پرش به محتوای اصلی

ظرفیّت‌یابی: ابزارها و مؤلّفه‌های شناخت توانایی‌های بنیادین

نوشته هیئت تحریریه ۶ دقیقه مطالعه مقاله متوسط

برای: معلمان و مشاوران

شناخت توانایی‌های بنیادین فرد، نخستین گام در هر گونه راهنمایی و مشاوره به شمار می‌آید. «ظرفیّت‌یابی» در چشم‌انداز روان‌شناسی تعاملی به همین شناخت اشاره دارد و با ابزارهایی انجام می‌شود که بر پایهٔ تجارب بالینی، مطالعات نظری و پژوهش‌های تحلیل عاملی ساخته شده‌اند. در این‌جا نخست ابزارهای ظرفیّت‌یابی و مؤلّفه‌های آن‌ها را بررسی می‌کنیم و سپس جایگاه ظرفیّت در فرایند مشاوره و تصمیم‌گیری را مورد توجّه قرار می‌دهیم.

ابزارهای ظرفیّت‌یابی

ابزارهای ظرفیّت‌یابی شامل «فهرست توانایی‌های پایه»، «آزمون هوش تحلیلی» و «فهرست ظرفیّت‌های شناختی» می‌شود که با کوشش هشت‌سالهٔ نگارنده حاصل شده‌اند. هر یک از این ابزارها برای گروه سنّی ویژه‌ای طرّاحی شده و شیوهٔ تکمیل خاصّ خود را دارد.

الف ـ فهرست توانایی‌های پایه

فهرست ۴۲ گویه‌ای «توانایی‌های پایه» در مقیاس لیکرت به وسیلهٔ والدین دربارهٔ فرزندان خردسال تکمیل می‌شود و دارای چهار مؤلّفه است. بنابراین در این ابزار، داوری والدین دربارهٔ توانایی‌های فرزند، مبنای ظرفیّت‌یابی قرار می‌گیرد. از این مؤلّفه‌ها، سه مؤلّفهٔ زیر شرح داده شده است:

۱ ـ ظرفیّت یادگیری: اشاره به «راحتی»، «سرعت فهم» و «دقّت» دارد. «راحتی» به معنای سادگی و راحتی در ربط‌دهی مطالب، نتیجه‌گیری، تجزیه و تحلیل و یادآوری است. «سرعت فهم» دلالت بر سرعت در توجّه به مطالب و تفکیک آن‌ها دارد. «دقّت» یعنی یادگیری دقیق مطالب و توجّه فراگیر و موشکافانه به همهٔ آنچه در محیط می‌گذرد و دیگران کمتر بدان می‌پردازند؛

۲ ـ تعلیل: اشاره به «استدلال» و «تبیین تعلیلی» دارد. «استدلال» به معنای دلیل‌خواهی منطقی برای پذیرش هر مطلب است و «تبیین» به ارتباط مطالب با یکدیگر از طریق بررسی علل و توضیح ریشه‌یابانه اشاره دارد؛

۳ ـ یکپارچگی: مشتمل بر «ارتباط»، «نگهداری» و «استنتاج» است.

استفاده از روش تحلیل مؤلّفه‌های اصلی نشان داد که شاخص کایسر- میر- اولکین برابر با ۷۴۷/۰ و شاخص کرویّت بارتلت به لحاظ آماری معنادار بود (۰۰۰۱/۰p<، ۴۱۳۱۷۱/۵۹۸) و ضریب آلفای کرونباخ گویه‌های مؤلّفهٔ یکپارچگی ۶۵۶/۰ است که بیانگر همسانی درونی قابل قبول گویه‌هاست. ضریب همبستگی پیرسون با مقیاس سوم «کتل» در نمونهٔ ۱۳۷ نفری ۱۲ تا ۱۷ ساله در سطح ۹۹٪ معنادار بود (۵۸۹/۰R=)، که بر اساس تحلیل رگرسیون خطّی از تبیین ۳۵ درصدی برخوردار است.

