پرش به محتوای اصلی

۸۲. چکیده

۸ دقیقه مطالعه

در این مقاله بازخورد دختران نوجوان تیزهوش نسبت به معلّم در پایه‌های مختلف تحصیلی بررسی می‌شود . 423 دختر نوجوان تیزهوش در پایه‌های دوم راهنمایی تا چهارم نظری به یک پرسشنامه باز، دربارهٔ ویژگیهای مطلوب یک معلّم پاسخ دادند. آزمون مجذور خی (X2) برای تحلیل امّاری به کار رفته و تفاوتهایی را در پایه‌ها و مقاطع تحصیلی در سطح 9/99% نشان می‌دهد. یافته‌ها وجود یک فهرست پنج بعدی (رفتاری، شخصیّتی، شناختی، نگرشی و انگیزشی) را در مورد خصایص معلّم ویژه تأیید نمود. دختران تیزهوش در مقطع راهنمایی به ابعاد رفتاری، شخصیّتی و نگرشی و در مقطع دبیرستان به ابعاد شناختی و انگیزشی توجّه می‌نمودند و با افزایش پایهٔ تحصیلی، توجّه به بعد رفتاری کاهش یافته اهمیّت ابعاد شناختی و انگیزشی افزایش می‌یافت. بازخورد دختران تیزهوش ایران با سایر کشورها نسبت به معلّم، تفاوتی ندارد. پیشنهادهایی برای امر تشخیص تیزهوش و گزینش معلّم در پایه‌های مختلف ارائه می‌گردد.

پیشینه مطالعاتی

توجّه به ویژگیهای مطلوب معلّم بخشی از مقولهٔ وسیع بازخورد تحصیلی تیزهوش است. این بازخورد به معنای نگرش، احساس و رفتار متناسب، شامل عناصر مختلف و متعدّدی نظیر برنامهٔ تحصیلی، محتویات درسی، امکانات و تسهیلات آموزشی، سیاستها و استراتژیهای اساسی، اسنّاد تحصیلی، کانون نظارت تحصیلی و خصایص معلّمان مطلوب می‌گردد.

نیاز به معلّم ورزیده بر اساس یک مطالعه در مورد دیدگاه سیاستگذاران، مجریان و مسؤولین تعلیم و تربیت تیزهوش، به 47% می‌رسد و پس از آن اهمیّت مختصّصان دیگر ( نظیر مشاور، روانشناس، برنامهٔ ریز) با 37% و سپس مدیران تعلیم و تربیت با 16% مبرهن شده است.

بر اساس یک مطالعهٔ دیگر، نیاز به معلّم مطلوب و ویژه در میان دختران تیزهوش بیش از پسران احساس می‌شود. یعنی پرورش ویژهٔ تیزهوشان در میان دختران بر اساس نقش تعیین کننده و شگرف معلّم تحقّق می‌یابد و بی تردید این خلا موجب شکست هر گونه استراتژی و سیاستگذاری تربیتی ویژهٔ خواهد شد.

حتّی بر اساس مطالعات دیگر نشان داده شده است که موفّقیّت هر برنامهٔ ویژهٔ ارتباط مستقیم با قابلیّتها و تجارب معلّمان آن برنامه دارد.

یافته‌های فوق نشان می‌دهد که نظام پرورشی استعدادهای درخشان به ویژه در مقاطع تحصیلی اوّلیه و نیز در میان دختران تیزهوشی مبتنی بر وجود معلّمان مطلوب و ویژه است.

پیش از این، نقش پایهٔ تحصیلی، دوران تحوّل روانی، فرهنگ، جنسیّت و گرایش تحصیلی در بازخورد تحصیلی بررسی شده است و نتایج قابل توجّهی به دست آمده است.

