۱۸. فصل چهارم
ملاحظات محیطی در
تشخیص، آموزش و پرورش
«مطالعه راهبردی»
«در این مطالعه راهبردی، جدیدترین یافتههای مربوط به روانشناسی پرورشی تیزهوش مورد بررسی و تحلیل قرار میگیرد. نتایج این بررسی در چهار محور، شکل گرفته است:
عوامل محیطی موجب تعدیلهایی در ساختار خودباوری و موضع نظارت فرد تیزهوش میشود.
تشخیص تیزهوشی در گروههای اقلیت، مستلزم بهرهگیری از روشهای مقتضی است.
بازنگری ویژگیهای معلم و تحلیل انتظارات محیطی، شاخصهای ارزشیابی هر برنامه ویژهای را تشکیل میدهد.
نیازهای تیزهوش و خواستههای محیط، تعیینکننده جریان پرورش اجتماعی فرد تیزهوش است.
در پایان این مطالعه تفاوتهای محیطی موجود در شاخصهای تیزهوشی و جامعهپذیری تیزهوشان، مورد بحث قرار میگیرد و استنباطهایی کاربردی نیز عرضه میشود.»
تیزهوشی گرچه در یک قالب وراثتی قرار میگیرد، اما تحقق و تجلّی آن به تعیینکنندههای محیطی بستگی دارد. جریان تشخیص و آموزش و پرورش تیزهوش نیز همانند تکوین تیزهوشی، میتواند تحت تأثیر ویژگیهای محیطی شکل گیرد.
در این مقاله، برخی از جنبههای اساسی تأثیرپذیر در حوزههای فوقالذکر مورد بررسی واقع میشوند. شاخصهای تیزهوشی (بویژه نگرشی)، برنامههای آموزشی، و تدابیر پرورش اجتماعی، موضوع مطالعات جدید را تشکیل میدهند: آیا نگرشهای ویژه فرد تیزهوش دستخوش تغییرات محیطی قرار میگیرند؟ و آیا اگر تغییر یابند به شاخصهای اساسی تیزهوشی، آسیبی وارد خواهد شد؟ و معضل تشخیصی ناشی از آن، چگونه قابل حل است؟ چه ضرورتهای محیطی موجب شکلگیری جریان تشخیص و شناسایی تیزهوشان میگردد؟ در امر ارزشیابی یک برنامه اختصاصی، چه عوامل درونی و برونی باید مورد لحاظ قرار گیرند؟ و چه عواملی از خارج، تعیینکننده تأثیربخشی یک برنامه هستند؟
و سرانجام، پرورش اجتماعی فرد تیزهوش از چه بنیادها و ضرورتهایی نشأت میگیرد؟ پس از ذکر نتایج و بررسی برخی مطالعات در چهار حوزه «نگرشی»، «تشخیصی»، «آموزشی»، «پرورشی»، یافتههای مزبور مورد تفسیر قرار گرفته و راهبرد مطالعه بیان میشود. در پایان مقاله، استنباطهای کاربردی مطالعه، برای مدیران مراکز آموزشی، معلّمان، مشاوران، خانوادهها و جامعه عرضه میگردد.
زمینه
یافتههای روانشناختی، مفاهیمی را وارد حوزه مبانی مینماید که ملاک تشخیص قرار میگیرند، در این راستا، بایستی به پیامدهای مشاورهای وضع واژههای نامناسب برای مفاهیم مزبور، توجهی تام مبذول شود. این یافتهها، همچنین به طور تدریجی به تمایز مرزهای (بویژه نگرشی) انواع تیزهوشی نیز کمک میکنند. علاوه بر آن، با تحلیل آنها میتوان خدمات مشاورهای را تغذیه نمود. مسائل مشاورهای خاص نیز میتوانند شاخصهایی از تیزهوشی و نوع آن بدست دهند که به تشخیص و آموزش و پرورش گسترده و اقتضایی یاری کند. اعتبار جریان تشخیص، زمینه را برای تحقق یک طرح ویژه آموزشی و پرورشی فراهم میآورد؛ طرحی که بتواند پاسخگوی نیازهای تیزهوشی به عنوان یک نظام روانی متمایز و نوع آن باشد.
یافتههای جدید
روانشناسی«در یک مطالعه تطبیقی در کشور هند بر روی دانشآموزان پایههای هفتم تا نهم تحصیلی یافت شد که: 1- سازگاری دانشآموزان مشابه است و تحت تأثیر هوش قرار ندارد.
به نظر میرسد که هوش، موضع نظارت را تحت تأثیر قرار نمیدهد.
