پرش به محتوای اصلی

۶۱. چکیده

۶ دقیقه مطالعه

ماهیّت اقتضایی مداخلات

بی تردید چشم اندازهای مذکور با توجّه به ماهیّت پیچیده و تنوّع پذیر تیزهوشی و شرایط فرهنگی و محیطی نوجوان نیزهوش و مستعدّ، به اقتضا و اعتبار ویژه ای تحقّق می‌یابند.

برخی رویآوردها نظیر شناختی، رفتاری به قلمرو تیزهوشی قطع نظر از انواع آن، می‌پردازند و بعضی چشم اندازها مانند عاطفی و شناختی-عاطفی محدود به پدیدهٔ خلّاقیّت می‌شوند.

از این رو هیچ یک از چشم اندازهای مزبور مدّعی جامعیّت در مواجهه با همهٔ آسیبهای گسترهٔ تیزهوشی و انواع آن نیستند و بالطّبع مشاوران ورزیده در مراکز آموزشی ویژه نیز چنین انتظاری از رویکردهای فوق ندارند.

ملاحظاتی در نارسائیهای تشخیصی اختلالات عاطفی کودکان تیزهوش

« گزارش یک تک بررسی »

دکتر ناصرالدّین کاظمی حقیقی

چکیده:

در سالهای اخیر، به امر تشخیص جنبه‌های هیجانی تیزهوشان، اختلالات عاطفی و نارسائیهای تشخیصی موجود در این حوزه توجّه گردیده است. ریشه‌های آسیبهای عاطفی تیزهوشان را در پنج حوزه (نیازها، ویژگیهای شخصی، تفاوتهای شناختی، محیط و تواناییها )می توان جست و جو نمود.در این مقاله گزارش بالینی یک دختر شش ساله دانش آموز پایه اوّل ابتدائی ارائه می‌شود . بررسی نیمرخ بالینی کودک مزبور، دالّ بر نشانگان افسردگی ویژه ی کودکان بود. وی به طرز بارزی از «احساس تنهائی» رنج می‌برد و هوشبهر کودک در حد عادی بود. اقدامات مشاوره ای خاص با همکاری تنگاتنگ خانواده انجام یافت . وضعیت عاطفی بهبود چشمگیری نشان داد و نتایج آزمونهای هوشی وی را در حد تیزهوش مشخص نمود. استنباط نگارنده آن است که کودکان تیزهوش نشانگان افسردگی ویژه ای دارند که با کودکان عادی متفاوت است. آنها در حالات افسردگی، از «احساس تنهائی ناشی از انزوا و متفاوت بودن»نیز رنج می‌برند. پس این احساس را باید به«نشانگان افسردگی کودکان تیزهوش» افزود و در هر شرائطی که یک کودک به طرز قابل ملاحظه ای از این رنج ببرد، احتمال تیزهوشی وی را باید مدّ نظر قرار داد.

کلید واژه‌ها:تیزهوشی، تشخیص، اختلالات عاطفی، افسردگی، احساس تنهایی

در سالهای اخیر به ویژه در حدود دو دهه ی آخر قرن بیستم توجّه بسیار جدّی به امر تشخیص جنبه‌های عاطفی و هیجانی نخبگی و مسائل خاصّ آنها مبذول شده است. در پی آن، آسیبها و اختلالات عاطفی تیزهوشان نیز در کانون بررسیها قرار گرفت و به نارسائیهای تشخیصی قابل ملاحظه در این حوزه توجّه گردید.محقّقان بسیاری بر جنبه‌های عاطفی وانگیزشی کودکان و نوجوانان تیزهوش اشاره داشته اند که نگارنده این اشارات را مورد جمع بندی اجمالی قرار داده است:

بررسی«شیور»(1985) حکایت می‌کند که خلّاقیت بالا با تصوّر از خود همراه است و از سوی دیگر با سطوح عالی در حیطه‌های روانی_حرکتی، حسّی، تصوری، هوشی، و عاطفی، نیز ملازمت دارد به طوری که سطوح حیطه‌های مزبور را می‌توان به عنوان شاخصی از خلّاقیت بکاربرد. در همان سال «پیکاوسکی»(1985) آشکار نمود که استعداد هوشی به سه حیطه هوشی، تصوری، و عاطفی بستگی دارد و استعداد هنری با همه پنج حیطه روانی_حرکتی، حسّی، نگرشی، هوشی و عاطفی مربوط است. پنج شاخصی که به عنوان حیطه‌های فوق در استخراج نتائج، طبقه بندی شدند، این گونه بودند: 1)سطح شخصیتی توانائی و نیرو، 2)حسّاسیّت جسمانی، 3)پیگیری و جدّیت در امر تحقیق و علم، 4)تصوّر و برداشت و 5)زندگی احساسی.

«بوشر»(1985) به مشکلات و تعارضاتی که تیزهوش در مراحل بلوغ با آنها مواجه است اشاره می‌ورزد: تنیدگی میان کارکرد و انتظارات، تعارض بین خطر طلبی و امنیّت، انتظارات شخصی در برابر توقّعات دیگران، عدم تحمّل امور مبهم، و تلاش برای نیل به یک هویت، عمده ترین مواردی است که نویسنده مزبور مطرح می‌کند.«کارنز» و «اشتاینت»(1986) متذکّر می‌شوند که گرایش و تمایل قوی نسبت به پیشرفت و نیل به یک مقام معتبر اجتماعی، و آمال مربوط به خط مشی و فلسفه زندگی، فشارآورترین عواملی محسوب می‌شوند که ثبات و تعادل روانی فرد تیزهوش را بهم می‌ریزند. «بلک بورن» و «اریکسون»(1986) پنج بحران اساسی را که در زندگی شغلی تیزهوشان وجود دارد، بر می‌شمارند: ناپختگی ازلحاظ تحوّل، ناموفقیت در امر یادگیری، ترس از موفقیت در میان دختران بالغ، گزینشهای مربوط به رویه زندگی فردی و شکست شدید در زندگی.

