پرش به محتوای اصلی

۲۶. تشخیص تعاملی

۳ دقیقه مطالعه

تشخیص درست و معتبر مبتنی بر مبانی نظری استوار است. مبانی نظری مکتب تعاملی زمینه ساز چشم انداز تعاملی در تشخیص است.

«تشخیص تعاملی» به تأکید بر برّرسی یکپارچه نظام روانی اشاره دارد. تشخیص هر پدیدهٔ روانشناختی منحصراً در برّرسی تعاملی صورت می‌بندد و جز آن، برایندی پندارگونه و توهّم آمیز در بر خواهد داشت. این چشم انداز روانشناس را از لغزش در پرتگاههای عنصرگرایی و «تکّه برداری» مصون می‌دارد. از این رو تشخیص تعاملی مبتنی بر روانشناسی تعاملی است و از مکتب روانشناسی تعاملی بر می‌خیزد.

تشخیص در روانشناسی تعاملی مبتنی بر پنج زمینه است:

نخست آن که روانشناس پیش از هر اقدام در فرایند و جریان تشخیص از یک چشم انداز و دیدگاه تعاملی بهره‌مند باشد. بدین معنا که در دریافت و شناخت یک ویژگی روانشناختی ضرورتاً به سایر ابعاد و دامنه‌های نظام روانی التفات و توجّه تامّ صورت پذیرد.

ظرفیّت تحلیلی روانشناس به منظور تشخیص نیرومند و معتبر دومین زمینهٔ لازم در تشخیص تعاملی است.

زمینهٔ سوم پیگیری «سازه‌های تعاملی» در تشخیص است. یک «سازه تعاملی» در واقع برایند دو یا چند پایه و حتّی دو یا چند دامنه از دامنه‌های روانشناختی است که بسته به ماهیّت تعاملی اش دریافتی معتبر از کلّیت نظام روانشناختی به دست می‌دهد.

هنگامی که به تشخیص تعاملی می‌پردازیم، ناگزیر سازه‌های تعاملی در محور تشخیص جای می‌گیرند. یک سازهٔ تعاملی حتّی الامکان برایند همهٔ دامنه‌های نظام روانی است. هرچه این سازه، دامنه‌های بیشتری را در برگیرد، تعاملی‌تر است.

در فروترین سطح یک سازه تعاملی برایند کلّی یکی از دامنه هاست؛ مثلا اگر سازه‌ای در برگیرنده همه دامنهشناختی باشد، سازه تعاملی شناختی قلمداد می‌شود.

ودر فراترین تراز، سازه‌ای که برایند همه نظام روانی باشد، نیرومندترین سازه تعاملی به شمار می‌آید.

زمینهٔ چهارم بهره‌گیری از روش تعاملی درتشخیص است. روش تعاملی با انعطاف و گشودگی لازم کم و بیش از همه شیوه‌های مستقیم و واسطه‌ای استفاده می‌کند. امّا بی تردید مصاحبه بالینی در آغاز و پایان یک فرایند تشخیصی جای می‌گیرد و هر گونه روش تشخیص در میان و فحوای جریان گنجانده می‌شود. در واقع فصل الخطاب تشخیص منحصر در مصاحبه بالینی است.

زمینهٔ پنجم برخورداری از ابزارهای تعاملی است. یک «ابزار تعاملی» سنجش و یا برآوردی نسبتاً فراگیر از تمامیت نظام روان در دسترس قرار می‌دهد.

برای پی ریزی یک ابزار تعاملی معمولاً از دو راهبرد استفاده می‌شود:

1) تلفیق ترکیبی مجموعه‌ای از ابزارها در دامنه‌های مختلف با روش تحلیل عاملی برای نیل به ابزار تعاملی

2) بهره‌گیری از ابزارهای متنوّع و چند آزمونگر برای تشخیص مستقلّ و جمع بندی نتایج

به نظر می‌رسد پی ریزی یک فرایند تشخیص بر پایهٔ زمینه‌های پنجگانهٔ مذکور به اعتبار و پایداری نتایج قوام بیشتری می‌بخشد. نتیجه آن که اگر مقرّر است مثلاً ظرفیّت شناختی یک نوجوان مورد احراز گردد، صرفاً به برّرسی هوش اکتفا نمی‌شود؛ بلکه دامنه‌های عاطفی، شخصیّتی و نگرشی وی نیز مورد کاوش قرار می‌گیرد. چه آن که بروز این ظرفیّت، بستگی به خصایص سایر دامنه‌ها دارد و قس علی هذا.

در این فصل با برخی از مهمترین ابزارهای تعاملی در قلمروهای شخصیّتی، عاطفی، شناختی و ارزشی آشنا می‌شویم. آزمونهای هیجان اندیشه، آزمون شخصیّتی برژه، ابزارهای مربوط به تواناییهای بنیادین، ظرفیّتهای شناختی، خودسنجی تعاملی، آزمون هوش تحلیلی، فهرست خردمندی و فهرست تشخیص رضایت از زندگی از جمله بارزترین ابزارهای تعاملی هستند که به منظور آشنایی علاقمندان مورد برّرسی قرار می‌گیرند.