ب ـ فهرست ظرفیّت‌های شناختی

«فهرست ظرفیّت‌های شناختی» یک ابزار خودسنجی و دارای ۲۴ گویه است که در مقیاس لیکرت برای اجرا در جمعیّت بزرگسال نمره‌دهی می‌شود. ضریب اعتبار فهرست بر اساس آلفای کرونباخ برابر ۸۸۲/۰ است و با ۴۲ درصد واریانس، سه عامل را می‌سنجد (شاخص کایسر- میر- اولکین برابر با ۷۷۳/۰ و کرویّت بارتلت برابر ۱۸۵۲۷۶/۱۰۴۴ در سطح معناداری ۹۹٪). این سه عامل عبارت‌اند از:

نخست، ظرفیّت توالی‌یابی تجربی؛ به معنای آزمایش بر پایهٔ اندیشهٔ ریاضی با تأکید بر بررسی علیّتی پدیده‌ها از طریق آزمایش است. در این ظرفیّت به اثبات تجربی روابط علیّتی میان پدیده‌ها پرداخته می‌شود؛ به بیان دیگر، رشتهٔ علیّتی میان مفاهیم، مشتمل بر ریشه‌یابی مفهوم، سازه‌یابی و استنتاج، مورد آزمایش قرار می‌گیرد.

دوم، ظرفیّت تحلیلی؛ به معنای دسته‌بندی، سازه‌یابی، مفهوم‌پردازی، ترکیب‌دهی و یکپارچگی میان مفاهیم است که تقریباً مؤلّفه‌های هوش تحلیلی را پوشش می‌دهد.

سوم، ظرفیّت ترکیب‌دهی تجربی؛ به معنای فعّالیّت‌های آزمایشی پی‌درپی و سرسختانه در زمینهٔ ترکیب‌دهی میان مفاهیم است. در این ظرفیّت، مؤلّفه‌های تلازم‌یابی، موقعیّت‌یابی و یکپارچگی میان مفاهیم از طریق آزمایش پیگیری می‌شوند.

ج ـ ظرفیّت در فرایند راهنمایی و مشاوره

راهنمایی به کسب آگاهی برای تصمیم‌گیری اشاره دارد و مشاوره فرایند یاری دادن به فرد برای نیل به تصمیم‌گیری مستقل است. «تصمیم‌گیری» به عنوان انتخاب یک گزینه از میان دو یا چند گزینه، یک فرایند انتخابی است که از انتظار نشأت می‌گیرد؛ لذا تابعی از خصایص شخصیّتی، شناختی، عاطفی و نگرشی است. بر اساس الگوی پنج‌وجهی تصمیم‌گیری، این پدیدهٔ روان‌شناختی برایند تعاملی «ظرفیّت تحلیلی»، «دانش تخصّصی»، «کارآزمودگی»، «انگیزش درونی» و «ویژگی‌های شخصیّتی» است.

از آن‌جا که ورود به هر گونه تصمیمی مبتنی بر اطّلاعات و آگاهی‌های معتبر است، شرط اوّلیّهٔ مشاوره نیز وجود دانش تخصّصی در زمینهٔ مورد تصمیم‌گیری است که در واقع به مشاور نقش مهمّ راهنما را می‌دهد. لذا مشاور ابتدا یک راهنماست.

ظرفیّت تحلیلی مشاور به دو توانایی «توالی‌یابی» و «ترکیب‌دهی» اشاره دارد. مشاور در توالی‌یابی بر روی گلایهٔ مراجع متوقّف نمی‌شود و با تحلیل مسأله و سازه‌یابی آن به سمت ریشه‌یابی در بطن می‌رود و وضعیّت موجود را تحلیل و سپس استنتاج می‌کند. ظرفیّت تحلیلی مشاور اقتضا می‌کند که به بررسی همهٔ پیامدهای گزینهٔ مورد نظر توجّه کند و آن‌ها را مورد کندوکاو قرار دهد.

امّا در سطح ترکیب‌دهی، مشاور به همهٔ استلزام‌ها، موقعیّت‌ها و وضعیّت‌های موجود با یکپارچگی توجّه می‌کند. بر اساس یکپارچگی شناختی، شرایط برای اخذ تصمیم معتبر فراهم می‌آید.