از سوی دیگر ویژگیهای مطلوب معلّم تیزهوشان در یک فهرست 5 بعدی (رفتاری، شخصیّتی، شناختی، نگرشی و انگیزشی ) معلّمان موفّق به دست آمده است. این فهرست شامل عناصر زیر است:

الف- ویژگیهای رفتاری

  1. مدیریّت و رهبری کلاس

  1. کوشش و پشتکار در جهت کسب موفّقیّت

  2. مهارتهای مربوط به روش تدریس مناسب

  3. قابلیّت مشاوره و راهنمایی

  4. فضای مطلوب برای ابراز عقاید با توجّه به استعدادها و تفاوتهای فردی

ب- ویژگیهای شناختی

  1. هوش فوق العاده

  1. اطّلاعات جامع در مورد افراد تیزهوش

  2. آشنایی با برنامه‌ها و اسلوبهای جدید تعلیم و تربیت ویژهٔ تیزهوش

  3. وسعت اطّلاعات عمومی، اختصاصی، تحصیلات و سواد کافی

ج- ویژگیهای شخصیّتی

  1. جذّابیّت شخصی( وقار، احترام متقابل، جدیّت، قاطعیّت و ...)

  1. نزاکت و ادب

  2. آراستگی ظاهر

  3. خوش مشربی و خوش برخوردی

  4. شوخ طبعی

  5. شخصیّت پویا و انعطاف پذیر( شرح صدر)

  6. تمایز مسائل شخصی و شغلی

د- ویژگیهای نگرشی

  1. فردی با عقاید پویا، وسعت اندیشه و تفکّر( بدون تعصّب بیجا و غرض ورزی)

  1. اعتقاد به اصل تفاوتهای فردی

  2. نگرش منطقی

  3. اعتقاد مثبت نسبت به پدیدهٔ تیزهوشی

  4. جهان بینی حتّی الامکان مشترک با تیزهوش

ه - ویژگیهای انگیزشی

علایق و انگیزه‌های عمیق و گرم معنوی، ارزشی، فرهنگی

تاکنون مطالعه ای مستقلّ دربارهٔ نقش پایه تحصیلی در خصایص معلّم مطلوب از دیدگاه دختران تیزهوش به عمل نیامده است. لذا مطالعهٔ کنونی به عنوان تحقیق در رابطهٔ میان پایهٔ تحصیلی و اهمیّت به خصایص مطلوب( بر اساس فهرست 5 بعدی) از اهمیّت ویژهٔ ای برخوردار است.

تحقیق کنونی، این مسأله را مورد مطالعه قرار می‌دهد که: آیا در پایه‌های تحصیلی، توجّه دختران تیزهوش به ابعاد پنج گانه خصایص معلّم مطلوب، تفاوت دارد؟

روش مطالعه

این مطالعه بر روی 423 دانش آموز دختر تیزهوش در پایه‌های دوم راهنمایی تا چهارم نظری ( به ترتیب پایه: 70 نفر، 85 نفر،91 نفر، 75 نفر، 52 نفر و 50 نفر) انجام یافت. دانش آموزان مزبور در یکی از مراکز سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان مشغول به تحصیل می‌باشند.

متغیّرهای پایه تحصیلی و خصایص معلّم مطلوب به ترتیب به عنوان متغیّرهای مستقلّ و وابسته مورد مطالعه قرار گرفتند و متغیّرهای هوش و جنسیّت نیز متغیّرهای کنترل بودند.

روش جمع آوری اطّلاعات بر اساس پرسشنامه‌هایی با سؤالات باز تشریحی بود که باید هر یک از دانش آموزان پنج خصوصیت معلّم مطلوب را ازدیدگاه خویش می‌نوشتند. این خصوصیات بر اساس فهرست پنج بعدی طبقه بندی می‌شدند.

روش اماری

به علّت طبقه ای بودن متغیّرها، از روش تحلیل امّاری مجذور خی (x2) استفاده شد. این روش اماری برای مقایسهٔ فهرست پنج بعدی در پایه‌های مختلف تحصیلی، مقاطع تحصیلی راهنمایی و دبیرستان و نیز مقایسه بازخورد تیزهوشان ایران و جهان بکار رفت.

نتایج

مقایسهٔ بازخورد دختران تیزهوش ایران با تیزهوشان سایر کشورها نشان می‌دهد که تفاوت معنی داری در دو دیدگاه وجود ندارد.(جدول الف)

جدول الف- جدول درصدی بازخورد تیزهوشان ایران و سایر کشورها نسبت به معلّم مطلوب

رفتاریشخصیّتیشناختینگرشیانگیزشی
تیزهوشان ایران431919127
تیزهوشان سایر کشورها52142284

در میان دختران تیزهوش ایران، ویژگیهای رفتاری (43%)، شخصیّتی (19%)، شناختی (19%)، نگرشی (13%) و انگیزشی (17%) رتبه‌های اوّل تا پنجم را دارند.

