پرورش استعداد در مدرسه به کوششهای گوناگون محتوایی و ساختاری بستگی دارد. تاکنون از حیث محتوا، دو کوشش بنیادین یعنی «غنیسازی» و «تسریع» شکل گرفتهاند؛ امّا از جنبهٔ ساختار، کوششها بیشتر و متنوّعترند. یکی از این کوششهای ساختاری، «خطّمشی فراپایه» است که دانشآموز مستعد را از مرزهای پایهٔ تحصیلی خود فراتر میبرد. در اینجا نخست جایگاه این خطّمشی را در میان سیاستهای ویژهٔ پرورش استعداد بررسی میکنیم، سپس به اثربخشی آن میپردازیم و در پایان دلالتهای آن را برای مدیران مدرسه برمیشماریم.
الف ـ جایگاه خطّمشی فراپایه در سیاست پارهوقت
«سیاست پارهوقت» در میان هفت سیاست مورد بررسی، برجستهترین جایگاه را از حیث کثرت و تنوّع برنامهها به خود اختصاص داده است. در مجموع، ۵۴% برنامههای ویژهٔ پرورش استعداد و ۷۸% برنامههای جداسازی در این سیاست جای میگیرند.
برنامههای سیاست پارهوقت در پنج خطّمشی طبقهبندی میشوند:
۱ ـ خطّمشی فراپایه؛
۲ ـ خطّمشی دانشگاهمحوری؛
۳ ـ خطّمشی انقباضی؛
۴ ـ خطّمشی غنیسازی همگن؛
۵ ـ خطّمشی گوناگون.
«خطّمشی فراپایه» دارای سه برنامهٔ اساسی است: «کلاسهای بین پایه»، «کلاسهای بدون پایه» (کلاسهای مختلط سنّی) و «کلاس مشترک». بنابراین هنگامی که مدیر مدرسه از این خطّمشی سخن میگوید، در واقع یکی از این سه برنامه را در قالب سیاست پارهوقت و در راهبرد تفکیک به کار میگیرد.
بهطور کلّی اثربخشی سیاست پارهوقت بستگی به آن چیزی دارد که آموخته میشود. «راجرز» (۱۹۹۲) اندازهٔ اثر این سیاست را برای رشد خطّی فعّالیّت ۶۵/۰، برای مهارتهای اندیشهٔ نقّاد ۴۴/۰ و برای گروهبندی خلّاقانه ۳۲/۰ به دست آورد.
ب ـ کلاس فراپایه در مکتب تعاملی
چشمانداز اساسی مکتب تعاملی، ترکیب تعاملی کوششهای محتوایی و ساختاری برای پرورش استعداد در زمینهای خاصّ است. بر پایهٔ این مکتب، پس از طیّ مراحل سهگانهٔ «تشخیص استعداد»، «سیاستگذاری آموزش» و «سیاستگذاری تقویّت توانایی»، «کلاس فراپایه» یکی از قالبهای ساختاری تسریع به شمار میآید و در کنار مدرسهٔ تفکیکی، پایهٔ تفکیکی، کلاس دانشگاهمحوری و کلاس انقباضی جای میگیرد.
در این قالب، برنامههای زیر قابل اجراست:
۱ ـ تسریع برای پرورش هوش تحصیلی در قالب کلاس فراپایه بر اساس زمینهای که بالاترین برجستگی این نوع هوش را دارد؛
۲ ـ تسریع برای پرورش وظیفهمندی در قالب کلاس فراپایه بر اساس زمینهای که بالاترین برجستگی این نوع مهارت را دارد؛
۳ ـ تسریع برای پرورش تیزهوشی تحصیلی در قالب کلاس فراپایه بر اساس زمینهای که بالاترین برجستگی این نوع تیزهوشی را دارد.
در سیاست تعاملی پرورش استعداد، دو برنامهٔ دیگر نیز در قالب کلاس فراپایه پیشبینی شده است:
۱ ـ تسریع ترکیبی چنددرسی بر مبنای نمرهٔ بالا در هوش تحصیلی و یا وظیفهمندی؛
۲ ـ تسریع موضوعی تکدرسی بر مبنای نمرهٔ بالا در هوش تحصیلی و یا وظیفهمندی.
نکتهٔ درخور توجّه آن است که در قالب مدرسهٔ تفکیکی و پایهٔ تفکیکی، تسریع جامع در همهٔ دروس بر مبنای نمرهٔ بالا «با کمترین پراکندگی نمرات (پراش)» صورت میگیرد؛ حال آنکه در قالب کلاس فراپایه، برنامهها به تسریع ترکیبی چنددرسی و تسریع موضوعی تکدرسی محدود میشوند و این قید در آنها نیامده است. به بیان دیگر، کلاس فراپایه قالبی است که تسریع را در یک یا چند درس خاصّ، و نه در همهٔ دروس، ممکن میسازد.
ج ـ اثربخشی اجتماعی خطّمشی فراپایه
برجستگی اجتماعی کوششهای ویژه بستگی به سیاستها ندارد، بلکه بستگی به برنامهها دارد. با این حال، یافتهها دربارهٔ خطّمشی فراپایه روشن است: «خطّمشی فراپایه» از حیث اجتماعی، بیاثرترین خطّمشیهاست؛ تا جایی که حتّی نشانی از برنامهٔ «کلاس بین پایه» در این قلمرو وجود ندارد.
