پرش به محتوای اصلی

۲۴. فصل پنجم

۵ دقیقه مطالعه

ریشه‌های شناختی و محیطی خلّاقیت

«مطالعه راهبردی»

در این مطالعه راهبردی، نتایج جدیدترین یافته‌ها در شش محور اساسی، مورد بررسی قرار می‌گیرد:

  1. توجه نسبت به استعدادهای درخشان در سطح جهانی از رشد و گسترش چشمگیری برخوردار شده است.

  2. توجه، ادراک، و تفکر پایه‌های شناختی خلّاقیت را تشکیل می‌دهند.

  3. آفرینندگی برخلاف خلّاقیت، امری اکتسابی است.

  4. تفکر همگرا توأم با انتزاع و قیاس می‌تواند به تفکر خلاّق منجر شود.

  5. میزان تأثیرپذیری تیزهوشی تحصیلی از انتظارات محیطی بیش از خلّاقیت است.

  6. مزایای تفکیک، غنی‌سازی و تسریع، به جنسیت، تحوّل، و نوع تیزهوشی بستگی دارد.

در پایان این مطالعه، رابطه غنی‌سازی تفکیکی با فضای همسالی خلاّق مورد بحث قرار می‌گیرد و پس از ارائه راهبرد، استنباطهای کاربردی برای مدیران، معلّمان، مشاوران، خانواده‌ها و جامعه عرضه می‌شود.

خلّاقیت مانند انواع دیگر تیزهوشی از دو سو، شکل گرفته و تکوین می‌یابد: آنچه که به طور موهوبی در ذات فرد خلّاق وجود دارد و آنچه که از محیط کسب می‌کند.

ریشه‌های موهوبی متنوعی، خلّاقیت را رقم می‌زنند. در این بررسی ریشه شناختی خلّاقیت بویژه نقش «توجه»، «ادراک» و «تفکر» مورد کاوش بیشتری قرار می‌گیرد.

خاستگاههای محیطی از طریق انتظارات و تلاشهای پرورشی در قالب برنامه‌های آموزشی ویژه، سوی دوم تکوین خلّاقیت را تشکیل می‌دهند: آیا انتظارات محیطی در تکوین تیزهوشی و علی‌الخصوص خلّاقیت نقشی دارند؟ آیا برنامه‌های آموزشی ویژه، تأثیرات متفاوتی در خلّاقیت و آفرینندگی برجای می‌گذارند؟ و آیا اصولاً، تفکیک برای خلّاقیت، یک ضرورت است یا یک امکان؟

زمینه

مبانی نظری و کلیات از دو طریق استحکام می‌یابند: 1- بهره‌گیری از قوانین و اصول روان‌شناختی که حاصل یافته‌های پژوهشی معتبر است؛ 2- پیرایش اصطلاحات و مفاهیم از ابهامات ارزشی.

مبانی مستحکم با پرهیز از عنصرگرایی افراطی و پراکنده، یک بینش فراگیر و منسجم در اختیار می‌نهد مع‌هذا بنظر می‌رسد که تأثیرپذیری مبانی و مفاهیم از ویژگیهای محیطی، اجتناب‌ناپذیر است.

یافته‌های روان‌شناسی، رفته رفته مرزهای انواع تیزهوشی را به عنوان نظامهای روانی متمایزی، آشکار می‌سازد؛ چنانکه پایه‌های نگرشی، گرایشی و شخصیتی خلّاقیت نشان داده شده است. علاوه بر آن نتایج پژوهشی به اصلاح برخی تصورات عامه کمک کرده است؛ مانند نیاز ذاتی فرد تیزهوش به همنوایی اجتماعی که زمینه‌ساز تأثیرپذیری محیطی وی است. این یافته‌ها از طریق حوزه مبانی می‌توانند چارچوبی برای فعالیتهای تشخیصی فراهم آورده و شاخصهایی در اختیار گذارند؛ چنانکه مسائل مشاوره‌ای ویژه نیز نوعی شاخص‌ عرضه می‌کنند. شاخصهای یاد شده باید با بهره‌گیری از روشهای تشخیصی گسترده و اقتضایی کشف شوند.

اقدامات مشاوره‌ای ویژه با استفاده از تحلیل رفتارِ شناختی تیزهوشان، به افراد خلاّق در شناسایی دقیق از واقعیت یاری می‌دهد. تمهیدات محیطی و فرهنگی بر اساس جنسیت و تحوّل، در این امر، مؤثر خواهد بود. راهنمایی و مشاوره به منزله یک حلقه پیوندی میان ملاحظات نظری (مبانی، روان‌شناسی، و تشخیص) با آموزش و پرورش عمل می‌کند. به بیان دیگر، راهنمایی و مشاوره زیربنای یک نظام آموزش و پرورش ویژه محسوب می‌شود. لذا هر‌گونه طرح تربیتی خاصّی ناگزیر است که نخست به ویژگیهای روانی متمایز فرد تیزهوش و تنوع تیزهوشی توجّه کافی مبذول دارد و سپس ملاحظات محیطی و اجتماعی را وجهه نظر خویش قرار دهد؛ ملاحظاتی که پیش از تأثیر بر نظام آموزشی و پرورشی ویژه، در حوزه‌های مبانی و تشخیص، نقش تعیین‌کننده‌ای داشته است. در هر حال، چه‌بسا همنوایی اجتماعی فرد تیزهوش بتواند حاصل نظام تربیتی خاصّ یک محیط باشد.

