پرش به محتوای اصلی

خودشکوفایی و تعالی: همانندی‌ها و تفاوت‌ها

نوشته هیئت تحریریه ۶ دقیقه مطالعه مقاله متوسط

برای: دانشجویانمدیران و سازمان‌ها

خودشکوفایی و تعالی دو مفهومی هستند که در گسترهٔ خلّاقیّت، رهبری و تیزهوشی بارها در کنار یکدیگر به کار می‌روند و گاه چنین به نظر می‌رسد که یکی به جای دیگری نشسته است. امّا بررسی دقیق‌تر جایگاه هر یک نشان می‌دهد که میان آن دو پیوندهای نزدیکی وجود دارد و در عین حال از لحاظ خاستگاه، پیامدها و جایگاه نظری با یکدیگر تفاوت دارند. در این‌جا نخست هر یک از این دو مفهوم را تعریف می‌کنیم و سپس همانندی‌ها و تفاوت‌های آن‌ها را مورد بررسی قرار می‌دهیم:

خودشکوفایی در گسترهٔ خلّاقیّت

خودشکوفایی در آثار نویسنده بیش از هر جا در «دامنهٔ شناختی خلّاقیّت» جلوه می‌کند. محیط شایستهٔ خلّاقیّت، محیط همگنی (با اندازهٔ مناسب گروه) است که به شخصی‌شدن هرچه بیشتر فضا یاری می‌دهد، موقعیتی را برای تحقّق بینش نسبت به خود اعطا می‌کند و سرانجام به فرد احساس آزادی و احترام می‌بخشد تا موجب رضایت و آرامش وی در محیط شود. این گونه است که هماهنگی میان فرد و محیط و همکاری آن برای خودشکوفایی فرد تحقّق می‌یابد.

بر این اساس، دامنهٔ شناختی خلّاقیّت از دو سو استواری می‌یابد:

۱ ـ «رهایی ناهشیارانهٔ درونی» برای کنجکاوی کاوشگرانه‌ای که آگاهی تجربی لازمهٔ اندیشه را فراهم می‌آورد؛

۲ ـ وجود فضای آزاد برای خودشکوفایی در محیط.

بنابراین آنچه در کانون دامنهٔ شناختی خلّاقیّت واقع است، یک «کنجکاوی کاوشگرانهٔ رهاست که با وجود فضایی آزاد در محیط، آگاهی تجربی لازم برای اندیشه را فراهم آورد و به خودشکوفایی منجر شود». در هماویختگی جامع دامنه‌های روانی خلّاقیّت نیز چنین آمده است: «انگیزهٔ یکپارچه و نیرومند حاصل از کنجکاوی کاوشگرانه به مثابهٔ یک نیروی روانی بالقوّه انفجاری برای فعّالیّت‌های ارتجالی، برانگیخته می‌شود و با وجود فضایی آزاد در محیط، آگاهی تجربی لازم برای اندیشه را پدید می‌آورد و منجر به خودشکوفایی می‌گردد و این گونه خلّاقیّت در آدمی جلوه می‌کند» (کاظمی، ۱۳۸۹).

خودشکوفایی در گسترهٔ رهبری نیز جای دارد. «سیسک» فعّالیّت‌های مشخصی را برای آموزش رهبری بر اساس دیدگاه الگوی انسانی از خلّاقیّت، با تأکید بر خودشناسی و خودشکوفایی از طریق اطمینان، استماع و پاسخ‌دهی، حل تعارضات شخصی و تشویق به استقلال مطرح می‌سازد («کیتانو» و «کایربی»، ۱۹۸۶). افزون بر آن، پژوهشگران در شمار ویژگی‌های کلی «نخبگی رهبری» از پشتکار، تمرکز در کار، خودمختاری شخصی، ایجاد وحدت، اعتماد به نفس و خودشکوفایی یاد کرده‌اند.

تعالی در گسترهٔ رهبری و انتظارات فرهنگی

تعالی در آثار نویسنده نخست در قلمرو تربیت رهبر نظری مطرح می‌شود. هدف عمومی برنامه‌ریزی تربیتی رهبری نظری، تشویق و تعالی رهبران انسانی و اجتماعی است که برای حل مشکلات انسانی انگیزش یافته‌اند. ویژگی‌های ذاتی این افراد عبارت است از: توانایی‌های عالی در تحلیل، ترکیب و ارزشیابی، شایستگی در برخی حیطه‌ها، نظم‌بخشی در امور، وحدت‌بخشی اخلاقی در مسائل، معیارهای فوق‌العاده در تعالی و پیشرفت و حسّاسیّت شدید نسبت به امور انسانی. همچنین آرمانها، اهداف و مقاصد متعالی فرد رهبر است که به سازمان، نظام ارزشی ویژه‌ای می‌بخشد.

در الگوی انتظارات فرهنگی، «پیشرفت اجتماعی» از نیازها و انتظارات ویژهٔ نوجوان تیزهوش شمرده می‌شود و همیاری و تعاون، پیشرفت فردی و برتری‌طلبی، کمال‌گرایی و تعالی‌گرایی را در بر می‌گیرد. کمال‌یابی به معنای وجود انگیزهٔ خاص، قابلیّت درونی و نیروی حیات‌بخش زندگی است که به ارتقای تحقّق تمامیّت خود می‌انجامد. تعالی‌گرایی در فرد تیزهوش به معنای توانایی دیدن کیفیت، تشکّل و پدیدآیی باورها و گرایش شدید عاطفی است؛ امّا ممکن است برخی از تیزهوشان را به سوی توقّعات غیرواقع‌بینانه از خود سوق دهد و نوعی فشار شخصی برای تعالی‌گرایی پدید آورد.

