فهرست ظرفیت تحلیلی شناختی یکی از سنجههای جستجوی استعداد است و در دستهٔ «استعدادیابی» قرار دارد. این فهرست نشان میدهد که فرد تا چه اندازه از راه تجربهٔ عملی یاد میگیرد، تا چه اندازه به کشف علت چیزها کنجکاو است و تا چه اندازه اطلاعات را تحلیل و دستهبندی میکند. در اینجا نخست به معرفی فهرست و جایگاه نظری آن میپردازیم و سپس معنای هر عامل و دلالت نمرهٔ بالا و پایین در آن را بررسی میکنیم.
پاسخ آنلاین به فهرست ظرفیت تحلیلی شناختی در سامانهٔ جستجوی استعداد.
فهرست ظرفیت تحلیلی شناختی چه میسنجد؟
واژهٔ «ظرفیت» در اینجا به توانایی بنیادینی اشاره دارد که فرد در قلمرو شناخت، یعنی دریافتن، اندیشیدن و یادگرفتن، از آن بهره میگیرد. در چشمانداز تعاملی، هوش متأثر از سه ظرفیت شناختی است: ظرفیت تحلیلی، ظرفیت تجربی و ظرفیت تحصیلی. فهرست حاضر بر دو قلمرو نخست تمرکز دارد و سه ظرفیت را از یکدیگر متمایز میسازد: ظرفیت تحلیلی، ظرفیت توالییابی تجربی و ظرفیت ترکیبدهی تجربی.
این ابزار در اصل با عنوان «فهرست ظرفیّتهای شناختی» معرفی شده است. این فهرست ابزاری «خودسنجی» است؛ یعنی پاسخدهنده خود دربارهٔ رفتارها و گرایشهای خویش داوری میکند و پرسشگر یا آزمونگری بیرونی پاسخ را تعیین نمیکند. گویهها، یعنی جملههایی که پاسخدهنده دربارهٔ آنها نظر میدهد، بر پایهٔ «مقیاس لیکرت» نمرهگذاری میشوند؛ بدین معنا که فرد بهجای پاسخ «آری» یا «نه»، میزان موافقت خود را با هر جمله در چند درجه مشخص میکند. این فهرست برای اجرا در جمعیت بزرگسال طراحی شده است.
بنابراین کسی که فهرست را پاسخ میدهد، تصویری از سه شیوهٔ اساسی برخورد ذهن خود با مسائل به دست میآورد: تحلیل و طبقهبندی، آزمایش برای کشف علت، و آزمایش برای ترکیب کردن.
الف ـ ظرفیت تحلیلی شناختی
ظرفیت تحلیلی شناختی عاملی است که نشان میدهد فرد تا چه اندازه میتواند اطلاعات را تحلیل و دستهبندی کند. نمونههای این توانایی چنین است:
1 ـ یافتن اندیشهٔ اصلی و فرعی یک متن، از جمله یک متن ادبی؛
2 ـ شناخت اجزای دستوری جمله هنگام خواندن آن؛
3 ـ رسیدن از چند نقطه به یک شکل؛
4 ـ انتخاب عنوان مناسب برای یک پاراگراف، متن یا فیلم؛
5 ـ دستهبندی برگهها بر اساس شکل و بر اساس چند روش دیگر؛
6 ـ پیوند آموختههای تازه به دانستههای پیشین.
نمرهٔ بالا در این عامل بیانگر آن است که فرد، بر پایهٔ داوری خویش، از مهارت تحلیلی نیرومندی برخوردار است؛ به آسانی میان مطالب تازه و قبلی پیوند برقرار میکند و میتواند یک کل را به اجزای آن بشکند یا اجزای پراکنده را در قالب یک کل دریابد. نمرهٔ پایین نشان میدهد که این گونه فعالیتها، یعنی تجزیهٔ متن، طبقهبندی و عنوانگذاری، در تصویری که فرد از خود دارد کمتر برجسته است.
ریشهٔ این مفهوم را باید در «هوش تحلیلی» جستوجو کرد. هوش تحلیلی در نوشتههای نگارنده با تجزیه و تحلیل مطالب، طبقهبندی مفاهیم، ارائهٔ دستهبندیهای جدید و سازماندهی مباحث توصیف میشود. ظرفیت تحلیلی نیز شامل دستهبندی، سازهیابی، مفهومپردازی، ترکیبدهی و یکپارچگی میان مفاهیم است. «سازهیابی» به معنای یافتن ساختار و پیکرهٔ درونی یک مفهوم است و «مفهومپردازی» به معنای شکل دادن به مفاهیم و پرداختن آنهاست.
ب ـ توالییابی تجربی
توالییابی تجربی به معنای آزمایش بر پایهٔ اندیشهٔ ریاضی است و بر بررسی علّیتی پدیدهها از طریق آزمایش تأکید دارد. در این ظرفیت، روابط علّیتی میان پدیدهها، یعنی اینکه کدام پدیده سبب پدید آمدن پدیدهٔ دیگر است، بهصورت تجربی اثبات میشود. به بیان دیگر، رشتهٔ علّیتی میان مفاهیم به آزمون گذاشته میشود و این رشته سه حلقه دارد:
1 ـ ریشهیابی مفهوم، یعنی جستوجوی سرچشمه و علت یک پدیده؛
2 ـ سازهیابی، یعنی شناخت ساختار و اجزای آن؛
3 ـ استنتاج، یعنی رسیدن به نتیجه از راه این شواهد.
