«فردیت» به مجموعهٔ استعدادها، نگرشها و علایق ویژه و انفرادی هر شخص اشاره دارد که او را از دیگران متمایز میسازد و در جریان رشد، بهتدریج آشکار میشود. فردیت تنها یک ویژگی نیست، بلکه یک نیاز است. فرد نه فقط دارای فردیت است، بلکه نیاز دارد که این فردیت از سوی جامعه شناخته شود و ارج نهاده شود. آنچه در کلیهٔ انواع تیزهوشی بهطور مشترک مشهود است، حفظ و تقویت «فردیت» است. به همین سبب، شناخت این مفهوم کلید فهم بسیاری از مسائل اجتماعی و تحولی افراد تیزهوش به شمار میآید.
در اینجا نخست به چگونگی بروز فردیت در گذر تحولی میپردازیم. سپس جلوههای آن را در انواع تیزهوشی، تعارض آن با همنوایی اجتماعی و جایگاه آن در بقا و توسعهٔ جامعه بررسی میکنیم.
الف ـ بروز فردیت در گذر تحولی
فردیت از آغاز به یک اندازه آشکار نیست. با افزایش سن و ارتقا در پایههای تحصیلی، فردیتهای دانشآموزان بهطور قابل ملاحظهای بروز میکند. استعدادها، نگرشها و علایق ویژه و انفرادی رشد مییابند. همراه با آن، نیاز بیشتری احساس میشود تا فردیت آنها از سوی جامعه شناخته شود. این انتظار همگام با نیاز به داشتن دوستان صمیمی در محیط اجتماعی رشد میکند.
در این گذر تحولی، نیاز به حمایتهای مادی و معنوی جامعه همراه با توجه به استقلال و فردیت کماکان وجود دارد. اما وزن این نیازها در سنین گوناگون یکسان نیست. در سنین ۱۲ تا ۱۴، نیاز به حمایت محیطی بیش از تعامل و روابط دوستانه با محیط اجتماعی اهمیت مییابد. در سنین ۱۵ تا ۱۸، تعدیل توقعات محیط بیش از پیشرفت اجتماعی انتظار میرود.
در دختران نوجوان تیزهوش نیز این روند بهروشنی دیده میشود. دختران ۱۲ تا ۱۴ ساله بیش از مقطع سنی ۱۵ تا ۱۸ به پذیرش اجتماعی نیاز دارند. با افزایش سن و در آستانهٔ بلوغ، جایگاه شخصی بیش از پیش شناخته میشود. در این مرحله، در مورد توجه ویژهٔ محیط قرار گرفتن اهمیت قابل ملاحظهای مییابد. همزمان، توقعات محیطی نسبت به نوجوانان افزایش مییابد و انتظار آنان برای تعدیل این توقعات در مقطع دبیرستان بیشتر میشود.
ب ـ فردیت در انواع تیزهوشی
حفظ و تقویت فردیت وجه مشترک همهٔ انواع تیزهوشی است. با این حال، این نیاز در هر نوع تیزهوشی شکل ویژهای به خود میگیرد و به اشکال گوناگون جاهطلبی، نفوذ اجتماعی و استقلال بروز مییابد. به بیان دیگر، فردیت در یک جلوهٔ واحد ظاهر نمیشود. اقتضای نوع تیزهوشی تعیین میکند که این نیاز بنیادین در چه قالبی تجلی یابد.
در تیزهوشی از نوع خلّاقیت، در مقایسه با انواع دیگر تیزهوشی، نیاز به استقلال در اوج خود قرار میگیرد. اما استقلال در ذات خود، بدون وجود مرزهایی مشخص میان فرد و جامعه، بیمعناست. استقلال بهطور ارتجالی وجود جامعه یا افراد انسانی دیگری را به ذهن متبادر میسازد. اگر فرد یا گروهی از افراد دیگر وجود نداشته باشند، استقلال معنایی ندارد.
