پرش به محتوای اصلی

کمال‌گرایی و وظیفه‌مندی: دو خصیصه در گسترهٔ استعداد و تیزهوشی

نوشته هیئت تحریریه ۶ دقیقه مطالعه مقاله متوسط

برای: دانشجویاندرمانگران

در بررسی ویژگی‌های روان‌شناختی نخبگان و دانش‌آموزان مستعد، دو مفهوم بارها در کنار پیشرفت و موفقیت تحصیلی مطرح می‌شوند: «کمال‌گرایی» و «وظیفه‌مندی». هر دو به نوعی با تلاش، جدیت و جهت‌گیری به سوی هدف پیوند دارند و از همین رو ممکن است به یکدیگر نزدیک پنداشته شوند. اما بررسی دقیق یافته‌های پژوهشی نشان می‌دهد که این دو مفهوم در خاستگاه، نشانه‌ها، پیامدها و جایگاه خود در نظریه و در امر پرورش استعداد، تفاوت‌های روشنی دارند. در این‌جا نخست هر یک از این دو مفهوم را معرفی می‌کنیم و سپس به همانندی‌ها و تفاوت‌های آن‌ها می‌پردازیم:

الف ـ کمال‌گرایی

کمال‌گرایی در میان نخبگان بیش از سایرین است (استورنلی و همکاران، ۲۰۰۹؛ مارگوت و راین، ۲۰۱۶)؛ گرچه جهت‌گیری قوی نسبت به کمال‌گرایی بستگی به فرهنگ دارد (ماکسیک و ایواساکی، ۲۰۰۹). در میان نخبگان، کمال‌گرایی با استقلال همراه است (ریم، ۱۹۹۳) و طرز فکر ارتقایی با کوشش‌های کمال‌گرایانه و بازخوردهای پیشرفت همبستگی دارد (مافیلد و پارکر پیترز، ۲۰۱۸). همچنین بر نقش پیشرفت و کمال‌گرایی در تصمیم‌گیری شغلی نخبگان تأکید شده است (سوارد و گایسر، ۲۰۱۸).

کمال‌گرایی در میان جوانان تیزهوش بستگی به رویکرد جامعه‌محورانه و خودمحورانه دارد. در رویکرد جامعه‌محورانه، خودارجدهی به پیشرفت گره خورده است و یک هراس از عدم پذیرش از سوی دیگران وجود دارد (اسپایرز نیومایستر، ۲۰۰۴).

این خصیصه دو چهره دارد. از یک سو، سطوح بالاتر کمال‌گرایی در تیزهوشان لزوماً موجب بروز رفتارهای سازش‌نایافته نمی‌شود و کمال‌گرایی انطباقی در آن‌ها بیشتر است (لوسیسرو و اشبی، ۲۰۰۰). کمال‌گرایی انطباقی نخبگان همراه با بلوغ عاطفی آن‌هاست (پرون مک گاورن و همکاران، ۲۰۱۵) و جهت‌گیری‌های هدف اجتماعی و یادگیری به منزلهٔ پیش‌بین‌هایی برای کمال‌گرایی مثبت قلمداد می‌شود (چان، ۲۰۰۹). حتی کمال‌گرایی دانش‌آموزان تیزهوش با بهداشت و سلامتی روانی آن‌ها مرتبط است؛ ولی این امر بستگی به «خودکفایی» دارد (چان، ۲۰۰۷).

از سوی دیگر، کمال‌گرایی خالی از دردسر نیست. افراد کمال‌گرا برای یک مسئله، تعداد زیادی راه‌حل سراغ دارند و اغلب از آن‌که در نقطهٔ آخر قرار داشته باشند، احساس خوشایندی نمی‌کنند (کالارد زولگایت، ۲۰۰۴). کمال‌گرایی در میان نوجوانان تیزهوش ممکن است توأم با حالات اضطرابی باشد (شولر، ۲۰۰۰). ابعاد کمال‌گرایی منفی شامل نیاز به نظم، سازماندهی و نیاز به تأیید دیگران، تقاضاهای وسواسی اجباری دربارهٔ خود، اضطراب و نگرانی افراطی، حالت عدم تصمیم و مسامحه و تعلل است (اورنج، ۱۹۹۷).

