استعداد دو جنبه دارد: ظرف یا «تواناییهای بنیادین» و مظروف یا «زمینه». تواناییها در تعامل با زمینه، استعداد را پیریزی میکنند. پنج توانایی بنیادین یافتشده عبارتاند از هوش تحلیلی، هوش تجربی، هوش تحصیلی، کنش نوسودمندی و کنش وظیفهمندی. در یک مقاله، دو کنش نوسودمندی و وظیفهمندی «ورزیدگی» نامیده شدهاند.
این پنج توانایی جدا از یکدیگر عمل نمیکنند؛ بلکه در تعامل با هم جلوههای تازهای پدید میآورند. یکی از مهمترین این جلوهها، آمیختگی کنش وظیفهمندی با هوشهای سهگانهٔ تحلیلی، تجربی و تحصیلی است. در اینجا نخست به ماهیت کنش وظیفهمندی میپردازیم، سپس ترکیبهای گوناگون آن با هوشهای سهگانه را بررسی میکنیم و سرانجام دلالتهای این ترکیبها را در پرورش استعداد تحصیلی مورد توجه قرار میدهیم.
کنش وظیفهمندی
کنش وظیفهمندی یکی از پنج توانایی بنیادین استعداد است. معنای آن انجام درست و دقیق کاری است که از فرد خواسته میشود، بر پایهٔ یادگیری؛ به گونهای که فرد به خوبی از عهدهٔ وظیفهٔ تعیینشده برمیآید. در واقع، این کنش تمرکز فرد در انجام کارهای محوّله است و بر وظیفه و مسؤولیّت تأکید میورزد.
همین معنا در قلمرو نخبگی فرهنگی نیز دیده میشود. در آنجا «وظیفهمندی فرهنگی» به انجام درست و دقیق کارهای محوّله اشاره دارد و کنش فرهنگی به منزلهٔ کار دقیق و درست در وظایف تعیینشده تعریف میشود.
با این همه، نباید پنداشت که این پنج حیطه همهٔ تواناییهای بنیادین را دربرمیگیرد. نگارنده تأکید میکند که در آینده انواع دیگری نیز کشف خواهد شد.
ترکیبهای وظیفهمندی با هوشهای سهگانه
کنش وظیفهمندی هنگامی که با یک یا چند هوش بنیادین درآمیزد، توانایی ترکیبی ویژهای را میسازد. وجه مشترک همهٔ این ترکیبها آن است که کوششهای ذهنی فرد در خدمت انجام وظیفه و تمرکز در اجرای دقیق و درست کارهای محوّله قرار میگیرد. این ترکیبها بهطور کلی بر چهار نوعاند:
الف ـ وظیفهمندی تحلیلی تجربی
وظیفهمندی تحلیلی تجربی توانایی فهم، دریافت و گیرایی تیز در محوریابی، ریشهیابی سادهٔ مفاهیم، تجزیه و تحلیل مطالب، طبقهبندی راحت مفاهیم به شیوههای نوین، ارایهٔ آسان دستهبندیهای جدید از مفاهیم و سرانجام سازماندهی سادهٔ مباحث است. در کنار اینها، تجربهٔ دانستهها برای روشن شدن مطلب نیز قرار دارد که با تحریک شدن کنجکاوی فراگیر در برابر هر مسألهٔ مبهم یا پیچیدهای آغاز میشود.
این کوششهای تحلیلی و تجربی با هدف انجام وظیفه و تمرکز در اجرای دقیق و درست کارهای محوّله صورت میگیرد. پس در این ترکیب، تحلیل و تجربه هدف نهایی نیستند؛ بلکه ابزاری برای انجام درست وظیفهاند.
ب ـ وظیفهمندی تحصیلی تحلیلی
وظیفهمندی تحصیلی تحلیلی توانایی یادگیری دقیق است، همراه با فهم، دریافت و گیرایی تیز در محوریابی، ریشهیابی سادهٔ مفاهیم و تجزیه و تحلیل مطالب و موادّ درسی (بهویژه موادّ عملی) و مباحث تحصیلی. طبقهبندی راحت مفاهیم به شیوههای نوین، ارایهٔ آسان دستهبندیهای جدید و سازماندهی سادهٔ مباحث نیز از اجزای آن است.
