پرش به محتوای اصلی

استقلال‌طلبی نوجوان: میان خودمختاری و نیاز به حمایت و امنیت در خانه

نوشته هیئت تحریریه ۶ دقیقه مطالعه مقاله متوسط

برای: پدر و مادرها

خانواده‌های نوجوانان مستعد و تیزهوش، معمولاً در سال‌های نوجوانی با پدیده‌ای روبه‌رو می‌شوند که گاه آن‌ها را نگران می‌کند: فرزند می‌خواهد خودش تصمیم بگیرد، خودش راه یادگیری را برگزیند و کمتر زیر بار هدایت مستقیم برود. این پدیده را «استقلال‌طلبی» می‌نامیم. پرسش اساسی والدین این است که این گرایش را چگونه باید فهمید و در برابر آن چه رفتاری در پیش گرفت. در این‌جا نخست مفهوم استقلال‌طلبی را روشن می‌کنیم، سپس یافته‌های پژوهش‌ها را دربارهٔ اهمیّت آن بیان می‌کنیم و در پایان دلالت‌های این یافته‌ها را برای پدر و مادر بررسی می‌نماییم.

الف ـ استقلال‌طلبی چیست؟

استقلال‌طلبی چهار عامل را در بر می‌گیرد: «ماجراجویی»، «فرماندهی مبتکرانه»، «خشکی عاطفی» و «خشکی در روابط». این عوامل در رفتار فرد به صورت ویژگی‌هایی مانند کشاکش‌جویی، خشک‌رفتاری، گرایش به فرماندهی، استقلال شخصی، خطرطلبی و بی‌تفاوتی عاطفی آشکار می‌شوند.

«ماجراجویی» یعنی لذّت خاص از خطر، علاقه به ورزش‌های خشن و سنگین و روحیهٔ جنگندگی و مسابقه. نقطهٔ مقابل آن، پرهیز از ماجراهای نامطمئن، بیزاری از ورزش خشن و تسلیم شدن در موقعیّت‌های اختلاف‌برانگیز است.

«فرماندهی مبتکرانه» در گرایش به فرماندهی و رهبری دیگران جلوه می‌کند. «خشکی عاطفی» با بی‌تفاوتی عاطفی همراه است. «خشکی در روابط» نیز در خشک‌رفتاری و کشاکش‌جویی دیده می‌شود.

این ویژگی‌ها در برابر گروه دیگری از ویژگی‌ها قرار می‌گیرند: آشتی‌جویی، مدارا، ملاحظه‌کاری، رنگ‌پذیری رفتاری (یعنی همرنگ شدن با رفتار دیگران)، مهرطلبی، تسلّی‌جویی، آرامش‌طلبی و هدایت‌جویی. بنابراین استقلال‌طلبی یک سوی طیفی است که سوی دیگر آن، نیاز به مهر، آرامش، دلداری و راهنمایی است.

کسی که در این ویژگی بسیار بالاست، خودمختار و جسور است و با محیط هماهنگی کمتری دارد. او در نگرش‌های مذهبی و سیاسی بیشتر به آزاداندیشی گرایش دارد. در برابر موقعیّت‌های مبهم تحمّل بیشتری نشان می‌دهد. از فعّالیّت‌ها و ورزش‌هایی که تجربه‌ها و هیجان‌های غیرعادی دارند، لذّت شدیدی می‌برد؛ حتّی اگر جانش به خطر بیفتد.

ب ـ چرا استقلال‌طلبی را نمی‌توان نادیده گرفت؟

پژوهش‌ها استقلال و خودمختاری را یک نیاز و ویژگی عاطفی در افراد مستعد دانسته‌اند (فرانکس و دولان، 1982؛ فری، 1993؛ استروپ، 2002). این گرایش یک خصیصهٔ نگرشی، یعنی بخشی از طرز نگاه فرد به خود و جهان، نیز هست (ددریک و همکاران، 1977). ریشه‌های آن حتّی از دوران خردسالی دیده می‌شود (وایندکر و همکاران، 1997؛ کیتانو، 1985؛ استیل، 1989). بنابراین استقلال‌طلبی نوجوان پدیده‌ای ناگهانی و زودگذر نیست؛ بلکه جلوهٔ تازه‌ای از نیازی دیرینه است.

استقلال با «تفکّر واگرا» همبستگی دارد (آلبرت و رانکو، 1989). تفکّر واگرا یعنی توانایی یافتن پاسخ‌ها و راه‌های گوناگون برای یک مسئله. افزون بر آن، استقلال با فعّالیّت بیشتر و مسئولیّت‌پذیری اجتماعی پیوند دارد (چایلدز، 1981). این گرایش حتّی در میان افراد مستعدی که دچار برخی نارسایی‌های عضوی هستند نیز وجود دارد (ویلارد هالت، 1998).

استقلال در تفکّر و اندیشیدن یکی از ویژگی‌های تیزهوشی به شمار می‌رود (دلپ و مارتینسون، 1974؛ چاستین، 1981). دانش‌آموزان مستعد حتّی از آغاز دورهٔ تحصیلی، روش‌های مستقل در یادگیری و فعّالیّت‌های مستقلّانه را ترجیح می‌دهند (هاوس و همکاران، 1971؛ گریگز، 1984).

