پیشرفت تحصیلی و خلّاقیّت فرزند تیزهوش، مانند دیگر جلوههای تیزهوشی، از دو سو شکل میگیرد و تکوین مییابد. سوی نخست، آن چیزی است که بهطور موهوبی، یعنی خدادادی، در ذات فرد وجود دارد. سوی دوم، آن چیزی است که فرد از محیط کسب میکند. خاستگاههای محیطی از راه انتظارات و تلاشهای پرورشی بر فرزند اثر میگذارند و خانه نخستین محیطی است که این انتظارات در آن شکل میگیرد.
پس این پرسش برای پدر و مادر اهمیت اساسی دارد: انتظارات محیطی تا کجا در پرورش فرزند تیزهوش نقش دارند؟ و اگر توقع خانواده از توان فرزند پیشی بگیرد، چه پیش میآید؟ در اینجا نخست مفهوم انتظارات محیطی و مرزهای اثرگذاری آن را بررسی میکنیم و سپس رهنمودهایی را برای خانوادهها برمیشماریم:
الف ـ انتظارات محیطی و سرچشمهٔ آن
منظور از «انتظارات محیطی»، توقعاتی است که اطرافیان فرد تیزهوش، از جمله پدر و مادر، از او دارند. این انتظارات از خلأ پدید نمیآیند. تصوّرات عامّهٔ مردم دربارهٔ تیزهوشی، منبعی برای رشد انتظارات محیطی نسبت به فرد تیزهوش به وجود میآورند.
جامعهپذیری تیزهوش، یعنی جای گرفتن او در جامعه و همنوایی با آن، بر اساس دو پایه شکل میگیرد: نیازهای فردی خود او و انتظارات محیطی. این دو با هم محور پرورش ویژهٔ نخبگان را تشکیل میدهند؛ مشروط بر آنکه انتظارات مزبور بر مبنای تصوّرات واقعبینانه شکل گرفته باشد. بنابراین انتظار، بهخودیخود، امری نکوهیده نیست. آنچه اهمیت دارد، واقعبینانه بودن آن است.
ب ـ قالب تکوینی: مرز اثرگذاری محیط
هر نوع تیزهوشی، از جمله خلّاقیّت، دارای «قالب تکوینی» است. قالب تکوینی را میتوان چارچوب و ساختار ذاتیای دانست که تواناییهای فرد در درون آن شکل میگیرند.
محیط، صرفاً در حدّ همین قالب تکوینی تأثیرگذار است و نمیتواند این قالب را تغییر دهد. زمینهٔ تأثیرپذیری از محیط در درون فرد تیزهوش وجود دارد؛ اما میزان این تأثیرپذیری را قالب تکوینی خود او تعیین میکند.
پیامد این نکته برای خانه روشن است. توقع پدر و مادر میتواند در درون این چارچوب، به شکوفایی فرزند یاری دهد؛ اما توقعی که از این چارچوب فراتر برود، نمیتواند قالب تکوینی فرزند را دگرگون کند.
ج ـ نوع تیزهوشی و میزان تأثیرپذیری
میزان تأثیرپذیری از محیط به نوع تیزهوشی نیز بستگی دارد؛ یعنی تنوّع تیزهوشی گویای قالبهای تکوینی گوناگونی است. دستکم دو نوع تیزهوشی وجود دارد که هر یک دارای نظام روانی منحصری هستند: پیشرفت تحصیلی و خلّاقیّت.
تیزهوشی تحصیلی به توانایی برجسته در درس و پیشرفت تحصیلی مربوط است. خلّاقیّت به توانایی آفریدن و نوآوری مربوط میشود. میزان تأثیرپذیری تیزهوشی تحصیلی از انتظارات محیطی بیش از خلّاقیّت است.
از این رو، پدر و مادر باید بدانند که فرزندشان از کدام نوع تیزهوشی برخوردار است. انتظاری که برای یک فرزند پیشرفته در تحصیل سودمند است، ممکن است برای فرزند خلّاق چنین نباشد.
د ـ پیامد انتظارات غیرواقعبینانه
اگر تصوّرات عامّه بر شالودهٔ نظریهپردازیهای سست و بیپایه یا ابهامات ارزشی پیریزی شده باشند، انتظاراتی غیرواقعبینانه و افراطی پدید میآید. چنین انتظارات محیطی، حوزهای از ناسازگاریهای اجتماعی به وجود خواهد آورد.
