آموزش ویژهٔ دانشآموزان تیزهوش همواره به معنای جداسازی آنان از کلاس عادی نیست. بخشی از کوششهای ویژه در «راهبرد تلفیق» و فراگیرسازی جای میگیرد؛ یعنی دانشآموز مستعد در همان فضای کلاس و مدرسهٔ عادی، از آموزشی متناسب با استعداد خویش بهرهمند میشود. یکی از این کوششها «خطّمشی انقباضی» است. شناخت دقیق این خطّمشی، مزایا و محدودیتهای آن، برای معلّمان و مدیران مدرسه اهمیّت بسیاری دارد؛ زیرا تصمیم دربارهٔ فشردهسازی آموزش یک دانشآموز مستعد، پیامدهایی فراتر از پیشرفت تحصیلی وی دارد. در اینجا نخست مفهوم این خطّمشی را بیان میکنیم و سپس آثار تحصیلی، روانشناختی و اجتماعی آن را مورد بررسی قرار میدهیم:
الف ـ مفهوم خطّمشی انقباضی
«خطّمشی انقباضی» مشتمل بر برنامهٔ «آزمون بدون کلاس» و «گواهی برای معلومات» است و به مثابهٔ یک کوشش انقباض فردی به شمار میآید. این خطّمشی به معنای تأکید بر فشردهسازی کوششها، حذف تکرار و کاهش تمرینهاست. به بیان دیگر، دانشآموز مستعد ناگزیر نیست آنچه را پیشتر آموخته است، همراه با سایر دانشآموزان بار دیگر تکرار و تمرین کند؛ بلکه معلومات وی سنجیده و گواهی میشود و از این طریق، مسیر آموزشیاش کوتاهتر و فشردهتر میگردد.
ب ـ برجستگی تحصیلی
یافتههای مربوط به اندازهٔ اثر برنامههای ویژه نشان میدهد که کوششهای انقباضی از جنبهٔ تحصیلی در زمرهٔ برنامههای برجسته جای دارند. در جدول اندازهٔ اثر برنامههای ویژه، پس از «جهش پایهای» (۱۰۰، ۸۷ و ۷۸)، «دورهٔ انقباضی» (۱۴۵ و ۸۳) و «آزمون بدون کلاس» (۷۵ و ۵۹) در ردیفهای نخستین ستون تحصیلی قرار گرفتهاند.
استنباط کلّی آن است که اثربخشی برنامههای خاصّ از جنبهٔ تحصیلی (پیشرفت تحصیلی، وجود موادّ درسی خاصّ، امکان پیگیری تحقیقات شخصی و سازگاری محتوای درس با توانایی دانشآموز) برای دانشآموز دارای استعداد برتر، بر حول «آموزش خاصّ برای ارتقای فردی با گروهبندی منقبض در زمینهای ویژه» میگردد. پس فشردهسازی و انقباض، چنانچه در زمینهٔ ویژهٔ استعداد دانشآموز صورت گیرد، با پیشرفت تحصیلی او پیوند نزدیکی دارد.
ج ـ فقدان اثر مثبت روانشناختی
نکتهٔ قابل تأمّل آن است که خطّمشی انقباضی، با وجود برجستگی تحصیلی، فاقد اثر مثبت روانشناختی است؛ و «تسریع موضوعی» تقریباً اثر تخریبی روانشناختی دارد. مؤثّرترین برنامهها از جنبهٔ روانشناختی کوششهایی هستند که به آموزش از بُعد اصل تفاوتهای فردی مبادرت ورزیدهاند؛ نظیر «تحصیل همزمان»، «تحت نظارت راهنما» و «ورود زودتر به دبستان». سیاست آموزشی فردی سبب برجستگیهای روانشناختی در جنبههای خودارجدهی تحصیلی، انگیزه برای پیگیری یادگیری در زمینهٔ استعداد، پشتکار و گرایش به حیطهٔ استعداد میشود.
نتیجه آن که یک برنامهٔ برجستهٔ روانشناختی باید بدون پافشاری بر شتاب و فشردگی، و به بیان دیگر با انعطاف لازم، به آموزش ویژه اقدام کند. افزون بر آن، به نظر میرسد هیچ برنامهٔ منحصربهفردی به طور کامل نمیتواند نیازهای روانشناختی و عاطفی دانشآموزان مستعد را ارضا کند (دلکورت و همکاران، ۱۹۹۴).
د ـ فقدان اثر مثبت اجتماعی
خطّمشی انقباضی و «تسریع موضوعی» از حیث اجتماعی نیز فاقد اثر مثبت هستند. بیشترین امتیاز اجتماعی (تعامل همگنی، نقشهای رهبری خودایفایی، مشارکت سازمانی) از آنِ برنامههایی است که یا شرایط «تفکیک گروهی تماموقت» را فراهم میکنند، نظیر «جهش پایهای» و «گروهبندی تماموقت مبتنی بر توانایی»؛ و یا دانشآموز مستعد را در «پیوند با مراجع متخصّص» قرار میدهند، نظیر «تحت نظارت راهنما» و «جایدهی پیشرفته».
