در قلمرو هیجان اندیشه، دو مفهوم «کنجکاوی» و «تجربهٔ کنجکاوانه» چنان به یکدیگر نزدیکاند که گاه یکی به جای دیگری به کار میرود؛ اما بررسی دقیق تعاریف و یافتههای پژوهشی نشان میدهد که هر یک جایگاه ویژهای در ساختار «پویایی روانی» دارد. در اینجا نخست هر یک از دو مفهوم را تعریف میکنیم، سپس به همانندیها و پیوندهای آن دو میپردازیم و آنگاه تفاوتهایشان را مورد بررسی قرار میدهیم.
الف ـ کنجکاوی
«کنجکاوی» یکی از شش عامل «مقیاس پویایی» در آزمون دوازده عاملی «پویایی ـ بیتابی» است. این مقیاس شامل جنب و جوش، کنجکاوی، احساس نیرومندی شدید، کشف بزرگ، شوخ طبعی و شیفتگی برای تجربه است.
در تعریف وسیع «پویایی» آمده است که کنجکاوی فرد با هر مسألهٔ مبهمی در قلمرو فعّالیّتهای مورد علاقهاش تحریک میشود و وی با همهٔ وجود و مشغولیّت سرسختانه به آن مسأله، در پی آن است که از آن سر در آورد و حقیقت را کشف کند و امور را روشن نماید.
نشانههای کنجکاوی را میتوان در یافتههای مربوط به دختران تیزهوش پایهٔ اوّل بهروشنی دید: هر مسألهٔ مبهمی برای کنجکاوی آنها تحریککننده است؛ آنها برای کنجکاویهای شخصی سرسختی نشان میدهند، حتّی اگر این کنجکاویها خطرناک باشد؛ زیرا این کنجکاویها همراه با لذّت و خوشحالی ماجراجویانه و هیجانانگیز است. کنجکاوی آنها دردسرآفرین است و اندیشههای هیجانانگیز در همهٔ زندگیشان فراگیری دارد.
در چشمانداز خلّاقیّت نیز «کنجکاوی» به مثابهٔ یک حلقهٔ میان اندیشه و تجربه محسوب میشود. به نظر میرسد «کنجکاوی»، ابتدا اندیشه را برمیانگیزاند و سپس به سوی تجربه سوق مییابد. این چنین است که «کاوشگری» شکل میگیرد.
ب ـ تجربهٔ کنجکاوانه
«تجربهٔ کنجکاوانه» در خودِ تعریف «پویایی» جای دارد: «پویایی» به معنای احساس نیرومندی شدید همراه با شیفتگی در تجربهٔ کنجکاوانه و فعّال برای یک کشف بزرگ هیجانانگیز است.
این مفهوم یکی از چهار ویژگی «سرسختی شناختی» است: تجربهٔ کنجکاوانه، پیگیری، بدنلرزی و احساس تشنگی و گرسنگی. در بیانی دقیقتر، از آن با عنوان «تجربهٔ کنجکاوانهٔ دانستهها در رویارویی با مسائل پیچیده» یاد میشود. در تعریف پویایی نیز آمده است که فرد با لذّت و سرسختی، کنجکاویهای هیجانانگیز و ماجراجویانهٔ ولو خطرناک را از طریق تجربهٔ دانستههایش دنبال میکند و برای این تجربه، ناآرامی نشان میدهد ولو بر اینکه آن مسأله تجربهکردنی نباشد.
تجربهٔ کنجکاوانه هستهٔ «انگارهٔ زندگی نو» را نیز تشکیل میدهد که چنین تعریف شده است: «احساس نیرومندی در تجربهٔ کنجکاوانه دانستهها در رویارویی با مسألهٔ مربوط به یک اندیشهٔ بزرگ، تازه و هیجانانگیز که به کشف حقیقت زندگی منجر شود».
ج ـ همانندیها و پیوندها
نخست، هر دو مفهوم از یک خاستگاه مشترک، یعنی «پویایی روانی»، برمیخیزند؛ کنجکاوی یکی از عوامل مقیاس پویایی است و تجربهٔ کنجکاوانه در تعریف خودِ پویایی و نیز در خردهمقیاس «سرسختی شناختی» جای دارد.
دوم، هر دو در رویارویی با مسألهٔ مبهم و پیچیده شکل میگیرند و با لذّت، سرسختی، ماجراجویی و حتّی پذیرش خطر همراهاند. هدف هر دو، کشف حقیقت و روشن کردن امور است.
سوم، میان این دو، پیوندی زنجیرهای وجود دارد: کنجکاوی تحریک میشود و سپس از طریق تجربهٔ دانستهها دنبال میگردد. به بیان دیگر، تجربهٔ کنجکاوانه ادامهٔ طبیعی همان سیری است که کنجکاوی آغاز کرده است؛ سیری که به «کاوشگری» میانجامد. اگر در پژوهشها به هماهنگی میان «کاوشگری»، «کنجکاوی» و «خلّاقیت» توجّه شده (سسیل و همکاران، ۱۹۸۵؛ آلبرت، ۱۹۹۶) ممکن است به این معنا باشد.