فردی که در این عامل نمرهٔ بالایی دارد، بهطور مداوم به دنبال کشف و تحلیل مسائل و چالشهای گوناگون است. او از حل مسائل ریاضی لذت میبرد، آزمایشها را حتی پیش از تدریس استاد انجام میدهد و علاقهمند است که خودش علت و ریشهٔ مسائل را کشف کند؛ تا آنجا که برای این منظور به تجزیه و تحلیل مولکولها یا انجام آزمایشهایی دست میزند که به نظر اطرافیانش غیرعادی میآید. نمرهٔ پایین بیانگر آن است که این کنجکاوی علّیتی و میل به کشف شخصی ریشهٔ پدیدهها از راه آزمایش، در داوری فرد دربارهٔ خویش کمتر به چشم میخورد.
ج ـ ترکیبدهی تجربی
ترکیبدهی تجربی به معنای فعالیتهای آزمایشی پیدرپی و سرسختانه در زمینهٔ ترکیبدهی میان مفاهیم است. در این ظرفیت، سه مؤلفه از طریق آزمایش پیگیری میشوند: «تلازمیابی»، یعنی یافتن مفاهیمی که با یکدیگر همراهاند و از هم جدا نمیشوند؛ «موقعیتیابی»، یعنی یافتن جایگاه هر مفهوم در کنار مفاهیم دیگر؛ و «یکپارچگی» میان مفاهیم، یعنی پیوستن آنها در یک کل منسجم. این ظرفیت در برابر توالییابی تجربی و ظرفیت تحلیلی قرار میگیرد و با آنها مقایسه میشود.
فردی که در این عامل نمرهٔ بالایی دارد، دائماً به دنبال آزمودن روشها و راهحلهای تازه است و از امتحان کردن روشهای جدید و غیرمعمول لذت میبرد. او همواره در پی یافتن راهحلهای خلاقانه برای مسائل پیچیده است، در برابر چالشها تسلیم نمیشود و گاه روزها دربارهٔ یک مسئله میاندیشد تا آن را حل کند. چنین فردی از آموزشهای کارگاهی استقبال میکند و حتی در آشپزی، طعمهای تازه را میآزماید تا به نتایج جالبی دست یابد. نمرهٔ پایین نشان میدهد که این آزمایشگری پیگیر و سرسختانه برای ساختن ترکیبهای تازه، در تصویر فرد از خود کمتر نمایان است.
نتیجه را چگونه بخوانیم؟
یافتههای این فهرست را باید بهمنزلهٔ بیان «میزان» و «اندازه» خواند، نه حکمی قطعی دربارهٔ توانایی یا ناتوانی فرد. هر سه عامل با تعبیر «تا چه اندازه» تعریف شدهاند؛ بنابراین نمرهٔ هر عامل نشان میدهد که یک شیوهٔ شناختی تا چه حد در فرد برجسته است و این نتیجه برچسب یا تشخیص به شمار نمیرود. افزون بر آن، این ابزار خودسنجی است و نتیجهٔ آن بازتاب داوری خود فرد دربارهٔ رفتارها و علایقش است.
نکتهٔ اساسی آن است که سه عامل را در کنار یکدیگر ببینیم. ظرفیت تحلیلی بر تجزیه، طبقهبندی و سازماندهی مفاهیم تکیه دارد؛ توالییابی تجربی بر کشف رشتهٔ علّیتی پدیدهها از راه آزمایش؛ و ترکیبدهی تجربی بر آزمایش سرسختانه برای پیوند دادن و یکپارچهساختن مفاهیم. مقایسهٔ این سه عامل به فرد کمک میکند دریابد که در رویارویی با مسائل، کدام شیوه در او نیرومندتر است: اندیشیدن و دستهبندی، آزمودن برای یافتن علت، یا آزمودن برای ساختن ترکیبی تازه.
روشن است که در چشمانداز تعاملی، هوش حاصل تعامل چند ظرفیت شناختی است و هیچیک از این ظرفیتها بهتنهایی تمامی تصویر هوش فرد را آشکار نمیسازد. از این رو، نتیجهٔ فهرست ظرفیت تحلیلی شناختی را باید پنجرهای به بخشی از نظام شناختی فرد دانست؛ پنجرهای که شناخت شیوهٔ یادگیری و اندیشیدن را برای او آسانتر میکند.
نشانی آزمون: فهرست ظرفیت تحلیلی شناختی.
منبع
سنجههای جستجوی استعداد، «فهرست ظرفیت تحلیلی شناختی» — صفحهٔ آزمون
فرهنگنامه، «ظرفیت تحلیلی شناختی» — ظرفیت تحلیلی شناختی
فرهنگنامه، «ظرفیت تحلیلی شناختی» — ظرفیت تحلیلی شناختی
فرهنگنامه، «توالییابی تجربی» — توالی یابی تجربی
فرهنگنامه، «فهرست ظرفیّتهای شناختی» — فهرست ظرفیتهای شناختی
فرهنگنامه، «ترکیبدهی تجربی» — ترکیب دهی تجربی
نقشهٔ این مفهوم: نقشهٔ مفهوم: هوش
فصلهای همموضوع در کتابها: ظرفیّت یابی (زمینهٔ روانشناسی تعاملی)
مقالههای همموضوع: ظرفیّتیابی: ابزارها و مؤلّفههای شناخت تواناییهای بنیادین، هوش تحلیلی و ظرفیّت تحلیلی: همانندیها و تفاوتها