۱۶. نقش نخبگان در تعالی فرهنگی
در جای جای تاریخ بشری در هر گونه درخشش فرهنگی، هنری، ادبی و علمی، اثر و علامتی از جای پای افراد تیزهوش و نخبه دیده میشود. پیشرفت و توسعه علمی و شناختی و فرهنگی را در طی قرون متمادی افراد عادی و عقب ماندگان ذهنی پدید نیاورده اند. تیزهوش سهمی حیاتی و تعیین کننده درتمدن بشری داشته و دارد. از دوران تمدنهای درخشان آسیایی نظیر چین، هند و ایران تا ظهور عصر طلایی یونان( پریکلس) و تمدن بی نظیر و بی همتای اسلامی که شعاع کوچکی از آن، رنسانس را آفرید، رد پاهایی از تیزهوشان و نخبگان دیده میشود و امروزه نیز تطور عصر تکنولوژی درخشان (قرن بیستم) مرهون وجود نخبگان زمان است.
1-نقش تیزهوش در حیثیت جهانی ممالک
برای یک جامعه وجود تیزهوش با درخششهای متعاقب آن در صحنه جهانی، موجب سرافرازی، عزت، حرمت و اعتبار است. این امر نه تنها برای یک جامعه بلکه برای یک فرهنگ نیز صادق است. به عنوان مثال فرهنگ و تمدن اسلامی نه تنها با وجود چنین نخبگانی شکل گرفت و توسعه یافت بلکه افتخار و سرافرازی برای آحاد امت اسلامی در سطح جهان ایجاد نموده است. وجود هزاران متفکر، اندیشمند، و صاحب حکمت و معرفت، ریاضیدان، منجم، شیمیدان، طبیب، مورخ، ادیب، هنرمند و هنرآفرین که ریزه خوار سفره مکتب الهی اسلام بوده اند برای هر ملت و جامعه ای موجب عزت وشرف است و هر ملتی در پهنه گیتی چنین غبطه ای میخورد و آرزومند چنین درخشش تاریخی است. و این در شرایطی است که بسیاری از تمدنهای فعلی و تاریخی، اشعه ای کوچک از تمدن الهی اسلام بوده و هستند و این در شرایطی است که بسیاری از کشورهای قدرتمند و فرا صنعتی و ابرقدرت اجتماعی، اقتصادی سیاسی و نظامی از چنین تمدن و تاریخی کمترین بهره ای ندارند و اکنون تمامی مساعی و قابلیتهای خویش را برای دستیابی به تمدنی مانند آن مصروف میدارند.
نقش تیزهوش در مرجعیت جهانی
تمامی عواملی که تاکنون بیان داشتیم در کنار یکدیگر موجب خصیصه ای بسیار قابل ملاحظه و شگرف میشود این وِیژگی را «مرجعیت جهانی» مینامیم. بدین معنا که یک کشور به عنوان الگو، اسوه و مرجعی برای پیروزی و تقلید سایر ممالک قرار گرفته تمامی کنشها و فعالیتها، عقاید، افکار، اندیشهها، و ذرات وجودی آن برای جامعه جهانی ملاک و هنجار پیروی واقع میشود.
مرجعیت جهانی برای یک کشور، جهان را تبدیل به دو قطب فرهنگی تحقیق و تقلید میکند جامعه ای که کاروان سالار سیر جهانی شده و فرهنگ تحقیق و پیشروی و سردمداری را رشد میدهد و تشویق میکند در واقع سایر ممالک جهانی را به دنبال خویش میکشد که در آنها فرهنگ تقلید حکومت میکند. اینچنین مرجعیتی، آرمان غایی کلیه کشورهایی است که برای وجود خویش صاحب ادعایی هستند.
در حدود 32% مردان تیزهوش در حوزه فرهنگی اشتغال مییابند:
| شغل | درصد | شغل | درصد |
|---|---|---|---|
| استاد دانشگاه | 8 | آرشیتکت | 1 |
| فیزیکدان | 6 | روحانی | 1 |
| شیمیدان | 4 | هنرمند( طراح) | 1 |
| روزنامه نگار، ناشر | 4 | موسیقیدان | 1 |
| معلم | 4 | امور رادیو و تلویزیون | 2 |
استعداد و تیزهوشی فرهنگی
مفاهیم «استعداد فرهنگی» و «تیزهوشی فرهنگی» اصطلاحهای بسیار تازهای در تاریخ مطالعات نظری قلمداد میگردند. برای نخستین بار در ادبیّات تحقیق، در این مقاله، پایههای نظری این دو مفهوم به مثابهٔ یک حیطهٔ بسیار مهمّ از انواع استعداد بشری تشریح میشود.
