کمالگرایی یکی از خصیصههای برجستهٔ افراد مستعد و تیزهوش است که در برنامهریزی آموزشی، مشاوره و حتی سیاستگذاری برای نخبگان باید به آن توجه کرد. پژوهشهای بسیاری نشان دادهاند که این خصیصه در میان تیزهوشان و نخبگان از شدت بیشتری برخوردار است. اما کمالگرایی همواره یک ویژگی یکسان و یکدست نیست. این خصیصه گاه با بلوغ عاطفی و سلامت روانی همراه است و گاه حالات اضطرابی و آزردگیهای روانی را به دنبال دارد. در اینجا نخست یافتههای پژوهشی را مرور میکنیم و سپس دلالتهای آنها را بررسی مینماییم.
کمالگرایی و برتریطلبی فرد مستعد
کمالگرایی در میان نخبگان بیش از سایرین است (استورنلی و همکاران، 2009؛ مارگوت و راین، 2016). بهطور کلی کمالجویی و برتریطلبی فرد مستعد 84% بیش از همسالان متوسط است (شوون، 1366).
این دانشآموزان از برنامههای آموزشی و تحصیلی خاصی استقبال میکنند که کمالگرایی شخصی آنها را کموبیش ارضا کند (استورنلی و همکاران، 2009). البته جهتگیری نیرومند به کمالگرایی بستگی به فرهنگ دارد و ممکن است جهتگیری به کمالگرایی شخصی از خاستگاههای فرهنگی متأثر باشد (ماکسیک و ایواساکی، 2009).
دامنهٔ این مفهوم به قلمرو سازمانها نیز میرسد. فرهنگهای سازمانی را میتوان در چهار دستهٔ «نگهداری»، «کارمحوری»، «خشنودی» و «کمالگرایی» جای داد. بنابراین کمالگرایی افزون بر یک خصیصهٔ فردی، یکی از الگوهای فرهنگ سازمانی نیز به شمار میآید.
پیوند کمالگرایی با پیشرفتطلبی و استقلال
پیشرفتطلبی نخبگان با کمالگرایی آنها رابطهٔ بسیار نزدیکی دارد (اسپایرز نیومایستر، 2004؛ فلچر و اسپایرز نیومایستر، 2012). مطالعات بسیاری وجود کمالگرایی و همراهی آن با استقلال و تفرّد را در نخبگان تأیید میکنند.
«ریم» (1993) به همراهی کمالگرایی و استقلال در میان نخبگان اشاره دارد. «استریت» (2001) پیشرفتجویی نخبگان در دوران تحصیل را با لذت شخصی در پیشرفت و اهداف بلندمدت همراه میداند. «گرین» و همکاران (1988) از خشنودی نخبگان برای پیشرفت و استقلال سخن میگویند. «ریم» و «لاو» (1988) نیز جهتگیری نخبگان را برای پیشرفت و استقلال در محیط زندگی نشان دادهاند.
طرز فکر ارتقایی با کوششهای کمالگرایانه و بازخوردهای پیشرفت در نخبگان همبستگی دارد (مافیلد و پارکر پیترز، 2018). همچنین بر نقش پیشرفت و کمالگرایی در تصمیمگیری شغلی نخبگان تأکید شده است (سوارد و گایسر، 2018).
رویکرد جامعهمحورانه و خودمحورانه
کمالگرایی در میان جوانان تیزهوش و نخبگان به رویکرد جامعهمحورانه و خودمحورانه نیز بستگی دارد. در رویکرد جامعهمحورانه، خودارجدهی به پیشرفت گره خورده است و هراسی از عدم پذیرش از سوی دیگران وجود دارد (اسپایرز نیومایستر، 2004).
به بیان دیگر، هنگامی که ارزش خود در گرو پیشرفت و تأیید دیگران باشد، کمالگرایی از یک انگیزهٔ درونی برای تعالی به منبعی برای نگرانی و هراس تبدیل میشود.
کمالگرایی و خانواده
کمالگرایی تیزهوشان و نخبگان ممکن است تحت تأثیر محیط قرار گیرد. پسران تیزهوش بیش از دختران توقعات شدیدی از سوی والدین برای کمالگرایی دریافت میکنند. همچنین فرزندان نخست بیش از دیگر فرزندان، انتقاد و توقعات بیشتری را از سوی پدر و مادر تجربه میکنند (زیگل و شولر، 2000).
یافتههای فوق بهخوبی نشان میدهند که کمالگرایی تیزهوشان در دو جهت جلوهگر میشود:
الف ـ کمالگرایی انطباقی و سالم
سطوح بالاتر کمالگرایی در تیزهوشان لزوماً به بروز رفتارهای سازشنایافته در میان آنها نمیانجامد. مقایسهٔ نوجوانان تیزهوش با غیرتیزهوش نشان میدهد که کمالگرایی انطباقی در تیزهوشان بیشتر است (لوسیسرو و اشبی، 2000). کمالگرایی انطباقی نخبگان با بلوغ عاطفی آنها همراه است (پرون مک گاورن و همکاران، 2015).