بازخورد تیزهوشان سایر کشورها نشان می‌دهد که همین رتبه بندی با اندکی جابجایی وجود دارد؛ یعنی ویژگیهای رفتاری (52%)، شناختی(22%)، شخصیّتی ( 14%)، نگرشی )8%) و انگیزشی (4%) اولویتهای اوّل تا پنجم را تشکیل می‌دهند.

بررسی بازخورد دختران تیزهوش نسبت به معلّم مطلوب نشان می‌دهد که در مقاطع تحصیلی راهنمایی و دبیرستان در سطح 999/0 = α تفاوت معنی داری وجود دارد. (52/40 =2x و 07/0= ´) یعنی در میان بازخورد مزبور و مقاطع تحصیلی ارتباط مثبتی مشهود است. جدول (ب) نتایج درصدی این تفاوت را نشان می‌دهد:

جدول ب- جدول درصدی بازخورد تیزهوشان دختر نسبت به معلّم مطلوب در مقاطع راهنمایی و دبیرستان

رفتاریشخصیّتیشناختینگرشیانگیزشی
راهنمایی461320146
دبیرستان412218118
  1. دانش آموزان مقطع راهنمایی تحصیلی بیش از مقطع دبیرستان به ویژگیهای رفتاری، شخصیّتی و نگرشی اهمیّت می‌دهند. ( به ترتیب 46% در برابر 41%، 20 % در برابر 18 % و 14 % در برابر 11% )

  1. دانش آموزان دبیرستان بیش از راهنمایی به ویژگیهای شناختی و انگیزشی معلّم، اهمیّت می‌دهند ( به ترتیب 22% در برابر 13% و 8 % در برابر 6%).

بررسی بازخورد دختران تیزهوش در پایه‌های مختلف تحصیلی نشان داد که تفاوت معنی داری ( در سطح 9/99% ) میان بازخوردها بر حسب پایه‌های مختلف وجود دارد .( 252/101=2x و 11/0 =) یعنی میان بازخورد دختران تیزهوش نسبت به معلّم مطلوب و پایه تحصیلی رابطهٔ معنی داری وجود دارد. در جدول (ج) نتایج درصدی تفاوتهای مزبور ارائه گردیده است.

جدول ج – نتایج درصدی مربوط به بازخورد دختران تیزهوش نسبت به معلّم مطلوب در پایه‌های تحصیلی مختلف

رفتاریشخصیّتیشناختینگرشیانگیزشیانحراف معیار
دوم راهنمایی50112310604/16
سوم راهنمایی44141818678/12
اوّل دبیرستان40212311597/11
دوم دبیرستان4222208846/12
سوم دبیرستان4824714734/15
چهارم دبیرستان342220121210/8
میانگین431919127
انحراف معیار21/5544/54/329/2

همآن گونه که جدول ج نشان می‌دهد یافته‌های زیر را می‌توان در تفاوتهای مربوط به بازخورد دختران تیزهوش نسبت به معلّم مطلوب در پایه‌های مختلف مشاهده نمود:

  1. کلّیهٔ پایه‌ها، حیطهٔ رفتاری را در اولوّیت قرار داده اند.

  1. پایه دوم راهنمایی و سوم نظری بیش از سایر پایه‌ها به قلمرو رفتاری معلّم مطلوب توجّه دارند.(50% و 48%) و پایه چهارم نظری کمتر از سایر پایه‌ها به این حیطه توجّه دارد.

  2. بیشترین توافق در پایه‌های تحصیلی مربوط به حیطه انگیزشی (29/2 = S.D) و بیشترین اختلاف نظر مربوط به حیطه شخصیّتی (44/5 = S.D) می‌باشد. و حیطه‌های نگرشی (40/3 = S.D)، رفتاری (21/5 = S.D) و شناختی در میان آنها قرار می‌گیرند.

