۳. اعتبار محیطی
حیطه سوّم «آمادگی افزایی اعتباری» اشاره به میزان هویّت معتبر کارمند در محیطش دارد. هرچه یک شغل، اعتبار محیطی بیشتری برای شاغل فراهم کند، در واقع، هویّتش را ارتقا بخشیده و لذا رضایت حرفه ای و خشنودی شغلی بیشتری به او میدهد.
اعتبار محیطی سه حوزه از عوامل رضایت شغلی را در برمی گیرد:
الف) تأمین شغلی
یکی از نخستین خواستهها و ابتدایی ترین انتظارات هر کارمند و پیشه وری از حرفه اش، تأمین شغلی وی است. تأمین شغلی بستگی به دو عامل دارد:
اوّل تأمین مالی
تأمین مالی شاغل اشاره به این دارد که وی در حد مکفی از دستمزدها و مزایای کافی برخوردار باشد. تأمین مالی و اقتصادی شغل با «فراهم بودن امکانات مادی» مرتبط به آن حرفه، پیوند نزدیکی دارد؛ یعنی پابه پای تأمین مالی، امکانات و ظرفیتهای مادی نیز فراهم میشود.
دوم امنیّت شغلی
از انتظارات اساسی یک پیشه ور یا کارمند از حرفه اش آن است که از امنیّت شغلی کافی برخوردار باشد. وجود امنیت شغلی به معنای تحقّقِ بخش قابل ملاحظه ای از رضایت شغلی است. مؤلّفهها و عناصر متعدّدی در تحقّق امنیت شغلی دخالت دارند که آنها را در چهار مؤلّفه بنیادین جای میدهیم:
1 آرامش روانی امنیّت شغلی یک کارمند به اندازه آرامشی است که از انجام آن حرفه به دست میآورد. هرچه فعالیتهای حرفه ای، آرامش روانی فرد را به مخاطره بیندازد و او را دچار تشویش، تنیدگی و عدم تعادل کند، امنیّت شغلی اش را نیز تهدید میکند.
2 مشخص بودن آینده شغلی روشنی وضعیت حرفه ای یک شاغل در آینده و تضمین چنین آتیه ای، آرامش روانی و امنیت شغلی کارمند را افزایش میدهد. بخش قابل ملاحظه ای از ناامنی شغلی کارکنان، مربوط به آن است که آینده حرفه ای آنها روشن و مشخص نیست؛ لذا دچار بیم و تشویش و نگرانی میشوند.
3 شرایط تشویق آمیز سازمانها و محیطهای شغلی ویژه که شرایط تشویق آمیزی برای فعالیتهای حرفه ای کارکنان خود فراهم میآورند و پیشرفتهای شغلی آنها را مورد ترغیب و تقدیر قرار میدهند، در واقع امنیّت و آرامش شغلی آنها را ارتقا میبخشند. پس امنیّت شغلی یک پیشه ور به میزان وجود چنین شرایطی در سازمانش بستگی دارد.
فقدان تشویق از سوی محیط شغلی نسبت به یک کارمند بدین معناست که جایگاه شغلی و هویت حرفه ای و فعالیتهای وی مورد علاقه و توجّه سازمانی نیست؛ لذا فضایی از نگرانی و بیقراری بر روان و روحیه آن کارمند حاکم میشود و او را دچار نا امنی شغلی میکند.
4 اعتبار اجتماعی پیشههایی که اعتبار و حیثیّت اجتماعی بیشتری برای یک شاغل به همراه دارند، امنیت شغلی آنها را نیز تقویت میکنند. برخی از فعالیتهای حرفه ای از نقطه نظر اجتماعی، فاقد ارزش، شرافت و منزلت هستند و به همین اندازه صاحب آن حرفه را در نگرانی و اضطراب و تزلزل روانی قرار میدهند. بنابراین میزان امنیّت شغلی کارکنان به سطح اعتبار اجتماعی فعالیتهای حرفه ای آنها بستگی دارد.
ب) محیط اداری
وجود برخی از عوامل و عناصر در نظام اداری و ساختار سازمانی، مستقیماً بر روی رضایت شغلی کارکنان تأثیر میگذارد. این عوامل و عناصر را در دو حوزه کلی طبقه بندی و بررسی میکنیم:
اول عدالت
حق طبیعی و اوّلیه هر فردی است که در جایگاه شغلی ویژه خود قرار گیرد. یکی از مصادیق گسترش عدالت در سطح کلان، به کار گماری افراد شایسته است. جایدهی بسزا و شایسته، معنای کلی عدالت به شمار میآید. کسانی که در موقعیت شغلی ویژه خویش جای میگیرند، عدالت حرفه ای آنها فراهم و تأمین شده است.