ج ـ تعارض فردیت و همنوایی اجتماعی
مسائل اجتماعی فرد تیزهوش از تعارض میان اصالت «فردیت» و «همنوایی اجتماعی» نشأت میگیرد. فرد تیزهوش از یک سو نیازمند حفظ و تقویت فردیت خویش است. از سوی دیگر، بدون همنوایی و پاسخ مناسب به نیازها و انتظارات جامعهٔ عادی، استقلال وی رسمیتی نمییابد و ممکن است هر لحظه به مخاطره افتد.
از این رو، فرد خلّاق برای تحقق استقلال خویش به رعایت سطحی (کم یا بیش) از همنوایی اجتماعی نیاز دارد. این امر برای فرد خلّاق بیش از جامعهٔ عادی ضروری و حیاتی است. جامعهٔ عادی میتواند وجود فرد خلّاق را «کالعَدَم» بینگارد و از این حیث، کمتر از شخص خلّاق دچار آسیب و خطر خواهد شد.
اگر جامعه فردیت را نشناسد، تعارض مزبور شدت مییابد. توقعات جامعه از دختران نوجوان تیزهوش واقعبینانه نیست و بیش از حد واقعیتهای وجودی آنان، از جمله تواناییها، علایق و نگرشهایشان، شکل گرفته است. طبیعی است که این شرایط فضایی رنجآور برای آنان ایجاد میکند. علاوه بر آن، جامعه از دیدگاه آنان در سطح رضایتبخشی پذیرنده نیست و نوعی تبعیض جنسیتی برداشت میشود. به بیان دیگر، در گزینش شغلی و ارزشگذاریهای اجتماعی نسبت به شغلها، محدودیتهایی از سوی جامعه نسبت به آنان اعمال میشود. لذا در هرگونه نظام پرورش اجتماعی ویژه برای نخبگان، لازم است تعارض مزبور بهطور مقتضی و شایسته برطرف گردد.
د ـ اصالت فردیت و توسعهٔ جامعه
فردیت تنها یک مسئلهٔ فردی نیست و پیامدهای آن به سرنوشت جامعه نیز بازمیگردد. بهرهگیری جامعه از توانمندیها و استعدادهای سرشار نخبگان در گرو پرورش ویژهٔ آنهاست. این پرورش بر حسب اقتضای نوع تیزهوشی، تفکیکی یا غیرتفکیکی خواهد بود. آنچه در هر دو نظام تفکیکی و غیرتفکیکی مبنای پرورش ویژه را تشکیل میدهد، اصالت دادن به تفاوتهای فردی است.
بهرهدهی نخبگان مرهون ارجگذاری کم و بیش به فردیتهای آنهاست. یعنی پذیرش سطحی مشخص از اصالت فردیت توسط جامعه، تعیینکنندهٔ بقا و توسعهٔ آن جامعه است.
بدیهی است که فردیت نیازی بنیادین است که در گذر تحولی آشکارتر میشود. این نیاز در انواع تیزهوشی به شکل جاهطلبی، نفوذ اجتماعی و استقلال جلوه میکند و در تعارض با همنوایی اجتماعی، سرچشمهٔ مسائل اجتماعی فرد تیزهوش میگردد. هرچه جامعه فردیت را بیشتر بشناسد و ارج نهد، هم نخبگان از فضای رنجآور توقعات غیرواقعبینانه رهایی مییابند و هم جامعه از بهرهدهی آنان در مسیر بقا و توسعهٔ خویش برخوردار خواهد شد.
منبع
استعداد و تیزهوشی، «تفسیر» — تفسیر
روانشناسی کودکان تیزهوش و روشهای آموزش ویژه، «د- خانواده» — د خانواده
روانشناسی کودکان تیزهوش و روشهای آموزش ویژه، «شاخصهای ارزشیابی برنامه» — شاخصهای ارزشیابی برنامه
روانشناسی فرهنگی، «خلاقیت و فرهنگ» — خلاقیت و فرهنگ