پرش به محتوای اصلی

ورود زودتر به دبستان: ملاحظات روان‌شناختی پذیرش زودهنگام کودک مستعد

نوشته هیئت تحریریه ۶ دقیقه مطالعه مقاله متوسط

برای: معلمان و مشاوران

پرورش استعداد و تیزهوشی در مدرسه به برنامه‌های گوناگونی بستگی دارد که هر یک ویژگی‌ها و پیامدهای خاص خود را دارند. یکی از این برنامه‌ها «ورود زودتر به دبستان» است. این برنامه از زمرهٔ «سیاست فردی» به شمار می‌آید و در شمار سه برنامه‌ای قرار می‌گیرد که از برجستگی روان‌شناختی برخوردارند. از این‌رو، آگاهی مدیران مدرسه از ماهیت این برنامه، اثرات آن و شرایط بهره‌گیری درست از آن اهمیت بسیاری دارد. در این‌جا نخست مفهوم این برنامه را بیان می‌کنیم، سپس یافته‌های پژوهشی را می‌آوریم و در پایان دلالت‌های آن را برای مدرسه بررسی می‌کنیم.

مفهوم ورود زودتر به دبستان

برنامهٔ «ورود زودتر به دبستان» اصطلاحاً به معنای آغاز پایهٔ پیش‌دبستانی و یا پایهٔ نخست، یک سال زودتر از سن تقویمی است. این برنامه یکی از برنامه‌های «آموزش خاص» است و «آموزش خاص» اساساً به بهره‌گیری اقتضایی از برنامه‌های ساختاری و محتوایی ویژه اشاره دارد. به بیان دیگر، ورود زودتر به دبستان برنامه‌ای نیست که برای همهٔ کودکان به‌طور یکسان به کار رود؛ بلکه باید بر پایهٔ اقتضای وضعیت هر کودک مستعد به آن اقدام کرد.

بهره‌گیری از این برنامه در جهان گسترهٔ وسیعی دارد. برنامهٔ «ورود زودتر به دبستان» در کشورهای آمریکا، اطریش، بلژیک، سوئیس، آلمان، اسپانیا، فنلاند، فرانسه، ایرلند، هلند، لهستان، پرتغال، رومانی، سوئد، اسلوونی و انگلستان رواج دارد. «مانکس» و «پلوگر» (۲۰۰۵) نشان دادند که در کشورهای مختلف جهان غالباً از سیاست آموزش فردی بهره‌گیری می‌شود و این برنامه یکی از نمونه‌های بارز آن است.

یافته‌های پژوهشی

در حدود شصت و هشت مطالعه به برنامهٔ «ورود زودتر به دبستان» مربوط می‌شود. «راجرز» (۲۰۰۷) در یک فراتحلیل، اندازهٔ اثر این برنامه را در سه جنبه بررسی کرد. نتایج نشان داد که اندازهٔ اثر برای جنبه‌های تحصیلی ۰/۴۹، برای جنبه‌های اجتماعی ۰/۲۰ و برای خودارجدهی ۰/۱۶ به دست آمد.

در جدول اندازهٔ اثر برنامه‌های ویژه در ابعاد تحصیلی، اجتماعی و روان‌شناختی، برنامهٔ «ورود زودتر به دبستان» در بُعد روان‌شناختی پس از دو برنامهٔ «تحصیل همزمان» و «تحت نظارت راهنما» در جایگاه سوم قرار می‌گیرد. هر سه برنامهٔ برجسته، یعنی «تحصیل همزمان»، «تحت نظارت راهنما» و «ورود زودتر به دبستان»، از زمرهٔ «سیاست فردی» به شمار می‌آیند که همگی در راهبرد فراگیرسازی جای می‌گیرند.

این یافته از آن‌رو درخور تأمل است که چنین نیست که هر برنامهٔ تلفیقی و فراگیرساز از برجستگی روان‌شناختی بهره‌ای داشته باشد. نه برنامهٔ «یادگیری مستقیم» و نه هیچ یک از برنامه‌های «سیاست آموزشی مختلط» در راهبرد فراگیرسازی، یعنی «گروه‌بندی درون کلاسی»، «همیاری گروهی همگن در توانایی» و «یادگیری خصوصی دونفری»، اثر مثبت روان‌شناختی نشان ندادند.

با این همه، «دلکورت» و همکاران (۱۹۹۴) خاطرنشان کرده‌اند که به نظر می‌رسد هیچ برنامهٔ منحصربه‌فردی به‌طور کامل نمی‌تواند نیازهای روان‌شناختی و عاطفی دانش‌آموزان مستعد را ارضا کند.