ب ـ وظیفه‌مندی

وظیفه‌مندی در آثار مزبور در دو جایگاه ظاهر می‌شود. نخست، به منزلهٔ یکی از رگه‌های بزرگ شخصیت در کنار روان‌آزردگی، توافق‌پذیری، برون‌گردی و گشودگی. پژوهش پیرامون دختران نوجوان در ردهٔ سنی ۱۵ تا ۱۷ سال نشان می‌دهد که رگه‌های شخصیت وظیفه‌مندی و روان‌آزردگی بیش از سایر رگه‌ها با مؤلفه‌های هیجان اندیشه همبستگی دارند؛ بدین معنا که سرسختی شناختی با وظیفه‌مندی رابطه دارد، جنب و جوش هیجانی با وظیفه‌مندی همبسته است و میان بی‌تابی روانی با وظیفه‌مندی نیز پیوند وجود دارد (داوری، ۱۳۹۷).

در بررسی «رابطهٔ هیجان اندیشه با ویژگی‌های شخصیت» دانشجویان دختر و پسر نیز یافت شد که «توافق‌پذیری» و «وظیفه‌شناسی» بیش از سه مؤلفهٔ دیگر به پیش‌بینی پویایی روانی (کنجکاوی، اندیشهٔ هیجانی، پیگیری و فعالیت) امکان می‌دهند (کاظمی، ابراهیمی، ۱۳۹۶).

دوم، به منزلهٔ یک «مهارت» در پرورش استعداد تحصیلی. بر پایهٔ «مکتب تعاملی» پس از طی مراحل سه‌گانهٔ تشخیص استعداد، سیاستگذاری آموزش و سیاستگذاری تقویت توانایی، برنامه‌های تسریع برای پرورش وظیفه‌مندی در قالب مدرسهٔ تفکیکی، پایهٔ تفکیکی، کلاس فراپایه، کلاس دانشگاه‌محوری و کلاس انقباضی، بر اساس زمینه‌ای که بالاترین برجستگی این نوع مهارت را دارد، قابل اجراست. در این برنامه‌ها، نمرهٔ بالا در هوش تحصیلی و یا مهارت وظیفه‌مندی با کمترین پراش نمرات، مبنای تسریع جامع، ترکیبی یا تک‌درسی قرار می‌گیرد. در راهبرد فراگیرسازی نیز تسریع فردی با بیشترین برجستگی در وظیفه‌مندی، در قالب «گواهی برای معلومات پایه» و «ورود زودتر به دبستان» و تسریع مختلط در قالب «درون‌کلاسی» و «همیاری» پیش‌بینی شده است.

ج ـ همانندی‌ها و پیوندها

نخست، هر دو مفهوم در قلمرو پیشرفت و استعداد تحصیلی جای دارند. کمال‌گرایی با پیشرفت‌جویی نخبگان در دوران تحصیل و بازخوردهای پیشرفت همراه است و وظیفه‌مندی در کنار هوش تحصیلی، مبنای برنامه‌های تسریع برای پرورش استعداد تحصیلی قرار می‌گیرد.

دوم، هر دو با قلمرو عاطفی و هیجانی پیوند دارند. کمال‌گرایی با حالات اضطرابی و در چهرهٔ انطباقی خود با بلوغ عاطفی همراه است؛ وظیفه‌مندی نیز با مؤلفه‌های هیجان اندیشه، یعنی سرسختی شناختی، جنب و جوش هیجانی و بی‌تابی روانی همبستگی دارد.