جهتگیریهای هدف اجتماعی و یادگیری پیشبینهایی برای کمالگرایی مثبت تیزهوشان به شمار میآیند (چان، 2009). حتی بررسیها نشان میدهند که کمالگرایی دانشآموزان تیزهوش با بهداشت و سلامت روانی آنها مرتبط است؛ اما این امر به «خودکفایی» بستگی دارد (چان، 2007).
کمالگرایی سالم دارای ویژگیهایی است: بروز خودپذیری نسبت به اشتباهات و خطاها، لذت از توقعات بالای والدین، نمایاندن راههای مثبت رویارویی با گرایشهای کمالگرایانه، برخورداری از الگوهای نقشی که بر انجام بهینهٔ فردی تأکید میورزند و سرانجام دیدن تلاش شخصی به منزلهٔ بخشی مهم از کمالگرایی خود (شولر، 1999).
ب ـ کمالگرایی منفی و کژکنشانه
کمالگرایی برای نخبگان خالی از دردسر نیست. وجود خصیصهٔ کمالگرایی در دانشآموز دارای استعداد برتر در جریان یک برنامهٔ آموزشی ویژه، با آزردگیهای روانی همراه است. از آنجا که افراد کمالگرا برای یک مسئله راهحلهای زیادی سراغ دارند، اغلب از اینکه در نقطهٔ آخر قرار داشته باشند احساس خوشایندی نمیکنند (کالارد زولگایت، 2004).
کمالگرایی در میان نوجوانان تیزهوش ممکن است با حالات اضطرابی همراه باشد (اورنج، 1997؛ شولر، 2000؛ کارسون و همکاران، 2018). ابعاد کمالگرایی منفی عبارتاند از: نیاز به نظم و سازماندهی، نیاز به تأیید دیگران، تقاضاهای وسواسی اجباری دربارهٔ خود، اضطراب و نگرانی افراطی، حالت عدم تصمیم، و مسامحه و تعلل (اورنج، 1997).
جنبههای کژکنشانهٔ کمالگرایی معمولاً با این ویژگیها همراه است: حالات اضطرابی دربارهٔ خطا کردن، موازین بسیار شدید، تصور توقعات غیرواقعبینانه و انتقادگرایی منفی، قضاوتهای شخصی که به بازخواست کردن میانجامد، فقدان راهبردهای مؤثر رویارویی و نیاز دائمی به مورد تأیید قرار گرفتن (شولر، 1999).
ضرورت مشاوره در پرورش کمالگرایی سالم
بدیهی است که کمالگرایی تیزهوش را نباید سرکوب کرد؛ زیرا این خصیصه با پیشرفتطلبی، استقلال و تفرّد او پیوندی نزدیک دارد. اما رها کردن آن نیز ممکن است به جنبههای کژکنشانه و حالات اضطرابی بینجامد.
از این رو، مشاورههای ویژهای برای دانشآموزان مستعد ضرورت دارد تا در جریان پرورش، کمالگرایی شخصی سالمی شکل گیرد. خودپذیری نسبت به اشتباهات، رویارویی مثبت با گرایشهای کمالگرایانه، الگوهای نقشی که بر انجام بهینهٔ فردی تأکید میورزند و ارج نهادن به تلاش شخصی، محورهای اصلی این مشاورهها را تشکیل میدهند.
خانواده نیز در این زمینه نقشی تعیینکننده دارد. والدین باید از تحمیل توقعات شدید، بهویژه بر پسران و فرزندان نخست، بپرهیزند. روشن است که پیوند جهتگیریهای هدف یادگیری و اجتماعی با احساس خودکفایی، کمالگرایی تیزهوش را بهسوی بلوغ عاطفی و سلامت روانی سوق میدهد. از این طریق، کوششهای کمالگرایانهٔ او به پیشرفت پایدار میانجامد.
منبع
نخبهشناسی، «سیاستهای مشارکتافزایی نخبگان در سیاستگذاری فرهنگی» — سیاستهای مشارکت افزایی نخبگان در سیاستگذاری فرهنگی
آموزش و پرورش برای استعداد و تیزهوشی، «ارتقاء زمینهای» — ارتقا زمینه ای
آموزش و پرورش برای استعداد و تیزهوشی، «تفرّد» — تفرد
پرورش استعداد، «مرجعیّت» — مرجعیت
روانشناسی فرهنگی، «و)الگوی فرهنگی-اخلاقی» — و الگوی فرهنگی اخلاقی