یافته‌های فوق به‌خوبی نشان می‌دهند که بهره‌گیری از برنامهٔ «ورود زودتر به دبستان» در مدرسه باید بر سه پایهٔ اساسی استوار باشد:

الف ـ جایگاه برنامه در راهبرد تلفیق

بر اساس «مکتب تعاملی پرورش استعداد»، در راهبرد تلفیق پس از طی مراحل سه‌گانه، با هدف آموزش ویژهٔ دانش‌آموزان تیزهوش تحصیلی، چهار برنامهٔ ویژه قابل اجراست. یکی از این چهار برنامه «تسریع فردی» با بیشترین برجستگی در تیزهوشی تحصیلی، در دروس با کمترین پراکندگی در نمرات (پراش)، در قالب «ورود زودتر به دبستان» است.

به بیان دیگر، از جمله عمده‌ترین تدابیر تقویتی «تیزهوشی تحصیلی»، تسریع فردی برای پرورش تیزهوشی تحصیلی در قالب «ورود زودتر به دبستان» است؛ آن هم بر اساس زمینه‌ای که بالاترین برجستگی این نوع تیزهوشی را دارد.

در راهبرد فراگیرسازی نیز، بر پایهٔ همین مکتب، دو برنامه در قالب «ورود زودتر به دبستان» قابل اجراست: نخست، تسریع فردی با بیشترین برجستگی در هوش تحصیلی در دروس با کمترین پراش؛ دوم، تسریع فردی با بیشترین برجستگی در وظیفه‌مندی در دروس با کمترین پراش.

بنابراین برای مدیر مدرسه روشن است که تصمیم به ورود زودتر کودک به دبستان، به برجستگی وی در هوش تحصیلی یا وظیفه‌مندی و نیز به کمترین پراش در نمرات او وابسته است و صرف تیزهوشی کلی، مبنای کافی برای چنین تصمیمی به شمار نمی‌آید.

ب ـ پذیرش برنامه از سوی خود کودک

در هر حال ضروری است برنامهٔ ویژهٔ پرورشی استعداد توسط خود دانش‌آموز پذیرفته شود و سخت‌کوشی و پایایی‌اش در طول برنامه برانگیخته گردد. این اصل دربارهٔ «ورود زودتر به دبستان» نیز صادق است.

کودکی که یک سال زودتر از سن تقویمی خود به پایهٔ پیش‌دبستانی یا پایهٔ نخست وارد می‌شود، تنها در صورتی از آثار مثبت این برنامه بهره‌مند خواهد شد که خود آن را بپذیرد. برانگیختن سخت‌کوشی و پایایی کودک در سراسر برنامه، شرط بنیادی موفقیت آن است و بی‌توجهی به آن می‌تواند برجستگی روان‌شناختی برنامه را کاهش دهد.

ج ـ انعطاف‌پذیری و پرهیز از پافشاری بر شتاب

نکتهٔ درخور تأمل آن است که «خط‌مشی انقباضی»، به معنای تأکید بر فشرده‌سازی کوشش‌ها، حذف تکرار و کاهش تمرین‌ها، فاقد اثر مثبت روان‌شناختی است و «تسریع موضوعی» تقریباً اثر تخریبی روان‌شناختی دارد.

نتیجه آن‌که یک برنامهٔ برجستهٔ روان‌شناختی باید بدون پافشاری بر شتاب و فشردگی، و به بیان دیگر با انعطاف لازم، به آموزش ویژه اقدام کند. برنامهٔ «ورود زودتر به دبستان» نیز از این قاعده مستثنا نیست. برجستگی روان‌شناختی این برنامه زمانی حفظ می‌شود که مدرسه پس از پذیرش زودهنگام کودک، او را در معرض فشردگی و شتاب بی‌رویه قرار ندهد.

روشن است که شناخت برجستگی کودک در هوش تحصیلی یا وظیفه‌مندی، پذیرش برنامه از سوی خود او و برانگیختن سخت‌کوشی و پایایی‌اش، و پرهیز از فشردگی و شتاب در کنار انعطاف لازم، شرایط بهره‌گیری درست از برنامهٔ «ورود زودتر به دبستان» را فراهم می‌آورد. با این همه، مدیر مدرسه باید در نظر داشته باشد که این برنامه به‌تنهایی نمی‌تواند همهٔ نیازهای روان‌شناختی و عاطفی کودک مستعد را ارضا کند و بهره‌گیری اقتضایی از آن در کنار سایر برنامه‌ها، آثار مثبت آن را دوچندان خواهد کرد.

منبع

آموزش و پرورش برای استعداد و تیزهوشی، «خطّ‌مشی انقباضی پرورش تعاملی استعداد در راهبرد تلفیق» — خط مشی انقباضی پرورش تعاملی استعداد در راهبرد تلفیق

آموزش و پرورش برای استعداد و تیزهوشی، «آموزش فردی» — آموزش فردی

پرورش استعداد، «آموزش خاصّ» — آموزش خاص

آموزش و پرورش برای استعداد و تیزهوشی، «توجّه جهانی به تفکیک» — توجه جهانی به تفکیک

آموزش و پرورش برای استعداد و تیزهوشی، «ورود زودتر به دبستان» — ورود زودتر به دبستان