باید بیان داشت که تاکنون انواع گوناگونی از تیزهوشی کشف و شناسایی شده است؛ کلامی، حرکتی، اجتماعی، هنری و ریاضی، متداولترین آنهاست. مفهوم «تیزهوشی فرهنگی» به تازگی وارد ادبیّات تحقیق شده است که پیش از این سابقهای نداشته است و به طور تلویحی در یک بررسی قوم شناختی در کشور «زلاند نو» به کار گرفته شد. (بیوان براون، 2005) امّا تا به حال ویژگیهای روانشناختی و مفهومی آن به شایستگی و روشنی کاویده نشده است. از این رو، برای نخستین بار در تاریخ مطالعات و ادبیّات تحقیق در این مقاله جنبههای روانشناختی تیزهوشی فرهنگی به مثابهٔ یک حیطهٔ بسیار مهمّ از انواع استعداد بشری مورد شرح و تفصیل واقع میشود.
اهمیّت این نوع تیزهوشی، علاوه بر آنکه در کشف و شناسایی یک حوزهٔ مهمّ از استعداد بشری است، به اهمیّت ذاتی مقولهٔ فرهنگ در تمدّن بشری نیز مربوط میشود. همان گونه که فرهنگ یک قلمرو بسیار مهمّ و گسترده را در تمدّن بشری به خود اختصاص داده است، بخش گسترده ای از استعدادهای بشری نیز متعلّق به این نوع استعداد است. بروز رخدادهای درخشان و پیشرفتهای چشمگیر فرهنگی در تاریخ بشریّت مرهون وجود نخبگان و بزرگانی است که از نبوغ خارق العادهای در حوزهٔ فرهنگ برخوردارند.
چنان که متعاقباً خواهیم دید، نقش استعداد فرهنگی در امر آموزش و پرورش به ویژه مدیریّت آموزشی در سطوح گوناگون و در حرفههایی که مستلزم مذاکرات است و نیز در رهبری سطح کلان بسیار حایز اهمیت است.
استعداد فرهنگی برای جوامع چند فرهنگی نظیر کشور ما اهمیّت مضاعفی دارد. تقریباً غالب فعّالیّتهای شغلی، اقتصادی و اجتماعی در ایران به ویژه در شهرهای بزرگ ایران، نیازمند وجود این استعداد است.
استعداد فرهنگی
مراد از «استعداد»، شناخت مفاهیم ویژه و طبقهبندی آن و یا بروز قابلیّت شخصی و انجام ماهرانهٔ یک کار خاصّ است. (کاظمی و همکاران، 1389)
استعداد مفهومی فراگیرتر و گستردهتر از هوش اصطلاحی است و علاوه بر هوش، شامل مهارت نیز میشود و حتّی در سطح وسیعتر برخی ویژگیهای انگیزشی، عاطفی، نگرشی و شخصیتی را نیز در بر میگیرد. بنابراین وقتی در بارهٔ استعداد سخن میگوییم حدّ اقل باید به مفاهیم هوش و مهارت توجّه کنیم. اگر گفته میشود که شخصی در زمینهٔ فرهنگ از استعداد قابل توجّهی برخورداراست، بدین معناست که از هوش بالا و یا مهارت برجستهای در این قلمرو بهره مندی دارد.
بر اساس «ساختار کروی استعداد و تیزهوشی» (کاظمی، 1393الف) سه قلمرو اساسی تیزهوشی وجود دارد که مبتنی بر پنج توانایی بنیادین است. سه ظرفیّت شناختی (هوشهای تحلیلی، تجربی و تحصیلی) و دو مهارت (نوسودمندی و وظیفهمندی) تواناییهای بنیادین را تشکیل میدهند. این ظرفیّتها و مهارتها در تعامل با «زمینه»، «استعداد» نام میگیرند. مهمّترین زمینههایی که تاکنون کشف شده شامل: حرکتی، کلامی، اجتماعی، هنری و ریاضی است. (کاظمی 1393ب)
اینکه حوزهٔ «فرهنگ» یک زمینهٔ خالص و بسیط است یا از ترکیب زمینههایی چون کلامی، اجتماعی و هنری حاصل میآید، نیاز به بررسیهای زمینهیابی گستردهای دارد.