در فضای همگن غنی‌ساخته نیز معلّمانی ویژه به عنوان الگوهای نیرومند، با پرهیز از خرده‌گیری، ایراد، سرزنش و تحقیر، انتظارات خویش را متوجّه مستقل بودن و تشویق تعالی‌جویی و پیشرفت گام به گام می‌کنند. گسترش گروه‌های مطالعاتی و تحقیقاتی خلّاق که کم و بیش از تجانس‌هایی برخوردارند نیز سبب تعالی کیفی آفرینندگی شده، خلّاقیّت را به وحدت ارتقا می‌بخشد.

مطالب فوق نشان می‌دهند که این دو مفهوم از دو جهت با یکدیگر همانندی و پیوند دارند و از سه جهت از یکدیگر متمایز می‌شوند:

الف ـ همانندی در پیوند با رهبری

هر دو مفهوم در کانون مباحث رهبری قرار دارند. خودشکوفایی هم در شمار ویژگی‌های کلی «نخبگی رهبری» آمده و هم محور آموزش رهبری در الگوی انسانی «سیسک» است. تعالی نیز هدف عمومی برنامه‌ریزی تربیتی رهبری نظری را تشکیل می‌دهد و معیارهای فوق‌العاده در تعالی از ویژگی‌های ذاتی این گونه رهبران به شمار می‌آید.

ب ـ همانندی در وابستگی به محیط و استقلال

هر دو مفهوم در گرو محیطی آزاد و پذیرا شکوفا می‌شوند. خودشکوفایی به «فضای آزاد در محیط» و احساس آزادی و احترام نیازمند است و تعالی‌جویی نیز در فضای همگنی تشویق می‌شود که از خرده‌گیری، سرزنش و تحقیر به دور باشد. در هر دو مورد، استقلال جایگاهی محوری دارد: «سیسک» تشویق به استقلال را راه خودشکوفایی می‌داند و معلّمان الگو، انتظارات خود را هم‌زمان متوجّه مستقل بودن و تعالی‌جویی می‌کنند. افزون بر آن، کمال‌یابی که در کنار تعالی‌گرایی آمده، به «تحقّق تمامیّت خود» می‌انجامد و از این طریق با معنای خودشکوفایی پیوند می‌خورد.

ج ـ تفاوت در خاستگاه

خاستگاه خودشکوفایی درونی است و از «رهایی ناهشیارانهٔ درونی» و کنجکاوی کاوشگرانه سرچشمه می‌گیرد که با فضای آزاد محیط هماهنگ می‌شود. در مقابل، تعالی بیشتر از آرمانها، معیارها و انتظارات برمی‌خیزد: انتظارات فرهنگی و اجتماعی تیزهوش، انتظارات معلّمان الگو و مقاصد متعالی فرد رهبر.

د ـ تفاوت در پیامدها

خودشکوفایی با رضایت و آرامش فرد در محیط و هماهنگی میان فرد و محیط همراه است. امّا تعالی‌گرایی دو چهره دارد: از یک سو توانایی دیدن کیفیت و تعالی کیفی آفرینندگی را در پی دارد و از سوی دیگر ممکن است برخی از تیزهوشان را به سوی توقّعات غیرواقع‌بینانه از خود سوق دهد و فشار شخصی برای تعالی‌گرایی پدید آورد.

ه ـ تفاوت در جایگاه نظری و گستره

خودشکوفایی در انگارهٔ هماویختگی دامنه‌های روانی خلّاقیّت، به منزلهٔ برایند و نقطهٔ پایانی فرآیند است؛ یعنی کنجکاوی کاوشگرانه در فضای آزاد، آگاهی تجربی را پدید می‌آورد و «منجر به خودشکوفایی» می‌گردد. گسترهٔ آن نیز بیشتر فردی است. تعالی، در مقابل، به صورت معیار، هدف و انتظار پیش روی فرد قرار می‌گیرد و گستره‌ای فراتر از فرد دارد؛ چنان که به سازمان، نظام ارزشی می‌بخشد و در گروه‌های مطالعاتی و تحقیقاتی خلّاق، به تعالی کیفی آفرینندگی و وحدت خلّاقیّت می‌انجامد.

روشن است که خودشکوفایی و تعالی دو روی یک جریان پرورشی‌اند: یکی شکوفایی درونی فرد را در فضایی آزاد نشان می‌دهد و دیگری افق و معیاری را که فرد، گروه و سازمان به سوی آن حرکت می‌کنند. از این رو، برنامه‌های پرورش رهبری و خلّاقیّت هنگامی کارآمدتر خواهند بود که فضای آزاد لازم برای خودشکوفایی را فراهم سازند و در عین حال، تعالی‌جویی را با پیشرفت گام به گام و انتظارات واقع‌بینانه همراه کنند.

منبع

استعداد و تیزهوشی، «۶ – ارتباط» — ارتباط

نخبه‌شناسی، «نخبگان حوزه عمومی» — نخبگان حوزه عمومی

خلّاقیّت، «ساختار تعاملی استعداد» — ساختار تعاملی استعداد

آموزش و پرورش برای استعداد و تیزهوشی، «و) نوسودمندی تحصیلی» — و نوسودمندی تحصیلی

خلّاقیّت، «محدودیّتهای نظری» — محدودیتهای نظری