پرش به محتوای اصلی

راهنمای تفسیر فهرست تعادل: هر عامل چه می‌گوید؟

نوشته هیئت تحریریه ۹ دقیقه مطالعه مقاله متوسط

برای: دانشجویان

«فهرست تعادل» یکی از سنجه‌های سامانهٔ جستجوی استعداد است و در دستهٔ «بی‌تابی روانی» جای دارد. این سنجه کمک می‌کند ببینید اندیشیدن، اخلاق، پویایی، خردورزی، خشنودی و معنویت «این روزها» در زندگی‌تان چه جایی دارند. بنابراین فهرست مزبور تصویری از وضعیت کنونی فرد به دست می‌دهد و حکمی دربارهٔ سرشت ثابت او صادر نمی‌کند. خوانندهٔ این راهنما کسی است که این فهرست را پاسخ داده یا می‌خواهد پاسخ دهد. در این‌جا نخست چارچوب نظری فهرست را بیان می‌کنیم، سپس هر یک از شش عامل آن را جداگانه بررسی می‌کنیم و در پایان به شیوهٔ خواندن نتیجه می‌پردازیم.

پاسخ آنلاین به فهرست تعادل در سامانهٔ جستجوی استعداد.

فهرست تعادل چه می‌سنجد؟

پشتوانهٔ این فهرست «انگارهٔ تعادل روان» است. بررسی تعاملی ماهیت تعادل روان چنین برداشتی از آن به دست می‌دهد: «احساس آرامش روان مبتنی بر معنویت در زندگی (بدون احساس تنهایی و دلشورگی) که به فرد احساس ماندگاری در زندگی داده، با مدیریت بر هیجانها موجب بروز رفتار متعادل می‌شود». لذا تعادل روان اوّلاً «احساس» است؛ ثانیاً ناظر بر مسئلهٔ «ماندگاری» و «بقا» است؛ ثالثاً بر «آرامش روانی» تکیه دارد؛ و رابعاً بر «معنویت» استوار است.

بر این اساس، تعادل روان از هفت اصل بنیادین تشکیل یافته است:

1 ـ احساس ماندگاری در زندگی؛

2 ـ معنویت؛

3 ـ چیرگی هیجانی، یعنی مدیریت بر هیجان‌ها؛

4 ـ عدم احساس تنهایی؛

5 ـ عدم احساس دلشورگی؛

6 ـ احساس آرامش روانی در زندگی؛

7 ـ تعادل رفتاری.

در این انگاره، سلامت روان سه قلمرو بزرگ دارد: «خشنودی»، «پایداری روانی» و «دادپویی». دادپویی دربرگیرندهٔ «نیروی روانی»، «خودپویشی» و «خویشتنداری» مبتنی بر «پاکزیستی» است و سبب رفع بی‌تابی روانی می‌شود. بی‌تابی روانی در این‌جا همان ناآرامی و از دست رفتن تعادل است. بررسی پژوهشی در نمونه‌ای مرکّب از هزار و چهارصد مرد و زن هجده تا چهل و چهار سالهٔ کشور نیز حاکی از آن بود که «تعادل روان» متأثّر از «معنویت» است.

نگارنده تعادل روان را در یک چشم‌انداز معکوس نیز تعریف کرده است. «ناپایایی» یعنی دوری از معنویت، فقدان صداقت و تعهّد و مقایسهٔ همیشگی با دیگران برای جاه‌طلبی، بدون آینده‌نگری. این وضعیت به شکّ و تردید، دلمشغولی دائمی، احساس تنهایی در هنگام دشواری‌ها و در نهایت به ناآرامی، سردرگمی و فقدان چیرگی هیجانی می‌انجامد. شش عامل فهرست تعادل در واقع جلوه‌های سوی مثبت همین طیف‌اند.

خشنودی

خشنودی به معنای «رضایت از زندگی و احساس سرزندگی ناشی از برخورداری از وجود یک راهنما در مسیر زندگی، حمایت در هنگام رویارویی با سختی‌های زندگی، همراهی فرد مناسب و بهره‌مندی از همکاری اطرافیان» است.