همهٔ اینها برای انجام درست کار و افزایش دقّت عمل است؛ به گونهای که فرد به خوبی از عهدهٔ وظیفهٔ تعیینشده برمیآید. به عبارت دیگر، فرد از هوش تحصیلی و تحلیلی خود برای انجام وظیفه و تمرکز در انجام دقیق و درست کارهای محوّله بهره میگیرد.
ج ـ وظیفهمندی تجربی تحصیلی
وظیفهمندی تجربی تحصیلی توانایی یادگیری دقیق موادّ درسی (بهویژه موادّ عملی) و مباحث تحصیلی و فهم آنهاست، همراه با تجربهٔ دانستهها برای روشن شدن مطلب. این تجربه نیز با تحریک شدن کنجکاوی فراگیر در برابر هر مسألهٔ مبهم یا پیچیدهای آغاز میشود.
این اقدامات تحصیلی و تجربی برای انجام دقیق کار و افزایش دقّت عمل است و با موفّقیّت در واحدهای عملی در طی دوران تحصیل همراهی دارد؛ به گونهای که فرد به درستی از عهدهٔ وظیفهٔ تعیینشده برمیآید. در واقع تمرکز وی بر انجام دقیق و درست کارهای محوّله است.
د ـ وظیفهمندی تحلیلی، تجربی، تحصیلی
کاملترین ترکیب آن است که کنش وظیفهمندی با هر سه هوش تحلیلی، تجربی و تحصیلی درآمیزد. در این حالت، تحلیل مطالب، تجربهٔ دانستهها و یادگیری دقیق، همگی در خدمت انجام درست و دقیق وظایف تعیینشده قرار میگیرند. در بحث از انواع هوش، استعداد هنری به عنوان نمونهای از وظیفهمندی تحلیلی معرفی شده است.
وظیفهمندی شخصیتی و پویایی هوشهای تعاملی
در پارادایم خویشتنداری آفرینشی، پیوند وظیفهمندی و هوشهای سهگانه از چشمانداز خصایص شخصیتی نیز بررسی شده است. هوش تحصیلی با یادگیری دقیق و تحلیل علمی توصیف میشود. وظیفهمندی شخصیتی، یعنی سنجیدگی و اندیشهگری فرایندی، دقت و پشتکار در یادگیری و تحلیل مطالب را افزایش میدهد و به بهبود هوش تحصیلی و هوش تحلیلی کمک میکند. پشتکار نیز به توسعهٔ مستمر این دو هوش یاری میرساند؛ زیرا فرد بهطور مداوم به یادگیری و تحلیل مسائل ادامه میدهد.
این هوشها به نوبهٔ خود بر هیجان اندیشه اثر میگذارند. یادگیری دقیق و تحلیل علمی در هوش تحصیلی به پویایی روانی و کنجکاوی تحلیلی میانجامد؛ زیرا فرد با درک عمیقتر مطالب آموزشی انگیزهٔ بیشتری برای کشف و حل مسائل پیچیده پیدا میکند.
از سوی دیگر، بیتابی روانی، یعنی اضطراب و خستگی ذهنی، میتواند مانع استفادهٔ مؤثر از هوش تحصیلی شود و بر وظیفهمندی شخصیتی اثر منفی بگذارد. اضطراب و خستگی، دقت و پشتکار فرد را کاهش میدهد و این کاهش نیز به نوبهٔ خود به افزایش بیتابی میانجامد. بنابراین وظیفهمندی در یک چرخهٔ تعاملی با هوش و هیجان قرار دارد و جدا از آنها قابل فهم نیست.
استعداد تحصیلی و دلالتهای پرورشی
در مکتب تعاملی پرورش استعداد، نمرهٔ بالا در هوش تحصیلی همراه با وظیفهمندی، مبنای شناسایی دانشآموزان مستعدّ تحصیلی و اجرای برنامههای ویژهٔ تسریع برای آنان است. نمرهٔ «استعداد تحصیلی» میانگین نمرات هوش تحصیلی و وظیفهمندی است؛ در حالی که نمرهٔ «خلّاقیّت» میانگین نمرات دو هوش تحلیلی و تجربی و کنش نوسودمندی به شمار میآید.
