خودباوری دانشآموز تیزهوش، پدیدهای یکپارچه و یکسان نیست؛ بلکه در قلمروهای گوناگون، چهرههای متفاوتی به خود میگیرد. ابزارهای موجود در سنجش خودباوری غالباً به سه نوع آن توجّه بیشتری دارند: خودباوری تحصیلی، اجتماعی و جسمانی. بررسی تفکیکی این سه نوع، تصویر روشنتری از رابطهٔ میان هوش و خودباوری در اختیار میگذارد.
در میان این سه قلمرو، خودباوری جسمانی جایگاه ویژهای دارد؛ زیرا یافتههای مربوط به آن، با تصویری که معمولاً از دانشآموز تیزهوش در ذهن معلّمان وجود دارد، همخوانی ندارد. در اینجا نخست به جایگاه خودباوری جسمانی در کنار دو نوع دیگر خودباوری اشاره میکنیم، سپس یافتههای پژوهشی مربوط به آن را مرور میکنیم و سرانجام به دلالتهای این یافتهها میپردازیم:
الف ـ خودباوری جسمانی در کنار خودباوری تحصیلی
برای درک بهتر وضعیّت خودباوری جسمانی تیزهوش، لازم است نخست به قلمرو تحصیلی نظر افکنیم. بررسیهای دقیقتر نتایج مربوط به پژوهشهای تطبیقی خودباوری از حیث تراز هوشی نشان میدهد که برجستگی و برتری خودباوری تحصیلی تیزهوشان (در مقایسه با افراد عادی) در همهٔ سالهای چهار تا پانزدهسالگی، امری محرز و پایدار است که تاکنون پژوهش متناقضی با آن یافت نشده است.
در یکی از این پژوهشها، یافتهای به دست آمد که مستقیماً به موضوع ما مربوط میشود:
«خودباوری تحصیلی صد و چهل و هفت تیزهوش پایهٔ پنجم تا هشتم به طرز معنیداری بیش از خودباوری اجتماعی بود و علاوه بر آن، خودباوری دانشآموزان پایهٔ هشتم بر پایههای پایینتر، برتری نشان داد.» (کاظمی، ۱۳۷۶ب)
پس خودباوری تحصیلی تیزهوشان نه تنها برتر از همسالان عادی است، بلکه حتّی بر اساس نتایج یکی از پژوهشهای یاد شده، از خودباوریهای غیر تحصیلی (اجتماعی و جسمانی) خود تیزهوش نیز بیشتر است. به بیان دیگر، دانشآموز تیزهوش، خویشتن را در امر تحصیل توانمندتر از قلمروهای دیگر میبیند.
ب ـ یافتههای پژوهشی دربارهٔ خودباوری جسمانی
نتایج دو مطالعه که به مقایسهٔ خودباوری جسمانی نوجوانان تیزهوش و عادی توجّه داشته، برتری تقریباً محرز افراد غیر تیزهوش را نشان داده است:
«مقایسهٔ خودباوری جسمانی نوجوانان ده تا سیزدهسالهٔ تیزهوش با همسالان دچار اختلال تحصیلی آشکار کرد که خودباوری جسمانی نوجوانان دچار اختلال تحصیلی، کمی برتری دارد.
همچنین خودباوری جسمانی دانشآموزان عادی پایههای هفتم و هشتم تحصیلی در مقایسه با همسالان تیزهوش، مثبت بود.» (کاظمی، ۱۳۷۶ب)
تاکنون مطالعهٔ متناقضی در این امر به دست نیامده است. پس اگر دو مطالعهٔ مزبور را ملاک قرار دهیم، میتوان بر پایهٔ آنها استنباط کرد که خودباوری جسمانی پسران و دختران عادی (حدّاقل در مقطع سنّی ده تا چهاردهسالگی) بر همسالان تیزهوش آنها برتری و امتیاز دارد. به عبارت دیگر، نوجوانان تیزهوش از حیث قابلیّتهای جسمانی، اعتماد به نفس کم و خودباوری ضعیفی دارند.
نکتهٔ درخور توجّه آن است که در یکی از این دو مطالعه، مقایسه با همسالان دچار اختلال تحصیلی صورت گرفته است؛ یعنی گروهی که در قلمرو تحصیلی از خودباوری پایینتری نسبت به تیزهوشان برخوردارند، در قلمرو جسمانی کمی بر آنان برتری یافتهاند.
