برداشت و تصوّر عموم مردم از پدیدهٔ تیزهوشی و استعدادهای درخشان، «نگرش عمومی در قبال تیزهوشان» است. این دیدگاه، میزان پیوند، سازگاری و همنوایی اجتماعی میان دو طرف، یعنی عامّهٔ مردم و تیزهوشان، را تعیین میکند. معلّم نیز بخشی از همین جامعه است و برداشت او از مفهوم تیزهوشی از نگرشها و ارزشهای فرهنگی محیطش جدا نیست. در اینجا نخست به مفهوم نگرش عمومی و اهمیّت آن میپردازیم، سپس برخی پیشداوریها و سوءتفاهمهای رایج را بررسی میکنیم و در پایان پیامدهای آنها را برای مدرسه و معلّم برمیشماریم.
مفهوم نگرش عمومی و اهمیّت آن
نگرش واقعبینانه و صحیح، همنوایی اجتماعی را ثمر میدهد و نادرستی دیدگاه، موجب شکاف میان تیزهوشان و عموم مردم میگردد. سوءتفاهمهای ایجادشده منبعی برای پدیدآیی توقّعات و خواستههای غیرواقعبینانه از تیزهوشان میشود.
اینجاست که انتظار اساسی تیزهوش از جامعه، یعنی «درک و تعدیل توقّعات»، اهمیّت مییابد. تیزهوش از جامعهاش انتظار دارد اوّلاً آحاد مردم از پدیدهٔ تیزهوشی، شناسایی و فهم صحیح و واقعبینانه داشته باشند و ثانیاً توقّعات خود را از فرد تیزهوش در حدّ واقعیّتهای وجودی وی سازش دهند.
هرگاه چنین انتظاراتی ارضا نشود و مفاهیم و تعابیر ابهامبرانگیز ازدیاد یابد، آسیبهای اجتماعی تیزهوشان نیز افزایش پیدا میکند و محرومیّت جامعه از این منابع حیاتی، ثمرهٔ آن خواهد بود.
بدیهی است که نگرش عمومی نسبت به تیزهوشی تحت تأثیر نوع اطّلاعات و آگاهیها و نیز نظام ارزشی و فرهنگی آن جامعه پدید میآید. هرچه آگاهیهای مردم افزایش یابد و مفاهیم و تعابیر مصطلح، بهسازی گردیده و از بار ارزشی رها شوند، نگرشهای عمومی نیز واقعبینانه خواهند شد.
برداشت مردم از هوش، خردمندی و خلّاقیّت
«اشترنبرگ» (۱۹۸۹) برداشت گروههای خاصّ مردم را از مفاهیم هوش، خردمندی و خلّاقیّت بررسی کرد. نتایج نشان داد که همبستگی میان هوش و خردمندی ۰/۶۸، هوش و خلّاقیّت ۰/۵۵ و خردمندی و خلّاقیّت ۰/۲۷ است.
از نتایج مزبور سه نکتهٔ اساسی استنباط شد:
۱ – میزان همبستگی میان مفاهیم سهگانهٔ فوق به نوع تخصّص گروهها بستگی دارد؛
۲ – همبستگیهای حاصلشده، همگی مثبت هستند؛
۳ – خلّاقیّت به دو مفهوم دیگر، ارتباط کمتری دارد.
برداشتهای گروههای مختلف، شش خصیصهٔ کلّی را دربارهٔ خلّاقیّت نشان داد: رهایی از قواعد مرسوم؛ تکمیل امور و هوشمندی (ایجاد رابطه و تمایز میان باورها و پدیدهها، توانمندی در تشخیص شباهتها و تفاوتها، توانایی درج اطّلاعات و نظریات با یکدیگر در راهی جدید)؛ رغبتها و برداشتهای زیباییشناختی؛ مهارت و انعطاف در تصمیم؛ زیرکی؛ و تمایل به انجام و اتمام و شناسایی (هدفمدارانه).
