پرش به محتوای اصلی

بهداشت روانی تیزهوش در آینهٔ خودباوری تحصیلی

نوشته هیئت تحریریه ۶ دقیقه مطالعه مقاله متوسط

برای: معلمان و مشاوران

بهداشت روانی دانش‌آموز تیزهوش به عوامل مختلف فردی و محیطی بستگی دارد. یکی از این عوامل اساسی به «خودباوری» و به‌ویژه «خودباوری تحصیلی» وی مربوط می‌شود. غالباً تصور می‌شود که هوش برجسته به‌خودی‌خود سپری در برابر آسیب‌های روانی است؛ اما بررسی دقیق‌تر یافته‌ها نشان می‌دهد که چنین نیست و خودباوری تحصیلی، حلقهٔ پیوند میان هویت، پیشرفت تحصیلی و بهداشت روانی تیزهوش به شمار می‌آید. در این‌جا نخست به مفهوم خودباوری تحصیلی و جایگاه آن در نگرش تحصیلی می‌پردازیم، سپس یافته‌های پژوهشی مربوط به برتری خودباوری تحصیلی تیزهوشان را مرور می‌کنیم و آن‌گاه پیامدهای ضعف این خودباوری را در بهداشت روانی تیزهوش مورد بررسی قرار می‌دهیم.

الف ـ خودباوری تحصیلی در ساختار نگرش تحصیلی

نگارنده در یک ساختار تعاملی پنج‌بُعدی، ریشه‌های فردی پیشرفت تحصیلی را بررسی نموده است. یکی از ابعاد این ساختار، «نگرش تحصیلی» است. تعبیر ما از نگرش تحصیلی شامل خودباوری تحصیلی، موضع نظارت، اسناد علّی و موضع‌گیری تحصیلی است.

نگرش و اعتقاد فرد به توانایی‌ها، استعدادها، معلومات و رغبت‌های تحصیلی خویش بر اساس خودآگاهی شناختی شکل می‌گیرد و خودباوری تحصیلی وی را پدید می‌آورد. عزّت نفس و اعتماد به نفس ثمرهٔ خودباوری مزبور است.

منظور از «موضع نظارت» این است که یک فرد تا چه میزانی، دلایل و علل پیشرفت تحصیلی خویش را به خود یا غیر خود ارجاع می‌دهد. «اسناد علّی» اشاره به تعیین مراجع و منابع غیر خود در رقم زدن شکست و موفقیت تحصیلی دارد و «موضع‌گیری تحصیلی»، مجموعه نگرش‌هایی است که فرد نسبت به تحصیل و عوامل تعیین‌کنندهٔ آن، نظیر ویژگی‌های معلّم، فضای آموزشی، روش تدریس، امکانات و تسهیلات آموزشی و محتویات درسی دارد.

بدین‌ترتیب خودباوری تحصیلی مبتنی بر خودآگاهی شناختی است و عزّت نفس دانش‌آموز تیزهوش از همین سرچشمه سیراب می‌شود.

ب ـ برتری خودباوری تحصیلی تیزهوشان

ابزارهای موجود در سنجش خودباوری غالباً به سه نوع آن توجّه بیشتری دارند: خودباوری تحصیلی، اجتماعی و جسمانی. بررسی‌های دقیق‌تر نتایج پژوهش‌های تطبیقی نشان می‌دهد که برتری خودباوری تحصیلی تیزهوشان (در مقایسه با افراد عادی) در همهٔ سال‌های چهار تا پانزده سالگی، امری محرز و پایدار است که تاکنون پژوهش متناقضی با آن یافت نشده است:

«خودباوری شناختی تیزهوشان چهار تا هفت ساله برجسته‌تر از غیر تیزهوشان بود.» (سیمونز، ۱۹۸۶)

«خودباوری تحصیلی کودکان نه تا دوازده سالهٔ تیزهوش و پیشرفته از کندذهنان و دچار اختلال تحصیلی، برتر بود.» (چووان و موریسون، ۱۹۸۴)

«خودباوری تحصیلی صد و چهل و هفت تیزهوش پایهٔ پنجم تا هشتم به طرز معنی‌داری بیش از خودباوری اجتماعی بود و علاوه بر آن، خودباوری دانش‌آموزان پایهٔ هشتم بر پایه‌های پایین‌تر، برتری نشان داد.» (کاظمی، ۱۳۷۶ب)

پس خودباوری تحصیلی تیزهوشان نه تنها برتر از همسالان عادی است، بلکه حتّی از خودباوری‌های غیر تحصیلی (اجتماعی و جسمانی) خود تیزهوش نیز بیشتر است.

با این همه، این برتری یکسان توزیع نشده است. «کلی» و «کولانجلو» (۱۹۸۴) رابطهٔ توانایی تحصیلی را با خودباوری تحصیلی و اجتماعی در میان یکصد و چهل و پنج پسر و یکصد و بیست و یک دختر پایه‌های هفتم تا نهم بررسی کردند. دانش‌آموزان در سه سطح تیزهوش، نیازهای یادگیری ویژه و عادی ارزشیابی شدند. نتایج مشخص ساخت که پسران با نیازهای یادگیری ویژه، نمرات پایین‌تری از سایر پسران در کلّیهٔ مقیاس‌ها کسب کردند.

