۱۲. استنباط
الف) تجلّی خلّاقیّت نوجوانان تیزهوش بر بنیاد هیجان، بستگی به سطح تیزهوشی سازماندهی، بهره هوشی، پایه تحصیلی و تعامل جنسیّت با پایه تحصیلی و تعامل جنسیت با بهره هوشی دارد.
خلّاقیّت در گستره هیجان برای نوجوانان دوازده تا پانزدهساله در سطح تیزهوشی نیمهشدید و بهره هوشی 115تا 120 برجستگی دارد.
بروز خلّاقیّت بر پایه هیجان در میان نوجوانان تیزهوش در طیفهای بهره هوشی 115 تا 120 و 132 تا 144 (به ویژه 138 تا 140) و پسران تیزهوش سازمانده دوازده و سیزده ساله و پسران تیزهوش در طیف بهره هوشی 134 تا 142 و دختران تیزهوش دوازده ساله، چهارده و پانزده ساله و دختران تیزهوش در طیف بهره هوشی 131 تا 144 برجستگی خاصّی دارد.
به نظر میرسد بیشترین بازداری از بروز خلاّقیّت در بستر واکنشهای هیجانی به دختران چهارده و پانزده ساله و پسران سیزده ساله در سطح تیزهوشی نیمهشدید و در طیف بهره هوشی 138 تا 140 اختصاص دارد.
واکنشهای هیجانی مفید برای بروز خلّاقیّت به ویژه در میان نوجوانان مزبور چنین است:
«احساس خوشبختی و رضایت از سرنوشت همراه با ثبات خُلقی و آرامش و تمرکز ذهنی به گونهای که شخص به چیزهای کوچک اهمیّت ندهد و افکار بیفایده و مزاحم را در ذهن نگه ندارد و این امور بیاهمیّت هرگز موجب پریشانیاش نگردد. اگر حوادث غیر منتظرهای رخ دهد، وظیفه تازهای پیش آید، موقعیّتی تغییر کند یا با انتقادی روبهرو گردد، دچار ناراحتی، پریشانی و اضطراب نشود و به آرامی با آنها رویارویی کند و وقایع را نیز به سادگی بپذیرد. در این شرایط، انجام کار مورد علاقه، به نظرش ممکن میرسد و برای تغییر چیزهایی که بر وفق مرادش نیست، میاندیشد. حالات هیجانیاش نیز استوار است و به دشواری بروز میکند؛ به ویژه از آرامش و متانت کلامی برخوردار است».
از سوی دیگر، استقلال خلّاقیّت از واکنشهای هیجانی به نوجوانان تیزهوش در قلمرو بهره هوشی 124 تا 131 و 153 تا 180 و پسران تیزهوش سازمانده پایههای یازده، چهارده و پانزده ساله و پسران تیزهوش در سطوح بهره هوشی 115تا 133 و 143 تا 180 و دختران تیزهوش سازمانده یازده و سیزده ساله و دختران تیزهوش سازمانده در سطوح بهره هوشی 124تا 128 و 147 تا 170 مربوط میشود.
