برخی پدر و مادرها نگراناند که فرزند تیزهوششان از فعّالیّتهای گروهی میگریزد. او در کلاس درس موفّق است، اما در برنامههای جمعی و فعّالیّتهای بیرون از درس حضوری ندارد. این نگرانی بیپایه نیست. پژوهشهایی که در بخش «تحوّل رهبری» گرد آمدهاند، نشان میدهند که «فعّالیّت» و حضور فعّال در جمع، اهمّیّتی کمتر از پیشرفت تحصیلی ندارد. در این نوشتار، بهجای سخن گفتن از توان بدنی، بر آنچه این پژوهشها دربارهٔ فعّالیّت و مشارکت در گروه گفتهاند تمرکز میکنیم. نخست یافتهها را میآوریم و سپس دلالتهای آنها را برای خانواده بررسی میکنیم.
الف ـ فعّالیّت ابتکاری از نخستین سالهای زندگی
فعّالیّت ابتکاری یعنی کودک خودش کاری را آغاز کند و منتظر نماند که دیگران او را به آن وادارند.
«"بهلر" ادعا میکند که ویژگیهای رهبری میتواند در اولین سال زندگی تشخیص داده شود. رفتار رهبری در این سن شامل "اطمینان نفس در حضور سایر همسالان"، "فعّالیّت ابتکاری" و "الگو شدن برای فعّالیّتهای دیگران" است.» (کیتانو و کایربی، ۱۹۸۶)
بهلر حتّی مدّعی است که این ویژگیها در دوران پیش از دبستان، پیشبینی قاطعی برای قدرت مدیریت و رهبری در سالهای بعد به دست میدهند. او از سه ویژگی نام میبرد. نخست ابتکار است. دوم توانایی سازماندهی است، یعنی نظم دادن به کار و به افراد. سوم تطابق با گرایشهای اصولی گروه است، یعنی هماهنگ شدن با جهتگیریهای اساسی جمع.
«اسمیت» و «هیلمن» نیز مطرح میکنند که تسلّط، ابتکار و اعتماد به نفس از سالهای پیش از دبستان تا دورهٔ ابتدایی تداوم دارند. تحقیقات همچنین تأیید میکنند که رهبر یک گروه، هنگامی که وارد گروه مشابه دیگری شود، دوباره منصب رهبری را به دست میآورد.
پیامد این یافتهها برای خانواده روشن است. آنچه کودک در سالهای نخست در جمع همسالان از خود نشان میدهد، رفتاری گذرا نیست و در سالهای بعد ادامه مییابد. از این رو، اطمینان نفس کودک در حضور همسالان و میزان فعّالیّت ابتکاری او شایستهٔ توجّه دقیق والدین است.
ب ـ فعّالیّت فوقبرنامه در کنار پیشرفت تحصیلی
فعّالیّت فوقبرنامه به کارهایی گفته میشود که بیرون از برنامهٔ رسمی درس انجام میگیرند.
«"استوگدیل" با بررسی یافتههای مربوطه بیان میدارد که رهبری در دوران دبستان، دبیرستان و کالج میتواند رهبری در دوران بزرگسالی را در زمینهٔ تجارت و فعّالیّتهای اجتماعی پیشبینی نماید. او همچنین پی برد که رهبری در زمینهٔ فعّالیّتهای فوقبرنامه به رهبری در سالهای بعد بیش از پیشرفت تحصیلی ارتباط دارد.»
این یافته برای پدر و مادرهایی که تنها به نمرهٔ فرزند مینگرند، اهمّیّت ویژهای دارد. فرزندی که در درس درخشان است اما از فعّالیّتهای فوقبرنامه دوری میجوید، بخشی از زمینههای رشد آیندهٔ خود را از دست میدهد.
«جنینگز» نیز در بررسی عوامل وابسته به رهبری، به چهار عامل دست یافت که با رهبری ارتباط دارند:
۱ ـ دانش اجتماعی (۰٫۴۴)؛ که شامل ایفای نقش و توانایی قضاوت اخلاقی میشود؛
۲ ـ توانایی معاشرت (۰٫۳۴)؛ یعنی توان برقراری رابطه با دیگران؛
۳ ـ رسیدگی فراوان به خواستههای دیگران (۰٫۳۴)؛ یعنی توجّه به نیازهای اطرافیان؛
۴ ـ توانایی شروع فعّالیّت بهطور فردی (۰٫۴۰)؛ یعنی آغاز کردن کار بدون انتظار برای دیگران.
اعداد داخل پرانتز اندازهٔ پیوند هر عامل با رهبری را نشان میدهند. باید توجّه داشت که این روابط وجود یک همبستگی علّی را تأیید نمیکنند؛ یعنی نشان میدهند که این عوامل در کنار رهبری دیده میشوند، اما ثابت نمیکنند که یکی علّت دیگری است.