د ـ تفاوت‌ها

نخست ـ از حیث خاستگاه: کمال‌گرایی به شدت تحت تأثیر محیط است. جهت‌گیری نسبت به آن بستگی به فرهنگ دارد (ماکسیک و ایواساکی، ۲۰۰۹) و ممکن است تحت تأثیر محیط واقع شود (زیگل و شولر، ۲۰۰۰). پسران تیزهوش بیش از دختران توقعات شدید را از سوی والدین برای کمال‌گرایی دریافت می‌نمایند و فرزندان نخست بیش از دیگر فرزندان، انتقاد و توقعات بیشتری را از سوی پدر و مادر تجربه می‌کنند (زیگل و شولر، ۲۰۰۰). اما وظیفه‌مندی به منزلهٔ یکی از رگه‌های بزرگ شخصیت معرفی می‌شود.

دوم ـ از حیث نشانه‌ها و صورت‌ها: کمال‌گرایی صورت‌های دوگانه دارد: جامعه‌محورانه و خودمحورانه، انطباقی و کژکنشانه، سالم و منفی. وظیفه‌مندی در متون مزبور با چنین تقسیم‌بندی دوگانه‌ای همراه نیست؛ بلکه به صورت رگه‌ای شخصیتی و مهارتی قابل سنجش با نمره و پراش نمرات مطرح می‌شود.

سوم ـ از حیث پیامدها: پیامدهای کمال‌گرایی به شرایط بستگی دارد و می‌تواند به سلامت روان یا به اضطراب و نگرانی افراطی، عدم تصمیم و مسامحه بینجامد. در مقابل، وظیفه‌مندی (وظیفه‌شناسی) از جمله پیش‌بین‌های پویایی روانی، یعنی کنجکاوی، اندیشهٔ هیجانی، پیگیری و فعالیت قلمداد می‌شود.

چهارم ـ از حیث جایگاه در نظریه و پرورش: کمال‌گرایی بیشتر در قلمرو مشاوره جای می‌گیرد؛ از این رو، مشاوره‌های ویژه‌ای برای دانش‌آموزان مستعد ضرورت دارد تا کمال‌گرایی شخصی سالمی در جریان پرورش شکل گیرد؛ نظیر بروز خودپذیری نسبت به اشتباهات و خطاها، لذت از توقعات بالای والدین، نمایاندن راه‌های مثبت رویارویی با گرایش‌های کمال‌گرایانه، واجد بودن الگوهای نقشی که بر انجام بهینهٔ فردی تأکید ورزند و دیدن تلاش شخصی به منزلهٔ بخشی مهم از کمال‌گرایی خود (شولر، ۱۹۹۹). اما وظیفه‌مندی در سیاستگذاری آموزشی «مکتب تعاملی» به عنوان معیاری برای تشخیص و جایابی در برنامه‌های تسریع، چه در راهبرد جداسازی و چه در راهبرد فراگیرسازی، به کار می‌رود.

به‌طور کلی، کمال‌گرایی خصیصه‌ای دوسویه و وابسته به فرهنگ، خانواده و محیط است که نیازمند هدایت و مشاوره است تا چهرهٔ انطباقی آن شکوفا شود؛ حال آن‌که وظیفه‌مندی رگه‌ای شخصیتی و مهارتی قابل سنجش است که با پویایی روانی پیوند دارد و در کنار هوش تحصیلی، پایهٔ برنامه‌ریزی برای پرورش استعداد تحصیلی قرار می‌گیرد.

منبع

نخبه‌شناسی، «سیاست‌های مشارکت‌افزایی نخبگان در سیاستگذاری فرهنگی» — سیاست‌های مشارکت افزایی نخبگان در سیاستگذاری فرهنگی

آموزش و پرورش برای استعداد و تیزهوشی، «تفکیک در مکتب تعاملی» — تفکیک در مکتب تعاملی

آموزش و پرورش برای استعداد و تیزهوشی، «ارتقاء زمینه ای» — ارتقا زمینه ای

آموزش و پرورش برای استعداد و تیزهوشی، «تفرّد» — تفرد

پرورش استعداد، «مرجعیّت» — مرجعیت