به نظر میرسد به ویژه در میان نوجوانان یازده ساله در طیف بهره هوشی 147 تا 152، استقلال خلاّقیّت از واکنشهای هیجانی، برجستهتر است. به بیان دیگر ممکن است این واکنشهای هیجانی مانع بروز خلّاقیّت نوجوانان مزبور نشوند:
«احساس بدبختی و نارضایتی از سرنوشت همراه با خردهگیری سبب اشتغال فکری میشود؛ به گونهای که شخص به چیزهای کوچک اهمیّت میدهد و درباره امور بیاهمیّت دچار شکّ و تردید میشود و یا دایماً یک فکر کاملاً بیفایده و مزاحم را در ذهن نگه میدارد؛ تا جایی که این امور بیاهمیّت موجب پریشانی شخص میگردد. از انتقاد کم و بیش تند، دچار رنجش عمیق میشود و از گوشزد با لحنی تمسخرآمیز یا نامهربان زود دلنگران میگردد. اگر حوادث غیر منتظرهای رخ دهد یا وظیفه تازهای پیش آید و یا موقعیّتی تغییر کند، این وقایع به سادگی پذیرفته نمیشوند و ناراحتی، پریشانی و اضطراب، شخص را در بر میگیرد و با حرکاتی مانند از جا پریدن، دستپاچگی، رنگپریدگی و یا سرخ شدن، بروز میکند. این تأثّر و ناراحتی در حدّی است که انجام کار مورد علاقه نیز غیر ممکن به نظر میرسد و حتّی اندیشهای نیز برای تغییر چیزهایی که بر وفق مراد نیست، صورت نمیگیرد. با این حال، بدون دلیل، حالات هیجانی دستخوش تغییر متناوب میشوند و به آسانی بروز میکنند. در این میان بویژه هیجان کلامی (در قالب تند و گرم و با شتاب و صدای بلند صحبتکردن) جلوه آشکارتری دارد».
ب) بروز خلّاقیّت نوجوانان تیزهوش سازمانده در پهنه هوش، وابسته به سطح تیزهوشی، بهره هوشی، و مستقلّ از پایه تحصیلی و جنسیّت است؛ امّا به تعامل جنسیّت با پایه تحصیلی و تعامل جنسیّت با بهره هوشی بستگی دارد.
به نظر میرسد اوج بروز خلّاقیّت در پهنه هوش به سطح تیزهوشی بسیارشدید(160 تا 179) و گستره بهره هوشی 161تا 180(به ویژه برای پسران دوازدهساله) و بیشترین بازداری هوش از بروز خلّاقیّت به طیف بهره هوشی 124تا 131(به ویژه برای دختران در طیف 124تا 128) اختصاص دارد. از لحاظ تعامل جنسیت با پایه تحصیلی، هوش عمومی بالا جز در میان پسران تیزهوش دوازده ساله، به طور کلّی کمکی به بروز خلّاقیّت نوجوانان نمیکند.
نظریّه آستانهای فقط محدود به طیفهای بهره هوشی 115 تا 120 و 132 تا 152 میشود و سطوح بهره هوشی 124 تا 131 و 153 تا 180 را در بر نمیگیرد.
چشمانداز عاملی با تأکید بر وجود یک «پدیده چندوجهی در تیزهوشی، میتواند فقط به طیفهای بهره هوشی 115 تا 120 و 132تا 152 محدود شود و چشمانداز ترکیبی با پافشاری بر وجود خلّاقیّت به مثابه یک مؤلّفه بنیادین برای تیزهوشی، ممکن است به طرز قابل ملاحظهای فقط به طیف بهره هوشی 153تا180 محدود باشد. هیچ یک از این دو چشم انداز نمیتوانند تفاوت میان دو گستره بهره هوشی از لحاظ استقلال تیزهوشی از خلّاقیّت (در بهره هوشی 115 تا 120 و 132تا 152)، لزوم خلّاقیّت برای تیزهوشی (در گستره بهره هوشی 153 تا 180) و همبستگی منفی تیزهوشی و خلّاقیّت (در بهره هوشی 124 تا 131 به ویژه در میان دختران) را تبیین کنند.
به نظر میرسد به ویژه در میان نوجوانان یازدهساله در طیفهای بهره هوشی 142تا144 و 147 تا 152، استقلال خلّاقیّت از هوش، برجستهتر است.
ج) به طور کلّی نظریّههای موجود خلّاقیّت، تیزهوشی و هیجان، در تبیین بروز جلوههای خلّاقیّت در گستره هوش تحلیلی و واکنشهای هیجانی با توجّه به سطوح مختلف بهره هوشی دچار محدودیّت هستند.