رابطه مثبت معنیداری میان هوش و خودباوری وجود دارد. افراد تیزهوش خودباوری بالاتری بروز دادند.1»
تشخیص«تدابیر تشخیصی در گروههای اقلیت نژادی و قومی، مبتنی بر گسترش و بهینهسازی روشهای ارزشیابی و کوششهای کارکنان مدرسه، در پایههای تحصیلی دو تا پنج منجر به 81 درصد افزایش در جذب و تشخیص تیزهوشان اقلیت شده است.»8
آموزش«سودمندی یافتههای ارزشیابی ممکن است تحت تأثیر عواملی قرار گیرد که از مهار ارزشیاب خارج هستند؛ نظیر مسائل اقتصادی و سیاسی. اما عواملی نیز در مهار ارزشیاب قرار دارند؛ مانند: کفایت ارزشیاب، طرح ارزشیابی، تشخیص و ارتباط با مخاطبان، و وضوح و کیفیت گزارش ارزشیابی. اهداف انحصاری برنامههای فراگیران تیزهوش، مسائلی برای ارزشیابان فراهم میسازند.»6
«پژوهشی بر روی عوامل مؤثر در ایجاد، اجراء و حذف یک برنامه غنیسازی و تسریعی ابتدایی در طی سالهای 1958 تا 1969 بر اساس مصاحبههایی با معلمان و مجریان برنامه، بررسی ملاکهای برنامه، و مطالعه دستاندرکاران رسمی، نشان داد که فشارهای اجتماعی (محیطی) انگیزهای برای برنامه و سائقی برای فنای آن، فراهم ساخت. تفسیرهایی مثبت درباره برنامه، شامل تمهید مناسب برای فعالیتهای تحصیلی متعاقب، موقعیت برای پیگیری علائق، برطرف ساختن ملالت و خستگی، وجود معلمان شایسته، فراهمسازی جوّ کلاسی درخشان و برانگیختگی تحصیلی، قابل عرضه است و اضطراب وابسته به رقابت، فشار روانی، پافشاری بر موقعیت، و تعامل محدود با سایر کودکان، به عنوان عوامل منفی مطرح میشود.»4
«بر اساس یک مطالعه، منابع اولیه اطلاعات در اقدامات ارزشیابی برنامههای ویژه را دانشآموزان، معلمان، والدین و مجریان مدارس تشکیل میدادند. بررسی بیش از 70 گزارش مربوط به ارزشیابی و نظارت برنامه، نشان داد که «توصیف وضع کنونی» مبنای اقدامات ارزشیابی بوده است.»2
پرورش«در بررسی علل نارسائیهای میان توانایی و پیشرفت اجتماعی و تحصیلی پسران تیزهوش دبیرستانی یافت شد که بزرگسالان نیاز دارند تا اهمیت رشد مهارتهای اجتماعی را تشخیص داده و به طور فعال، پیشرفت و موفقیت جوانان را در عرصه ورود به فعالیتهای تحصیلی و اجتماعی تشویق نمایند. کمآموزی و ضعف تحصیلی، اغلب در میان پسران دانشآموزی دیده میشود که برای موفقیت و نیل به سطوح متعالیتر، لایق و توانا هستند و از انتقاد گریزان میباشند. اما تشویق والدین و معلّمان میتواند آنها را در جهت موفقیت تحصیلی متناسب با تواناییشان، سوق دهد.»7
«پرورش اجتماعی و هیجانی بر اساس این فعالیتهای تحریکی پیشنهاد میشود: کار در مدرسه، سازگاری با جوّ کلاس، بازی با سایر کودکان، اجتناب از انزوا و کنارهگیری، پرورش تواناییهای رهبری، تحمل اقتدار [دیگران]، فراگیری بردباری در برابر نادانان، پرهیز از عادات مغالطهآمیز و حیلهگرانه، همنوایی و انطباق با نقشها و انتظارات، درک ریشهها و سرنوشتها، و سروکار داشتن با مسائل ویژه یک دختر تیزهوش بودن. کلاسهای تفکیکی مهمترین اسلوب مواجهه با دشواریهای اجتماعی و هیجانی تیزهوشان است.»3
«برای تیزهوشان، پرورش و تربیت هیجانی مهمتر از پرورش جنبههای هوشی است. انزوای اجتماعی، بزرگترین مشکل و مسأله است که تیزهوشان با آن روبرو هستند. گروهبندی هماهنگ و منسجم و دوره تحصیلی تفکیکی برای این گروه به منظور تشویق فعالیتهای هوشمندانه، و اعطای فرصتی برای تعامل اجتماعی رضایتبخش با همبازیهای متجانس (از لحاظ سنّی و هوشی) قابل دفاع است.»5