پرش به محتوای اصلی

پیوندجویی در نوجوانی تیزهوش: دوستی با دیگران و پایداری بر خویشتن

نوشته هیئت تحریریه ۷ دقیقه مطالعه مقاله متوسط

شما که در سال‌های نوجوانی هستید، بارها با این پرسش روبه‌رو می‌شوید: چگونه می‌توان دوست یافت و در جمع پذیرفته شد، بی‌آنکه خود را از دست داد؟ این پرسش به یکی از مفاهیم بنیادی روان‌شناسی مربوط می‌شود که «پیوندجویی» نام دارد. در این‌جا نخست معنای این مفهوم را روشن می‌کنیم، سپس دلایل اهمیت آن را برمی‌شماریم و آن‌گاه پیامدهای آن را برای زندگی شما در مدرسه، در میان دوستان و در خانه بررسی می‌کنیم.

الف ـ پیوندجویی چیست؟

پیوندجویی به معنای دلسوزی، توجه به احساسات دیگران و احترام به حقوق آنان، معاشرت‌طلبی، ترحم به دیگران، ظرافت در بیان عاطفی و ترجیح فضای گرم عاطفی است.

به زبان ساده، فرد پیوندجو دیگران را می‌بیند. به احساس دوستش توجه دارد. حق او را محترم می‌شمارد. از هم‌نشینی با دیگران لذت می‌برد. احساسات خود را با لطافت و ظرافت بیان می‌کند و محیطی را که در آن گرمی و مهر عاطفی وجود دارد، بر محیط سرد و بی‌روح ترجیح می‌دهد.

در تعبیری دیگر، پیوندجویی «احساس پذیرش و مقبولیت اجتماعی و حمایت محیطی است که به امنیت خاطر فرد می‌انجامد». یعنی هنگامی که احساس می‌کنید در جمع هم‌کلاسی‌ها و دوستان پذیرفته شده‌اید و محیط پیرامون شما پشتیبان شماست، آرامش و امنیت درونی می‌یابید. این امنیت خاطر، ثمرهٔ پیوندجویی است.

ب ـ چرا پیوندجویی برای شما بنیادی است؟

پیوندجویی از عناصر اساسی تکوین «خودارجدهی» به شمار می‌آید. خودارجدهی همان عزت‌نفس است؛ یعنی ارجی که شما برای خودتان قائل هستید. خودارجدهی از دو سو شکل می‌گیرد: از یک سو خودباوری و از سوی دیگر عوامل اجتماعی.

خودباوری یعنی باور شما به توانایی‌های خود. خودباوری شرایط را برای «خودپذیری» فراهم می‌کند؛ یعنی شما خودتان را همان‌گونه که هستید می‌پذیرید. اجتماع نیز به شما امنیت و پیوندجویی می‌دهد. هر سهٔ این مفاهیم، یعنی خودپذیری، امنیت و پیوندجویی، از عناصر اساسی خودارجدهی هستند. بنابراین با شکل‌گیری خودباوری، زمینهٔ پدیدآیی خودارجدهی فراهم می‌شود و با پیوندجویی، بر میزان خودارجدهی افزوده می‌گردد.

جالب است بدانید که خودباوری نیز بی‌نیاز از دیگران نیست. هرگاه موقعیتی برای مقایسهٔ خود با دیگران به دست نیاید، خودباوری به‌خوبی شکل نمی‌گیرد و تنها راهی که باقی می‌ماند، بررسی درونی نسبت به انجام یک کار یا تکلیف است. با این توضیح، تکوین و پدیدآیی خودباوری به وجود انسان‌های دیگر و اصولاً به محیط اجتماعی بستگی دارد.

همان‌گونه که «نظریهٔ خودمختاری» بیان می‌دارد، نیاز به پیوندجویی به منزلهٔ یک عامل بنیادی برای پرورش اجتماعی و سلامت فردی به شمار می‌آید (رایان و دسی، ۲۰۰۰).