ج ـ خودباوری جسمانی و سلامت جسمانی
یافتههای فوق، هنگامی معنای عمیقتری پیدا میکنند که با ویژگیهای واقعی جسمانی تیزهوش سنجیده شوند. تیزهوشی به منزلهٔ یک شخصیّت وحدتیافته، قلمروهای انگیزشی، گرایشی، شناختی، نگرشی، شخصیّتی، رفتاری و جسمانی را در بر میگیرد. در قلمرو جسمانی، سلامت جسمانی تیزهوش بر فرد عادی برتری دارد. همچنین هرچند رفتارهای حرکتی، بیانی و اجتماعی ظاهراً شاخصهای مناسبی برای شناخت تیزهوش نیستند، غالباً در این موارد نیز در مقایسه با افراد عادی برتری وجود دارد.
بدین ترتیب، میان آنچه تیزهوش از حیث جسمانی دارد و آنچه دربارهٔ توان جسمانی خویش باور دارد، فاصلهای به چشم میخورد. خودباوری جسمانی، تصویری است که فرد از قابلیّتهای بدنی خویش در ذهن دارد و این تصویر لزوماً با برخورداری واقعی او از سلامت جسمانی هماهنگ نیست. نوجوان تیزهوش در حالی که از سلامت جسمانی برتری بهره میبرد، از حیث باور به قابلیّتهای جسمانی خود، در جایگاهی پایینتر از همسالان عادی قرار میگیرد.
د ـ دلالتها برای معلّمان
یافتههای مطالعات فوق بهخوبی نشان میدهند که خودباوری دانشآموز تیزهوش را نمیتوان بهطور کلّی و یکپارچه ارزیابی کرد. معلّمی که دانشآموز تیزهوش را در کلاس درس سرشار از اعتماد به نفس میبیند، ممکن است گمان برد که این اعتماد به نفس به همهٔ قلمروهای زندگی وی گسترش یافته است؛ حال آنکه پژوهشها خلاف این را نشان میدهند.
نخست آنکه برتری خودباوری تحصیلی تیزهوش، امری محرز و پایدار است؛ امّا این برتری به قلمرو جسمانی منتقل نمیشود. بلکه خودباوری تحصیلی تیزهوش از خودباوریهای غیر تحصیلی خود او نیز بیشتر است.
دوم آنکه در قلمرو جسمانی، نوجوانان عادی و حتّی همسالان دچار اختلال تحصیلی، بر نوجوان تیزهوش برتری دارند و این برتری، حدّاقل در مقطع سنّی ده تا چهاردهسالگی، تقریباً محرز است.
سوم آنکه خودباوری جسمانی ضعیف تیزهوش، با سلامت جسمانی برتر او همراه است؛ پس ضعف این خودباوری را نمیتوان صرفاً بازتاب ضعف واقعی جسمانی دانست.
روشن است که شناخت این تفاوتها، ضرورت دارد. معلّمان در برخورد با دانشآموز تیزهوش لازم است او را تنها از دریچهٔ توانمندی تحصیلیاش ننگرند و آگاه باشند که همین دانشآموز، از حیث قابلیّتهای جسمانی، اعتماد به نفس کم و خودباوری ضعیفی دارد. بیتردید چنین آگاهیای، تصویر واقعبینانهتری از شخصیّت وحدتیافتهٔ تیزهوش در اختیار معلّم میگذارد.
منبع
استعداد و تیزهوشی، «ب: خودباوری جسمانی» — ب خودباوری جسمانی
روانشناسی کار و مدیریت، «فصل سوم امنیّت شغلی» — فصل سوم امنیت شغلی
استعداد و تیزهوشی، «مفهوم نگرش عمومی در قبال تیزهوشی» — مفهوم نگرش عمومی در قبال تیزهوشی
روانشناسی سازمانی، «تعامل پیوندجویی و عدالت اجتماعی» — تعامل پیوندجویی و عدالت اجتماعی
استعداد و تیزهوشی، «و) نوسودمندی تحصیلی» — و نوسودمندی تحصیلی
نقشهٔ این مفهوم: نقشهٔ مفهوم: شخصیت
مقالههای همموضوع: بهداشت روانی تیزهوش در آینهٔ خودباوری تحصیلی