۲. پارادایم چهار مؤلفهای نخبگی
بررسیهای نظری و پژوهشهای تجربی در مفاهیم بنیادین نخبگی(استعداد، نوآوری، هوش، تیزهوشی، خلاقیت، موفقیت، پیشرفت تحصیلی، نبوغ، سرآمدی، عقل و خردمندی) به تحقّق یک انگاره چهار مؤلّفهای منجرّ شد:
الف) «استعداد» به معنای توانایی در شناخت مفاهیم ويژه و طبقهبندی آن برای بروز قابليّت شخصی و انجام ماهرانهتر يک كار خاصّ
ب) «نوآوري» به معنای ارائه طرحی سودمند، ایجاد كار جدید، ابتكار چیز نو یا ابداع روش تازه در زمینههای مختلف برای بهبود زندگی برای اوّلین بار كه راه حلّ جدید، آسان و مؤثّری برای مسائل دشوار با بهرهگیری از اندیشه و خلّاقیّت بر پایه هوش و دانش ارائه دهد.
ج) «پیشرفت تحصیلی» به معنای توانايی كسب موفّقيّت و پيشرفت نسبی از طريق افزایش سطح آگاهی و بهتر شدن فهم درسی كه با آزمون معتبر تحصیلی تأیید شود و به كسب مدارج بالا منجرّ گردد.
د) «سرآمدی» به معنای موفّقیّت در زمینهای خاصّ يا مجموعهای از فعّالیّتها با استفاده از توانایی برتر بر پايه برجستگی به لحاظ ویژگیهای مشخّص. به گونهای كه رضايت از خود با تعقیب اهداف شخصی همراه با تلاش بیوقفه تحقّق يابد و فرد در مقام ارزشمند جای گیرد.
در شرح انگاره مزبور باید بیان داشت هنگامیكه «استعداد» و «موفّقيّت» در يک زمينه بسيار خاصّ در هم میآميزد، «نبوغ» پديد میآيد. پس «نبوغ» حاصل تركيب يافتگی استعداد و موفّقيّت در يک زمينه بسيار خاصّ است و هنگامیكه «نبوغ» با «نوآوري» تركيب میشود، «نخبگي» شكل میگيرد؛ به بيان ديگر، نخبگی ثمره يكپارچگی استعداد، نوآوری و موفّقيّت است و اگر توجّه داشته باشيم كه موفّقيّت مشتمل بر «پیشرفت تحصیلی» و «سرآمدی» است، بنابراين با يک «پارادايم تلويحی» روبروييم. اين«انگاره» با محوريّت نخبگي، يكپارچگی میيابد. چنانكه مشهود است، نخبگي، از نبوغ و نوآوری ترکیب مییابد. مؤلّفه نبوغ تشكيل يافته از استعداد و موفّقيّت است. موفّقيّت به مثابه تركيبی از سرآمدی و پيشرفت، پايه خردمندی را تشکیل میدهد و تحقّق خردمندی نيز مستلزم عقل است.
از سوی دیگر استعداد نيز به منزله تركيبی از توانايی و مهارت، علاوه بر آنكه يكی از دو پايه نبوغ را پیمیریزد، اساس و بنياد تيزهوشی است و تيزهوشی (و از جمله هوش) نيز از طريق خلّاقيّت با نوآوری پيوند میيابد و نوآوری يكی از دو زمينه «نخبگي» را تشكيل میدهد. از این رو، نخبگی مستلزم وجود «توانايي»، «مهارت»، «سرآمدي» و «پيشرفت» است.
لذا از «نخبگي» میتوان اين تعابير را ارائه داد: «نبوغ نوآورانه»، «استعداد نوآورانه موفّقيّتآميز»، «استعداد نوآورانه توأم با پيشرفت و سرآمدی».
در معای گسترده تر این تعریف میتوان بیان داشت:
«نخبگی، یک ظرفیّت روانی برجسته است شامل توانایی شناخت مفاهیم ويژه و طبقهبندی آنها در عالیترین سطح با بهرهگیری از هوش، اندیشه خلّاقانه، تلاش بیوقفه در زمینههای مختلف در چارچوب نظریّهپردازی علمی برای ارائه طرحی سودمند، ایجاد كار جدید، ابتكار چیز نو یا ابداع روش تازه برای بهبود زندگی كه راه حلّ جدید، آسان و موفّقیّتآمیزی برای مسائل دشوار باشد. این فرایند هدفمندانه، افزون بر رضایت درونی فرد نخبه، به وی مقام و جایگاهی ارزشمند و افتخارآفرین میدهد».
مفهوم گسترده نخبگی را می توان این گونه بیان کرد:
«نخبگی ظرفیتی روانی برجسته است که شامل شناخت عمیق و طبقهبندی مفاهیم در عالیترین سطح، بهرهگیری از هوش، اندیشه خلاقانه، تلاش مستمر و نظریهپردازی علمی برای ارائه طرحهای سودمند و نوآورانه به منظور بهبود زندگی است. این فرایند علاوه بر رضایت درونی فرد، مقام و جایگاه ارزشمند و افتخارآفرین برای او به ارمغان میآورد.»
1. استعداد
به معنای توانایی شناخت و طبقهبندی مفاهیم ویژه و بروز قابلیتهای شخصی برای انجام ماهرانهتر یک کار خاص، پایه و اساس نبوغ و تیزهوشی است و شامل تواناییهای شناختی و مهارتهای اجرایی میشود.
2. موفقیت
پیشرفت تحصیلی به معنای توانایی کسب موفقیت و ارتقاء سطح آگاهی و فهم درسی با تأیید آزمونهای معتبر و رسیدن به مدارج علمی بالا و سرآمدی به معنای موفقیت برجسته در زمینهای خاص همراه با تلاش بیوقفه و رضایت از خود که فرد را در جایگاه ارزشمند قرار میدهد.
مجموعاً موفقیت را ثمر می دهند که آن، بستر تحقق خردمندی و پایه نبوغ است.
3. نبوغ
نبوغ پدید آمده از تلفیق عمیق استعداد و موفقیت در زمینهای خاص است. نبوغ به معنای توانمندی خارقالعاده و برجسته در یک حوزه مشخص و زمینه تحقق نوآوری میباشد.
4. نوآوری (خلاقیت هدفمند و سودمند)
نوآوری بهعنوان یکی از دو مؤلفه اصلی نخبگی، مکمل نبوغ است و خود به مثابه ارائه طرحهای نو، ابتکارات و روشهای تازه برای بهبود زندگی و حل مسائل دشوار با راهحلهای جدید، آسان و مؤثر قلمداد می شود.
تلفیق کلان پارادایم نخبگی
نخبگی مرکب از نبوغ و نوآوری است.
موفقیت مشتمل بر پیشرفت تحصیلی و سرآمدی است و خود در کنار استعداد به پی ریزی نبوغ منجر می شود.
موفقیت پایه خردمندی را شکل میدهد و خردمندی خود مستلزم عقل است.
استعداد اساس تیزهوشی است و تیزهوشی بر پایه خلاقیت به نوآوری مرتبط میشود.
بنابراین، نخبگی نیازمند وجود همزمان توانایی، مهارت، سرآمدی و پیشرفت در چارچوب خلاقیت و نوآوری است.
مقالههای همموضوع: مفاهیم بنیادین در قلمرو تیزهوشی
همین بحث در کتابهای دیگر: پارادایم تلویحی نخبگی (نخبهشناسی)