آدمی در جستوجو و کاوش مهر و دوستی دیگری است. این جستوجو امری حاشیهای در زندگی روانی نیست، بلکه به تعبیر دقیق یک نیاز مهم روانی است که به فرد امنیت میبخشد. رواندرمانگر در رویارویی با مراجع، پیوسته با جلوههای گوناگون این نیاز سروکار دارد: گاه مراجع از برآورده نشدن آن رنج میبرد و گاه از افراط در آن. در اینجا نخست به ماهیّت «مهرجویی» و جایگاه آن در «قلمرو پیوستگی» میپردازیم، سپس دو سوی افراطی این بُعد را بررسی میکنیم و پس از آن به «محرومیت عاطفی» و «حمایت عاطفی» و پیامدهای این مباحث برای کار رواندرمانی اشاره میکنیم.
الف ـ مفهوم مهرجویی
مهرجویی جستوجو و کاوش آدمی برای بهدستآوردن مهر و دوستی دیگری است. مهرطلبی یک نیاز مهم روانی است که به فرد امنیت میبخشد. لذا دوستداشتنی بودن فرد و گرایش وی به فضای اجتماعی گرم، به زندگی استواری میبخشد.
در سنجش خودشناسی، مهرجویی بهصورت گرایش به محبوبیت و اهمیتدهی به فضای گرم انسانی سنجیده میشود. بنابراین آنچه در مهرجویی اهمیت دارد، تنها دریافت محبّت نیست، بلکه احساس دوستداشتنی بودن و قرار گرفتن در فضایی گرم و پذیرنده است. همین احساس امنیت روانی را پدید میآورد.
ب ـ مهرجویی در قلمرو پیوستگی
مهرجویی یکی از مؤلّفههای «قلمرو پیوستگی» در «انگارهٔ نوزندگی» به شمار میرود. این قلمرو بر پیوند اجتماعی و دلبستگیها بهعنوان پایههای پایداری زندگی تأکید دارد و پنج مؤلّفه را در بر میگیرد:
1 ـ معاشرت: زندگی مبتنی بر پیوند اجتماعی است؛ زندگی را در واقع دلبستگیها پایدار میکند.
2 ـ مهرجویی: آدمی در جستوجوی مهر و دوستی دیگری است و این نیاز به فرد امنیت میبخشد.
3 ـ مهرورزی: همانگونه که فرد میکوشد دوستداشتنی باشد، به ابراز دوستی و همدلی کردن در زندگی نیز محتاج است. زندگی مستلزم تبادل دوستیهاست.
4 ـ دلسوزی: لذّت از مصاحبت و همدردی نشان دادن به وضعیّت زندگی دیگران، مؤلّفهٔ مهم زندگی است و پیوند اجتماعی اینچنین شکل میگیرد.
5 ـ تحلیل پیوندها: «نوزندگی» مستلزم تحلیل احساسات دیگران و روابط آنها و اندیشههای نظری پیوندهای اجتماعی و پیریزی موقعیّتهایی برای بروز اندیشههای شخصی است. از سوی دیگر، نتیجهگرایی، توجّه به جزئیات و دقایق امور و پدیدهها و گسترش روابط اجتماعی چهبسا موجب کاهش رضایت از زندگی میشود.
نکتهٔ درخور توجّه آن است که مهرجویی و مهرورزی دو روی یک سکّهاند. فرد هم به دوست داشته شدن نیاز دارد و هم به دوست داشتن؛ زیرا زندگی بر «تبادل» دوستیها استوار است، نه بر دریافت یکسویهٔ آن.
ج ـ مهرجویی در گسترهٔ پیوندجویی
در خودشناسی، «پیوندجویی» شامل چهار عامل «دلسوزی»، «مهرجویی»، «معاشرت» و «مهرورزی» است. این گستره ویژگیهایی چون دلسوزی، توجّه به احساسات دیگران و احترام به حقوق آنها، معاشرتطلبی، ترحّم به دیگران، ظرافت در بیان عاطفی و ترجیح فضای گرم عاطفی را در بر میگیرد.
در برابر آن، خصایصی چون ابزارینگری در روابط انسانی، آسانگیری در گسست رابطهها، خودمیانبینی عاطفی، سردی در روابط اجتماعی و ترجیح بیانهای غیرمستقیم عاطفی قرار میگیرد. بدین ترتیب، مهرجویی در کنار سه عامل دیگر، بخشی از گرایش بنیادین آدمی به پیوند با دیگران را تشکیل میدهد.
د ـ دو سوی افراطی مهرجویی
مهرجویی، با وجود اهمیت آن در امنیت روانی، در صورت شدّت یافتن خود به سرچشمهٔ رنج بدل میشود. در خودشناسی، نمرهٔ بالاتر از ۹ نشان میدهد که محبوبیت و فضای گرم انسانی برای فرد بسیار مهم است. چنین فردی احساس میکند برای راضی کردن دیگران باید هر کاری انجام دهد و معتاد به تأیید آنهاست. این اجبار ممکن است برای او و زندگیاش دردهای روحی و مشکلات زیادی ایجاد کند.
