رقابت در کلاس درس، پدیدهای آشنا برای هر مشاور مدرسه است؛ اما آنچه در پسِ این رقابت قرار دارد، یک خصیصهٔ شخصیتی بنیادی است که میتوان آن را «برتریطلبی» نامید. این خصیصه در میان دانشآموزان مستعد و تیزهوش جلوهٔ ویژهای دارد و همین امر، پرسش مهمی را پیش روی مشاوران قرار میدهد: آیا رقابت تحصیلی، نیرویی سازنده برای پیشرفت است یا آنکه دانشآموز را از اصالت یادگیری دور میسازد؟ در اینجا نخست به مفهوم برتریطلبی میپردازیم، سپس جایگاه آن را در گسترهٔ تیزهوشی بررسی میکنیم و در پایان پیامدها و ضرورتهای مشاورهای آن را مورد بررسی قرار میدهیم.
الف ـ مفهوم برتریطلبی
«برتریطلبی» دربرگیرندهٔ سه عامل «جاهطلبی»، «استیفاء» و «دارایی» است و شامل جاهطلبی، پافشاری در استیفای حقوق شخصی، ارزشگذاری برای زمان، تقدّمجویی، کنارهگیری، مادّیگرایی و موقعیّتطلبی است. این خصیصه در برابر جاهگریزی، مددکاری، تأنّی در امور، چشمپوشی از حقوق خود، بیرغبتی به تقدّم، اعتماد به دیگران و چشمپوشی از موقعیّتها واقع میشود.
برتریطلبی بهمنزلهٔ مؤلّفهٔ ششم در آزمونهای شخصیّت تعاملی سنجیده میشود. این مؤلّفه شامل ۹ گویه است که مجموعاً با ۶ چرخش، سه عامل فوق را با ۴۷٪ واریانس میسنجد. استفاده از روش تحلیل مؤلّفههای اصلی نشان داد که شاخص کایسر ـ میر ـ اولیکن برابر با ۰/۶۶۰ و شاخص کرویّت بارتلت بهلحاظ آماری معنادار بود.
دو عامل نخست این مؤلّفه، بهویژه برای فهم رقابت در کلاس اهمیّت دارند:
۱ ـ «جاهطلبی»؛ یعنی گرایش به مالافزایی و قدرت شخصی، تقدّم، فرصتطلبی و پیشی جستن، در برابر بیاعتنایی به تقدّمجویی و چشمپوشی از موقعیّت نامطلوب؛
۲ ـ «استیفاء»؛ یعنی بیتابی برای چنگآوری حقوق خود بدون آنکه زمان از کف برود، در برابر چشمپوشی از حقّ شخصی هنگام رویارویی با موانع، بدون حسّاسیّت به ارزش زمان.
فردی که در جاهطلبی نمرهٔ بالایی به دست میآورد، خود را ممتاز و برتر از دیگران میداند و رقابتجو و برتریطلب است. چنین فردی دیگران را به چشم ابزاری برای رسیدن به اهداف خود میبیند و همیشه توقّع دارد که دیگران از او اطاعت کنند. شخصیّت برتریطلب توقّع زیادی از خود دارد و زمانی که این توقّعات بیش از توانش باشد و به شکست منجر شود، وی شدیداً آشفته و دلزده میشود. در مقابل، فردی که نمرهٔ پایینتری دارد، خیلی اهل رقابت نیست، نسبت به مقدّم بودن بر دیگران بیاعتناست و از موقعیّتهایی که موضوع و محتوای آن مورد علاقهاش نیست، به سادگی چشم میپوشد.
ب ـ برتریطلبی در گسترهٔ تیزهوشی
بر اساس پژوهشهای موجود، برخی انگیزهها و ویژگیهای شخصیّتی از لحاظ اجتماعی در فرد تیزهوش نسبت به افراد عادی، برتری قابل ملاحظهای نشان میدهند. در این میان، «کمالجویی و برتریطلبی» بالاترین میزان برتری را به خود اختصاص میدهد. بهطور کلّی کمالجویی و برتریطلبی فرد مستعد ۸۴٪ بیش از همسالان متوسّط است «شوون» (۱۳۶۶). این دانشآموزان از برنامههای آموزشی و تحصیلی خاصی استقبال میکنند که کمالگرایی شخصی آنها را کم و بیش ارضا کند «استورنلی و همکاران» (۲۰۰۹). همچنین ممکن است جهتگیری به کمالگرایی شخصی متأثّر از خاستگاههای فرهنگی باشد «ماکسیک» و «ایواساکی» (۲۰۰۹).
نوجوان تیزهوش در تعامل با محیط، از برخی نیازها و انتظارات ویژه برخوردار است. یکی از این انتظارات «پیشرفت اجتماعی» است که همیاری و تعاون، پیشرفت فردی و برتریطلبی، کمالگرایی و تعالیگرایی را در بر میگیرد. بدیهی است که در این انتظار، همیاری و تعاون در کنار برتریطلبی قرار گرفته است؛ اما تعالیگرایی ممکن است برخی از تیزهوشان را به سوی توقّعات غیرواقعبینانه از خود سوق دهد. یک فشار شخصی برای تعالیگرایی وجود دارد و انتظار موفّقیّت یکی از مهمترین انتظارات فرد تیزهوش را تشکیل میدهد.
گذشته از فشار درونی، توقّعات اطرافیان از دانشآموزان تیزهوش، بهویژه افراد بیشتر خلّاق، معمولاً آنها را دچار ناآسودگی میکند؛ از این رو «تعدیل انتظارات جامعه» نیز در شمار نیازهای ویژهٔ نوجوان تیزهوش قرار میگیرد.
