روانشناسی تعاملی، علم بررسی ماهیت تعاملی پدیدههای روانشناختی و چگونگی یکپارچگی و همبندی آنها در قالب یک نظام روانیِ کلنگر، پویا و در حال تحول است.
در این دیدگاه، پدیدههای روانشناختی، عناصر منفرد و جدا از یکدیگر تلقی نمیشوند، بلکه هر یک در پیوند و تعامل با سایر پدیدههای روانی و در بستر تجربه، زمان و ارتباط با دیگری معنا و کارکرد مییابند.
ازاینرو، موضوع روانشناسی تعاملی، یکپارچگی تعاملی پدیدههای روانشناختی است؛ یعنی شناخت چگونگی درهمتنیدگی، همبندی و انسجامیافتگی عناصر ذهنی، عاطفی، انگیزشی، شناختی و رفتاری در ساختار کلی روان انسان.
بر این اساس، تعامل صرفاً یک رابطه میان افراد یا یک رخداد بینفردی نیست، بلکه ماهیت بنیادین پدیدههای روانی و سازوکار شکلگیری و تحول نظام روان به شمار میآید.
بنابراین، هدف روانشناسی تعاملی، شناخت و تبیین نظام روان بهمثابه یک کلِ منسجم، پویا، چندلایه و تحولپذیر است؛ نظامی که از تعامل متقابل و مستمر اجزای خود شکل میگیرد و در مواجهه با تجربه، محیط و دیگری، پیوسته بازآفرینی و تحول مییابد.
در نتیجه، روانشناسی تعاملی به جای تقلیل روان به مجموعهای از پدیدههای مجزا، بر شناخت منطق تعامل، انسجام، تحول و بازآفرینی نظام روان تمرکز دارد.
پس «روانشناسی تعاملی، علم شناخت و تبیین نظام روان بر اساس ماهیت تعاملی، یکپارچگی پویا و تحولپذیری پدیدههای روانشناختی است.
دامنه اجتماعی
دامنه اجتماعی به مجموعه روابط، پیوندها و تعاملات فرد با دیگران و محیط اجتماعی اشاره دارد و یکی از ابعاد اساسی سلامت و بهزیستی روانی است. این دامنه نشان میدهد که فرد چگونه با دیگران ارتباط برقرار میکند، چه جایگاهی در شبکههای اجتماعی دارد و تا چه اندازه از روابط خود احساس تعلق، حمایت و اثرگذاری دریافت میکند.
مهمترین مؤلفههای دامنه اجتماعی عبارتاند از:
روابط بینفردی
رابطه با خانواده، همسر، دوستان، همکاران و سایر افراد مهم زندگی؛
شبکه اجتماعی
گستره و کیفیت ارتباطات و پیوندهای فرد با گروهها و جامعه؛
نقش و جایگاه اجتماعی
نقشهای خانوادگی، شغلی، فرهنگی و اجتماعی و میزان احساس مفیدبودن و اثرگذاری در آنها؛
حمایت اجتماعی
دریافت حمایت عاطفی، روانی، اطلاعاتی و مادی در هنگام نیاز؛
امنیت اجتماعی و اقتصادی
احساس ثبات، برخورداری از منابع و اطمینان نسبی نسبت به آینده؛
تعلق و مشارکت اجتماعی
احساس پذیرفتهشدن، عضویت در جامعه و مشارکت فعال در فعالیتهای جمعی.
برداشت کلی
در این چارچوب، کیفیت تعامل اجتماعی صرفاً به تعداد روابط فرد محدود نمیشود، بلکه به کیفیت، دوسویگی، اعتماد، پذیرش، همکاری و معنای این روابط بستگی دارد. روابط مثبت و حمایتگر میتوانند به تنظیم هیجان، افزایش احساس امنیت، تقویت امید و مقابله مؤثرتر با فشارهای زندگی کمک کنند.
در مقابل، تنهایی، انزوای اجتماعی، طردشدگی، تعارضهای خانوادگی، فقدان حمایت، روابط ناسالم و احساس بیپناهی اجتماعی میتوانند زمینهساز افزایش فشار روانی، اضطراب، افسردگی و سایر مشکلات عاطفی و روانشناختی شوند.
از منظر روانشناسی تعاملی، دامنه اجتماعی را میتوان فراتر از «روابط با دیگران» تعریف کرد: روان انسان در شبکهای از تعاملات شکل میگیرد و کیفیت این تعاملات بر امنیت، تفرد، پیشرفت، و بالمآل، معنا و استواری روانی او اثر میگذارد. بنابراین، سلامت اجتماعی هنگامی تحقق مییابد که فرد بتواند در تعامل با خانواده، گروه و جامعه، هم پیوند و تعلق را تجربه کند و هم استقلال، هویت و نقش مؤثر خود را حفظ نماید.