۳۷. طرح استعدادیابی تعاملی
«پرورش تعاملی استعداد» بر پایهٔ تعامل دو جنبهٔ تواناییهای بنیادین و زمینهها مبتنی بر «ماهیّت تعاملی تیزهوشی و استعداد» پیریزی شده است.
از این ساختار میتوان در چارچوب راهبرد فراگیرسازی برای پرورش دو حیطهٔ اساسی استعداد یعنی استعداد تحصیلیوخلّاقیّت در چهار سطح فردی، کلاسی، پایهایوآموزشگاهی بهره برد.
مراحل ذیل با توجّه به سطح کلاس بیان شده است:
یک) تشخیص استعداد
ابتدا نیمرخ کلّی استعداد کلاس مطابق جدول فراهم میشود. ستونهای جدول، اشاره به زمینهها (موادّ درسی و غیر درسی) و سطرها ناظر به تواناییهای پنجگانه است. بدین ترتیب که زمینهها در هر ردیف بر اساس هر توانایی بنیادین نمره داده میشود و سپس نمرات کلّ برای هر زمینه و میانگین برای هر توانایی محاسبه و درج میگردد.
تشخیص استعداد فرد در هفت سطح انجام میگیرد:
1) کلّی تعامل کلّی همهٔ تواناییهای پنجگانه با همهٔ زمینهها در نقطهٔ تقاطع ردیف «کلّ» با ستون «میانگین» که با نمرهای کلّی جمع بندی میشود. (در مثال عینی، 76/60 است)
2) اجمالی بر اساس جمعبندی توانایی و زمینهای که بالاترین نمرهٔ کلّی را دارند. در مثال موجود «هوش تحصیلی در مطالعات اجتماعی»(79.05 و 69.34) با نمرهٔ میانگین 4/74 درج شده است.
3) ترکیبی بر اساس زمینههایی که بالاترین نمرهٔ ترکیبی هوش و ترکیبی کنش را دارند. این نتیجه در سطرهای «هوش» و «کنش» ذکر میشود.
در مثال موجود، «هوش فارسی»(77.78) و «کنش علوم تجربی»(73.34) به دست آمده است.
4) کانونی بر اساس تعامل بالاترین زمینه در سه هوش و بالاترین زمینه در دو کنش حاصل میشود که در ستون تقویت مذکور است و انتظار میرود حاصلش بین زمینهای باشد.
در مثال موجود، معارف اسلامی برای هوش تحصیلی (93.33) و علوم برای وظیفه مندی (80) برجسته ترین زمینهها قلمداد میشوند و حاصل آن «وظیفه مندی تحصیلی در زمینهٔ تعاملی معارف اسلامی با علوم تجربی» است.
5) تفصیلی نهایی این سطح به تعامل بیشترین زمینههایی اشاره دارد که بالاترین نمرهٔ هر یک از تواناییهای بنیادین پنجگانه را به خود اختصاص دادهاند. این نتیجه در سطر و ستون «آموزش و تقویّت» ذکر شده است.
برای این کار، ابتدا بالاترین زمینهٔ هر توانایی استخراج میشود.
سپس زمینههای حاصله با یکدیگر تعامل مییابند.
از سوی دیگر برجسته ترین ظرفیّتهای پنجگانه در سطر «آموزش» جمع بندی میگردند.
در نهایت، تعامل بالاترین زمینهها با برجسته ترین هوش و برجسته ترین کنش حاصل میآید.
بدیهی است که این تشخیص، بین زمینهای و بین توانایی است و تعیین کنندهٔ خطّمشی گستردهْٔ تخصّصی و حرفهای فرد است و یکی از هفت حالت را در بر میگیرد: «نوسودمندی تحلیلی»، «نوسودمندی تجربی»، «نوسودمندی تحصیلی»، «وظیفهمندی تحلیلی»، «وظیفهمندی تجربی»، «وظیفهمندی تحصیلی»، «ترکیبی» (بیش از یک هوش و یک کنش نظیر نوسودمندی تجربی تحصیلی و یا وظیفهمندی نوسودمندانهٔ تحلیلی)
در مثال موجود، وظیفهمندی تحصیلی بیشترین فراوانی سطر «آموزش» را تشکیل میدهد.
