۱۱. ورود زودتر به دبستان
این برنامه اصطلاحاً به معنای آغاز پایهٔ پیش دبستانی و یا پایهٔ نخست، یک سال زودتر از سنّ تقویمی است.
در حدود شصت و هشت مطالعه به برنامهٔ «ورود زودتر به دبستان» مربوط میشود که نتایج فرا تحلیل نشان داد اندازهٔ اثر برای جنبههای تحصیلی، 49/0، اجتماعی، 20/0 و خودارجدهی، 16/0 به دست آمد. (راجرز، 2007)
گواهی برای معلومات پایه
این برنامه به معنای تجویز طیّ یک دورهٔ آموزشی و یا کلاس به دانشآموزی است کهاز چیرگی در آموزهها و تجارب پیشین مورد نیاز در یک زمینه برخوردار است.
اندازهٔ اثر برنامهٔ «گواهی برای معلومات پایه» براساس پانزده مطالعه فقط برای جنبهٔ تحصیلی در سطح قابل ملاحظه و برجستهای یعنی 56/0 حاصل شد. (راجرز، 2007)
تحصیل همزمان
در این برنامه به دانشآموز اجازه داده میشود در دو قلمرو تحصیلی مجزا (مثلاً تحصیل در یک رشته دانشگاهی متفاوت همراه با تحصیل دبیرستانی) آموزش رسمی را طیّ کند. قلمرو تحصیلی ثانوی در زمینهٔ استعدادی دانشآموز است.
اندازهٔ اثر برنامهٔ «تحصیل همزمان» بر اساس سی وشش مطالعه برای جنبههای تحصیلی، 32/0، اجتماعی، 15/0 و خودارجدهی، 47/0 به دست آمد. (راجرز، 2007)
یادگیری غیرمستقیم
این برنامه یک دورهٔ تحصیلی که از طریق اصطلاحاً سازوکارهای مجازی(شبکه)، تلویزیون و مانند آنها که محتویات پیشرفتهای را ارایه میدهد و موجب شتاب درسی دانشآموز میشود.
لذا کوششهای فردی شده را در استعدادپروری نوجوانان تیزهوش ممکن است از طریق «آموزش غیرمستقیم» نیز انجام داد. انگیزههای اساسی این نوجوانان برای مشارکت در برنامهٔآموزشی غیرمستقیم، گرایش به غنیسازی و تسریع وضعیت تحصیلی خود و عدم دسترسی به رشتههای تحصیلی در مدارس محلّ تحصیل است. به هرحال آنها از کیفیّت ارتباطات با آموزشدهندگان یا همکلاسیها رضایت دارند. یافتهها نشان میدهند که غالب دانشآموزان در این نظام، خواهان بهرهگیری از فنّاوریهای رایانهای هستند تا سادهتر با معلّمان و سایر دانشآموزان و اطّلاعات مورد نیاز در رشتههای تحصیلی مرتبط باشند. امّا نارضایتی عمدهٔ آنها از کتب درسی سنّتی و موادّ تحصیلی مکتوب است.(کوبیلیوس و لی، 2004)
در بررسی دیگر، تجارب آموزشی بر روی دانشآموزان سیزده تا چهارده ساله که از لحاظ علوم پایه و فنّاوری از حمایت علمی دانشگاه برخوردار بودند، نتایج سودمندی ارایه داد. (آدام زایک و ویلسون، 2004)
اندازهٔ اثر برنامهٔ «یادگیری غیرمستقیم»23به طور کلّی، بر اساس سه مطالعه فقط برای جنبهٔ تحصیلی، 33/0 به دست آمد. (راجرز، 2007)
پرورش فردی خلّاقیّت در نظام فراگیر: فرایندپژوهی نوپدیدهها
«فرایند پژوهی نوپدیدهها» یک برنامهٔ انفرادی در پرورش خلّاقیّت است؛ در این راهبرد، فرد خلّاق با روند پدیدآیی و شکلگیری فرآوریهای نو و خلّاقانه آشنا میشود و از نزدیک در کوران خطّ سیر تطوّر آنها قرار میگیرد
برنامهٔ یاد شده میتواند یکی از مصادیق آموزشفردیشدهاز نوع غنیسازی تلقّی شود که مهارتهای دانشآفرینی در فرد خلّاق را بهبود میبخشد.