کوشش انقباضی، از آنجا که کوششی فردی و متمرکز بر فشردهسازی معلومات است، هیچ یک از این دو موقعیّت را برای دانشآموز پدید نمیآورد. بنابراین مدیر و معلّمی که تنها به این خطّمشی بسنده میکنند، باید بدانند که نیازهای اجتماعی دانشآموز مستعد از این طریق برآورده نمیشود.
ه ـ جایگاه خطّمشی انقباضی در راهبرد تلفیق
در راهبرد تلفیق، بر پایهٔ «مکتب تعاملی پرورش استعداد»، پس از طیّ مراحل سهگانهٔ آن، با هدف آموزش ویژهٔ دانشآموزان تیزهوش تحصیلی چهار برنامهٔ ویژه قابل اجراست:
۱ ـ تسریع فردی با بیشترین برجستگی در تیزهوشی تحصیلی، در دروس با کمترین پراکندگی در نمرات (پراش)، در قالب «گواهی برای معلومات پایه»؛
۲ ـ تسریع فردی با بیشترین برجستگی در تیزهوشی تحصیلی، در دروس با کمترین پراش، در قالب «ورود زودتر به دبستان»؛
۳ ـ تسریع مختلط با بیشترین برجستگی در تیزهوشی تحصیلی کلاس در یک یا چند درس، حتّیالامکان با کمترین پراش، در قالب «درون کلاسی»؛
۴ ـ تسریع مختلط با بیشترین برجستگی در تیزهوشی تحصیلی کلاس در یک یا چند درس، حتّیالامکان با کمترین پراش، در قالب «همیاری».
دو معیار در این برنامهها راهنمای معلّم و مدیر است: نخست، «بیشترین برجستگی» در تیزهوشی تحصیلی؛ دوم، «کمترین پراش» در نمرات. یعنی انقباض و تسریع در درسی صورت میگیرد که دانشآموز در آن برجستهترین است و عملکردش در آن پایدار و کمپراکنده است. در میان این چهار برنامه، «ورود زودتر به دبستان» در شمار برنامههای مؤثّر روانشناختی جای دارد؛ حال آن که برنامههای «سیاست آموزشی مختلط» در راهبرد فراگیرسازی، یعنی «گروهبندی درون کلاسی»، «همیاری گروهی همگن در توانایی» و «یادگیری خصوصی دونفری»، نه اثر مثبت روانشناختی نشان دادند و نه اثر مثبت اجتماعی.
و ـ تشخیص پیش از انقباض
از آنجا که خطّمشی انقباضی بر «بیشترین برجستگی» و «کمترین پراش» استوار است، دقّت در تشخیص اهمیّت بنیادی دارد. اگر مقرّر است ظرفیّت شناختی یک نوجوان احراز گردد، صرفاً به بررسی هوش اکتفا نمیشود؛ بلکه دامنههای عاطفی، شخصیّتی و نگرشی وی نیز مورد کاوش قرار میگیرد؛ چه آن که بروز این ظرفیّت بستگی به خصایص سایر دامنهها دارد. روش تعاملی با انعطاف و گشودگی لازم کموبیش از همهٔ شیوههای مستقیم و واسطهای استفاده میکند؛ امّا مصاحبهٔ بالینی در آغاز و پایان فرایند تشخیص جای میگیرد و فصلالخطاب تشخیص منحصر در آن است.
ز ـ پیامدها برای مدرسه
یافتههای فوق بهخوبی نشان میدهند که خطّمشی انقباضی، ابزاری نیرومند برای پیشرفت تحصیلی دانشآموز مستعد در کلاس عادی است؛ امّا به تنهایی کفایت نمیکند. مزایای تحصیلی، روانشناختی و اجتماعی دو راهبرد تلفیق و تفکیک به پنج اصل تفرّد، مرجعیّت، آموزش خاصّ، همگنی انعطافی و ارتقاء در زمینه بستگی دارد. خطّمشی انقباضی بیش از همه با اصل «آموزش خاصّ» و «ارتقاء در زمینه» پیوند دارد؛ حال آن که «بهسازی فردیّت در فضای دانشآموزی با تفکیک نسبی انعطافی» قویترین تأثیر روانشناختی را بر جای میگذارد.
روشن است که فشردهسازی آموزش، در کنار انعطاف و پرهیز از پافشاری بر شتاب، و توجّه به فردیّت دانشآموز مستعد، میتواند پیشرفت تحصیلی را بدون آسیب به خودارجدهی تحصیلی، انگیزه و پشتکار وی تحقّق بخشد. از این طریق، آثار درخشان آموزش ویژه در فضای تلفیق، دو چندان خواهد شد.
منبع
آموزش و پرورش برای استعداد و تیزهوشی، «آموزش فردی» — آموزش فردی
آموزش و پرورش برای استعداد و تیزهوشی، «د) آموزش خاصّ» — د آموزش خاص
آموزش و پرورش برای استعداد و تیزهوشی، «سیاست» — سیاست
آموزش و پرورش برای استعداد و تیزهوشی، «خطّمشی فراپایه» — خط مشی فراپایه
آموزش و پرورش برای استعداد و تیزهوشی، «خطّمشی انقباضی پرورش تعاملی استعداد در راهبرد تلفیق» — خط مشی انقباضی پرورش تعاملی استعداد در راهبرد تلفیق