۳۱. نقش اشتغال والدین در بهداشت روانی فرزند
فصل دوازدهم
نقش اشتغال والدین در بهداشت روانی فرزند
توجّه پدران و مادران به وضعیّت حرفه و اشتغال فرزندان در آینده امری طبیعی است. یکی از مسائل موجود در این حوزه این است که آیا موقعیّت شغلی فرزندان به هماهنگی جنسیّتی آنها با والیدن بستگی دارد؟ برخی از پژوهشهای جدید در قلمرو روان شناسی خانواده به این موضوع پرداخته اند:
«در یک بررسی وسیع پیرامون چگونگی نقش تحصیلی و شغلی پدران و مادران در کسب مدارج تحصیلی و شغلی پسران و دختران یافت شد که جریان کسب مدرک مردان و زنان مشابهت دارد؛ با این استثنا که کسب مدارج تحصیلی مادران، در میان دختران بیش از پسران تأثیر میگذارد. بنابراین هیچ مدرکی از سنخیّت جنسیّتی به دست نیامد»22.
بر اساس محتویّات مطالعه فوق این طور نیست که کسب موقعیّتهای شغلی برجسته پسران در آینده به درجات شغلی پدرانشان بستگی داشته باشد و همین طور ضعف تحصیلی دختران به کم آموزی درسی مادران مرتبط باشد.
ممکن است که یک دختر جوان به درجات تحصیلی ارزشمند و معتبری دست یابد؛ حال آن که مادرش از این حیث به دلایل گوناگون، موقعیّت تحصیلی ضعیفی داشته است و یا پسر جوانی از موقعیّت شغلی ضعیفی رنج ببرد، در حالی که پدرش دارای اعتبار حرفه ای برجسته ای بوده است.
هویّت یابی شغلی و کسب موقعیّتهای حرفه ای ممکن است تحت تأثیر تجانس جنسیّتی والدین و فرزند نباشد، امّا بی تردید، بر روی رفتار فرزندان اثر میگذارد. این تأثیرگذاری را میتوان در دو حوزه بررسی کرد:
الف) اثر اشتغال پدر
رفتار فرزندان میتواند متأثّر از تجارب شغلی پدران باشد؛ یعنی بازتاب تجربه شغلی پدران بر روی نحوه فرزند پروری آنان اثرگذار خواهد بود: «تأثیر تجارب شغلی پدران (از حیث گستره تصمیم، اقتضاهای شغلی، عدم امنیّت شغلی و تعارض درون نقشی) بر روی رفتارهای فرزندان (ایفای نقش، کمرویی و کفایت تحصیلی) از طریق اثرات آنها بر بازتاب شغلی (رضایت شغلی، حالات خلقی منفی مربوط به شغل و تنیدگی شغلی) و رفتارهای پرورشی فرزند (تنبیه، طرد و رفتارهای مستبدّانه) در میان صد و هشتاد و نه پدر (با میانگین سنّی 5/38) مطالعه شد. معلّمان نیز رفتارهای کودکان را درجه بندی کردند. یافتهها نشان داد که تجارب شغلی پدران به طور تمایزیافته ای بر روی رفتارهای فرزندانشان از طریق نتایجش بر بازتاب شغلی و رفتارهای تربیتی تأثیر میگذارد. نتایج این پژوهش تأیید کرد که تجربه شغلی یک متغیّر خطیر در فهم پیوند میان شغل و خانواده است»70.
بر این اساس وجود برخی شرایط و تجارب منفی در اشتغال پدر منجر به نارضایتی شغلی، تنیدگی و بروز حالات خلقی منفی نسبت به کار میشود و این اوضاع، روشهای تنبیهی و مجازاتی نامطلوب از قبیل طرد و استبداد را در ارتباط با فرزندان، ثمر میدهد. در چنین شرایطی ضعف تحصیلی در مدرسه، کمرویی در روابط اجتماعی و عدم رعایت نقش خانوادگی مناسب، حاصل خواهد شد.
موقعیّتهای شغلی خاصّ که مثلاً مستلزم عدم هماهنگی میان گستره تصمیمگیری (اختیارات) و توانایی فرد است، تشویش شغلی و نارضایتی حرفه ای را دامن میزند و چنین حالاتی، تبعات منفی در زندگی خانوادگی خواهند داشت. نتیجه آن خواهد شد که خودباوری اجتماعی و خودپایایی فرزند در محیط زندگی کاهش مییابد و توانایی مسؤولیّت پذیری و هویّت یابی کم میشود؛ لذا بازدهی تحصیلی اش نیز پایین میآید.
نظیر همین وضعیّت میتواند از عدم آرامش روانی پدران در زندگی شغلی، سختیهای ناشی از ذات یک شغل ویژه، و احساس تعارض و دوگانگی میان نقشهای مختلف حرفه ای در محلّ کار ناشی شود و موجب بروز ضعفهایی در کفایت تحصیلی و هویّت محیطی فرزندان گردد.
از طرف دیگر وجود تجارب مثبت در شغل پدر پیامدهای خوشایندی در زندگی خانوادگی خواهد داشت. یک تجربه شغلی مثبت، این ویژگیها را دربر میگیرد:
1 حیطه تصمیمگیری و اختیارات فرد با توانایی و قدرت وی سازگار است.
