پرش به محتوای اصلی

مرجعیّت در پرورش استعداد: معلّم به‌مثابهٔ الگو

نوشته هیئت تحریریه ۶ دقیقه مطالعه مقاله متوسط

برای: معلمان و مشاوران

پرورش استعداد و خلّاقیّت تنها به محتوای برنامهٔ آموزشی وابسته نیست. کسانی که این برنامه‌ها را اجرا می‌کنند نیز در آن سهمی بنیادین دارند. یکی از مفاهیمی که در این زمینه اهمیّت ویژه‌ای می‌یابد، «مرجعیّت» است. مرجعیّت یعنی جایگاهی که فرد در ذهن و نگرش دیگران به دست می‌آورد و به سبب آن، منبع اطّلاعات و الگوی رفتار آنان قرار می‌گیرد. در این‌جا نخست به معنای مرجعیّت و سرچشمه‌های آن می‌پردازیم و سپس نقش معلّم را به‌عنوان مرجع و الگو در فرایند غنی‌سازی و پرورش استعداد بررسی می‌کنیم.

الف ـ مفهوم مرجعیّت و سرچشمه‌های آن

مبانی قدرت رهبری را غالباً پاداش، تنبیه، مهارت، مرجعیّت و قراردادهای قانونی تشکیل می‌دهد. پس مرجعیّت یکی از پایه‌های نفوذ در دیگران است و با قدرتی که از پاداش و تنبیه یا قرارداد قانونی سرچشمه می‌گیرد، یکسان نیست.

فرد رهبر، عصارهٔ وجودی، مرجع و الگوی یک سازمان است و مناسب‌ترین ملاک و معیار برای ارزشیابی هر سازمانی محسوب می‌گردد. این آرمان‌ها، اهداف و مقاصد متعالی وی است که به سازمان نظام ارزشی ویژه‌ای می‌بخشد.

مرجعیّت بیش از هر چیز از ویژگی‌های شخصیّتی سرچشمه می‌گیرد. در مشاوره، شخصیّت مشاور در کمک به تصمیم‌گیری مستقلّ مراجع تأثیر دارد. در واقع باید از یک «شخصیّت تصمیم‌گیرنده» سخن گفت که به مشاور نقش مرجعیّت در تصمیم‌گیری می‌دهد. از جملهٔ ویژگی‌های بنیادین این شخصیّت می‌توان به «پایداری روانی و شخصیّتی» اشاره کرد.

در «رواندرمانی حمایتی» نیز حمایت تخصّصی مشتمل بر قدرت و توانایی، پناه‌دهی، پشتیبانی، همراهی، درک، پذیرش، دلسوزی، مهرورزی، پنددهی، چاره‌اندیشی، شکیبایی و صداقت است. همین ویژگی‌ها به روانشناس حمایتی مرجعیّت می‌دهد.

ب ـ معلّم: مرجع اطّلاعاتی معتبر و الگوی نیرومند

برنامه‌های غنی‌سازی تنها هنگامی به ثمر می‌رسند که معلّمانی ویژه به‌عنوان مراجع اطّلاعاتی معتبر و الگوهای نیرومند در محور تلاش‌های غنی‌سازی قرار گیرند. معلّم در این جایگاه دو نقش را با هم بر عهده دارد: منبع اطّلاعات و دانش است و الگوی رفتار و اندیشه.

این الگوها از طریق انتظاراتی اثر می‌گذارند که با واقعیّت‌های جریان شناختی خلّاقیّت، یعنی توجّه، ادراک، تفکّر، یادگیری و حفظ، سازگاری یافته است. چنین انتظاراتی زمینه را برای تقویت انگیزه‌های تحصیلی ویژه و در پی آن، جلب توجّه فراهم می‌آورد.

معلّمِ الگو از خرده‌گیری، ایراد، سرزنش و تحقیر پرهیز می‌کند. او انتظارات خویش را متوجّه مستقلّ بودن، تشویق تعالی‌جویی و پیشرفت گام‌به‌گام می‌سازد. چنین شرایطی مناسب‌ترین وضعیّت را برای پذیرش خلّاقیّت مهیّا می‌کند.

بنابراین مرجعیّت معلّم از جنس امر و نهی نیست. این مرجعیّت بر انتظارات سازگار با جریان شناختی خلّاقیّت و بر پذیرش و تشویق استقلال استوار است.

ج ـ همگنان خلّاق: الگوهایی در کنار مراجع رسمی

خلّاقیّت در ذات خود مستلزم استقلال‌طلبی است. امّا وجود یک نظام تفکیکی ویژهٔ خلّاقیّت، فضای همگن خلّاقانه‌ای پدید می‌آورد که در آن «تعامل خلّاقانه» با استقلال‌طلبی افراد خلّاق تعارضی ندارد. این فضا دست‌کم سه نقش بسیار اساسی در پرورش خلّاقیّت ایفا می‌کند:

۱ ـ در میان سایر افراد خلّاق، الگوهایی متنفّذ و نیرومند یافت می‌شوند که مبانی خلّاقیّت و مهارت تفکّر را تقویت می‌کنند و پایه‌های شناختی خلّاقیّت را استوارتر می‌سازند؛

۲ ـ همگنان خلّاق منابعی معتبر و مؤثّر از لحاظ اطّلاعاتی و شناختی به شمار می‌آیند. وجود این منابع در درون نظام تفکیکی خاصّ خلّاقیّت تهدیدی برای مراجع رسمی محسوب نمی‌شود، بلکه نظام مزبور را غنی و تکمیل می‌کند؛

۳ ـ گسترش گروه‌های مطالعاتی و تحقیقاتی خلّاق که کم‌وبیش از تجانس‌هایی برخوردارند، به تعالی کیفی آفرینندگی می‌انجامد و خلّاقیّت را به وحدت ارتقا می‌بخشد.