مطالعات «رینولدز» و «اسکالوینسکی»(1985)نشان می‌دهد که اضطراب تیزهوشان کمتر از افراد عادی است.

در حوزه افسردگی بررسیهای «کایزر» و «برنت»(1985) گویای آن است که نوجوانان تیزهوش می‌توانند افسردگی را در خود تشخیص دهند.شاخصهای عمده این نوع افسردگی در تیزهوشان، علاوه بر نشانگان مرضی افسردگی، احساس فلاکت و بیچارگی، درونگرائی، احساس گناه و تنیدگی شدید است. نتائج این پژوهش نشان داد که عوامل اساسی افسردگی در تیزهوشان، چهار منبع است: اتّکا به منبعی که نومیدکننده و ناکام سازنده است، حالت ازخود بیگانگی، شکست روانی(و عدم ارضا در عشق) و فقدان درک و حمایت از سوی جامعه

تنگناهای هیجانی و عاطفی و انگیزشی در میان تیزهوشان می‌تواند بستر برای اقدام به خودکشی باشد. «دلیزل»(1986) تنیدگی شدید روانی که در ارتباط با کمال گرائی و تعالی جوئی، توقعات اجتماعی برای پیشرفت، تحول اختصاصی مهارتهای هوشی، و ناتوانی در قبال شناخت جهان واقعیت بر فرد تیزهوش وارد می‌آید را به عنوان زمینه سازهائی برای خودکشی ذکر می‌کند و «تاملینسون»(1986) نیز وضعیت سلامت بدنی، فقدان سریع پدر، تنیدگی در خانواده، مسائل الکلی، و افسردگی را به عنوان دلائلی برای اقدام به خودکشی در میان تیزهوشان خاطرنشان می‌سازد(کاظمی، 1371).

این جمع بندی گویای آن است که هویت طلبی و تعالی جوئی از نیازهای اساسی تیزهوشان است و ناتوانی تیزهوش در درک و شناخت محیط و توقّعات پیرامون، ممکن است سبب بروز تعارضهائی با محیط گردد و شکست فرد تیزهوش را رقم زند.برایند وضعیت مزبور پدیدایی نشانگان افسردگی ویژه خواهد بود.

در سالهای اخیر این حوزه مورد اقبال بیشتری واقع گردید.برای نخستین بار بنا برضرورت توجّه به این حوزه، نهمین همایش جهانی کودکان تیزهوش ومستعد با عنوان «پرورش اجتماعی و شخصیّتی کودکان تیزهوش» به میزبانی «هلند» برگزار گردید و «پاسو»(1992) ویژگیهای عاطفی تیزهوشان را مورد تاکید ویژه ای قرار داد:انگیزش شدید، علاقه ی سخت به پیشرفت شخصی، گرایش به داشتن تصوّر از خود بالا، دست به خطر زدن، حسّاسیّت زیاد به توقّعات و احساسات دیگران، آرمانگرایی، عدالت طلبی، و استقلال فردی .«اژه ای»(1383) در بررسیهای مقایسه ای تاکیدمی نماید که پایداری هیجانی برتر، انعطاف پذیری و گرایش نیرومند اجتماعی، احساس آسودگی (همرا ه با آرامش)، عدم تنیدگی و تحریک پذیری، مهرورزی بیشتر و احساس بیکفایتی کمتر، از خصائص عاطفی تیزهوشان است و بر اساس مطالعه مقایسه ای «سورکی»(1376) افراد خلّاق، حسّاسیّت هیجانی و پایداری هیجانی بیشتری نشان می‌دهند. «پاسو»(1992) به نقل از «آلن» و «فاکس» مسائل رویاروی تیزهوش را در سه قلمرو محیطی، تعاملی و فردی طبقه بندی می‌کند . در قلمرو تعاملی به احساس تفاوت با همگنان و دیگران توجّه می‌شود که فرد، توسط خود ودیگران متفاوت دیده می‌شود و این امر یک آسیب عاطفی ایجاد می‌کند. «لاوکی»(2003) به بحث تفصیلی جنبه‌های عاطفی واجتماعی تیزهوش در پنج قلمرو اساسی می‌پردازد: توانایی تفکّر واگرا، تحریک پذیری، حسّاسیّت، تیزی در درک و دریافت، و تفرّد. «رابینسون»(1996) تاکید دارد که نوجوانان تیزهوش از احساس انزوا و اضطراب متفاوت بودن رنج می‌برند و از این حیث با محیط آموزشی خود اصطکاکهایی دارند و بررسی «کلمن»(1996) نیز نشان می‌دهد که تیزهوشان در رویارویی با سازگاری و تطابق اجتماعی و عاطفی مشکلاتی خاص را تحمّل می‌کنند:اضطراب ناشی از درک برجسته و نیرومند، حسّاسیّت شدید نسبت به احساسات دیگران، تمایلهای فضیلتگرایانه و احساس تنهایی، انزوا و تفاوت، عمده ترین تنگناهای عاطفی آنهاست.

بر اساس زمینه ی مطالعات، ریشه‌های آسیبهای عاطفی تیزهوشان را در پنج حوزه می‌توان جست و جو نمود: