پرش به محتوای اصلی

نوسودمندی و نوآوری: همانندی‌ها و تفاوت‌ها

نوشته هیئت تحریریه ۶ دقیقه مطالعه مقاله متوسط

برای: دانشجویانپژوهشگران

در مکتب تعاملی، دو مفهوم «نوسودمندی» و «نوآوری» هر دو با پدیدهٔ تازگی و آفرینش پیوند دارند و به همین سبب گاه یکسان پنداشته می‌شوند؛ اما بررسی دقیق جایگاه هر یک در نظام نظری، آشکار می‌سازد که هر کدام خاستگاه، نشانه‌ها و کاربرد ویژهٔ خود را دارند. در این‌جا نخست هر یک از دو مفهوم را بر پایهٔ مبانی نظری مکتب تعاملی تعریف می‌کنیم، سپس همانندی‌ها و پیوندهای آن دو را برمی‌شماریم و آنگاه به تفاوت‌هایشان می‌پردازیم:

الف ـ مفهوم نوسودمندی

«نوسودمندی» از دل کاوش در سازه‌های بنیادین استعداد پدید آمد. به نظر رسید نظام سه‌گانه، مرکّب از قلمروهایش، بر پایهٔ بنیادهایی استوار است. از این رو، برای کشف این سازه‌ها، عناصر عوامل چهارده‌گانه در دو حیطهٔ شناختی و رفتاری به طور جداگانه مورد تحلیل عاملی اکتشافی واقع شدند. ضریب اعتبار فهرست بر اساس آلفای کرونباخ در حیطهٔ رفتاری ۸۰/۰ و ضریب «کرویّت بارتلت» برای همین حیطه معادل ۸۰/۰ حاصل گردید. تحلیل عاملی با چرخش واریماکس، دو مؤلّفهٔ رفتاری را نشان داد که مجموعاً شصت و پنج درصد واریانس را در بر داشتند؛ به ترتیب چهل و بیست و پنج درصد.

این دو مؤلّفه در واقع دو «توانایی انجام کار» یا دو نوع «کنش» را تشکیل می‌دهند که به ترتیب «مهارت نوسودمندی» و «مهارت وظیفه‌مندی» نام گرفتند. بدین‌سان نوسودمندی یکی از پنج «توانایی بنیادین» است که در کنار «هوش تحلیلی»، «هوش تجربی»، «هوش تحصیلی» و «کنش وظیفه‌مندی» قرار می‌گیرد.

در «ساختار کروی استعداد»، توانایی‌های بنیادین در پوستهٔ کُره و «زمینه» در هستهٔ آن جای می‌گیرد و توانایی‌ها در تعامل با زمینه، استعداد را پی‌ریزی می‌کنند. در «پارادایم جامع استعداد» نیز نوسودمندی در کنار وظیفه‌مندی و «سایر کنش‌ها» در شاخهٔ «کنش» از تواناییهای بنیادین می‌نشیند و بر پایهٔ ماهیّت تعاملی، با سه نوع هوش در «ساختار تعاملی توانایی‌های بنیادین» تعامل دارد.

ب ـ مفهوم نوآوری

«نوآوری» در آثار نویسنده در دو قلمرو به چشم می‌خورد. نخست، در قلمرو نخبه‌شناسی، به عنوان یکی از «مفاهیم بنیادین» در کنار «استعداد» و «نبوغ» مطرح است. بررسی روایی سازه از طریق تحلیل عاملی این مفاهیم در یک نمونهٔ پانصدنفری از ساکنان بالای ۲۵ سال شهر تهران به این تعریف نهایی انجامید: نخبگی به معنای استعداد همراه با نبوغ نوآورانه است.

در شرح این انگاره، هنگامی که «استعداد» و «موفقیّت» در یک زمینهٔ بسیار خاصّ در هم می‌آمیزد، «نبوغ» پدید می‌آید و هنگامی که «نبوغ» با «نوآوری» ترکیب می‌شود، «نخبگی» شکل می‌گیرد. به بیان دیگر، نخبگی ثمرهٔ یکپارچگی استعداد، نوآوری و موفقیّت است و از این رو می‌توان از آن با تعابیری چون «نبوغ نوآورانه» و «استعداد نوآورانهٔ موفقیّت‌آمیز» یاد کرد.

دوم، در قلمرو آموزش و پرورش استعداد و تیزهوشی، «مهارت نوآوری» یکی از سه توانایی است که پرورش «خلّاقیّت» بر مبنای آن انجام می‌گیرد؛ در کنار «هوش تحلیلی ـ سازمانی» و «هوش تجربی».

ج ـ همانندی‌ها و پیوندها

نخستین همانندی آن است که هر دو مفهوم در زبان نویسنده با عنوان «مهارت» به کار رفته‌اند: «مهارت نوسودمندی» و «مهارت نوآوری». هیچ‌یک از آن دو در شمار «هوش» یا «توانایی یادگیری» نیست، بلکه هر دو در گسترهٔ انجام کار و بروز قابلیّت‌های شخصی جای می‌گیرند.

دومین همانندی به همنشینی این دو مفهوم با دو نوع هوش برمی‌گردد. در ساختار تواناییهای بنیادین، نوسودمندی در کنار هوش تحلیلی و هوش تجربی قرار دارد؛ همچنان که در برنامه‌های پرورش خلّاقیّت، مهارت نوآوری با هوش تحلیلی ـ سازمانی و هوش تجربی همراه است. در برابر، تدابیر تقویّتی «تیزهوشی تحصیلی» در راهبرد تلفیق، بر «هوش تحصیلی» و «وظیفه‌مندی» تکیه دارند. بدین‌ترتیب هر دو مفهوم در سوی مقابل جفت هوش تحصیلی و وظیفه‌مندی می‌نشینند.