«نظام تحوّل شناختی پیاژه» در تبیین دستاوردهای مجموعه نیرومندتر است: بر این اساس، ممکن است استنباط کرد هرجا تعادلیافتگی تحوّلی (در دوره دوم و سوم) وجود دارد، خلّاقیّت پسران تیزهوش فرآیندی مستقلّ از آسیبپذیری هیجانی و عامل عمومی هوش است. علاوه بر آن، خلّاقیّت نوجوانان تیزهوش، چه در وهله تعادلیافتگی عملیات عینی و چه در سراسر دوره عملیات انتزاعی، فرایندی مستقلّ از هوش است.
به نظر میرسد پسران تیزهوش دوازده ساله همزمان نیاز به واکنشهای هیجانی خوشایند و وجود ظرفیّتهای مساعد هوشی دارند و این نکته در وهله تهیّه دوره سوم یک ویژگی را برای این گروه تشکیل میدهد.
بررسی تحوّلی بروز خلّاقیّت در گستره هوش و واکنشهای هیجانی گویای وجود خطّ سیرهای متفاوتی میان پسران و دختران است.
باید توجّه داشت که در دامنه دوازده تا پانزده سالگی، ویژگیهای سنّی و مقتضیات بهره هوشی، هر دو در بروز خلّاقیّت بر پایه واکنشهای هیجانی با یکدیگر هماهنگی دارند؛ امّا برای تیزهوشان یازدهساله این هماهنگی دیده نمیشود.
د) یکپارچگی دامنههای عاطفی و شناختی در بروز خلّاقیّت به ملاحظات تحوّلی و افتراقی میان پسران و دختران، سطح تیزهوشی سازماندهی و نیز بهره هوشی بستگی دارد
ظاهراً اوج این یکپارچگی را در میان پسران دوازده ساله در سطح تیزهوشی بسیار شدید(160-179) به ویژه در طیف بهره هوشی 166تا 180 میتوان یافت.
به نظر میرسد یکپارچگی دامنههای عاطفی و شناختی در بروز خلّاقیّت برای دختران یازدهساله در طیف بهره هوشی 147تا152 در نازلترین سطح خود جای دارد.
بنابراین بروز «استعداد تولید عقاید فراوان، گوناگون و تازه همراه با توجّه به جزییات» به مثابه خلّاقیّت، در میان پسران تیزهوش سازمانده یادشده در بستر «احساس خوشبختی، ثبات خُلقی، انتقادپذیری و آرامش» رخ میدهد و این بروز، تابع نوسانهای دامنه بهره هوشی 115 تا 180 ( به ویژه در طیف بهره هوشی 166تا 180) است.
از سوی دیگر، «احساس بدبختی، حالت پریشانی، انتقادناپذیری و اضطراب» و نوسانهای بهره هوشی دختران یازدهساله در طیف 147تا152، ممکن است مانع بروز «استعداد تولید عقاید فراوان، گوناگون و تازه همراه با توجّه به جزییات» به مثابه خلّاقیّت آنها نشود.
نتیجه آنکه با توجّه به پیشینه، یکپارچگی دامنههای شناختی و عاطفی در بروز خلّاقیّت را میتوان این گونه توضیح داد: «انگیزه یکپارچه و نیرومند حاصل از کنجکاوی کاوشگرانه به مثابه یک نیروی روانی بالقوّه انفجاری برای فعّالیّتهای ارتجالی، برانگیخته میشود و با وجود فضایی آزاد در محیط، آگاهی تجربی لازم برای اندیشه را پدید میآورد و منجر به خودشکوفایی فرد میگردد و بدین ترتیب، خلّاقیّت در آدمی جلوه مییابد».
از این رو، جلوهگری خلّاقیّت در گستره هوش و واکنشهای هیجانی در خطّ سیر تحوّلی هم دختران و هم پسران تیزهوش سازمانده، دچار فراز و نشیبهایی است و این تجلّی به سطوح تیزهوشی سازماندهی و نوسانهای بهره هوشی نیز بستگی دارد.