اهمیّت این یافتهها در آن است که برداشت مردم از مفهوم تیزهوشی (و خلّاقیّت) پایهٔ تشخیص و شناسایی عمومی و جمعی برای تیزهوشان میشود؛ یعنی یک نوع نظام تشخیص عمومی و غیررسمی (نه تخصّصی و رسمی) پدید میآید و رواج میگیرد که بر آن اساس به شناسایی و معرفی تیزهوشان و افراد خلّاق میپردازند.
الف ـ پیشداوری فضیلت اخلاقی
یکی از برداشتهای نادرست آن است که مفهوم «تیزهوشی» شامل فضایل اخلاقی تصوّر شود. آحاد مردم هرگاه چنین تصوّری داشته باشند، دیگر ضرورت و الزامی را برای ایجاد یک نظام پرورشی ویژهٔ نخبگان قائل نمیشوند؛ حال آنکه نخبگان بیش از سایر اقشار جامعه به تربیت و حمایت خاصّ نیاز دارند. پس اصلاح نگرش عمومی نسبت به پدیدهٔ نخبگی و تیزهوشی، امری بسیار ضروری است.
ب ـ سوءتفاهم تشخیصی و تیزهوشان نهفته
ابزارهای هوشسنج موجود، توانایی شناسایی و کشف همهٔ استعدادها و نخبگیهای برجسته را ندارند؛ تنها بخش اندکی از موهبتها و نخبگیها بهطور اجمالی مورد تشخیص قرار گرفتهاند. معنای سادهٔ این بیان آن است که هر جامعهای بیش از آنچه رسماً آشکار شده، دارای نخبگان و ستارههای درخشان در صحنهٔ استعداد بشری است.
سنجش غیرمستقیم حتّی بر اساس معتبرترین و رایجترین ابزارهای موجود، از قابلیّت کاربرد تعمیمی برای تمامی گونههای تیزهوشی برخوردار نیست. گاه ابزارها برای شناسایی نوع ویژهای از تیزهوشی ساخته نشدهاند؛ گاه برخی تیزهوشان برای اجرای آزمونهای روانی استقبال گرم و پذیرش مثبتی نشان نمیدهند؛ و گاه برخی مسائل و آزردگیهای روانی خاصّ قلمرو تیزهوشی، آزمودنی را در آمادگی قرار نمیدهد. همهٔ این عوامل سبب خواهند شد که تیزهوشی در برخی افراد بهطور نهفته باقی بماند و آسیبهای ناشی از عدم تربیت خاصّ، دامنگیر آنها شود.
بهسازی نگرش عمومی در این زمینه نقشی تعیینکننده دارد؛ زیرا تیزهوشانی که در اثر سوءتفاهم تشخیصی جامعه، مکنون و نهفته باقی ماندهاند، شناسایی و جذب خواهند شد.
ج ـ ریشههای فرهنگی برداشت از تیزهوشی
جنبههای فرهنگی در تعریف و برداشت از تیزهوشی مؤثّر است و مفهوم تیزهوشی میتواند یک پایه و جنبهٔ فرهنگی داشته باشد («هارسلت»، ۱۹۹۶). حتّی برداشت معلّمان از مفهوم تیزهوشی مبتنی بر فرهنگ آنهاست («تیری» و همکاران، ۲۰۰۲).
طبیعی است که تعریف مبتنی بر فرهنگ از تیزهوشی، اساس کوششهای تشخیصی واقع میشود؛ ارزشهای فرهنگی از طریق تعریف مفهوم تیزهوشی، زمینهساز شناسایی و سنجش آن میگردند («برنال»، ۱۹۸۰). در جوامع چندفرهنگی، معمولاً تشخیص تیزهوشی بر اساس ملاحظات فرهنگ غالب صورت میپذیرد، حال آنکه تشخیص تیزهوشی در جوامع اقلیّت نیازمند لحاظ جنبههای فرهنگی است («گیبسون»، ۱۹۹۸).
