارچوب فیزیکالیسم جای داد.

مثال برای پدیده شناختی مبتنی بر ارزش اخلاقی

یک مثال برجسته از پدیده شناختی مبتنی بر ارزش اخلاقی، ایثار است، به‌ویژه در شرایطی که فرد با هزینه شخصی اقدام به کمک به دیگری می‌کند، بدون اینکه انتظار پاداش یا منفعت شخصی داشته باشد.

ایثار نمونه‌ای از پدیده شناختی مبتنی بر ارزش اخلاقی است که ترکیبی از فرایندهای شناختی و ارزش‌های اخلاقی را شامل می‌شود. این پدیده نشان می‌دهد که چگونه ارزش‌های اخلاقی می‌توانند رفتار انسان را هدایت کنند، حتی اگر این رفتار با اصول زیستی یا منافع شخصی در تضاد باشد. محدودیت‌های فیزیکالیسم در تبیین این پدیده نشان می‌دهد که ارزش‌های اخلاقی فراتر از تفسیرهای فیزیکی و زیستی هستند و نیاز به رویکردهای چندلایه‌ای و مکمل دارند.

چرا ایثار بدون منفعت شخصی رخ می‌دهد؟ فیزیکالیسم ممکن است ایثار را به منافع تکاملی یا ژنتیکی ربط دهد، اما این تبیین در مواردی که ایثار کاملاً به زیان فرد است، ناکام می‌ماند.

نقش ارزش‌های اخلاقی: فیزیکالیسم نمی‌تواند توضیح دهد که چرا افراد، حتی در شرایطی که هیچ دلیل زیستی وجود ندارد، به دلیل تعهد اخلاقی اقدام به ایثار می‌کنند.

هنجاری بودن ایثار: چرا ایثار به عنوان یک «وظیفه» اخلاقی شناخته می‌شود و چرا جامعه آن را ارزشمند می‌داند؟ این موضوع فراتر از اصول فیزیکی است و به زمینه‌های فرهنگی، اجتماعی و معنوی وابسته است. .(چالمرز، 2006؛ گرین، 2008؛ کیم، 1992؛ ناجل، 1974)

1. توضیح پدیده: ایثار

ایثار چیست؟ ایثار به معنای انجام عملی است که به دیگران نفع می‌رساند، حتی اگر این عمل برای فرد ایثارگر هزینه داشته باشد. برای مثال، شخصی که جان خود را به خطر می‌اندازد تا یک فرد غریبه را از غرق شدن نجات دهد.

ارزش اخلاقی: ایثار بر اساس ارزش اخلاقی کمک به دیگران بدون انتظار منفعت شخصی شکل می‌گیرد. این ارزش در بسیاری از فرهنگ‌ها و مذاهب به عنوان یک فضیلت اخلاقی برجسته مورد تاکید است.

2. چرا ایثار یک پدیده شناختی مبتنی بر ارزش اخلاقی است؟

شناخت: ایثار به فرایندهای شناختی نیاز دارد، مانند توانایی قضاوت درباره شرایط، درک نیاز دیگران، و تصمیم‌گیری اخلاقی سریع.

ارزش اخلاقی: ایثار بر پایه ارزش‌های اخلاقی مانند شفقت، عدالت، یا وظیفه انسانی استوار است. این ارزش‌ها باعث می‌شوند که فرد اقدام به عملی کند که ممکن است خلاف منافع شخصی یا غریزه بقا باشد.

3. مثال‌های واقعی از ایثار

نجات افراد در خطر: آتش‌نشان‌هایی که جان خود را برای نجات دیگران به خطر می‌اندازند.

کمک به غریبه‌ها در شرایط بحرانی: شخصی که به فردی بی‌خانمان کمک می‌کند، حتی زمانی که خود در وضعیت مالی سختی قرار دارد.

اهدای اعضای بدن: فردی که بخشی از اعضای بدن خود (مانند کلیه) را به یک فرد نیازمند اهدا می‌کند، حتی اگر فرد گیرنده را نشناسد.

4. چالش‌های فیزیکالیسم در تبیین ایثار

فیزیکالیسم چگونه ایثار را توضیح می‌دهد؟ فیزیکالیسم ممکن است ایثار را به دلایلی زیستی یا عصبی ربط دهد، مثلاً:

فعالیت نورون‌های آینه‌ای که باعث همدلی می‌شوند.

نقش هورمون‌هایی مانند اکسی‌توسین در ایجاد پیوندهای اجتماعی.

منافع تکاملی (مانند کمک به اعضای گروه برای افزایش شانس بقا).

4.هیجان‌

نظریه های هیجان

نظریه‌های «والن»، «لازاروس»، «مندلر»، «واینر»، «لپر»، «آرنولد»، «پلاچیک»، «پارکینسون» و «شاختر_سینگر» چالش‌های جدی برای فیزیکالیسم ایجاد می‌کنند، زیرا این نظریه‌ها بر جنبه‌های ذهنی، اجتماعی و فرهنگی هیجان و شناخت تأکید دارند. فیزیکالیسم، با رویکرد تقلیل‌گرایانه خود، ممکن است نتواند پیچیدگی‌های این فرآیندها و تعاملات را به طور کامل توضیح دهد. این نظریه‌ها نشان می‌دهند که برای درک کامل ذهن و هیجان، نیاز به رویکردهای چندبعدی و جامع‌تری وجود دارد.