ج ـ رقابت تحصیلی: از اصالت دانش تا تعیّنات صوری
یادگیری و تحصیل علم برای یک فرد تیزهوش حتّی از سنین پایین از اصالت ذاتی برخوردار است؛ بهگونهای که چه بسا کلیهٔ عناوین و تعیّنات صوری و رسمی آموزشی تحتالشعاع این اصالت ذاتی قرار میگیرد. ارتقا در مقاطع تحصیلی گوناگون اگر از ارزشگذاری درونی بهره داشته باشد، متعلّق به نوع خاصّی از نخبگان است: تیزهوشی تحصیلی.
این نوع تیزهوشی با اقدامات منظّم و هدفمندیهای خاص، شرایطی برای رقابت و هماوردطلبی در عرصهٔ تحصیلی، بهویژه در میان دختران تیزهوش، فراهم میآورد. در چنین وضعیّتی تحصیل تبدیل به یک امر رقابتآمیز میشود و نیل به عالیترین تعیّنات تحصیلی، همهٔ کوششهای مربوط به زندگی فرد تیزهوش (از نوع پیشرفتهٔ تحصیلی) را رقم میزند.
اینجاست که مرز رقابت سالم و ناسالم آشکار میشود. اگر دانش در بستر رقابت و تعیّنات ظاهری قرار گیرد، رفتهرفته از قلمرو حق و حقیقت خارج شده، محدود به ظواهر و جنبههای صوری و بطلانآمیز میشود. علم با بطالت جمعپذیر نیست و رقابت تحصیلی از خطرات بطلانآمیز مصون نمیباشد. بخش قابل توجّهی از انصراف از تحصیلات رسمی در مقاطع آموزشی عالی متعلّق به نخبگانی است که در جستوجوی برخی حقایق، خود را از تعیّنات ظاهری و صوری دانشمآبانه رها ساختهاند: دانشجویان خلّاق.
دل و قلب شخص طالب حق، جایگاه علم است؛ زیرا علم بخششی الهی است:
«به راستی که خداوند سبحان، دارایی و مال را به هر کس که دوست میدارد و دشمن میدارد، میبخشد؛ و علم را جز به کسی که وی را دوست میدارد، نمیبخشد.»
و علمی که در دل جای نمیگیرد، بار سنگینی است که بر تن رنج و محنت وارد میکند و همچون مال و دارایی است که باید آن را نگهداری نمود تا از کف نرود؛ اما استواری و پایایی چندانی ندارد و دیری نمیپاید که از بین میرود.
د ـ اهداف رقابتی در برابر اهداف تعاونی
مطالعات در قلمرو سازمانی نیز تصویر روشنی از تفاوت پیامدهای رقابت و تعاون ارائه میدهند:
«در بررسی رابطهٔ میان اهداف سازمانی تعاونی و رقابتی با تعهّد سازمانی کارکنان در شرکتهای چندملیّتی هنگکنگ آشکار گردید که اهداف رقابتی بهطور گستردهای با بروندادها و پویاییها رابطهٔ منفی دارد؛ ولی از سوی دیگر اهداف تعاونی، کارکنان را به سوی احساس تعهّد هدایت میکند.»
این یافته هرچند به محیط کار مربوط است، با آنچه دربارهٔ انتظار «پیشرفت اجتماعی» گفته شد هماهنگی دارد؛ یعنی پیشرفت فردی و برتریطلبی، آنگاه که از همیاری و تعاون جدا شود، با پیامدهای منفی همراه میگردد.
هـ ـ ضرورت مشاورهٔ اقتضایی
یافتهها و دیدگاههای فوق بهخوبی نشان میدهند که برتریطلبی در فرد تیزهوش، بهویژه تیزهوش پیشرفته، میتواند به پیامدهای ناخواستهای بینجامد. تیزهوشان پیشرفته با تأکید و اصرار و پافشاری افراطی در نظم (و تبدیل آن به وسواس نگرشی)، پشتکار و فعّالیّت بیوقفه (زمینههای اختلالات روانتنی)، رقابت (شکلگیری نظامهای ارزشی کاذب از طریق اصالت رقابت) و جاهطلبی پایانناپذیر تحصیلی و شغلی، نیازمند مشاورهٔ ویژهای هستند.
روشن است که رقابت هنگامی ناسالم میشود که از وسیله به هدف تبدیل گردد؛ یعنی «اصالت رقابت» جای اصالت ذاتی یادگیری را بگیرد. در این حالت، دانشآموز برتریطلب ممکن است دیگران را به چشم ابزار ببیند، توقّعاتی فراتر از توان خود داشته باشد و در صورت شکست شدیداً آشفته و دلزده شود.
پس برحسب نوع تیزهوشی ضرورت دارد تا نظامهای راهنمایی و مشاورهٔ اقتضایی شکل گیرد. مشاور مدرسه با شناخت مؤلّفههای برتریطلبی و آگاهی از جایگاه آن در گسترهٔ تیزهوشی، میتواند تشخیص دهد که رقابت دانشآموز از ارزشگذاری درونی نسبت به علم سرچشمه میگیرد یا به نظام ارزشی کاذب مبتنی بر تعیّنات صوری منجر شده است.
منبع
خودشناسی، «برتری طلبی» — برتری طلبی
استعداد و تیزهوشی، «الف – نقش فرد تیزهوش» — الف نقش فرد تیزهوش
زمینهٔ روانشناسی تعاملی، «آزمونهای شخصیّت» — آزمونهای شخصیت
روانشناسی فرهنگی، «مبانی فرهنگی آموزش تیزهوش» — مبانی فرهنگی آموزش تیزهوش
نخبهشناسی، «الگوی شش وجهی انتظارات فرهنگی» — الگوی شش وجهی انتظارات فرهنگی
نقشهٔ این مفهوم: نقشهٔ مفهوم: تیزهوشی و استعداد