از سوی دیگر، فارسی، علوم و معارف اسلامی برجسته ترین زمینههای مذکور در ستون «تقویت» قلمداد میگردند. لذا «وظیفهمندی تحصیلی در زمینهٔ مشترک فارسی، علوم تجربی و معارف اسلامی» تشخیص تفصیلی استعداد خواهد بود.
6) نوع استعداد بر اساس زمینههایی که بالاترین نمرهٔ «خلّاقیّت» و «استعداد تحصیلی» و انواع «خلّاقیّت نظری» و «خلّاقیّت عملی» را دارند.
در مثال موجود، «خلّاقیّت فارسی» (75.55)، «استعداد تحصیلی معارف اسلامی»(80)، «خلّاقیّت نظری فارسی»(73.33) و «خلّاقیّت عملی در زمینهٔ متعامل فارسی اجتماعی و علوم تجربی»(76.67) انواع استعدادهای برجسته را تشکیل میدهند.
7) استعداد ضعیف تعامل ضعیفترین تواناییها با نازلترین زمینهها، شاخص ضعیفترین استعداد فرد است.
در مثال موجود، «نوسودمندی» با نمره29/54 ضعیفترین توانایی و «تربیت بدنی» با نمره 44، نازلترین زمینه محسوب میشوند که در تعامل با یکدیگر، «نوسودمندی تربیت بدنی» را به عنوان ضعیفترین استعداد کلاس بر میشمارد.
دو) سیاستگذاری آموزش
بر اساس ردیف «آموزش» جدول میتوان سیاست آموزشی یک کلاس را استنتاج کرد که از هفت حالت برخوردار است: «نوسودمندی سازمانی»، «نوسودمندی تجربی»، «نوسودمندی تحصیلی»، «وظیفهمندی سازمانی»، «وظیفهمندی تجربی»، «وظیفهمندی تحصیلی»، «ترکیبی» (بیش از یک هوش و یک مهارت نظیر نوسودمندی تجربی تحصیلی و یا وظیفهمندی نوسودمندانهٔ سازمانی)
به طور کلّی سیاست آموزشی در یک کلاس دارای سه سطح است:
1) سیاست درسی این سیاست بر پایهٔ تعامل بالاترین نمرهٔ تواناییهای هوشی و بالاترین نمرهٔ تواناییهای کنشی در ردیف «آموزش» برای هر مادّهٔ درسی به دست میآید.
مثلاً «نوسودمندی تحصیلی» روش آموزشی برای زمینهٔ مطالعات اجتماعی به شمار میآید. یعنی در این درس، بالاترین هوشهای سه گانه، هوش تحصیلی (با نمرهٔ 86.67) و بالاترین کنشهای دوگانه، نوسودمندی (با نمرهٔ 66.67) است. لذا «نوسودمندی تحصیلی» (با میانگین 76.67) شایسته ترین روش آموزش درس مطالعات اجتماعی را تشکیل میدهد.
2) سیاست تحصیلی بر اساس بالاترین نمرهٔ تواناییهای بنیادین در همهٔ موادّ درسی، برای کلّ تحصیل حاصل میشود. به بیان دیگر، سیاست تحصیلی از ترکیب تعاملی همهٔ سیاستهای درسی به دست میآید.
در مثال موجود، به طور کلّی برجستهترین سیاستهای درسی برای همهٔ زمینههای هفتگانه این گونه اند: چهار وظیفهمندی تحصیلی (با میانگین 5/67)، دو نوسودمندی تحصیلی (با میانگین 35/77)
یک وظیفهمندی تجربی (با نمرهٔ 83). به بیان دیگر، 5 بار وظیفهمندی، 5 بار هوش تحصیلی، 1 بار نوسودمندی و 1 بار هوش تجربی حاصل شده است.
بنابراین در مجموع «وظیفهمندی تحصیلی با آمیزهٔ خفیفی از نوسودمندی تجربی» سیاست تحصیلی غالب را تشکیل میدهد.
3) سیاست جبرانی این سیاست به بهرهگیری از برجستهترین تواناییها برای جبران نسبی ضعیفترین زمینهها اشاره دارد.
در مثال موجود، «وظیفهمندی تحصیلی» به عنوان برجستهترین تواناییها را میتوان برای جبران نسبی ضعیفترین زمینه یعنی «تربیت بدنی» (با نمرهٔ 40) مورد استفاده قرار داد.