آرامش روانی در برابر بیتابی، یکی از محورهای بنیادی سلامت روان در چشمانداز تعاملی است. رواندرمانگر هنگامی که با مراجعی ناآرام و بیتاب روبهرو میشود، تنها با یک نشانهٔ گذرا سروکار ندارد. او با برایندی از عوامل شخصیتی، انتظارها و هیجانهای فرد روبهروست. بسط نظری و پژوهشی «هیجان اندیشه» در گسترهٔ سلامت روان، به پیریزی «انگارهٔ تعادل روان» انجامیده است. این انگاره چارچوبی فراهم میآورد که در آن جایگاه آرامش و بیتابی روشن میشود. در اینجا نخست ساختار این انگاره را بررسی میکنیم. سپس جایگاه آرامش و رفع بیتابی را در قلمروهای آن و در الگوهای رواندرمانی تعاملی مورد بررسی قرار میدهیم.
الف ـ انگارهٔ تعادل روان: خاستگاه و قلمروها
«انگارهٔ تعادل روان» در تعامل نظریهٔ «هیجان اندیشه» با «نظریهٔ تعاملی انتظار» و «ماهیّت تعاملی شخصیت» حاصل شده است. بررسی پژوهشی در نمونهای مرکّب از هزار و چهارصد مرد و زن هجده تا چهل و چهار ساله نشان داد که «تعادل روان» برایند تعاملی این دو نظریه و ماهیّت تعاملی شخصیت است.
این انگاره به سه قلمرو گسترده اشاره دارد که مجموعاً هشت مؤلّفه و بیست عامل را در بر میگیرند:
1 ـ «خشنودی روانی» که بر بزرگترین مؤلّفههای رضایت از زندگی متمرکز است؛
2 ـ «پایداری» که بر «حاکمیّت نظم در جایگاهیابی و رهیابی پشتیبانیشده برای پیشرفت» تأکید دارد؛
3 ـ «دادپویی» که به نیرومندی شخصیتی و «روانآرامی» ناشی از «پاکزیستی» اشاره میکند.
بنابراین آرامش روانی در این انگاره یک حالت جدا و منفرد به شمار نمیرود. آرامش در درون نظامی تعاملی جای دارد و هم در قلمرو خشنودی و هم در قلمرو دادپویی، حضوری آشکار دارد.
ب ـ آرامش در قلمرو خشنودی: سرزندگی معنوی
یکی از عوامل قلمرو خشنودی، «سرزندگی معنوی» است. سرزندگی معنوی به معنای احساس آرامش روانی مبتنی بر معنویت در زندگی است که موجب استقلال میشود. این مفهوم از چند جزء تشکیل شده است:
«آرامش زندگی» یعنی احساس آرامش روانی و سرزندگی که به فرد احساس ماندگاری میدهد و موجب رضایت از زندگی میشود.
«استقلال» به معنای تمایل به انجام کارها به تنهایی و بهطور مستقل است. این تمایل با عقاید و نظرات قابل احترام و برخورداری از آزادی همراه است.
«معنویّت» به معنای ریشه دواندن معنویّت در زندگی، همراه با پایبندی به ارزشهای دینی و رعایت ارزشهای معنوی است.
پس «سرزندگی معنوی» به مفهوم گسترده یعنی احساس آرامش روانی و سرزندگی که بر ریشه دواندن معنویّت در زندگی و پایبندی به ارزشهای دینی و معنوی استوار است.
از این تعریف برمیآید که آرامش روانی در قلمرو خشنودی با احساس ماندگاری، رضایت از زندگی و استقلال پیوند دارد. آرامشی که ریشهٔ معنوی دارد، فرد را به استقلال میرساند. چنین آرامشی به وابستگی و انفعال نمیانجامد.
ج ـ دادپویی: راه رفع بیتابی روانی
روشنترین پیوند میان آرامش و بیتابی در قلمرو «دادپویی» دیده میشود. دادپویی یکی از سه قلمرو بزرگ سلامت روان در انگارهٔ تعادل روان است و در کنار خشنودی و پایداری قرار میگیرد. این قلمرو «نیروی روانی»، «خودپویشی» و «خویشتنداری» مبتنی بر «پاکزیستی» را در بر میگیرد. مجموعهٔ این عوامل سبب رفع بیتابی روانی میشود. دادپویی از دو مؤلّفهٔ پویش و اعتدال ساخته شده است.
«پویش» به نیروی روانی و خودپویشی مبتنی بر پاکزیستی اشاره دارد. «نیروی روانی» یعنی احساس نیرومندی شدید در کارهای مورد علاقه، همراه با اندیشههای هیجانانگیز که فرد را به سوی کاری بزرگ، نو و جذّاب میکشاند. «خودپویشی» یعنی باور به پویایی و تلاش برای انجام کارهای بدون نقص.