2 فعالیّتهای شغلی در حدّ توانایی وی است و دشواری ندارد.
3 فرد از حیث مقتضیّات شغلی و آینده حرفه ای خود، احساس امنیّت میکند.
4 وظایف و مسؤولیّتهای شغلی فرد با یکدیگر هماهنگند.
چنین تجربه ای موجب آرامش روانی در کار، رضایت شغلی و سازگاری حرفه ای میشود و به طور کلّی وضعیّتی فراهم میآید که به آن سازش یافتگی شغلی اطلاق میکنیم. سازش یافتگی شغلی نیز به نوبه خود اتّخاذ شیوههای مناسب فرزند پروری را در پی دارد.
1 فرزندان بیش از تنبیه و مجازات مورد تشویق و پاداش قرار میگیرند؛
2 رفتار پدر با فرزند گرم و پذیراست نه سرد و طرد کننده؛
3 مشاوره و همکاری میان پدر و فرزند جایگزین استبداد و تحکّم میشود. به طور طبیعی شیوههای یادشده چنین پیامدهایی را خواهد داشت:
1 افزایش مسؤلیّت پذیری فرزندان در محیط ( از جمله خانواده، مدرسه و جامعه)
2 بهبود خودباوری و خودپایایی (اعتماد به نفس) در روابط اجتماعی.
3 پیشرفت تحصیلی و درسی در سطوح گوناگون.
با این توضیح، اشتغال پدر از نقش به سزایی در روش فرزند پروری وی برخوردار است و هرگونه شرایطی که به بهسازی خشنودی و سازش یافتگی شغلی پدران یاری دهد، به افزایش هویّت یابی و مسؤلیّت پذیری محیطی فرزندان کمک میکند.
ب) نقش اشتغال مادر
اشتغال مادر نیز میتواند بر روی روابط وی با فرزندش اثر بگذارد. اگر شرایط مادّی و اقتصادی فراهم باشد، خشنودی مادران در فعالیّتهای خانگی و مراقبت از فرزند است؛ چنان که برخی از مطالعات نشان داده اند:
«وضعیّت گروهی از خانوادههای «هندی» که زنان شاغل و کودکان خردسال دارند، بررسی شد. تأثیر مادران شاغل در روابط زناشویی، مراقبت از فرزند و سلامتی خودشان مطالعه گردید. یافتهها نشان داد که مسأله اساسی مادران شاغل در خارج از خانه، نیاز اقتصادی است؛ گرچه پنجاه درصد مادران بدون نیاز اقتصادی و مالی در خارج از خانه، اشتغال داشتند.
بر اساس اعتقاد شوهران نسبت به اشتغال همسرانشان آشکار شد که پنجاه و پنج درصد این شوهران، کار کردن همسران خود را به عنوان یک شاغل تمام وقت میپذیرفتند و تأیید میکردند. با این حال سی و هشت درصد مادران شاغل گزینش شده اظهار داشتند که از اشتغال خارج از خانه، خشنود و شاد نیستند. هفتاد و چهار درصد مادران بیان کردند که نارضایتی آنها از اشتغال، محرومیّت از امتیاز مراقبت فرزند است. استنباط میشود که ضروری است تا ایفای نقش پدران در داخل خانه به منظور پر کردن خلاء ناشی از اشتغال مادران، مجدّداً بررسی شود»19.
بر عهده گیری مسؤلیّتهای شغلی و حرفه ای برای زنان، گرچه تلاشی در جهت هویّت یابی محیطی است؛ امّا این تلاش پس از ازدواج و کسب نقش مادرانه، مشمول دگرگونی و تغییر علاقه قرار میگیرد و شرایط اقتصادی، اهمیّت اساسی مییابد. به عبارت دیگر، به نظر میرسد که کسب نقش مادرانه، بخش قابل ملاحظه ای از نیاز به هویّت یابی محیطی زنان را ارضا میکند که اگر در این نقش، کامیاب شوند، معمولاً تمایلی به انجام فعالیّتهای شغلی ندارند؛ مگر آن که شرایطی مانند ملاحظات اقتصادی آنها را به کار کردن در بیرون از خانه، مجبور کند.
مراقبت از فرزند، به خودی خود برای مادران یک امتیاز به شمار میآید و رضایت خشنودی آنها به میزان رسیدگی به امور فرزندان بستگی دارد. چنین مادرانی در مقایسه با مادران شاغل، آمادگی بیشتری دارند تا با رضایت خاطر و خشنودی درونی به بروز و ظهور هویّت مادرانه خود بپردازند؛ در نتیجه، واکنشهای مثبتی از سوی فرزندان دریافت میکند. پس روابط متقابل با رضایت طرفین همراه خواهد بود.
با این توضیح به نظر میآید که کار کردن مادران در بیرون از خانه، عاملی در بروز نارضایتیهای خانوادگی فرزندان باشد و باعث انجام برخی رفتارهای منفی و ناسازگارانه کودکان و نوجوانان میشود.