سوی دیگر این بُعد، عدم اولویت عشق در زندگی و بیتفاوتی به مخالفت دیگران است. پس مهرجویی بُعدی دوسویه است: در یک سو، وابستگی اجبارگونه به تأیید دیگران و در سوی دیگر، کماعتنایی به عشق و بیتفاوتی نسبت به مخالفت دیگران قرار دارد.
ه ـ محرومیت عاطفی
اگر مهرجویی نیازی است که امنیت میبخشد، برآورده نشدن آن نیز پیامدهای جدّی دارد. چشمانداز تعاملی در تحلیل و ریشهیابی بزه و جرم بر وجود سه مؤلّفهٔ بنیادین اشاره دارد که از آن اصطلاحاً بهعنوان «انگارهٔ مثلثی جرم» یاد میشود و «محرومیت عاطفی» یکی از این سه مؤلّفه است.
قرار گرفتن محرومیت عاطفی در شمار ریشههای بنیادین بزه نشان میدهد که ناکامی در نیاز به مهر و دوستی، تنها به احساس ناامنی درونی محدود نمیماند و میتواند در رفتار اجتماعی فرد نیز آشکار شود.
و ـ حمایت عاطفی
روی دیگر محرومیت عاطفی، «حمایت عاطفی» است. حمایت عاطفی نخستین عامل در الگوی ششوجهی انتظارات فرهنگی (مقدّم، ۱۳۸۹) است و به معنای نیاز به دوستی مردم، پذیرش اجتماعی همهٔ احساسات، عقاید و تواناییهای فردی و ارزش قائل شدن برای افکار، احساسات و عقاید است، به همراه پشتیبانی از تواناییها، علاقهها و فعّالیّتها و وجود همکاری و راهنمایی. این عامل با ۱۶٪ واریانس نخستین مؤلّفه را تشکیل میدهد و در تحلیل انتظارات اجتماعی دانشآموزان مستعدّ و تیزهوش، از بافت و خمیرمایهٔ اصلی توقّعات محیطی آنان دانسته شده است.
در پژوهشهای رضایت از زندگی نیز «حمایت عاطفی زناشویی» مطرح شده است که به عواملی چون احساس ارزندگی، پیمانداری، همراهی و همکاری در زندگی مشترک اشاره دارد. رضایت زنان متأهّل از زندگی بهویژه از پیمانداری، همراهی و همکاری شوهر متأثّر است.
ز ـ پیامدها برای رواندرمانگر
یافتهها و مفاهیم فوق بهخوبی نشان میدهند که نیاز به محبّت در مراجع از چند جهت درخور توجّه رواندرمانگر است.
نخست، مهرجویی نیازی بنیادین است که امنیت روانی و استواری زندگی را پدید میآورد؛ پس ناکامی در آن، یعنی محرومیت عاطفی، تا آنجا اهمیت دارد که در چشمانداز تعاملی در شمار ریشههای بنیادین بزه و جرم قرار گرفته است.
دوم، شدّت یافتن مهرجویی خود میتواند منشأ رنج باشد. مراجعی که برای راضی کردن دیگران خود را ناگزیر از انجام هر کاری میداند و معتاد به تأیید آنهاست، ممکن است از همین اجبار دردهای روحی و مشکلات زیادی را تحمّل کند. در سوی دیگر، کماعتنایی به عشق و بیتفاوتی به مخالفت دیگران نیز جلوهٔ دیگری از همین بُعد است.
سوم، مهرجویی جدا از سایر مؤلّفههای قلمرو پیوستگی نیست. مهرورزی، دلسوزی و معاشرت در کنار آن قرار دارند و زندگی مستلزم تبادل دوستیهاست. از این رو، نیاز مراجع به محبّت در پیوند با توانایی او در ابراز دوستی، همدردی و معاشرت معنا مییابد.
چهارم، حمایت عاطفی در محیط فرد، بهویژه پذیرش احساسات و عقاید و ارزش قائل شدن برای آنها، و در زندگی زناشویی احساس ارزندگی، پیمانداری، همراهی و همکاری، با رضایت از زندگی پیوند دارد. روشن است که مهرجویی متعادل، مهرورزی متقابل و حمایت عاطفی محیط، در کنار یکدیگر به امنیت روانی و استواری زندگی میانجامند.
منبع
هیجان اندیشه، «مولّفههای انگارهٔ نوزندگی» — مولفههای انگاره نوزندگی
فرهنگنامه، «قلمرو پیوستگی» — قلمرو پیوستگی
فرهنگنامه، «مهرجویی» — مهرجویی
خودشناسی، «پیوند جویی» — پیوند جویی
فرهنگنامه، «انگاره مثلثی جرم» — انگاره مثلثی جرم
نقشهٔ این مفهوم: نقشهٔ مفهوم: شخصیت
مقالههای همموضوع: انگارهٔ نوزندگی: قلمروها و مؤلّفههای بازسازی زندگی در درمانجو