در «سیاست آموزشی فردی»، بیشترین برجستگی در هوش تحصیلی یا کنش وظیفهمندی در درسی خاص، به اجرای برنامهٔ «تسریعی فردی موضوعی» میانجامد. در راهبرد تلفیق نیز «تسریع مختلط» با بیشترین برجستگی کلاس در وظیفهمندی، در یک یا چند درس و حتّیالامکان با کمترین پراش، در قالب «همیاری» اجرا میشود.
کاربرد این مکتب در تجربهٔ دزفول نمونهٔ روشنی از این رویکرد است. در آن مثال، فارسی برای هوش تحلیلی، علوم برای هوش تجربی، معارف اسلامی برای هوش تحصیلی، فارسی برای نوسودمندی و علوم تجربی برای وظیفهمندی، زمینههای تقویت هر یک از تواناییهای پنجگانهٔ بنیادین را تشکیل دادند.
یافتههای فوق بهخوبی نشان میدهند که وظیفهمندی را نمیتوان صرفاً یک صفت اخلاقی یا یک عادت رفتاری دانست. این کنش یکی از تواناییهای بنیادین استعداد است که در آمیزش با هوشهای تحلیلی، تجربی و تحصیلی، جلوههای ترکیبی گوناگونی پدید میآورد و در کنار هوش تحصیلی، شالودهٔ استعداد تحصیلی را میسازد.
پیامد این دیدگاه برای پژوهشگر و دانشجوی روانشناسی آن است که سنجش استعداد تحصیلی بدون توجه به کنش وظیفهمندی ناقص میماند. همچنین هر یک از ترکیبهای وظیفهمندی، در تعامل با زمینهای خاص آشکار میشود. از سوی دیگر، چون بیتابی روانی دقت و پشتکار را کاهش میدهد، فهم وظیفهمندی بدون در نظر گرفتن هیجان اندیشه کامل نخواهد بود. سرانجام، این پنج حیطه پایان راه نیست و کشف تواناییهای بنیادین دیگر، افق تازهای پیش روی پژوهش در این قلمرو میگشاید.
منبع
فرهنگنامه، «وظیفهمندی تحلیلی، تجربی، تحصیلی» — وظیفه مندی تحلیلی تجربی تحصیلی
فرهنگنامه، «وظیفهمندی تحلیلی تجربی» — وظیفه مندی تحلیلی تجربی
فرهنگنامه، «وظیفهمندی تحصیلی تحلیلی» — وظیفه مندی تحصیلی تحلیلی
فرهنگنامه، «وظیفهمندی تجربی تحصیلی» — وظیفه مندی تجربی تحصیلی
مقالات دکتر کاظمی، «پارادایم خویشتنداری آفرینشی: تعامل هیجان اندیشه، هوش تعاملی و خصیصههای شخصیتی» — پارادایم خویشتنداری آفرینشی تعامل هیجان اندیشه هوش تعاملی و خصیصههای شخصیتی
فرهنگنامه، «کنش وظیفهمندی» — کنش وظیفه مندی
مقالات دکتر کاظمی، «کاربرد مکتب تعاملی تیزهوشی و استعداد در نظام تلفیق تجربهای از دزفول» — کاربرد مکتب تعاملی تیزهوشی و استعداد در نظام تلفیق تجربه ای از دزفول
آموزش و پرورش برای استعداد و تیزهوشی، «خطّمشی انقباضی پرورش تعاملی استعداد در راهبرد تلفیق» — خط مشی انقباضی پرورش تعاملی استعداد در راهبرد تلفیق
نقشهٔ این مفهوم: نقشهٔ مفهوم: هوش
فصلهای همموضوع در کتابها: الف) وظیفهمندی تحلیلی (زمینهٔ روانشناسی تعاملی)، هوش تحصیلی (استعداد و تیزهوشی)
مقالههای همموضوع: استعداد