سومین پیوند در تعاریف نخبگی نمایان است. در میان نکاتی که نخبگی را تبیین می‌کنند، عباراتی چون «ابتکار چیزهای نو و جدید یا ابداع روش‌های تازه در زمینه‌های مختلف» و «ارائهٔ طرحی سودمند برای اوّلین بار که راه‌حلّ جدید، آسان و مؤثّری برای مسائل دشوار باشد» دیده می‌شود. در این عبارات، تازگی و سودمندی کنار هم آمده‌اند؛ گویی بُعد نو و بُعد سودمند، چنان‌که در واژهٔ «نوسودمندی» نیز به هم پیوسته‌اند، در «نبوغ نوآورانه» نیز در هم تنیده‌اند.

د ـ تفاوت‌ها

### ۱ ـ تفاوت در خاستگاه

نوسودمندی حاصل تحلیل عاملی اکتشافی حیطهٔ رفتاری استعداد است و از درون پنج توانایی بنیادین سر برآورده است؛ حال آن‌که نوآوری در نخبه‌شناسی به عنوان یکی از مفاهیم بنیادینِ هم‌تراز با استعداد و نبوغ، در بررسی روایی سازهٔ نخبگی جایگاه یافته است.

### ۲ ـ تفاوت در جایگاه نظری

نوسودمندی در پوستهٔ کُرهٔ استعداد قرار دارد و جزئی از ظرف استعداد است. بدیهی است که همهٔ انسان‌ها از استعداد، که زمینهٔ بنیادین نخبگی است، برخوردارند. در مقابل، نوآوری مؤلّفه‌ای است که با ترکیب شدن با نبوغ، استعداد را به مرتبهٔ نخبگی می‌رساند. پس نوسودمندی در بنیاد ساختار استعداد جای دارد، اما نوآوری در سطح ترکیب‌یافتگی بالاتری عمل می‌کند که از استعداد و موفقیّت فراتر می‌رود.

### ۳ ـ تفاوت در نشانه‌ها

برای نوآوری در تعاریف نخبگی نشانه‌هایی بیان شده است؛ مانند ابتکار چیزهای نو، ابداع روش‌های تازه و ایجاد کار جدید یا چیز نو برای بهبود زندگی با بهره‌گیری از اندیشه و خلّاقیّت بر پایهٔ هوش و دانش. اما دربارهٔ نوسودمندی، دست‌کم در قلمرو فرهنگ، شاخص‌های آن هنوز استنباط نگردیده‌اند؛ چنان‌که شاخص‌های انواع دیگر استعدادهای فرهنگی (نوسودمندی، پیشرفت تحصیلی، تحلیل و تجربه در قلمرو فرهنگ) نیازمند کاوش‌های تخصّصی گسترده و مستمرّی است.

### ۴ ـ تفاوت در کاربرد و پیامد

مهارت نوآوری در برنامه‌های پرورشی، مبنای غنی‌سازی برای پرورش خلّاقیّت است. در راهبرد تفکیک، غنی‌سازی برای پرورش مهارت نوآوری در قالب مدرسه، پایه و کلاس تفکیکی و نیز غنی‌سازی ترکیبی بر مبنای ترکیب سه توانایی هوش تحلیلی ـ سازمانی، هوش تجربی و مهارت نوآوری پیش‌بینی شده است. در راهبرد تلفیق نیز غنی‌سازی فردی با بیشترین برجستگی فرد در مهارت نوآوری در قالب «تحت نظارت راهنما»، «تحصیل همزمان» و «یادگیری غیرمستقیم»، و غنی‌سازی مختلط با بیشترین برجستگی کلاس در این مهارت در قالب «درون کلاسی» و «همیاری» اجرا می‌گردد.

در مقابل، نوسودمندی در برنامه‌های ویژهٔ پدیدهٔ تیزهوشی استثنایی کاربرد آشکاری دارد. بر پایهٔ مکتب تعاملی، در آموزش جبرانی برای ضعیف‌ترین زمینهٔ درسی، از بالاترین توانایی بنیادین به مثابهٔ راهبرد آموزشی بهره گرفته می‌شود؛ مانند بهره‌گیری از مهارت نوسودمندی برای جبران ضعف در درس ریاضی. پس نوآوری بیشتر هدف پرورش است، حال آن‌که نوسودمندی در این‌جا ابزاری برای جبران ضعف به شمار می‌رود.

روشن است که شناخت دقیق همانندی‌ها و تفاوت‌های این دو مفهوم، از درآمیختن آن‌ها جلوگیری می‌کند و راه را برای تشخیص دقیق‌تر توانایی‌های بنیادین، پرورش هدفمند خلّاقیّت و فهم ژرف‌تر گذار از استعداد به نبوغ و نخبگی هموار می‌سازد.

منبع

زمینهٔ روان‌شناسی تعاملی، «استعداد» — استعداد

آموزش و پرورش برای استعداد و تیزهوشی، «تفکیک در مکتب تعاملی» — تفکیک در مکتب تعاملی

آموزش و پرورش برای استعداد و تیزهوشی، «خطّ‌مشی انقباضی پرورش تعاملی استعداد در راهبرد تلفیق» — خط مشی انقباضی پرورش تعاملی استعداد در راهبرد تلفیق

خلّاقیّت، «کنش وظیفه‌مندی» — کنش وظیفه مندی

روان‌شناسی فرهنگی، «تفاوتهای فرهنگی در رهبری» — تفاوتهای فرهنگی در رهبری