  3. توجّه به حیطهٔ شناختی با افزایش پایهٔ تحصیلی، تقریباً افزایش می‌یابد. ( به ترتیب 11%، 14 %، 21 %، 22%، 24 %،22%).

  4. توجّه به حیطهٔ شخصیّتی در پایه‌های دوم راهنمایی و اول نظری بیش از سایر پایه‌ها است و این توجّه در پایهٔ سوم نظری به کمترین حد می‌رسد.

  5. اهمیّت بعد نگرشی در پایه سوم راهنمایی بیش از همهٔ و دوم نظری کمتر از همهٔ می‌باشد.(18% و 8% )

  6. با افزایش پایهٔ تحصیلی تقریباً اهمیّت بعد انگیزشی نیز افزایش می‌یابد.( به ترتیب 6 %، 6%، 5%، 8%، 7 %، 12%) بررسی پایه‌های تحصیلی نشان می‌دهد که:

  1. پایهٔ دوم راهنمایی پس از حیطه رفتاری به ترتیب به ابعاد شخصیّتی، شناختی، نگرشی و انگیزشی اهمیّت می‌دهد. (23%، 11 %، 10%، 6% )

  1. پایهٔ سوم راهنمایی پس از حیطه رفتاری به ترتیب به ابعاد شخصیّتی، نگرشی، شناختی و انگیزشی اهمیّت می‌دهد.( 18%،18%، 14%، 5%).

  2. پایهٔ اوّل نظری پس از حیطهٔ رفتاری به ترتیب به ابعاد شخصیّتی، شناختی، نگرشی و انگیزشی اهمیّت می‌دهد.(23%، 21% 11%، 5%)

  3. پایهٔ دوم نظری پس از حیطه رفتاری به ترتیب به ابعاد شناختی، شخصیّتی، نگرشی و انگیزشی اهمیّت می‌دهد .(22%، 20%، 8%،8%).

  4. پایهٔ سوم نظری پس از حیطه رفتاری به ترتیب به ابعاد شناختی، نگرشی، شخصیّتی و انگیزشی اهمیّت می‌دهد. (24%،14%، 7 %، 7%)

  5. پایهٔ چهارم نظری پس از حیطهٔ رفتاری به ترتیب به ابعاد شناختی، شخصیّتی، نگرشی و انگیزشی اهمیّت می‌دهد .(22 %، 20 %، 12%، 12%)

  6. بیشترین پراکندگی و تنوّع ارزشی در پایهٔ دوم راهنمایی (04/16= S.D) و بیشترین توافق ارزشگذاری به ابعاد پنج گانه در میان چهارم نظری ( 10/8 = S.D) دیده می‌شود و پایه‌های سوم نظری (32/15 = S.D)، سوم راهنمایی (78/12= S.D)، دوم نظری (46/12=S.D) و اول نظری (97/11= S.D) در میان آنها قرار می‌گیرند. بدین معنا که ارزش گذاری به ابعاد پنج گانه در پایه دوم راهنمایی قطبی تر از سایر پایه‌ها است حیطه رفتاری با 50% در مقابل حیطه انگیزشی با 6% قرار می‌گیرد. امّا در پایه چهارم نظری قطبیت کمتری دیده می‌شود. یعنی ابعاد پنج گانه اوزان متعادل تری می‌یابند. نظیر قطبیت مزبور در پایه سوم نظری نیز مشهود است؛ یعنی حیطهٔ رفتاری با 48 % در برابر حیطه‌های شخصیّتی و انگیزشی با 7% قرار می‌گیرد.

  7. پایه دوم نظری از سایر پایه‌ها به اوزان استاندارد (36/12= S.D) نزدیکتر است؛ یعنی ارزشگذاری استاندارد را می‌توان از ترجیحات تیزهوشان دوم نظری استنباط نمود. به ویژه این ارزشگذاری با استاندارد جهانی نیز تطابق بیشتری دارد؛ یعنی از دیدگاه دانش آموزان تیزهوش دختر در پایهٔ دوم نظری، حیطه‌های رفتاری، شناختی، شخصیّتی، نگرشی و انگیزشی به ترتیب در اولویت قرار دارند و این همان چیزی است که در نقطه نظر تیزهوشان سایر کشورها نیز دیده می‌شود.