۱۴. بررسی مطالعات (بخش 2)
در معنای غیررسمی، استعدادپروری به تقویت هدفمند توانایی یا تیزهوشی در حوزهای خاص اشاره دارد. امّا اخیراً پرورش استعداد بهعنوان چارچوبی برای درک تیزهوشی و آموزش کودکان تیزهوش مطرح شده است. (اولشوسکی-کوبیلیوس و تامسون، ۲۰۱۵)
ساختار «دانشپژوهان جوان» در مدارس شهر «فیرفکس ایالات متحده»، رویکردی نوین برای تعریف تیزهوشی و شناسایی استعداد در کودکان از پیشینههای فرهنگی، زبانی و قومی متنوع است. این ساختار با تمرکز بر توانایی تفکر، استدلال و حل مسأله و نه صرفاً نمرات آزمون یا مهارتهای مدرسهای، به کشف استعداد در کودکانی میپردازد که در روشهای سنّتی نادیده گرفته میشوند. هدف این مدل شناسایی استعدادهای نهفته و پرورش آنها از مهدکودک تا سطوح بالاتر تحصیلی است. (هورن، ۲۰۱۵)
چگونگی طرّاحی ساختار پرورش استعداد تحصیلی در مدارس متوسطه را بررسی شد. با استفاده از ساختار تمایز بین تیزهوشی و استعداد، نویسنده تعریفی رسمی از پرورشاستعداد تحصیلی و هفت ویژگی کلیدی برنامههای موفق ارائه میدهد. از جمله مهمترین عناصر، برنامه درسی غنیشده و فراهمسازی دسترسی روزانه به آن برای دانشآموزان با عملکرد بالا از مهدکودک است. نویسنده استدلال میکند که بیشتر برنامههای فعلی تیزهوشان با پرورش واقعی استعداد تحصیلی فاصله دارند. (گانیه، ۲۰۱۵)
مسائل روانی و آسیبشناسی روانی
مطالعات نگرانکنندهای درباره خودکشی، اضطراب و مسائل روانی در نوجوانان تیزهوش، بهویژه همجنسگراها یا دانشآموزان با تشخیص «فزون کنشی همراه با نارسایی توجّه» مطرح شدهاند. پژوهشها بر لزوم درک عمیقتر از تداخل تیزهوشی و آسیبشناسی روانی و تدوین مداخلات روانی-اجتماعی هدفمند تأکید دارند.
تحقیقات تجربی اندکی درباره خودکشی و افکار خودکشی در نوجوانان تیزهوش همجنسگرا انجام شده است؛ بنابراین بیشتر مطالب موجود در ادبیات این حوزه مبتنی بر نظریهها و فرضیات است. یکی از فرضیات کلیدی این بود که چالشهای روانشناختی نوجوانان تیزهوش همجنسگرا که ناشی از هویت جنسی و تیزهوشی است، به افکار خودکشی منجر میشود و معلمان باید از این موضوع آگاهتر شوند. چالشهای خاص این گروه شامل بیشحساسیتی، کمالگرایی، افسردگی و انزوا بودند. در مقابل این چالشها، موضوع تابآوری مطرح بود که نوجوانان تیزهوش با بهرهگیری از استدلال انتزاعی آن را توسعه میدهند، در حالی که نوجوانان غیرتیزهوش بیشتر از استدلال عینی استفاده میکنند. دشواری در شناسایی این گروه خاص، توان پژوهشگران و رواندرمانگران را برای مطالعه خودکشی در این گروه کاهش میدهد. کمبود منابع علمی مرورشده و مطالب منتشرشده درباره این موضوع، ضرورت انجام تحقیقات بیشتر را نشان میدهد. (سدیلو، ۲۰۱۵)