۵۵. حمایت معنوی و رضایت از زندگی
«پاکزیستی» در کنار «معنویّت» میتواند سبب «استواری روانی» شود و از سوی دیگر «پشتیبانی» نیز موجب کاهش «بیتابی روانی» شود و «آرامش زندگی» ناشی از آن ممکن است زمینه «خودپویشی» را فراهم آورد؛ و بدین منوال به «شایستگی» و «آینده پویی» منجرّ شود.
پاکزیستی به معنای «اعتقاد به خدا و اهمیت دهی بازگشت به سرشت الهی و اصالت، با پیگیری زندگی پاک و سالم و بدون ریا با همه وجود، بر پایه استقرار در مسیر نیل به ارزشهای معنوی و پایبندی به اخلاق و قراردهی انسانیت، درستی، راستگویی و صداقت در سرلوحهٔ زندگی و محوریت وفاداری و تعهّد در زندگی و نیز رعایت حقوق دیگران و انصاف» میتواند در کنار معنویّت به معنای «ریشه دواندن معنویّت در زندگی همراه با پایبندی به ارزشهای دینی و رعایت ارزشهای معنوی» قرار گیرد و سبب کاهش روان آوارگی شود که در روان آوارگی فرد با دور افتادگی از معنویّت، راه خود را در زندگی نیافته و در زندگی اش احساس سردرگمی دارد. همچنین فرد همراهی را که در زندگی میخواسته است، ندارد و در هنگام بروز دشواریها احساس تنهایی میکند؛ در مجموع برای بقای خود، در نگرانی به سر میبرد.
پشتیبانی به معنای «برخورداری از وجود یک راهنما در مسیر زندگی و حمایت و همکاری اطرافیان در رویارویی با سختیهای زندگی همراه با تفریح و سرگرمیهای مورد علاقه» میتواند موجب کاهش بیتابی روانی شود یعنی «احساس دلشورگی، دلنگرانی و دلمشغولی دائمی فرد همراه با شکّ و تردید در حلّ مسائل که نسبت به حلّ آنها دچار بیمناکی و نگرانی شده و احساس فرسودگی تدریجی و احساس دایمی خستگی و ناتوانی» را بکاهد. آرامش زندگی به معنای احساس آرامش روانی و سرزندگی که به فرد احساس ماندگاری میدهد ممکن است زمینه خودپویشی را فراهم آورد؛ یعنی «باور به پویایی به طوری که فرد به تلاش برای کارهای بدون نقص میپردازد. چنین وضعیتی برای وی نفوذ در دیگران را ثمر میدهد و خود نیز خوشحال از اثرگذاری در دیگران و خشنود از احساس پرورش دیگری است میتواند به شایستگی به معنای «قرارگیری در جایگاه شایسته بر اساس هدفمندی و کارآمدی و بهره مندی از زندگی درست» و آینده پویی به مفهوم «نگاه صِرف همیشگی به جلوی خود در زندگی و پرهیز از رکود بر اساس گرایش به تغییر نگاه به زندگی است». منجرّ شود.
بدین سان حمایت معنوی سبب رضایت از زندگی خواهد شد.
آزادی و ارزش
آزادی پایدار و حقیقی صرفا در پایههای ارزشی، استوار میشود و جز آن لرزان و متزلزل است چنان که استقلال همین گونه است
هنگامی که باورها ارزشمند و موجّه نیستند و از وجاهت بی بهره، وابستگی خفّت بار و ذلت باری دست میدهد
لذا خودارجدهی استقلال و آزادی استواری میدهد و از زیرا ارزشگذاری پیرامونی به باورها، خودارجدهی پدید میمیآورد و استقلال و آزادی استوار مبتنی بر عزت نفس
خود پویشی و روان آوارگی
روش تحلیل عاملی متعامد نشان میدهد یک فرد بر پایه رابطه «خود پویشی» و «روان آوارگی» ممکن است در یکی از چهار وضعیت ذیل به سر برد:
الف) در حالت روان آوارگی اندک همراه با خودپویشی بالا قرار داشته باشد که وضعیّت مطلوبی است
ب) از خودپویشی بالایی برخوردار باشد و دچار اصطلاحاً آوارگی روانی نیز باشد که وضعیت پیچیده و متعارضی است.
ج) هم خود پویشی و هم روان آوارگی در سطح نازلی باشد
د) ممکن است دچار روان آوارگی بالا و خود پویشی نازل باشد که این وضعیت روانی اضطراری مقتضی رواندرمانی فوری است.
بررسی تعاملی در چشم انداز پژوهش
در سالهای اخیر پژوهشهای متعددی در حوزه بسط نظریه صورت گرفته است از جمله:
رابطهٔ هیجان اندیشه با سرسختی روان شناختی و ویژگیهای شخصیّت (کاظمی حقیقی؛ ابراهیمی، 1396)
نقش واسطه ای سرسختی شناختی، جنبوجوش هیجانی و بیتابی روانی در رابطهٔ میان ویژگیهای شخصیّت و خلّاقیّت (داوری، 1397)
رابطهٔ سرسختی شناختی و حمایت عاطفی زناشویی با رضایت از زندگی زنان شاغل و غیر شاغل (ده ملایی، 1397)
بررسی مقایسه ای طرحوارههای ناسازگار اولیه، رضایت از خود، خودپویشی، روان آوارگی، و تصویر بدنی زنان با و بدون سابقه جراحی زیبایی (بابایی، 1398)
تدوین الگوی رضایت از زندگی بر اساس ویژگیهای شخصیّتی و سبکهای حلّ مسأله با میانجیگری بیتابی روانی و نیروی روانی در افراد متأهل (مالمیر، 1398)
رابطه ویژگیهای شخصیت با هوش تحلیلی و سرسختیشناختی (کریمی، 1399)
رابطه ویژگیهای شخصیّت و حمایت عاطفی زناشویی با رضایت از زندگی زنان متأهل (ورامش، 1399)
رابطه ویژگیهای شخصیّت، اضطراب و افسردگی با رضایت از زندگی در مردان و زنان (روستایی، 1399)
در این جا از باب نمونه به دستاوردهای دو مطالعه اشاره میشود:
نقش شخصیّت خردورزی تحلیلی در رضایت از زندگی
در بررسی رابطه ویژگیهای شخصیت و حمایت عاطفی زناشویی با رضایت از زندگی 148 نفر زن متأهل یافت شد که تعهد و وظیفه مندی به عنوان ویژگیهای شخصیت و پیمانداری، همکاری و همراهی شوهر در زندگی زناشویی در مجموع پنجاه و دو درصد رضایت از زندگی زنان متأهّل را تبیین میکنند؛ یعنی رضایت از زندگی زنان متأهّل بستگی قابل ملاحظه ای به شخصیّت و رضایت زناشویی آنها دارد.
رضایت زنان متأهّل از زندگی به معنای ارضای انتظارات آنها از زندگی است؛ به گونه ای که منجرّ به تعالی فردی و احساس ارجمندی در آنها شود.
در میان یازده عامل مورد بررسی یعنی شش خصیصه شخصیّت(تعهد، وظیفه مندی، ظرفیت تحلیلی، یکپارچگی شناختی، بیتابی روانی و احساس ارجمندی) و پنج مؤلّفه حمایت عاطفی زناشویی(پیمانداری، همراهی، همکاری، ارزندگی و پشتیبانی) فقط ظرفیت تحلیلی یک عامل مستقل از رضایت زنان متأهل در زندگی بود. به تعبیر دیگر، ده خصیصه و مؤلّفه شخصیت کم و بیش با رضایت زنان متأهّل در زندگی رابطه دارند. در واقع رضایت این زنان به آمادگی آنها برای فهم، دریافت و گیرایی تیز در محوریابی، ریشهیابی سادهٔ مفاهیم، تجزیه و تحلیل مطالب، طبقهبندی راحت مفاهیم به شیوههای نوین، ارایهٔ آسان دستهبندیهای جدید از مفاهیم سازماندهی سادهٔ مباحث بستگی ندارد.
بلکه رضایت زنان متأهّل از زندگی به ویژه متأثّر از سه خصیصه شخصیتی(تعهد، وظیفه مندی، فقدان بیتابی) و سه مؤلّفه حمایت عاطفی زناشویی(پیمانداری شوهر، همراهی و همکاری وی) است.
به بیان دیگر، احساس ارجمندی و تعالی فردی زنان متأهّل در زندگی بستگی به عوامل زیر دارد:
1) رعایتمندی زنان متأهل در قبال موازین، مقرّرات، قوانین و آداب محیط، وقت شناسی، انضباط در امور و مسؤولیّت پذیری آنها دارد به گونه ای که مورد اعتماد دیگران قرار گیرند
2) انجام کارهایشان بر اساس عقل و منطق، سنجش همه جوانب هنگام تصمیمگیری و انجام بهترین راه با استفاده از هوش و درک خود
3) پرهیز آنها از ناامیدی از خود، احساس دایمی خستگی و ناتوانی و احساس دلنگرانی دائمی در هنگام رویارویی با یک مسأله جدّی در زندگی، هیجان پذیری و رفتارهای نامتعادل
4) صداقت، وفاداری و قابلیت اعتماد شوهر
5) آرامش خاطر ناشی از اعتماد و همراهی شوهر در زندگی
6) ارزشگزاری شوهر به همسر، مسؤولیّت پذیری و اهمیّت وی به رابطهٔ زناشویی(ورامش، 1399)