ج ـ عوامل تعدیلی خودباوری

بررسی اجمالی عوامل تعدیلی نشان می‌دهد که خودباوری افراد تیزهوش همراه با افزایش سن (طیّ مقاطع پیش‌دبستانی تا پانزده سالگی) سیر صعودی دارد؛ قرائن موجود حاکی از برتری جنس مذکّر در خودباوری است و خودباوری تحصیلی در میان تیزهوشان تحصیلی بیشتر است. همچنین با افزایش هوش و نزدیک شدن به حوزهٔ نبوغ، رابطهٔ خودباوری با هوش افزایش می‌یابد و در نظام‌های ارزشی فردیّت‌گرا که به استقلال شخصی اهمیّت برجسته‌ای می‌دهند، این رابطه نیز بیشتر می‌شود.

نکتهٔ مهم برای مدرسه آن است که برنامه‌های آموزشی ویژه‌ای که حاوی امکانات و تسهیلات آموزشی غنی، محتویات و مواد نیرومند و فضای همسالی حمایت‌کننده و گرم باشند، خودباوری افراد تیزهوش را افزایش می‌دهند.

د ـ هویت مبهم، کم‌آموزی و افسردگی

اختلال در هر نوع هویّت، کم‌وبیش آثار سویی در وضعیّت تحصیلی نوجوانان و جوانان تیزهوش ایجاد می‌کند. تیزهوشانی که دچار بحران در «هویّت فردی» خود شده‌اند، خودباوری ضعیفی خواهند داشت؛ این ضعف شامل خودباوری تحصیلی نیز می‌شود.

یکی از عوارض ضعف در خودباوری تحصیلی، کم‌آموزی است. کم‌آموزی در هر سطحی موجب بروز افسردگی در روحیهٔ دانش‌آموز تیزهوش می‌شود. لذا هوش برجسته به تنهایی در بازداری از افسردگی نوجوانان تیزهوش کفایت نمی‌کند. مطالعات نشان می‌دهند که افسردگی و حتّی گرایش‌های مربوط به خودکشی در میان نوجوانان پانزده تا هفده ساله، امری مستقلّ از هوش است؛ یعنی به همان اندازه که نوجوانان غیر تیزهوش دچار افسردگی می‌شوند، نخبگان نوجوان نیز در معرض پژمردگی روانی قرار می‌گیرند.

«افسردگی» معمولاً با سوءرفتارها و کژکنش‌هایی همراه است؛ مسائل رفتاری ویژه‌ای که حتّی در میان کودکان هشت و نه سالهٔ تیزهوش نیز نمایان می‌شود. از این رو مطالعات مجدّداً تأیید می‌کنند که هوش امری مستقلّ از این آسیب‌های رفتاری است.

به نظر می‌رسد که این چرخه ادامه دارد؛ یعنی مسائل رفتاری تیزهوش شرایط مساعدی برای پیشرفت تحصیلی به دست نمی‌دهد؛ پس ضعف تحصیلی دوچندان خواهد شد و افسردگی نیز افزایش می‌یابد.

هـ ـ پیامدها برای مدرسه و مشاور

یافته‌های فوق به‌خوبی نشان می‌دهند که برتری محرز خودباوری تحصیلی تیزهوشان نباید مدرسه را از توجّه به بهداشت روانی آنان غافل سازد. چند پیامد اساسی را می‌توان برشمرد:

نخست، هویّت‌سازی تیزهوش و بهسازی آن، سهم قابل ملاحظه‌ای در تحکیم بهداشت روانی، سازش‌یافتگی رفتاری و پیشرفت تحصیلی وی دارد؛ زیرا شکستن چرخهٔ ضعف خودباوری، کم‌آموزی و افسردگی از همین نقطه آغاز می‌شود.

دوم، تشویق انگیزه‌های درونی و اساسی یادگیری (و کم‌وبیش رقابت تحصیلی)، توانمندی شناختی و ذهنی را تقویت می‌کند و توانایی ذهنی برتر با موضوع قرار دادن «جریان یادگیری شخصی» به «خودآگاهی شناختی» می‌انجامد و زمینه‌های خودباوری تحصیلی و خودباوری کلّی را فراهم می‌آورد.

سوم، این خودباوری از طریق شناسایی مهارت‌ها و پیامدهای تحصیلی و شغلی فعالیت‌های گوناگون آموزشگاهی ـ که موجب تقویت عزّت نفس می‌شوند ـ نیز حاصل می‌آید.

چهارم، فراهم آوردن امکانات و تسهیلات آموزشی غنی، محتویات نیرومند و فضای همسالی حمایت‌کننده و گرم، خودباوری تیزهوش را افزایش می‌دهد.

روشن است که خودباوری تحصیلی تنها یک ویژگی شناختی نیست، بلکه آینه‌ای است که بهداشت روانی تیزهوش در آن بازتاب می‌یابد. هرچه هویّت فرد استوارتر و خودباوری تحصیلی وی نیرومندتر باشد، عزّت نفس و اعتماد به نفس او افزایش می‌یابد و از این طریق، هم سازش‌یافتگی رفتاری و هم پیشرفت تحصیلی وی تقویت می‌شود.

منبع

استعداد و تیزهوشی، «نقش هویّت مبهم» — نقش هویت مبهم

روان‌شناسی سازمانی، «مقدمه» — مقدمه

روان‌شناسی سازمانی، «نقش بهداشتی هویّت شغلی و خانوادگی» — نقش بهداشتی هویت شغلی و خانوادگی

روان‌شناسی سازمانی، «هویّت یابی شغلی و بهداشت روانی» — هویت یابی شغلی و بهداشت روانی

روان‌شناسی کار و مدیریت، «فصل یازدهم اشتغال زنان و بهداشت روانی» — فصل یازدهم اشتغال زنان و بهداشت روانی