رواندرمانی حمایتی
تعریف
در «رواندرمانی حمایتی» با پدیدهٔ «بیتابی» رویاروییم. این هیجان ناخوشایند که آرامش روانی را از آدمی سلب میکند، در مواجهه فرد با یک مسأله و یا مشکل در زندگی آغاز میشود. در این جا درماندگی در حلّ مسأله وی را رنج میدهد.
مسائل زندگی ممکن است از «انتظارات غیرواقع بینانه» سرچشمه گرفته باشند که بالطّبع فرد را «بیتاب» کرده اند. تردید نیست که «بیتابی» خدشههایی در «اجرای تصمیم» وارد میکند.
در نتیجه ضرورت دارد «انتظارات غیر واقع بینانه در زندگی» مورد تحلیل و کاوش دقیق و ژرف قرار گیرند و راهبرد درمان در جهت «تعدیل انتظارات» پی ریزی شود. این راهبرد در خط سیر تخصّصی تر به تعدیل «انتظار از خود» و «انتظار از محیط» میپردازد.
به موازات این کاوش و تحلیل، باید مَراجع انتظارات فرد شناخته شوند؛ او از چه شخص یا منبعی قویترین انتظار را دارد؟
لذا محور و کنون توجه رواندرمانی بر بررسی و بهسازی مقوله «انتظار_ مرجعیت» است.
در این سطح، فرد درمانده در واقع بیمار نیست؛ گرچه ناآرام است و صرفاً نیاز به حمایت و پشتیبانی روانی تخصّصی دارد: حمایت از «خود» در برابر مشکلاتی که وی را تهدید میکنند.
فرد بیتاب در قبال مشکل خود، احساس تنهایی میکند و در پی رفع این احساس تنهایی است.
لذا رواندرمانی حمایتی به معنای گستراندن چتر پشتیبانی برای فرد بیتاب از طریق بهره گیری از فنون تخصصی است. این حمایت تخصّصی مشتمل بر قدرت و توانایی، پناه دهی، پشتیبانی، همراهی، درک، پذیرش، دلسوزی، مهرورزی، پنددهی، چاره اندیشی، شکیبایی و صداقت است که به روانشناس حمایتی، مرجعیّت میدهد.