چهارم، هر دو با خلّاقیّت پیوند دارند. خلّاقیّت دختران نوجوان تیزهوش در هر سه پایهٔ تحصیلی با کنجکاوی (۳۲/۰) همبستگی نشان میدهد و در پایهٔ نخست، این همبستگی (۴۱/۰) خصیصهٔ ویژهٔ آن پایه است. از سوی دیگر، خلّاقیّت این دختران به «احساس نیرومندی شدید برای تجربهٔ کنجکاوانه و فعّال هیجانانگیز» بستگی دارد، مشروط بر آنکه دچار بیقراری، بیمناکی، گرفتاری درونی و احساس تنهایی نشوند.
د ـ تفاوتها
نخست ـ جایگاه در نظریه: کنجکاوی یکی از شش عامل مقیاس پویایی است؛ حال آنکه تجربهٔ کنجکاوانه جزئی از تعریف کلّی پویایی، یکی از چهار ویژگی سرسختی شناختی و هستهٔ «انگارهٔ زندگی نو» به شمار میآید.
دوم ـ خاستگاه و مرحله: کنجکاوی در آغاز فرآیند قرار دارد و اندیشه را برمیانگیزاند؛ امّا تجربهٔ کنجکاوانه مرحلهٔ بعدی است که در آن، کنجکاوی به سوی تجربهٔ دانستهها سوق مییابد. این چنین است که در فرآیند شناختی، عنصر تجربه از مؤلّفهٔ اندیشه قابل تفکیک نیست.
سوم ـ نشانهها: نشانههای کنجکاوی بیشتر در تحریکپذیری در برابر ابهام، سرسختی، لذّت ماجراجویانه و دردسرآفرینی آشکار میشود. امّا تجربهٔ کنجکاوانه با ناآرامی برای تجربه همراه است، ولو آن مسأله تجربهکردنی نباشد؛ و در قالب سرسختی شناختی در کنار دو خصیصهٔ هیجانی بدنلرزی و تشنگی و گرسنگی بروز مییابد.
چهارم ـ ماهیّت شخصیّتی: پژوهش پیرامون رابطهٔ ویژگیهای شخصیّت دختران نوجوان با سرسختی شناختی نشان داد که واکنشهای هیجانی با هر چهار ویژگی سرسختی شناختی رابطه دارد؛ ویژگی شخصیّتی «پایداری» با «پیگیری» رابطهٔ مثبت و با «تجربهٔ کنجکاوانه» رابطهٔ منفی دارد و ویژگی شخصیّتی «استقلال» با «تجربهٔ کنجکاوانه» و «پیگیری» رابطهٔ مثبت دارد (کریمی، ۱۳۹۹). استنباط بسیار مهم آن است که عناصر «تجربهٔ کنجکاوانه» و «پیگیری» در واقع ویژگیهایی شخصیّتی محسوب میشوند که با دو خصیصهٔ هیجانی بدنلرزی و تشنگی و گرسنگی بروز مییابند.
پنجم ـ پیامدها: پیوند کنجکاوی با خلّاقیّت تابع تحوّل سنّی است؛ در پایهٔ نخست، خلّاقیّت با کنجکاوی همبستگی دارد؛ امّا خلّاقیّت دانشآموزان پایهٔ دوّم میتواند بدون وجود کنجکاوی، بروز هیجان و اندیشهٔ بزرگ آشکار شود. در مقابل، «تجربهٔ کنجکاوانهٔ دانستهها در رویارویی با مسائل پیچیده» در شمار ویژگیهایی از سرسختی شناختی است که بهطور مشترک رضایت از زندگی و خلّاقیّت را رقم میزنند و در فهرست خصائص تعاملی هر دو جای دارد.
بهطور کلّی میتوان گفت که کنجکاوی جرقهٔ برانگیزانندهٔ اندیشه در برابر مسألهٔ مبهم است و تجربهٔ کنجکاوانه، سیر سرسختانهٔ همان کنجکاوی در قلمرو تجربهٔ دانستههاست که به کاوشگری و کشف حقیقت میانجامد. روشن است که پرورش خلّاقیّت و خشنودی از زندگی، بدون توجّه به هر دو حلقهٔ این زنجیره، کامل نخواهد بود.
منبع
هیجان اندیشه، «روش بررسی» — روش بررسی
هیجان اندیشه، «بررسی تحلیلی» — بررسی تحلیلی
زمینهٔ روانشناسی تعاملی، «فهرستهای هیجان اندیشه» — فهرستهای هیجان اندیشه
خلّاقیّت، «محدودیّتهای نظری» — محدودیتهای نظری
هیجان اندیشه، «قلمرو تعاملی هیجان اندیشه» — قلمرو تعاملی هیجان اندیشه
نقشهٔ این مفهوم: نقشهٔ مفهوم: خلاقیت
مقالههای همموضوع: شیفتگی: انگیزهٔ پنهان آفرینندگی