«پویایی» در شالوده و خمیرمایهٔ «فرایند پژوهی» نهفته است؛ به بیان دیگر هیچ فرایندی در شکل گیری یک پدیدهٔ نوین، منفکّ از «پویایی»نیست.
«فرایند پژوهی نوپدیدهها» مشتمل بر یازده مرحله و گام اساسی است: 1) استواری مبانی، 2) فهرستگیری ازانواعخلّاقیّت، 3) گزینش نوع خلاقیت، 4)فرایندآموزی، 5) نظامدهی به فرایند، 6) تأمین منابع، 7) اجرای فرایند، 8) نقد فرایند، 9) استنتاج، 10) استنباط و 11) اجرای نوین.
با مرحلهٔ یازدهم، «فرایندپژوهی نوپدیدهها» به پایان میرسد و این برنامه به نوپدیدآوری در دانشآموز نایل شده است. (کاظمی، 1379، 1393، میدور، 1994)
چنانکه تلویحاً بیان شد، «فرایندپژوهینوپدیدهها» یک کوشش خلّاقیّت پروری برای هر دو قلمرو آفرینندگی و ساز ماندهی است.
این برنامه در اصل به یکپارچگی دو قلمرو خلّاقیّت تحقّق میبخشد؛ استواری مبانی، نظامدهی، نقد، استنتاج و استنباط، گامهایی هستند که به تقویّت و ورزیدگی «سازماندهی» یاری میدهند و اجرای فرایند در گام هفتم و اجرای نوین در قدم یازدهم، با تأکید بر تجربهورزی، به استحکام قلمرو «آفرینندگی» کمک میکنند. از این رو، «فرایندپژوهینوپدیدهها» را میتوان برای پرورش دو خوشهٔ خلّاقیّت کودکان از مقطع سنّی پیشدبستانی بهکار برد.(کاظمی، 1393؛ میدور، 1994)
تلفیق در مکتب تعاملی
«پرورش تعاملی استعداد» بر پایهٔ تعامل دو جنبهٔ تواناییهای بنیادین و زمینهها مبتنی بر «ماهیّت تعاملی تیزهوشی و استعداد» پیریزی شده است.
از این ساختار میتوان در چارچوب راهبرد فراگیرسازی برای پرورش دو حیطهٔ اساسی استعداد یعنی استعداد تحصیلیوخلّاقیّت در چهار سطح فردی، کلاسی، پایهایوآموزشگاهی بهره برد.
مراحل ذیل با توجّه به سطح کلاس بیان شده است:
یک) تشخیص استعداد
ابتدا نیمرخ کلّی استعداد کلاس مطابق جدول فراهم میشود. ستونهای جدول، اشاره به زمینهها (موادّ درسی و غیر درسی) و سطرها ناظر به تواناییهای پنجگانه است. بدین ترتیب که زمینهها در هر ردیف بر اساس هر توانایی بنیادین نمره داده میشود و سپس نمرات کلّ برای هر زمینه و میانگین برای هر توانایی محاسبه و درج میگردد.
تشخیص استعداد فرد در هفت سطح انجام میگیرد:
1) کلّی تعامل کلّی همهٔ تواناییهای پنجگانه با همهٔ زمینهها در نقطهٔ تقاطع ردیف «کلّ» با ستون «میانگین» که با نمره ای کلّی جمع بندی میشود. (در مثال عینی، 76/60 است)
2) اجمالی بر اساس جمعبندی توانایی و زمینهای که بالاترین نمرهٔ کلّی را دارند. در مثال موجود «هوش تحصیلی در مطالعات اجتماعی»(79.05 و 69.34) با نمرهٔ میانگین 4/74 درج شده است.