نمرهٔ بالا در این عامل بدین معناست که فرد این روزها سرزندگی و رضایت از زندگی را تجربه می‌کند، از همراهی اطرافیان و وجود راهنمایی مناسب بهره‌مند است و در دشواری‌ها از پشتیبانی دیگران برخوردار است. نمرهٔ پایین نشان می‌دهد که این احساس سرزندگی و پشتیبانی در حال حاضر کمتر تجربه می‌شود.

ریشهٔ این مفهوم در «نظریهٔ تعاملی انتظار» است. خشنودی از زندگی به ارضای سه انتظار بستگی دارد: «آرامش روان»، «تفرّد»، یعنی قرار گرفتن در جایگاه به‌سزا و شایستهٔ خویش، و «پیشرفت». از این رو خشنودی برایند تعاملی این سه توقّع است؛ یعنی هر سه در یک رابطهٔ متعادل و هماهنگ سبب رضایت از زندگی می‌شوند. بی‌تردید هر فرد آدمی هنگامی که از آرامش روان برخوردار باشد، در جایگاه شایسته‌اش واقع شود و در این جایگاه همواره پیشرفت کند، از زندگی‌اش خشنود است (کاظمی حقیقی، ۱۳۹۶).

انتزاع

انتزاع اصطلاحاً یعنی «اهمیت اصالت و خشنودی از تأثیر بر دیگری و پرورش وی بر اساس ظرفیت تحلیل». کسی که در این عامل نمرهٔ بالا دارد از پرورش دیگران و تأثیرگذاری بر آنان لذت می‌برد و به ارزش‌های فرهنگی و اصالت اهمیت می‌دهد. چنین کسی معمولاً می‌تواند برای یک متن یا فیلم عنوان مناسب برگزیند و برگه‌ها را به روش‌های گوناگون دسته‌بندی کند. نمرهٔ پایین بیانگر حضور کمتر این ویژگی‌ها در وضعیت کنونی فرد است.

ریشهٔ شناختی این مفهوم در مباحث نگارنده دربارهٔ خلّاقیّت آمده است. «پیاژه» در تبیین خاستگاه خلّاقیّت به دو نوع انتزاع اشاره دارد:

1 ـ «انتزاع تجربی» یک عمل ذهنی است که اطّلاعات را از موضوع‌های دریافت‌شده و از راه مشاهده و تجربهٔ مستقیم بیرون می‌کشد. دانش حاصل از آن برداشتی از واقعیّت است و عملیات ذهنی خلّاقانه به شمار نمی‌آید.

2 ـ «انتزاع تفکّری» دانش را بر پایهٔ عملیات ذهنی بر روی اشیا بنا می‌کند. این انتزاع کاملاً فرایندی درونی است و خاستگاه خلّاقیّت و ابداع قلمداد می‌شود.

گذشته از آن، انتزاع به معنای جدا کردن «شکل از محتوی»، در کنار استنتاج بر پایهٔ فرض، قیاس و استقرا، از ظرفیت‌های دورهٔ عملیات انتزاعی است (منصور، ۱۳۸۵). توانایی دسته‌بندی و عنوان‌گذاری که در تعریف این عامل آمده، با همین ظرفیت تحلیلی پیوند دارد.

پاکزیستی

مراد از پاکزیستی «اعتقاد به خدا و اهمیت‌دهی بازگشت به سرشت الهی و اصالت، با پیگیری زندگی پاک و سالم و بدون ریا با همهٔ وجود، بر پایهٔ استقرار در مسیر نیل به ارزش‌های معنوی و پایبندی به اخلاق» است. در این زندگی انسانیت، درستی، راستگویی و صداقت در سرلوحه قرار می‌گیرند، وفاداری و تعهّد محور زندگی می‌شوند و حقوق دیگران و انصاف رعایت می‌شود.