امّا به هر حال تواناییهای بنیادین مزبور در تعامل با حوزهٔ «فرهنگ» پنج استعداد اساسی را دراین قلمرو رقم میزنند.
باید توجّه داشت بر اساس ساختار یادشده، هر فردی کم وبیش به فراخور، بهرهای از همهٔ استعدادهای فرهنگی دارد و چنانچه در هریک از این ظرفیّتها و یا مهارتها برجستهتر بود، از عهدهٔ مقتضیات تخصّصی مربوط به آن حوزه بر خواهد آمد.
در این جا به برخی از مهمّترین ویژگیهای هوشی و مهارتی یک فرد مستعدّ در حوزهٔ فرهنگ اشاره میکنیم.
ذکر این نکته ضروری است که احراز هر یک از این پنج خصیصه (سه ظرفیّت و دو مهارت) کفایت میکند که یک فرد در قلمرو فرهنگ، مستعدّ تلقی شود و لازم نیست شخصی در همهٔ این ویژگیها از برجستگی برخوردار باشد.
الف) خصایص هوشی در قلمرو فرهنگ
فرد مستعدّ در قلمرو فرهنگ، از لحاظ ظرفیّت یادگیری و یا به بیان دقیقتر هوش، در یک یا چند زمینه از زمینههای ذیل، برجستگی نشان میدهد:
پیشرفت تحصیلی فرهنگی فرد مستعدّ در قلمرو فرهنگ، در دوران تحصیل، واحدهای عملی قلمرو فرهنگی را همواره با موفقیّت میگذراند؛ درک و فهمش در موادّ درسی فرهنگی به طور مستمرّ بهتر میشود و میکوشد با یادگیری بهتر موادّ درسی فرهنگی، دقّت عملش را در این حوزه بیشتر کند.
بنابراین، تحصیل و فهم موادّ درسی فرهنگی برای افزایش و بهبود دقّت عمل در امور فرهنگی است.
تجربهٔ فرهنگی فرد مستعدّ در قلمرو فرهنگ، به طور کلّی از تجربه پذیری بالایی در این قلمرو بهره مند است. هر مسألهٔ مبهم یا پیچیدهای در قلمرو فرهنگی، کنجکاویاش را تحریک کرده، همهٔ وجود وی را به خود مشغول میکند؛ اصرار دارد دانستههایش در قلمرو فرهنگی را تجربه کند و تا چیزی را که در قلمرو فرهنگی میداند، تجربه نکند، آرام نمیشود و بدون کسب تجربه، آموزههای فرهنگی را نمیپذیرد. از این رو، برای روشن شدن هر مطلبی در مباحث فرهنگی، دست به تجربه میزند.
در تجربهٔ فرهنگی به تحصیل صِرف مواد درسی و مفاهیم رسمی فرهنگی اکتفا نمیشود؛ بلکه اولویّت، یادگیری و دریافت مفاهیم فرهنگی در بوتهٔ آزمایش و میدان تجربه به طور مستقیم است. به تعبیر دیگر، در تجربه از عمل برای یادگیری بهره گرفته میشود؛ امّا در تحصیل، یادگیری برای دقّت عمل است.
تحلیل فرهنگی فرد مستعدّ در قلمرو فرهنگ، به سادگی میتواند مفاهیم و مباحث فرهنگی را تحلیل و ریشهیابی کند و به راحتی از عهدهٔ طبقه بندی مفاهیم و اصطلاحات تخصّصی فرهنگی بر میآید و آن طبقه بندیها را به شیوههای نوینی انجام میدهد و برایش آسان است که حتّی دستهبندیهای جدیدی از مفاهیم مزبور، ارایه دهد و آنها را سازماندهی کند.