ج ـ مهارتهای فعّالیّت گروهی آموختنیاند
مهمترین نکته برای خانوادههایی که فرزندشان از جمع میگریزد، این است که این مهارتها ثابت و دستنیافتنی نیستند. در یک برنامهٔ تربیتی، نتایج نشان داد که جوانان شرکتکننده پس از گذشت ۳ ماه از دورهٔ تربیتی، قادر بودند آگاهیها و مهارتهای اکتسابی را در گسترهٔ گوناگون محیطها به کار گیرند. مهارتهای رهبری فعّال در این برنامه چنین برشمرده شدهاند:
۱ ـ مشارکت فعّال در فعّالیّتهای گروهی: عناصر این مهارت عبارتاند از فراهمآوری زمینه برای مشاهدهٔ یک رهبر مؤثّر که بهعنوان الگو فعّالیّت میکند، گنجاندن فرد در یک گروه کوچک و تعیین کار گروهی، تقویت مشارکت، افزایش تدریجی اندازهٔ گروه و تغییر ترکیب گروه. در این روند، فرد موقعیّتی دارد تا مهارتهای خویش را در کنار مجموعهای از افراد متنوّع بیازماید.
۲ ـ حلّ مسئلهٔ مؤثّر: فرد با وضعیّتهایی روبهرو میشود که در آنها موقعیّت مسئله را تشخیص میدهد، راهحلها را سبکسنگین میکند، مناسبترین را برمیگزیند، آن را انجام میدهد و نتیجه را ارزشیابی میکند.
۳ ـ آمادگی برای وقایع آتی: فرد بتواند نتایج و وقایع آیندهٔ داستانها، ماجراها و تجارب عملی را پیشبینی نماید و امکان و احتمال آنها را در صورت وجود برخی شرایط تصوّر کند.
۴ ـ برنامهریزی: نظمبخشی به موضوعات و سازماندهی منابع ضروری، یعنی مواد، زمان و نیرو.
۵ ـ اتّخاذ تصمیم: فرد در انتخاب میان راهحلها، بر مبنای ملاکی روشن قضاوت کند و پشتوانهای محکم و قاطع برای تصمیم خویش فراهم آورد.
روشن است که نخستین مهارت، یعنی مشارکت فعّال در گروه، با گامهای کوچک آغاز میشود: از یک گروه کوچک، با یک الگوی مؤثّر، و سپس افزایش تدریجی اندازهٔ گروه.
د ـ بستر فرهنگی مشارکت
کنارهگیری فرزند از فعّالیّت جمعی را باید در بستر فرهنگی جامعه نیز دید. بررسی انجامشده در سال ۱۳۷۸ در نقاط شهری ۲۸ استان کشور حاکی از آن است که ۲۹٫۵ درصد از افراد ۱۵ ساله و بالاتر در یک یا چند فعّالیّت اجتماعی شرکت داشتهاند و ۷۰٫۵ درصد در هیچ فعّالیّت مشخّصی حضور نداشتهاند. ۱۸٫۷ درصد فقط در یک فعّالیّت، ۶٫۶ درصد در دو فعّالیّت و تنها ۱٫۸ درصد در چهار فعّالیّت یا بیشتر شرکت داشتهاند. افزون بر این، فعّالیّتها تنوّع چندانی نداشته و عملاً به فعّالیّتهای نیمهالزامی محدود بودهاند.
در این میان، میانگین مشارکت در انجمن خانه و مدرسه در کشور ۲۸ درصد و در تهران ۴٫۵ درصد بوده است و نسبت بیشتری از زنان در انجمنهای خانه و مدرسه مشارکت دارند.
این ارقام نشان میدهند که کمرنگی فعّالیّت جمعی تنها به فرزند تیزهوش محدود نمیشود و در سطح جامعه نیز به چشم میخورد. بدیهی است که فرزند در چنین فضایی، کمتر الگوی مشارکت فعّال را پیرامون خود میبیند. از این رو، توجّه خانواده به فعّالیّت گروهی و فوقبرنامهٔ فرزند، در کنار پیشرفت تحصیلی، زمینهٔ رشد اطمینان نفس، ابتکار و توانایی سازماندهی او را فراهم میآورد و آثار آن در سالهای بعد نیز آشکار خواهد شد.
منبع
استعداد و تیزهوشی، «تحوّل رهبری» — تحول رهبری
روانشناسی فرهنگی، «فرهنگ و مشارکت اجتماعی» — فرهنگ و مشارکت اجتماعی
روانشناسی سازمانی، «هویّت شغلی» — هویت شغلی
نقشهٔ این مفهوم: نقشهٔ مفهوم: شخصیت