فرایند تخصّصی و حرفه‌ای مشاوره از یک بُعد عاطفی نیز برخوردار است و آن وجود یک انگیزهٔ درونی نیرومند است که به مشاور از حیث عاطفی آمادگی می‌دهد؛ از آن روی که هر تصمیمی از ماهیّتی عاطفی بهره دارد. شدّت گرایش و رغبت شخصی فرد به ذات یک حیطه، انگیزش را درونی می‌کند و فرایند تصمیم‌گیری را ریشه‌دارتر می‌سازد. این انگیزش هر چه به نیاز نزدیک‌تر باشد، به جریان تصمیم‌گیری ماندگاری و پایداری بیشتری می‌بخشد.

د ـ ظرفیّت هوشی و بروز خلّاقیّت

اهمیّت شناخت ظرفیّت‌ها تنها به تصمیم‌گیری محدود نمی‌شود. در میان نوجوانان تیزهوش در طیف بهرهٔ هوشی ۱۵۳ تا ۱۸۰، ظرفیّت هوشی بستر نیرومندی برای بروز خلّاقیّت به شمار می‌آید؛ یعنی سازش با وهلهٔ تعادل‌یافتگی دورهٔ عملیّات انتزاعی برای بروز خلّاقیّت در این دامنه از بهرهٔ هوشی، بیش از وجود هیجان‌های خوشایند، به وجود ظرفیّت‌های برجستهٔ مربوط به هوش احتیاج دارد.

این ظرفیّت‌ها شرایط خاصّی را برای پذیرش ممکن در کنار واقعیّت و استنتاج بر پایهٔ فرض، انتزاع (شکل از محتوا)، قیاس و استقرا فراهم می‌آورند. نوجوانان در این طیف بهرهٔ هوشی نزدیک به سه سال از سنّ تقویمی خود بالاترند؛ لذا ممکن است مراحل مربوط به دوره‌های تحوّل شناختی را سریع‌تر پیموده و به تعادل دورهٔ سوم نایل آمده باشند. بنابراین بروز «استعداد تولید عقاید فراوان، گوناگون و تازه همراه با توجّه به جزئیات» در میان این نوجوانان در پهنهٔ هوش رخ می‌دهد.

پیامدها

یافته‌ها و مفاهیم فوق به‌خوبی نشان می‌دهند که ظرفیّت‌یابی از دو جهت با کار مشاوران مدرسه پیوند دارد. از یک سو، ابزارهای ظرفیّت‌یابی توانایی‌های بنیادینی چون ظرفیّت یادگیری، تعلیل، یکپارچگی، توالی‌یابی و ترکیب‌دهی را در قالب مؤلّفه‌هایی سنجش‌پذیر آشکار می‌سازند. از سوی دیگر، مشاور خود برای یاری دادن به فرد در نیل به تصمیم‌گیری مستقل، به همان ظرفیّت تحلیلی نیاز دارد؛ یعنی باید از گلایهٔ ظاهری فراتر رود، به ریشه‌یابی بپردازد، همهٔ پیامدهای گزینه‌ها را بکاود و با یکپارچگی شناختی شرایط تصمیم معتبر را فراهم آورد.

روشن است که شناخت ظرفیّت‌های هوشی، به‌ویژه در میان نوجوانان تیزهوش، چشم‌انداز روشن‌تری از بستر بروز خلّاقیّت آنان نیز به دست می‌دهد.

منبع

زمینهٔ روان‌شناسی تعاملی، «ظرفیّت یابی» — ظرفیت یابی

نخبه‌شناسی، «مسأله فرهنگ و نخبگی» — مساله فرهنگ و نخبگی

زمینهٔ روان‌شناسی تعاملی، «راهنمایی و مشاوره» — راهنمایی و مشاوره

نخبه‌شناسی، «انواع روانشناختی نخبگی» — انواع روانشناختی نخبگی

روان‌شناسی کار و مدیریت، «فصل شانزدهم پایه‌های روانشناختی تصمیم‌گیری» — فصل شانزدهم پایه‌های روانشناختی تصمیم‌گیری