پیوندجویی در مدرسه نیز اثر مستقیم دارد. پیوندجویی و همزیستی رضایت‌بخش با همسالان و هم‌کلاسی‌ها، سهم عمده‌ای در سازگاری تحصیلی و پیشرفت تحصیلی دارد. پس دوستی سالم در کلاس، تنها مایهٔ شادی نیست؛ بخشی از کامیابی درسی شما نیز به آن وابسته است.

ج ـ هوش و توان تحصیلی به‌تنهایی دوستی نمی‌آورد

شاید گمان کنید که اگر در درس برجسته باشید، دوستی و پذیرش نیز خودبه‌خود به دست می‌آید. مطالعات چنین نشان نمی‌دهند:

«اثر قابلیت تحصیلی بر روی سازش‌یافتگی روانی و اجتماعی در میان یکصد و پنجاه و یک دانش‌آموز پایهٔ دوم در یک مرکز آموزشی ویژهٔ تیزهوش، دویست و شصت و چهار دانش‌آموز پایه‌های پنجم تا یازدهم و شصت دختر دوازده تا هفده ساله بررسی شد. نتایج تحلیل‌های رگرسیون چندگانه، شواهد اندکی برای وجود رابطهٔ میان نمرات قابلیت و سازش‌یافتگی به دست داد.»

یعنی کفایت و شایستگی تحصیلی، ارتباطی با سازگاری اجتماعی ندارد. همان‌قدر که ناسازگاری اجتماعی در میان ناتوانان تحصیلی وجود دارد، در میان دانش‌آموزان پیشرفتهٔ تحصیلی نیز یافت می‌شود. افزایش هوش نیز ضرورتاً تعادل و سازگاری را افزایش نمی‌دهد.

از سوی دیگر، افراد سرآمد به سهولت در میان افراد پایین‌تر از لحاظ هوشی پذیرفته نمی‌شوند. گاهی به سبب عدم درک، خصومت و دشمنی پدید می‌آید. پس اگر گاه احساس کرده‌اید که دیگران شما را درک نمی‌کنند، این تجربه‌ای ناشناخته نیست.

با این همه، تیزهوشان به‌طور کلی از خودباوری اجتماعی قوی‌تری برخوردارند و خود را در مهارت‌های اجتماعی لایق‌تر می‌دانند؛ اما میزان سازگاری اجتماعی آن‌ها با همسالان به سطح تفکیکی بودن محیط‌های آموزشی وابسته است؛ یعنی به این‌که در مدرسه‌ای ویژه و جدا از دیگران درس می‌خوانند یا در کنار همهٔ دانش‌آموزان. روشن است که توانایی شما سرمایه‌ای ارزشمند است، اما برای پیوند با دیگران به عوامل دیگری نیز نیاز دارید.

د ـ خود ماندن: کشاکش خلّاقیّت و پیوندجویی

بخش دوم پرسش شما این بود که چگونه در دوستی، خودمان بمانیم. در این‌جا به یک کشاکش واقعی برمی‌خوریم.

برخی خصایص، پیوندجویی را تقویت می‌کنند و حمایت محیطی را جلب می‌نمایند: فرمانبرداری، یعنی پذیرش قواعد و رهنمود بزرگ‌ترها؛ سعی و کوشش؛ رعایت آداب؛ و تشریک مساعی گروهی، یعنی همکاری با دیگران در کار جمعی. این خصایص، خودارجدهی فرد را رشد می‌دهند.

اما در میان افراد خلّاق، خصایص دیگری نیز دیده می‌شود: شیءگرایی، یعنی سرگرم‌شدن با اشیا و امور بیش از معاشرت؛ ارزش‌گذاری نظری، یعنی ارج‌نهادن به اندیشه و نظریه؛ تحریک‌پذیری آنی، یعنی برانگیخته‌شدن سریع؛ تغییرطلبی، یعنی میل به دگرگونی؛ و رویارویی با سنت‌گرایی، یعنی ایستادگی در برابر شیوه‌های جاافتاده. به نظر می‌رسد این ویژگی‌ها با پیوندجویی و حمایت محیطی امنیت‌بخش معارضت دارند. از این رو، شگفت‌آور نخواهد بود که افراد خلّاق در برخی شرایط دچار ضعف در خودارجدهی شوند و این ضعف همراه با خودباوری نازل باشد.