تجانس معنوی و ذاتی میان یک فرد و شغل خاص وی، نمود و مصداقی از اصل بسط عدالت و دادگستری است. گاهی علاقه به شغل در همین وضعیت افزایش مییابد و فرد با حرفه اش از حیث رغبت و گرایش درونی، سازگار میشود.
در محیط شغلی و پس از استخدام، گسترش عدالت به معنای آن است که میان کارکنان، تبعیض ناروایی انجام نگیرد. از جمله آن که کیفر، تنبیه، مجازات، توبیخ و استیضاح، متناسب و سازگار با خطا و جرم باشد و احکام قضایی از لحاظ تخلّفات اداری، به گونه ای شایسته صادر شود.
جایدهی شایسته و به کارگماری بسزا بدین معنا، یکی از مهمترین و بنیادی ترین عوامل رضایت شغلی به شمار میآید.
دوم رسیدگی به امور کارکنان
هر کارمندی در هر محیط شغلی و فضای سازمانی، کم و بیش دچار برخی مشکلات و گرفتاریهای شخصی است که او را رنج میدهند و موجب دلمشغولی وی میشوند. رفع و برطرف سازی این گرفتاریها که بعضاً برون سازمانی هستند، دلگرمی کارمند را از محیط حرفه ای اش فراهم میآورد و انگیزه «پیشرفت طلبی» وی را افزایش میدهد.
میزان و نوع رسیدگی به امور کارکنان، پیوند تنگاتنگی با «سبک مدیریت» سازمان دارد. در واقع شیوه مدیریت و سرپرستی موجود اگر بهینه باشد، بدان معناست که مسائل و مشکلات کارکنان و خواستههای شاغلان را در محور توجّه خویش قرار داده است؛ به تعبیر دیگر، مدیریت صحیح یعنی رسیدگی به مشکلات و گرفتاریهای کارکنان که هر دو عامل، مستقیماً رضایت شغلی را میافزایند.
رسیدگی به مشکلات سه اثر و پیامد ارزشمند اداری و سازمانی دارد که آنها موجب افزایش رضایت شغلی کارکنان میشوند:
1 مدیریّت صحیح سبک مدیریّت و شیوه سرپرستی مسؤولان و رؤسا بر روی خشنودی شاغلان مؤثّر است. بسیاری از نارضایتیهای حرفه ای ناشی از بکارگیری اسلوبهای ناپسند و روشهای نامناسب مدیریت است که باعث کناره گیری شغلی و یا تغییرات حرفه ای کارکنان میشود. از سوی دیگر، برخی از جذابیّتهای شغلی پیشههای خاص، از نقطه نظر کارکنان، ناشی از وجود مدیران کارآمد و صاحب نفوذی است که به شیوههای اقتضایی به اعمال سرپرستی میپردازند و خواستههای زیردستان خود را در محور فعالیتهای مدیریتی خویش قرار میدهند. پس سبک مدیریتی از عناصر اساسی میزان رضایت شغلی به شمار میآید.
2 فضای شغلی مناسب فضای اجتماعی یک سازمان و محیط شغلی اگر برای کارمند خوشایند باشد، رضایت حرفه ای اش را افزایش میدهد. در چنین فضاهایی «برخورد نیکو» میان کارکنان، حکمفرماست. هرچه رسیدگی به مشکلات و خواستههای کارکنان بیشتر باشد، فضاهای سازمانی مطلوبتری در اختیار شاغلان میگذارد.
3 پیشرفت شغلی ارتقای حرفه ای و پیشرفت شغلی کارکنان باعث رضایت و خشنودی آنها از کارشان میشود. پیشرفت طلبی حرفه ای یکی از انگیزههای پایه ای را در پیشه گزینی و پیگیری فعالیتهای شغلی تشکیل میدهد. هرچه به مشکلات و خواستههای کارکنان رسیدگی بیشتری شود، موقعیت مطلوبتری برای پیشرفت شغلی آنها فراهم میآید. محیطهای سازمانی خاصّی که حُسن برخورد میان کارکنان بر فضای آنها حاکمیت دارد نیز به ارتقای حرفه ای هرچه بیشتر کارکنان یاری میکنند.