۲۲. انتظار
مفهوم انتظار و جایگاه آن در روانشناسی
«توقّع» و «انتظار» در لغت به معنای تقریباً مترادفی به کار میروند. «توقّع» به معنای چشمداشت و انتظار داشتن نسبت به حصول امری اطلاق و برای انتظار سه معنا وجود دارد: چشمداشت، چشم به راه بودن و نگرانی.
هر دو واژه به انجام کاری در آینده اشاره دارند. امّا گسترهٔ اصطلاحی «انتظار» و «توقّع» از ابعاد شناختی، نگرشی، ارزشی، گرایشی، انگیزشی و شخصیتی نشأت میگیرد. اگر از فرد یا پدیدهای توقّعی داریم، یعنی این توقّع بر پایهٔ خصایص نظام روانی مذکور، پی ریزی شده است.
بنابراین با برّرسی انتظار فرد نسبت به امری خاصّ، میتوان تصویری کلّی از پایههای روانشناختی، ریشهها و حتی ابعاد فوقالذّکر به دست آورد. در اهمیّت برّرسی انتظار هر فردی، همین کفایت میکند؛ یعنی ابعاد پنجگانه فوقالذّکر انسان، در انتظار وی تجلّی میکنند. این ابعاد، علاوه بر آن، انتظار آدمی را شکل داده، تکوین میبخشند.
انتظار به این معنی دارای انواع مختلفی است: انتظار از خود، انتظارات خانوادگی، تحصیلی، اجتماعی و شغلی. نقشهای نیرومند اجتماعی در وهله نخست بر انتظار از خود پی ریزی میشوند.
به نظر میرسد که در میان ابعاد پنجگانه تکویندهندهٔ انتظار، پایههای انگیزشی و شناختی سهم بسیار شگرفی دارند، این پایهها، زمینههای شکلگیری نظام ارزشی، نگرشی و گرایشی را فراهم میآورند.
انتظار در خطّ سیر فرایندی اش از نیاز سرچشمه میگیرد و نیاز در تعامل با ویژگیهای سرشتی، توانایی، اندیشه، احساس و پیوند، «انتظار» را پی ریزی میکند. لذا انتظار برایند گرایش عاطفی، نظام نگرشی و ارزشی و اساس انگیزش است. این چنین است که رفتار حاصل میآید. به این رفتار، اصطلاحاً «هیجان» میگوییم.
بنابراین انتظارها گویای تواناییهای فردند؛ ویژگیهای شخصیّتی فرد را نشان میدهند؛ گویای نیازهای ویژه او هستند؛ نوع اندیشه وی را رقم میزنند؛ احساسها و مدرکات شخص را آشکار میکنند؛ نوع پیوندها و روابطش را مینمایانند؛ پس در یک کلام، هویت فردی اش را میشناسانند. و این که او چگونه رفتار میکند، بر انتظاراتش اثر میگذارد.
انتظار چنان که ذکر شد به نحو تعاملی برایند نظام روانی فرد است.
از سوی دیگر، رضایت از زندگی بستگی به ارضای انتظارات و توقعات دارد یعنی انتظار از خود و دیگران پایه رضایت را تشکیل میدهد و توقعات غیر واقع بینانه از خود و یا دیگری ممکن است به انواع اختلالات روانی بینجامد.
بدیهی است که رضایت از زندگی چه جایگاهی در سلامت و بهداشت روان دارد. لذا بازنگری و بهسازی انتظارات نقطه آغازین خشنودی است.
قلمروهای انتظار
انتظارات از خود و یا دیگری در سه قلمرو جای میگیرند:
الف) آرامش روان
آرامش روان اشاره به پایداری نظام روان دارد. هر آنچه سبب حفظ این پایداری شود، آرامش روان را تحقّق میبخشد و هر آنچه این پایداری را متزلزل کند در واقع فرد را نا آرام و به تعبیر صحیحتر، «بیتاب» کرده است. لذا «بیتابی»، آن سوی آرامش روان است.