با این وصف، خلّاقیّت دشمن دوستی نیست. اساساً «گرایش به پیوند اجتماعی» در میان افراد خلّاق وجود دارد (کلر، ۱۹۸۴). نتایج برخی پژوهش‌ها گویای آن است که نمرات برونگردی بالا، یعنی گرایش به جمع و معاشرت، همراه با انعطاف‌پذیری، سیّالی و اصالت کلامی است (وایت، ۱۹۶۸).

بنابراین با وجود سطحی از تعارض میان کناره‌گیری و پیوندجویی اجتماعی، شرایط محیطی فرد از عوامل اساسی در بروز خلّاقیّت است. در واقع «جهت‌گیری درونی»، یعنی تکیه بر انگیزه و راهنمای درونی، شرایط را برای فعّالیّت در یک محیط ناآشنا و ناهمگون فراهم می‌آورد. پس شما می‌توانید با تکیه بر جهت‌گیری درونی خود، در جمعی که با شما همگون نیست نیز حضور فعّال داشته باشید.

هـ ـ مهرورزی: دادوستد دوستی

پیوندجویی یک‌سویه نیست. «مهرورزی» یکی از مؤلفه‌های «قلمرو پیوستگی» در انگارهٔ نوزندگی است و به ابراز محبت، دوستی و همدلی نسبت به دیگران گفته می‌شود. همان‌گونه که هر یک از ما می‌کوشد دوست‌داشتنی باشد، به ابراز دوستی و همدلی نیز نیاز دارد. زندگی مستلزم تبادل دوستی‌هاست.

در سوی مقابل مهرورزی، دیگران موانعی دانسته می‌شوند که باید برطرف شوند و از آن‌ها استفادهٔ ابزاری می‌شود. می‌توانید این پرسش‌ها را از خود بپرسید: آیا محبتم را با کلمات محبت‌آمیز ابراز می‌کنم یا به‌جای آن کاری مفید برای دوستم انجام می‌دهم؟ آیا با نظر دیگران همدلی و همدردی می‌کنم و می‌کوشم به آن‌ها خدمت کنم، یا آن‌ها را ابزاری برای رسیدن به خواسته‌هایم می‌دانم؟

و ـ تعهد: نقطهٔ جوشش خود و محیط

نقطهٔ جوشش خود و محیط، «تعهد» یا هدفمندی است. تعهد نیز از عناصر خودارجدهی است و یک بُعد فردی و یک جنبهٔ اجتماعی دارد. این هدفمندی را شما باید از درون بطلبید و بخواهید و از سوی دیگر، محیط اجتماعی نیز از آن حمایت کند. اگر هدفمندی فرد تیزهوش با واقعیت‌های محیط اجتماعی و جهان خارج هماهنگی و انطباق نداشته باشد، تحقق عینی نمی‌یابد و صرفاً در ذهن و مخیلهٔ فرد باقی می‌ماند.

روشن است که خود ماندن به معنای بریدن از دیگران نیست و پیوند با دیگران نیز به معنای رهاکردن خویشتن نیست. خودباوری و خودپذیری از درون شما برمی‌خیزند و امنیت و پیوندجویی از جمع به شما می‌رسند. هنگامی که مهرورزی و همدلی را با جهت‌گیری درونی و هدفمندی خود همراه کنید، هم در میان همسالان پذیرفته می‌شوید و هم ارج خویشتن را نگاه می‌دارید. از این طریق، خودارجدهی شما از هر دو سو نیرو می‌گیرد.

منبع

مقالات دکتر کاظمی، «خود باوری و سازگاری تیزهوش» — خود باوری و سازگاری تیزهوش

مقالات دکتر کاظمی، «خلاقیت و پیوندجویی» — خلاقیت و پیوندجویی

فرهنگ‌نامه، «مهرورزی» — مهرورزی

فرهنگ‌نامه، «پیوند جویی» — پیوند جویی

مقالات دکتر کاظمی، «خلاقیت و خود» — خلاقیت و خود