ضعیفترین برنامه از حیث اجتماعی در میان دوازده برنامهٔ مورد بررسی، «کلاس مشترک» است با اثربخشی ۰۳/۰- که در سیاست پارهوقت و در راهبرد تفکیک جای میگیرد. در مقابل، برجستهترین برنامه از این حیث، «تحت نظارت راهنما» است با اثربخشی ۵۰/۰ که از زمرهٔ «سیاست فردی» در راهبرد فراگیرسازی به شمار میآید.
در میان سه برنامهٔ ضعیف، دو برنامهٔ تفکیکی در سیاست پارهوقت، یعنی «کلاس مشترک» و «کلاس بدون پایه» در خطّمشی فراپایه جای میگیرند (۶۷%). همچنین سه برنامه از چهار برنامهٔ ضعیف از نوع راهبرد تفکیک هستند: «ورود زودتر به آموزش عالی»، «کلاس بدون پایه» و «کلاس مشترک» (۷۵%).
در جدول اندازهٔ اثر برنامههای ویژه نیز «کلاس بدون پایه» در بُعد اجتماعی اندازهٔ اثر ۰۵/۰ و در بُعد روانشناختی ۱۱/۰ را نشان میدهد. در بُعد تحصیلی، «کلاسهای بین پایه» با اندازههای اثر ۴۵/۰ و ۳۰/۰، «کلاسهای مختلط سنّی (بدون پایه)» با ۴۳/۰ و ۳۸/۰ و «کلاس مشترک» با ۱۵/۰ در جدول جای گرفتهاند.
د ـ چرا خطّمشی فراپایه از حیث اجتماعی ضعیف است؟
مقایسهٔ برنامههای برجسته با برنامههای ضعیف، دو نکتهٔ استنباطی به دست میدهد:
نخست، تفکیک گروهی تماموقت. دو برنامهٔ برجسته یعنی «جهش پایهای» و «گروهبندی تماموقت مبتنی بر توانایی» بر پیریزی و شکلگیری یک فضای گروهی تفکیک همگن تأکید میکنند؛ در حالی که هیچ یک از برنامههای ضعیف، از جمله «کلاس مشترک» و «کلاسهای مختلط سنّی (بدون پایه)»، شرایط تفکیک گروهی تماموقت را فراهم نمیکنند.
دوم، پیوند با مراجع متخصّص. دو برنامهٔ برجسته یعنی «تحت نظارت راهنما» و «جایدهی پیشرفته» دانشآموز مستعد را در ارتباطی تخصّصی با مرجع یا مراجعی معتبر قرار میدهند؛ حال آنکه هیچ یک از برنامههای ضعیف در خطّمشی فراپایه، یعنی «کلاس مشترک» و «کلاسهای مختلط سنّی (بدون پایه)»، موقعیّتی برای پیوند با مرجع متخصّص مهیّا نمیسازند.
هـ ـ دلالتها برای مدیران مدرسه
یافتههای فوق بهخوبی نشان میدهند که مدیر مدرسه در بهکارگیری خطّمشی فراپایه باید به چند نکتهٔ اساسی توجّه داشته باشد:
۱ ـ کلاس فراپایه در مکتب تعاملی، پس از طیّ مراحل سهگانهٔ تشخیص استعداد، سیاستگذاری آموزش و سیاستگذاری تقویّت توانایی معنا مییابد و تسریع در آن بر اساس زمینهای صورت میگیرد که بالاترین برجستگی هوش تحصیلی، وظیفهمندی یا تیزهوشی تحصیلی دانشآموز را دارد.
۲ ـ این خطّمشی قالبی برای تسریع ترکیبی چنددرسی و تسریع موضوعی تکدرسی است، نه تسریع جامع در همهٔ دروس.
۳ ـ از برنامههای خطّمشی فراپایه نباید انتظار برجستگی اجتماعی داشت؛ زیرا این برنامهها نه شرایط تفکیک گروهی تماموقت را فراهم میآورند و نه دانشآموز را با مرجع متخصّص پیوند میدهند.
۴ ـ چون اثربخشی سیاست پارهوقت بستگی به آن چیزی دارد که آموخته میشود، داوری دربارهٔ کارآیی کلاس فراپایه نیز بدون توجّه به محتوای آموزش امکانپذیر نیست.
روشن است که خطّمشی فراپایه، با همهٔ کاربردی که در تسریع درسی دارد، بهتنهایی پاسخگوی همهٔ نیازهای دانشآموز مستعد نیست. شناخت دقیق جایگاه آن در میان سیاستها و خطّمشیهای گوناگون، مدیر مدرسه را در گزینش برنامهای متناسب با نوع استعداد و هدف پرورشی یاری میدهد.
منبع
آموزش و پرورش برای استعداد و تیزهوشی، «د) آموزش خاصّ» — د آموزش خاص
آموزش و پرورش برای استعداد و تیزهوشی، «تفکیک در مکتب تعاملی» — تفکیک در مکتب تعاملی
آموزش و پرورش برای استعداد و تیزهوشی، «تعامل تفکیکی برای پرورش تیزهوشی تحصیلی» — تعامل تفکیکی برای پرورش تیزهوشی تحصیلی
آموزش و پرورش برای استعداد و تیزهوشی، «ارتقاء زمینه ای» — ارتقا زمینه ای
آموزش و پرورش برای استعداد و تیزهوشی، «سیاست» — سیاست