بار ارزشی و فرهنگی واژهها و اصطلاحات نیز در داوری پدر و مادر دربارهٔ فرزند اثر میگذارد. والدین، معلّمان و همسالان «منابع غیرعینی» به شمار میآیند؛ یعنی داوری آنها ممکن است از ارزشها و برداشتهای فرهنگی رنگ بگیرد. به همین دلیل، برای شناخت درست فرزند، کاربرد مجموعهای از کلیهٔ منابع و روشهای تشخیص، امری اجتنابناپذیر است.
پایههای شناختی خلّاقیّت در پیوند فرد با محیط ممکن است سست و ناپایدار باشند. از این رو، در سازگاری محیطی تیزهوشان، بهویژه افراد خلّاق، مددجویی از خدمات راهنمایی و مشاورهٔ ویژه ضرورت مییابد.
هـ ـ رهنمودهایی برای خانواده
خانواده میتواند از چند راه، انتظارات محیطی را در خانه به سوی واقعبینی هدایت کند:
1 ـ تعدیل توقعات؛ انتظارات واقعبینانه از فرزند تیزهوش، ملازم با پرهیز از مقایسهٔ وی با همسالان است. از این طریق میتوان انتظارات محیطی را در قالب مقررات و قوانین روشن خانه بیان نمود.
2 ـ پرهیز از حساسیت نسبت به نمره؛ گرچه ممکن است این حساسیت به نفع تیزهوش پیشرفته باشد، اما محیط خانوادگی را برای افراد خلّاق و تیزهوشان غیرپیشرفته، رنجآور میکند.
3 ـ درک مشکلات ویژهٔ فرزند تیزهوش؛ این نکته، معنای اساسی درک و شناخت فرزند است و ستون و بنیاد آن را تشکیل میدهد. فرزند تیزهوش نیاز دارد تا از همیاری خانواده در نیل به اهداف زندگی شخصی خود برخوردار شود.
4 ـ توجه و احترام به عقاید و نظریات فرزند؛ این امر موجب ایجاد روابط صمیمی و دوستانه با فرزند تیزهوش میشود. تیزهوش نیاز دارد که از آزادی عمل کافی در محیط خانوادگی برخوردار باشد؛ زیرا توان و شایستگی آن را نیز دارد. در چنین شرایطی، معمولاً والدین الگوها و مراجعی برای تقلید قرار میگیرند.
5 ـ تشویق و ترغیب فرزند؛ بهرهگیری از پاداشهای کلامی و بدنی و رفتاری و پرهیز از انتقاد و خردهگیری به تکوین رضایت خانوادگی کمک میکند.
6 ـ همیاری تحصیلی فرزند؛ استدلال کردن با کودک، شکل دادن رفتارها از طریق پسخوراند اطلاعاتی، یعنی بازگرداندن آگاهی دربارهٔ رفتار به خود او، و فراهمآوری موقعیتهایی برای کاوش و جستجوی علمی، شرایط را برای توسعهٔ «تفکر واگرا» در فرزند مهیا میسازد. تفکر واگرا همان اندیشیدن به راهحلهای گوناگون و تازه است و مستلزم توجه محیطی فوقالعاده نسبت به فرزند است.
روشن است که انتظارات محیطی در خانه، در صورتی به پرورش فرزند تیزهوش میانجامد که بر تصوّرات واقعبینانه استوار باشد و با قالب تکوینی و نوع تیزهوشی او هماهنگ گردد. تعدیل توقعات، پرهیز از مقایسه و حساسیت نسبت به نمره، درک مشکلات ویژه، احترام به عقاید فرزند و تشویق او، در کنار بهرهگیری از راهنمایی و مشاورهٔ ویژه، شرایطی فراهم میآورد که شکوفایی فردیت فرزند و همنوایی اجتماعی او با هم تحقق یابد.
منبع
روانشناسی کودکان تیزهوش و روشهای آموزش ویژه، «فصل پنجم» — فصل پنجم
روانشناسی کودکان تیزهوش و روشهای آموزش ویژه، «راهبرد» — راهبرد
روانشناسی کودکان تیزهوش و روشهای آموزش ویژه، «نقش انتظارات محیطی در پیشرفت تحصیلی و خلّاقیت» — نقش انتظارات محیطی در پیشرفت تحصیلی و خلاقیت
روانشناسی کودکان تیزهوش و روشهای آموزش ویژه، «راهبرد» — راهبرد
استعداد و تیزهوشی، «ب – نقش خانواده» — ب نقش خانواده
نقشهٔ این مفهوم: نقشهٔ مفهوم: تیزهوشی و استعداد
مقالههای همموضوع: حسّاسیّت در فرزند تیزهوش: فرزندی که همه چیز را عمیقتر حس میکند، پارادایم تلفیقیِ شناختی-ارزشی نخبگی