عواملی چون ماندگاری، دلبستگی، تفریح، همراهی، پشتیبانی، پذیرش، همکاری، تشویق، احترام و راهنمایی، به زدودن «بیتابی» و تحقّق آرامش روان میانجامند.
ب) تفرّد
«تفرّد» به معنای دستیابی و نیل به جایگاه بسزا و شایسته هر فرد در زندگی اش است.
هر خاستگاهی چون معنایابی، موفقیّت، جاودانگی، خودشناسی، محیط شناسی، آزادی، استقلال و خودمختاری که موجب تفرّد شود، در این قلمرو جای میگیرد. دریافت و کشف ظرفیّتهای ذاتی، امری ساده نیست. در این جا «تحقّق فردیت» مراد است که از خود شکوفایی گستردهتر است. محور تفرّد، «خودیابی» است.
«خودیابی» یک فرایند اکتشافی است و مانند هر فرایند اکتشافی دیگری مستلزم دو دورهٔ پویایی و بیتابی است. بزرگترین اندیشهٔ فرد، کشف خود است که با کنجکاوی نیرومند و پیگیرانه همراهی دارد و بالاترین کشف و شناخت قلمداد میشود. پویایی برای کشف خود بزرگترین کشفی است که بشر انجام میدهد. در واقع همه کشفهای دیگر سایهٔ این کشف اند؛ به بیان دیگر، کشفهای دیگر برای کشف خود است.
فرد خلّاق نیز در کشف پدیدهها ارتجالاً در جست و جوی خود است؛ گرچه در قالب تکاپو در محیط و اشیاء نمودار میشود. ولی اگر راهنما داشته باشد، ابتدا به کشف خود مبادرت میورزد و بالطّبع برای خودیابی هم دچار بیتابی میشود. بیتابی برای یافتن خود امری اجتناب ناپذیر است.
واقعیّت آن است که آزردگیها و رنجها از «ناخودآگاهی» نشأت میگیرند.
امّا «خودیابی» به شناخت پایههای هفتگانهٔ نظام روانی بستگی دارد و به نوبهٔ خود، زمینهٔ «معنایابی در زندگی» را مهیّا میکند. هر فردی باید مفهوم و معنای نیرومندی در زندگی اش یافته باشد و با آن زندگی کند. پس باید درونی شود. معنای زندگی فرد، دغدغهٔ اصلی وی است که گرفتار و بیتابش کرده است و این بیتابی برای معنایابی در زندگی از ناآرامیهای قابل تقدیر قلمداد میشود.
«معنای زندگی» یعنی آن که فرد برای چه امر مهمّی زندگی میکند؟ اولویّت هستی او چیست؟ چه ارزشهای منسجمی در قالب یک نظام برای زندگی اش پی ریزی میشود و اهداف حیاتش را شکل میدهد و راهش را روشن میکند و به هستی فرد هماهنگی میبخشد؟
معنای زندگی در این ارکان پی ریزی میشوند: هستی، شناخت، انسان، جهان و اخلاق که از دو سرچشمه اساسی معنایابی یعنی دین و فلسفه نشأت میگیرند.
ج) پیشرفت
یکی از انتظارات مهم و حیاتی انسان از زندگی آن است که دریابد همواره در حال «پیشرفت» است. «پیشرفت» به مفهوم هر گام به جلو و یا ترقّی و رشد در زندگی است.
کمالگرایی و تعالی جویی دو مصداق بارز پیشرفت قلمداد میشوند. کمالگرایی به معنای زدایش مستمر و پیگیرانهٔ نقایص وجودی است و تعالی جویی بر نیل به عالیترین جایگاه در زندگی تأکید دارد. آزردگی از نقص فردی آدمی را به سوی حرکت استکمالی سوق میدهد.
افزون بر دو مصداق بارز مزبور، نفوذ محیطی، پرورندگی، خودشکوفایی و پویایی از جمله انتظاراتی هستند که دراین قلمرو قرار میگیرند.
ساختار تعاملی انتظار