«اعتدال» در زندگی به معنای «خویشتنداری» است؛ یعنی مدیریتی آیندهنگرانه که با چیرگی هیجانی به رفتارهای متعادل میانجامد.
«پاکزیستی» شالودهٔ هر دو مؤلّفه است. پاکزیستی یعنی اعتقاد به خدا، بازگشت به سرشت الهی، زندگی پاک و بیریا، پایبندی به اخلاق، راستگویی و صداقت، وفاداری، رعایت حقوق دیگران و انصاف.
نکتهٔ درخور توجّه این است که در این قلمرو، آرامش در برابر بیتابی با سکون و بیتحرکی یکسان نیست. «روانآرامی» در دادپویی با نیرومندی شخصیتی، نیروی روانی و پویایی همراه است. بیتابی روانی نیز از راه پویش و اعتدال، یعنی از راه پیوند نیرومندی با خویشتنداری، برطرف میشود.
د ـ بیتابی در حیطهٔ ناپایایی
در پژوهشی دیگر، «ناپایایی» یکی از حیطههای مهم انگارهٔ تعادل روان شناخته شد. ناپایایی پنج مؤلّفه دارد و «بیتابی» یکی از آنهاست. این یافته نشان میدهد که بیتابی در این انگاره جزئی از حیطهای گستردهتر است. بنابراین رواندرمانگر بیتابی را در کنار سایر جلوههای ناپایایی میبیند و آن را بهمنزلهٔ پدیدهای منفرد در نظر نمیگیرد.
هـ ـ روانآرامی در الگوهای رواندرمانی تعاملی
رواندرمانی تعاملی بر مبانی نظری و تجارب بالینی حرفهای استوار است و از الگوهای خاصّی بهره میگیرد. این الگوهای متنوّع بسته به ویژگیهای راهبردهای درمان معیّن میشوند و به کار میروند. از میان دوازده الگوی بسیار مهم رواندرمانی تعاملی، یکی الگوی «روانآرامی» است. بدین ترتیب آرامش روانی در رواندرمانی تعاملی تنها یک پیامد جانبی درمان نیست. آرامش روانی خود میتواند محور یک الگوی درمانی باشد.
آرامش روانی در الگوی «درستپیشروی» نیز حضور دارد. «درستپیشروی» به مفهوم گسترده یعنی احساس سرزندگی و آرامش روانی که با دستیابی به جایگاه شایسته و داشتن اهداف روشن به دست میآید. این احساس با تلاش برای رسیدن به این اهداف از راه برطرف کردن نقصها و محدودیتها همراه است. حرکت مستمر به جلو در زندگی و پیریزی روابط سالم با محیط اطراف و تعاملات اجتماعی نیز در آن جای دارد. مجموعهٔ این عوامل به دستاوردهای معنادار و احساس پذیرش در جامعه منجر میشود.
و ـ پیامدها برای رواندرمانگر
یافتهها و مفاهیم فوق بهخوبی نشان میدهند که آرامش در برابر بیتابی، در چشمانداز تعاملی چند پیامد اساسی برای کار درمانی دارد:
1 ـ تعادل روان برایند تعاملی هیجان اندیشه، انتظار و شخصیت است. پس آرامش مراجع را نیز نمیتوان جدا از این برایند تعاملی در نظر گرفت.
2 ـ رفع بیتابی روانی در قلمرو دادپویی با نیروی روانی، خودپویشی و خویشتنداری مبتنی بر پاکزیستی پیوند دارد. بنابراین هدف درمانیِ «روانآرامی» با نیرومندی شخصیتی و چیرگی هیجانی همراه است و به معنای خاموش کردن پویایی فرد نیست.
3 ـ آرامش در قلمرو خشنودی با سرزندگی، احساس ماندگاری، رضایت از زندگی و استقلال همراه است. بنابراین آرامشی که بر معنویت استوار است، فرد را به سوی استقلال پیش میبرد.
4 ـ الگوهای رواندرمانی تعاملی بسته به ویژگیهای راهبردهای درمان معیّن میشوند. الگوی «روانآرامی» یکی از این الگوهاست و آرامش روانی در الگویی چون «درستپیشروی» نیز با پیشرفت، هدفمندی و روابط سالم درهمتنیده است.
روشن است که آرامش روانی، هنگامی که با پویش و اعتدال، سرزندگی معنوی و پاکزیستی همراه شود، بیتابی را برطرف میکند. چنین آرامشی تعادل روان را نیز استوارتر میسازد.
منبع
مقالات دکتر کاظمی، «انگارهٔ تعادل روان» — انگاره تعادل روان
فرهنگنامه، «الگوهای رواندرمانی تعاملی» — الگوهای روان درمانی تعاملی
فرهنگنامه، «انگاره تعادل روان» — انگاره تعادل روان
فرهنگنامه، «دادپویی» — دادپویی
نقشهٔ این مفهوم: نقشهٔ مفهوم: شخصیت
مقالههای همموضوع: خودپویشی در روانشناسی تعاملی