نمرهٔ بالا یعنی فرد این روزها به اخلاق پایبند است و از حقه‌بازی و ریا دوری می‌کند. چنین کسی به احترام به دیگران و وفاداری اهمیت می‌دهد و به این اصل باور دارد که «آنچه برای خود می‌پسندی برای دیگران نیز بپسند». نمرهٔ پایین بیانگر کم‌رنگ‌تر بودن این پایبندی‌ها در زندگی کنونی فرد است.

جایگاه این عامل بسیار بنیادی است. رضایت از زندگی در گرو برآورده شدن انتظارات سه‌گانه است و این انتظارات با «پاکزیستی» تحقّق می‌یابند. همهٔ انتظارات مزبور در مفهوم پاکزیستی استقرار می‌یابند و بدین‌سان این مفهوم در کانون و هستهٔ بهداشت روان واقع می‌شود. همچنین دادپویی، که رفع‌کنندهٔ بی‌تابی روانی است، بر پاکزیستی استوار است. «درستی» نیز در کنار راستگویی و صداقت در همین مفهوم جای می‌گیرد.

پویایی

پویایی یعنی «جذابیت اندیشه‌های هیجان‌انگیز برای انجام کار بزرگ و نو در زندگی با روشنی امور و استفاده از فرصت‌های رقابت‌آمیز».

کسی که در این عامل نمرهٔ بالا دارد از هر فرصتی برای رقابت بهره می‌برد و باور دارد که باید در زندگی کارهای بزرگی انجام دهد. او اندیشه‌های هیجان‌انگیز را مرکز زندگی خود می‌داند و تا امری برایش روشن نشود از کوشش دست برنمی‌دارد. تازگی برایش جذّاب است و دیگران او را شوخ‌طبع می‌شناسند. نمرهٔ پایین نشان می‌دهد که این کشش به کار بزرگ و نو این روزها کمتر در زندگی فرد حضور دارد.

این مفهوم با مؤلّفهٔ «پویش» در دادپویی خویشاوند است. «نیروی روانی» یعنی احساس نیرومندی شدید در کارهای مورد علاقه همراه با اندیشه‌های هیجان‌انگیز که فرد را به سوی کاری بزرگ، نو و جذّاب سوق می‌دهد. «خودپویشی» نیز یعنی باور به پویایی، به گونه‌ای که فرد برای کارهای بدون نقص تلاش می‌کند. افزون بر این، در نظریهٔ تعاملی انتظار، پویایی از جملهٔ انتظاراتی است که در قلمرو «پیشرفت» قرار می‌گیرد.

خردورزی

خردورزی به معنای «بررسی همه‌جانبه با استفاده از عقل و منطق، هوش و درک، همراه با پشتکار و سخت‌کوشی و کارآمدی در آنچه یاد گرفته شده، برای تصمیم‌گیری و انجام بهترین و دقیق‌ترین کار» است.

نمرهٔ بالا یعنی فرد در کارهایش پشتکار و سخت‌کوشی دارد، همهٔ جوانب را می‌سنجد تا به بهترین راه برسد و در تصمیم‌گیری به عقل و منطق روی می‌آورد. نمرهٔ پایین بیانگر آن است که این سنجش همه‌جانبه و پشتکار، در حال حاضر کمتر جلوه دارد.

در «انگارهٔ شخصیّت خردورزی تحلیلی»، خردورزی از دو مؤلّفهٔ بنیادین ساخته می‌شود:

1 ـ «چیرگی روانی» که شامل تعادل در امور و مهار هیجان است؛

2 ـ «سنجیدگی» که شامل پیامدسنجی در تصمیم و عمل و کوشایی شخصیّتی است.

این شخصیّت با برانگیختگی کنجکاوی در برابر مسئله‌های مبهم همراه است و امکان تجزیه و تحلیل و طبقه‌بندی مفاهیم و مدیریت هیجان را برای انجام دقیق‌ترین کار فراهم می‌کند. پیوند این عامل با تعادل روان آشکار است؛ زیرا چیرگی هیجانی یکی از هفت اصل بنیادین تعادل روان به شمار می‌آید.