ممکن است برخی جنبههای تیزهوشی پذیرش فرهنگی و ارزشی بیشتری داشته باشد و برعکس. امکان دارد دانشآموزان تیزهوش بعضی ویژگیهای خویش (مانند تواناییهای خلّاقانه) را با توجّه به فرهنگ حاکم و ارزشهای آن بروز ندهند و بنابراین از چرخهٔ توجّهات تربیتی شایسته خارج شوند («جورج»، ۱۹۸۷).
نمونهٔ دیگر، «موضع برونی نظارت» در تیزهوشان یک جامعهٔ خاص است. شاید همنوایی اجتماعی در یک فرهنگ خاص بیش از سایر محیطها قداست و ارزش یافته باشد. این امر را باید در جریان تشخیص اقتضایی گروههای اقلیّت مورد مداقّه قرار داد و آن را به معنای نابهنجاری توزیع هوش در آن جامعه تلقّی ننمود؛ وگرنه بهای آن، سوءتفاهم تشخیصی و پنهان ماندن تیزهوشی در آن جامعه خواهد بود.
پیامدها برای مدرسه و معلّم
یافتهها و مباحث فوق بهخوبی نشان میدهند که نگرش عمومی، صرفاً یک برداشت ذهنی نیست، بلکه بر سرنوشت تربیتی تیزهوش اثر مستقیم دارد. هر کوشش آموزشی ویژه، محیطی اجتماعی میطلبد که از حیث پذیرش و جذب و ارجگزاری فراهم شده باشد؛ پس توجّه به نگرش و برداشت عمومی، امری بنیادین در تحقّق یک نظام آموزشی ویژه برای تیزهوشان به شمار میآید.
در اثر بهسازی نگرش و باور عمومی، درک واقعبینانه و علمی فراهم میآید، توقّعات و انتظارات از نخبگان تعدیل مییابد و پیوندی مستحکم میان تیزهوشان و مردم برقرار میشود. در چنین شرایطی، عموم مردم از کوششها و اقدامات اختصاصی حمایت و پشتیبانی خواهند ورزید. ایجاد این درک واقعبینانه از طریق بهرهگیری از رسانههای گروهی و نظامهای اطّلاعرسانی جمعی، همراه با بهسازی مفاهیم و رها ساختن آنها از بار ارزشی میسّر است.
برجستهترین بخش ارزشیابی یک برنامهٔ ویژه نیز بازنگری اعتبار اجتماعی آن در سطح جامعه است؛ یعنی تحلیل اینکه موقعیت و جایگاه برنامه در اجتماع چگونه است و تا چه میزانی به جلب حمایت محیطی و پذیرش اجتماعی مبادرت ورزیده است.
روشن است که معلّمی که برداشت خود از تیزهوشی را برخاسته از فرهنگ و نظام ارزشی محیط بداند، از پیشداوری فضیلت اخلاقی، از محدودیّتهای تشخیص و از پنهان ماندن استعدادها آگاهتر خواهد بود و توقّعات خود را از فرد تیزهوش در حدّ واقعیّتهای وجودی وی سازش خواهد داد.
منبع
استعداد و تیزهوشی، «تسریع تحصیلی در ریاضی» — تسریع تحصیلی در ریاضی
استعداد و تیزهوشی، «مفهوم نگرش عمومی در قبال تیزهوشی» — مفهوم نگرش عمومی در قبال تیزهوشی
روانشناسی کودکان تیزهوش و روشهای آموزش ویژه، «منابع» — منابع
نخبهشناسی، «نقش فرهنگ در تیزهوشی» — نقش فرهنگ در تیزهوشی
روانشناسی کودکان تیزهوش و روشهای آموزش ویژه، «موضع برونی نظارت و جامعهپذیری» — موضع برونی نظارت و جامعه پذیری
نقشهٔ این مفهوم: نقشهٔ مفهوم: تیزهوشی و استعداد
مقالههای همموضوع: آمادگی ریاضی: برنامهای پنجمؤلفهای برای شناسایی و پرورش آن، استعداد نهفته: دانشآموز تیزهوشی که دیده نمیشود