یافته‌های جدید

مبانی

تا سال 1971 حتی در ایالات متحده نیز خدمات و توجهاتی واقعی نسبت به نیازهای دانش‌آموزان تیزهوش و مستعد، مبذول نمی‌شد. در طی گذشت بیست سال اخیر، پیشرفتهایی اساسی در جهت قانونگذاریهای اختصاصی [بمنظور توجه به تیزهوش] انجام یافته است که منابع و مراجع قانونی و سیاسی، بطور تصریحی یا تلویحی از آن حمایت نموده‌اند.

خلّاقیت

چه فعالیتهای ساده کاوشگرانه‌ای در یک کلاس عادی می‌توانند به معلّم در جهت پرورش استعداد خلّاق کمک کنند؟

48 دانش‌آموز تیزهوش پایه هفتم در دو گروه 24 نفری خلاّق و غیرخلاّق مورد مقایسه قرار گرفتند. دو گروه مزبور در 5 حوزه فعالیتی، تفاوت نشان دادند: مهارت‌های حل مسأله مربوط به مواد و محتویات تحصیلی، مهارتهای تفکر واگرا مربوط به مفاهیم ریاضی، متغیرهای شخصیتی و گرایشی، مهارتهای مربوط به مجسمه‌سازی، و پیشرفت.6

آموزش مستقیم به عنوان پرورش و تقویت مهارتهای تفکر در میان تیزهوشان توصیه می‌شود؛ بهره‌گیری از طرحهای درسی که توصیف‌کننده می‌باشند، به تعریف می‌پردازند و به منزله یک نمونه، راهبردهایی را برای کاربرد مهارت تفکری ویژه در اختیار می‌گذارند و معلّمان با‌ آموزش ضروری مشخص و زمان‌بندی شده می‌توانند بخشهایی را در جهت پی‌ریزی، اجراء و انتقال یک مهارت تفکری عرضه شده و تقویت کنند. دانش‌آموز از طریق مشاهده معلّم به عنوان نمونه‌ای که از راهبردهای مزبور استفاده می‌کند و نیز با به‌کارگیری تمارین راهنمایی می‌تواند تسلط مهارتی را کسب نموده و مهارت تفکری جدید را به حوزه‌های مقدماتی مناسب انتقال دهد.5

مشاوره

مقایسه تیزهوشانی که از توانمندیهای استدلال انتزاعی یا غیرکلامی در طی دوران کودکستان تا دبیرستان، برخوردار بودند با تیزهوشان توانمند در استدلال کلامی و یا عینی، آشکار ساخت: کسانی که صرفاً بر اساس تواناییهای غیرکلامی برگزیده شده بودند، بیش از دو گروه دیگر [کلامی و عینی]، مشکلاتی در موضوعات و مواددرسی بروز می‌دادند.4

بررسی محتوای انشاهای چهارده تیزهوش پایه ششم تحصیلی پیرامون مقایسه تجارب شخصی در کلاسهای عادی و اختصاصی، نشان داد که از دیدگاه آنان، توقعات و انتظارات نادرستی از سوی همسالان غیرتیزهوش و معلّمان نسبت به آنها وجود دارد: ارتقای تحصیلی، کارِ گروهی، تقدیر برای کوشش، و سروکار داشتن با همسالان.7

آموزش

یک برنامه تابستانی هنری که به مدت یک نیمسال با مشارکت نوجوانان در رشته‌های تحصیلیِ سطح آموزش عالی انجام یافته بود، مورد بررسی قرار گرفت. با استفاده از مقیاس آمادگی یادگیری خودگردانی و مصاحبه‌های تلفنی از بیست و سه بزرگسالی که ده سال قبل از آن یعنی در سال 1981 در این دوره مشارکت داشتند، اطلاعات ویژه‌ای جمع‌آوری شد. آنها اعتقاد داشتند که این برنامه، اثری مثبت در زندگی آنها داشته است؛ به نگاهداری طبیعت و سرشت هنری آنها در بزرگسالی کمک کرده، هیجانات مثبت طولانی مدتی به آنها بخشیده است و به موقعیت تحصیلی دانشگاهی و گزینشهای شغلی و حرفه‌ای آنان یاری داده است. نوجوانان مستعد به طرز آشکاری از جنبه‌های تحصیلی و اجتماعی برنامه‌های تسریع و غنی‌سازی بهره برده بودند.8