معنویت تعادلی

معنویت تعادلی یعنی جایگاهی که باور به خدا و ارزش‌های دینی و معنوی در زندگی روزمره دارد. این جایگاه در رعایت این ارزش‌ها، در احساس ریشه داشتن معنویت در زندگی و در حرکت به سوی نزدیک شدن به آن‌ها دیده می‌شود. نگارنده معنویت را «اعتقاد به خدا و ریشه دواندن معنویت در زندگی همراه با استقرار در مسیر نیل به ارزش‌های معنوی، پایبندی به ارزش‌های دینی و رعایت ارزش‌های معنوی» تعریف کرده است.

نمرهٔ بالا یعنی فرد زندگی‌اش را بر پایهٔ ارزش‌های معنوی و دینی هدایت می‌کند و می‌کوشد در تصمیم‌هایش به آن‌ها وفادار بماند. نمرهٔ پایین نشان می‌دهد که این ارزش‌ها در حال حاضر جایگاه کمتری در زندگی روزمرهٔ او دارند.

معنویت ستون تعادل روان است و تعادل روان بر آن استوار است. «سرزندگی معنوی» نیز، به معنای «احساس آرامش روانی و سرزندگی مبتنی بر ریشه دواندن معنویت در زندگی و پایبندی به ارزش‌های دینی و معنوی»، به فرد احساس ماندگاری می‌دهد و موجب رضایت از زندگی می‌شود.

نتیجه را چگونه بخوانیم؟

نخست باید به یاد داشت که این فهرست جایگاه شش عامل را «این روزها» نشان می‌دهد. پس نتیجهٔ آن تصویری از وضعیت کنونی است و تشخیص یا برچسب قطعی به شمار نمی‌آید.

دوم، عامل‌ها را نباید جدا از یکدیگر خواند. در چشم‌انداز تعاملی، بهداشت روان متأثّر از عوامل متنوّعی است که با یکپارچگی به یکدیگر پیوسته‌اند. روانشناس تعاملی در تحقّق بهداشت روان صرفاً به یک عامل، حتّی عاملی اساسی، بسنده نمی‌کند؛ بلکه همهٔ عوامل را در نظر دارد. برای نمونه، خشنودی برایند تعاملی آرامش روان، تفرّد و پیشرفت است و همهٔ این انتظارات در پاکزیستی استقرار می‌یابند.

سوم، نمرهٔ پایین در یک عامل تنها حکایت از آن دارد که آن قلمرو اکنون جای کمتری در زندگی دارد. پیامد چنین وضعیتی در انگارهٔ تعادل روان روشن است: هرچه معنویت، پاکزیستی، خردورزی و چیرگی هیجانی کم‌رنگ‌تر شوند، زمینهٔ ناپایایی، یعنی ناآرامی، سردرگمی و رفتار نامتعادل، فراهم‌تر می‌شود. در مقابل، تقویت این قلمروها از راه دادپویی به رفع بی‌تابی روانی، آرامش روان و در نهایت رضایت از زندگی می‌انجامد.

نشانی آزمون: فهرست تعادل.

منبع

سنجه‌های جستجوی استعداد، «فهرست تعادل» — صفحهٔ آزمون

فرهنگ‌نامه، «معنویت تعادلی» — معنویت تعادلی

مقالات دکتر کاظمی، «ماهیت تعاملی انتظار» — ماهیت تعاملی انتظار

مقالات دکتر کاظمی، «خردورزی معنوی: ساختار انگاره تعادل روان» — خردورزی معنوی ساختار انگاره تعادل روان

فرهنگ‌نامه، «دادپویی» — دادپویی

مقالات دکتر کاظمی، «خودپویشی در روان‌شناسی تعاملی» — خودپویشی در روان‌شناسی تعاملی