3) ترکیبی بر اساس زمینههایی که بالاترین نمرهٔ ترکیبی هوش و ترکیبی کنش را دارند. این نتیجه در سطرهای «هوش» و «کنش» ذکر میشود.
در مثال موجود، «هوش فارسی»(77.78) و «کنش علوم تجربی»(73.34) به دست آمده است.
4) کانونی بر اساس تعامل بالاترین زمینه در سه هوش و بالاترین زمینه در دو کنش حاصل میشود که در ستون تقویت مذکور است و انتظار میرود حاصلش بین زمینه ای باشد.
در مثال موجود، معارف اسلامی برای هوش تحصیلی (93.33) و علوم برای وظیفه مندی (80) برجسته ترین زمینهها قلمداد میشوند و حاصل آن «وظیفه مندی تحصیلی در زمینهٔ تعاملی معارف اسلامی با علوم تجربی» است.
5) تفصیلی نهایی این سطح به تعامل بیشترین زمینههایی اشاره دارد که بالاترین نمرهٔ هر یک از تواناییهای بنیادین پنجگانه را به خود اختصاص داده اند. این نتیجه در سطر و ستون «آموزش و تقویّت» ذکر شده است.
برای این کار، ابتدا بالاترین زمینهٔ هر توانایی استخراج میشود.
سپس زمینههای حاصله با یکدیگر تعامل مییابند.
از سوی دیگر برجسته ترین ظرفیّتهای پنجگانه در سطر «آموزش» جمع بندی میگردند.
در نهایت، تعامل بالاترین زمینهها با برجسته ترین هوش و برجسته ترین کنش حاصل میآید.
بدیهی است که این تشخیص، بین زمینهای و بین توانایی است و تعیین کنندهٔ خطّمشی گستردهْٔ تخصّصی و حرفهای فرد است و یکی از هفت حالت را در بر میگیرد: «نوسودمندی تحلیلی»، «نوسودمندی تجربی»، «نوسودمندی تحصیلی»، «وظیفهمندی تحلیلی»، «وظیفهمندی تجربی»، «وظیفهمندی تحصیلی»، «ترکیبی» (بیش از یک هوش و یک کنش نظیر نوسودمندی تجربی تحصیلی و یا وظیفهمندی نوسودمندانهٔ تحلیلی)
در مثال موجود، وظیفهمندی تحصیلی بیشترین فراوانی سطر «آموزش» را تشکیل میدهد.
از سوی دیگر، فارسی، علوم و معارف اسلامی برجسته ترین زمینههای مذکور در ستون «تقویت» قلمداد میگردند. لذا «وظیفهمندی تحصیلی در زمینهٔ مشترک فارسی، علوم تجربی و معارف اسلامی» تشخیص تفصیلی استعداد خواهد بود.
6) نوع استعداد بر اساس زمینههایی که بالاترین نمرهٔ «خلّاقیّت» و «استعداد تحصیلی» و انواع «خلّاقیّت نظری» و «خلّاقیّت عملی» را دارند.
در مثال موجود، «خلّاقیّت فارسی» (75.55)، «استعداد تحصیلی معارف اسلامی»(80)، «خلّاقیّت نظری فارسی»(73.33) و «خلّاقیّت عملی در زمینهٔ متعامل فارسی اجتماعی و علوم تجربی»(76.67) انواع استعدادهای برجسته را تشکیل میدهند.
7) استعداد ضعیف تعامل ضعیفترین تواناییها با نازلترین زمینهها، شاخص ضعیفترین استعداد فرد است.
در مثال موجود، «نوسودمندی» با نمره29/54 ضعیفترین توانایی و «تربیت بدنی» با نمره 44، نازلترین زمینه محسوب میشوند که در تعامل با یکدیگر، «نوسودمندی تربیت بدنی» را به عنوان ضعیفترین استعداد کلاس بر میشمارد.