از این رو، در فرایند تحلیل فرهنگی، قطع نظر از مفاهیم رسمی که در جریان تحصیل موادّ درسی حاصل شده و یا آنچه در کوششهای تجربی مستقیم به دست آمده، سازماندهی مفاهیم فرهنگی مورد تأکید قرار میگیرد. به بیان دیگر، هدف از ریشهیابی و دستهبندی مفاهیم فرهنگی، سازمانیافتگی شناختی مباحث فرهنگی است. در واقع «تحلیل برای سازمانیافتگی» انجام میگیرد.
بر این پایه، «جنبهٔ هوشی استعداد فرهنگی» چنین تعریف میشود: «توانایی پیشرفت تحصیلی در مفاهیم و مباحث فرهنگی و یا سرسختی در تجربه اندوزی آنها و یا سازمانیافتگی شناختی آنها بر پایهٔ ریشهیابی».
ب) خصایص مهارتی در قلمرو فرهنگ
فرد مستعدّ در زمینهٔ فرهنگی از جنبهٔ ویژگیهای مهارتی حدّ اقل در یکی از این حوزهها از برجستگی قابل ملاحظهای برخوردار است:
وظیفهمندی فرهنگی آنچه در زمینهٔ فرهنگی از فرد مستعدّ در این قلمرو، میخواهند به درستی و دقیق انجام میدهد؛ اگر وظیفهای در قلمرو فرهنگی برایش تعیین شود، به خوبی از عهدهٔ آن بر میآید و اساساً مباحث فرهنگی را برای آن یاد میگیرد که کارهای فرهنگی را با دقّت انجام دهد.
نوسودمندی فرهنگی فرد مستعدّ در قلمرو فرهنگ، برای کارهای نو و تازه در مباحث فرهنگ، جنب و جوش کنجکاوانهای بروز میدهد و میتواند برای اوّلین بار طرحهای سودمندی ارایه دهد که راه حلّ جدید، آسان و مؤثّری برای مسائل دشوار فرهنگی باشد؛ راه انجام هر کاری را در این قلمرو، به سادگی پیدا میکند؛ میتواند کارهای مربوط به قلمرو مزبور را با شیوهٔ نوین و متفاوتی ارایه دهد؛ در این عرصه توانایی دارد کاری در سطح برجسته انجام دهد. به طور کلّی در انجام کارهای سودمندمربوط به قلمرو فرهنگی از توانایی ویژهای برخوردار است.
لذا میتوان از «جنبهٔ مهارتی استعداد فرهنگی» و یا «مهارت فرهنگی» چنین تعریفی ارایه داد: «توانایی انجام کار دقیق و درست در وظایف محولّه و یا توانایی انجام کار برجسته و نو مبتنی بر رهکاریابی پویا و کنجکاوانه».
به طور کلّی مهارتهایفرهنگی به سه طبقه از مهارتهایادراکی، ارتباطیوتطبیقیقابل تقسیمبندیاست.
مهارتهایادراکی بهدرجهٔ استقبالافرادازتجربههایجدیدبستگیدارد. همچنینبالابودنتحمّلافراددرمقابلعدماطمیناندراینحوزهقرارمیگیرد. مهارتهایارتباطی شاملانعطافپذیری، همدلیوروابطاجتماعیقویاست و سرانجام، مهارتهایتطبیقی به رفتارهایانطباقیدرموقعیّتهایبینفرهنگیبادرنظرگرفتنانعطافپذیریرفتاری اشاره دارد. (مشبّکی و راموز، 1385)
بنابراین، منظور از «استعداد فرهنگی»، «توانایی شناخت مفاهیم فرهنگی و یا توانایی انجام فعّالیّت فرهنگی» است؛ توانایی شناخت به یکی از اَشکال «پیشرفت تحصیلی یا سازماندهی شناختی بر پایهٔ ریشهیابی و یا سرسختی در تجربه اندوزی مفاهیم و مباحث فرهنگی» نمایان میشود و توانایی انجام کار با جلوهٔ «دقّت عمل در وظایف محولّه و یا کار برجستهٔ نو مبتنی بر رهکاریابی پویا و کنجکاوانه» بروز مییابد.
«ساختار کروی استعداد فرهنگی» با استنباط از «ساختار کروی استعداد و تیزهوشی» در شکل 1 نشان داده شده است:
[محل درج تصویر: cultural_psychology_chapter_016_image_01.png]
شکل 1 - ساختار کروی استعداد فرهنگی