فضای همسالی خلّاق در بسیاری از موارد به‌تنهایی محیطی سرشار و غنی برای پرورش خلّاقیّت فراهم می‌آورد. این فضای غیررسمی و عاری از رقابت‌طلبی است و تنها یک تقلید را می‌توان در آن یافت: «تقلید برای خلّاقیّت».

پس معلّم تنها مرجع موجود در محیط آموزشی نیست. الگوهای همگن خلّاق در کنار او، جایگاه مراجع رسمی را کامل‌تر می‌کنند.

د ـ پیامد از دست رفتن مرجعیّت

اهمیّت مرجعیّت هنگامی آشکارتر می‌شود که به پیامدهای فقدان آن توجّه کنیم. یکی از زمینه‌های ناسازگاری‌ها و کشمکش‌های خانوادگی استعدادهای درخشان، فقدان درک و تحمّل آرا و نگرش‌های متنوّع و نوآورانهٔ آنان از سوی والدین است. گاه فضای اعتقادی خانواده در قبال دیدگاه‌های جدید و نگران‌کنندهٔ عضو تیزهوش خود بردباری لازم را ندارد، حتّی آن‌ها را به شدّت سرکوب می‌کند و موضع خصمانه‌ای در برابرشان می‌گیرد.

فرد تیزهوش در این هنگام اگر به عصیان نپردازد، به عضوی صرفاً فیزیکی از خانواده تبدیل می‌شود و دیگر مرجعیّت و اعتباری برای خانواده قائل نخواهد بود. طبعاً روی به مراجع خارج از خانواده، نظیر همسالان، می‌آورد.

این یافته روشن می‌سازد که مرجعیّت با سرکوب نگرش‌های نوآورانه به دست نمی‌آید. بی‌تحمّلی در برابر آرای تازهٔ تیزهوش، جایگاه مرجع را از اعتبار تهی می‌کند. به همین سبب، خدمات مشاوره‌ای ویژهٔ تیزهوشان باید بر پایهٔ توجّه به نگرش‌ها، علایق، موضع‌گیری‌ها و نظام ارزشی خاصّ آنان انجام گیرد.

هـ ـ الگوسازی در پرورش رهبری

مرجعیّت معلّم در پرورش رهبری نیز جلوه‌ای روشن دارد. مطالعات نشان می‌دهند که مؤثّرترین برنامه‌های پرورشی رهبری، از جمله، شامل تمهید الگوهایی از رفتار رهبری و فراهم‌آوردن موقعیّت‌هایی برای بحث دربارهٔ رفتار الگو است. فراهم‌آوری موقعیّت‌هایی برای به‌کاربردن مهارت‌های رهبری و تدارک یک نظام پس‌خوراند ثابت نیز در شمار همین نکات است.

«اسمیت» و «هیلمن» توصیه می‌کنند که معلّمان برای کودکان پیش‌دبستانی و دبستانی زمینه‌سازی کنند تا آنان خود به انتخاب‌هایی بپردازند و برای تعارض‌ها و کشاکش‌های خویش راه‌حلی بجویند. برنامه‌ریزان نیز توصیه می‌کنند که پرورش رهبری نه فقط در محیط مدرسه، بلکه به‌عنوان تعاملی از مدرسه، خانه و جامعه بررسی شود.

در سطح مدیریت آموزشی نیز «اُرت» و همکاران وی (۱۹۷۸) در بررسی نقش مدیران به‌عنوان مشاور خردمند یادآور می‌شوند که رهبر و مدیر در ایجاد فضایی آماده و مناسب برای همیاری و ارتباط مشاوره‌ای نقش بسزایی دارد. مدیر کسی است که توانایی شنوندهٔ فعّال بودن را دارد تا به احساسات، عقاید و دیدگاه‌های افراد واقف شود. «بینا» (۱۹۸۶) نیز رهبر را فردی می‌داند که در قبال دیگران تأثیرپذیر و حسّاس باشد و در ایجاد رابطهٔ متقابل موفّقیّت کسب کند.

به‌طور کلّی، مرجعیّت معلّم در پرورش استعداد بر ویژگی‌های شخصیّتی، پایداری روانی و انتظارات سازگار با جریان شناختی خلّاقیّت استوار است. پرهیز از سرزنش و تحقیر، تشویق استقلال و پیشرفت گام‌به‌گام، و تحمّل آرای نوآورانه، معلّم را به مرجع اطّلاعاتی معتبر و الگوی نیرومند تبدیل می‌کند. در کنار او، فضای همگن خلّاق نیز الگوهایی پدید می‌آورد که نظام رسمی را تهدید نمی‌کنند، بلکه آن را غنی‌تر و کامل‌تر می‌سازند.

منبع

روان‌شناسی فرهنگی، «فرهنگ و تصمیم‌گیری» — فرهنگ و تصمیم‌گیری

زمینهٔ روان‌شناسی تعاملی، «راهنمایی و مشاوره» — راهنمایی و مشاوره

روان‌شناسی سازمانی، «فصل هشتم» — فصل هشتم

نخبه‌شناسی، «نخبگان حوزه عمومی» — نخبگان حوزه عمومی

استعداد و تیزهوشی، «استنباط» — استنباط