نقش استقلال در پرورش انواع استعداد نیز نشان داده شده است: در استعداد رهبری (تایتل، 1984)، در پرورش حسّاسیّت هنری (دافی، 1979)، در نگارش خلّاقانه (شالکایند و باسکین، 1973) و در پرورش شغلی و برنامه‌ریزی برای آیندهٔ حرفه‌ای (مارشال، 1982؛ رودنشتاین و گلیکاوفهاگس، 1977).

از این رو، نادیده انگاشتن این ویژگی پیامدهای ناخوشایند روانی، عاطفی و اجتماعی بر جای می‌گذارد. عدم پذیرش استقلال و تفرّد فرد از سوی محیط ممکن است به ناسازگاری‌های اجتماعی بینجامد (لرو، 1986؛ کاتنا، 1975). «تفرّد» یعنی شکل گرفتن فرد به‌عنوان شخصیّتی متمایز و دارای هویّت ویژهٔ خود.

ج ـ میان استقلال و نیاز به حمایت

استقلال‌طلبی به این معنا نیست که نوجوان دیگر به خانواده نیازی ندارد. دختران نوجوان تیزهوش از لحاظ عاطفی و اجتماعی با مسائل خاصّی روبه‌رو هستند که استقلال‌طلبی و تأثیرات خانوادگی از جملهٔ آن‌هاست.

بررسی انتظارات اجتماعی دختران نوجوان تیزهوش در دو گرایش تحصیلی ریاضی (51 نفر) و تجربی (81 نفر) نکتهٔ درخورتوجّهی را نشان داد. در هر دو گرایش، بیشترین انتظارات به ترتیب «تعدیل توقّعات» (5/24 درصد) و «حمایت» (18 درصد) بود. «تعدیل توقّعات» یعنی آن‌که اطرافیان، توقّعات خود را از نوجوان متعادل و واقع‌بینانه کنند. پس از آن پذیرش (5/11)، اعتلا و پیشرفت (5/10) و درک (5/9) قرار داشت. سهم استقلال 5 درصد و سهم امنیت 25/2 درصد بود.

در پایهٔ سوم دبیرستان، بیشترین انتظار به حمایت (28) و کمترین انتظار به استقلال (4) تعلّق داشت. همچنین تعدیل توقّعات محیطی از سن 13 سالگی به بعد، یکی از دو انتظار اساسی دختران نوجوان تیزهوش را تشکیل می‌دهد.

سیر سنّی این انتظارات نیز گویاست. با افزایش سن، کمترین دگرگونی در نیاز به استقلال پدید می‌آید؛ یعنی این نیاز پایدارتر از سایر انتظارات است. در مقطع راهنمایی، انتظار استقلال و پذیرش به‌طور منظمی افزایش می‌یابد. انتظار استقلال از 15 تا 17 سالگی کاهش می‌یابد و انتظار درک از 16 تا 18 سالگی افزایش نشان می‌دهد. در سال‌های دبیرستان، با تکوین و گسترش فردیّت‌ها، فراز و نشیب انتظارات بیشتر می‌شود و کمتر سیر منظمی در آن‌ها دیده می‌شود.

دختران تیزهوش 14 تا 15 ساله حسّاسیّت فوق‌العاده‌ای نسبت به تبعیض‌های محیطی دارند و پذیرش اجتماعی برای آنان اهمیّت شایانی دارد. در 16 سالگی، محیط توقّعات بیشتری از آنان بروز می‌دهد. این توقّعات در 17 و 18 سالگی و در آستانهٔ ورود به آموزش عالی، همچنان آنان را رنج می‌دهد.

بدیهی است که نوجوان در عین استقلال‌طلبی، چشم‌انتظار حمایت، پذیرش و درک خانواده است و از سنگینی توقّعات اطرافیان رنج می‌برد.

د ـ دلالت‌ها برای خانواده

برجستگی استقلال‌طلبی در افراد مستعد آن‌چنان است که هیچ رهنمود تربیتی برای فرزند مستعد در خانواده نمی‌تواند این اصل را نادیده بینگارد. پژوهشگران سه نکته را به والدین سفارش کرده‌اند (سیلورمن، 1992؛ کارنز و همکاران، 1984؛ کارنز و شودل، 1987؛ ترفینگر، 1978):

1 ـ پذیرش استقلال فرزند؛ یعنی والدین استقلال‌طلبی را نیازی طبیعی و بنیادین بشناسند.

2 ـ احترام به استقلال وی؛ یعنی خودمختاری فرزند در اندیشه و انتخاب، محترم شمرده شود.

3 ـ رفتار تشویق‌آمیز برای تفرّد او؛ یعنی والدین شکل گرفتن هویّت متمایز فرزند را تشویق کنند، نه آن‌که در برابر آن بایستند.

در آموزش این فرزندان نیز باید بر استقلال آنان از حیث «خودجهت‌دهی»، یعنی توانایی تعیین مسیر یادگیری به دست خود، تأکید شود (استیوارت، 1981؛ ترفینگر، 1982). برنامه‌های آموزشی‌ای که استقلال آنان را تقویت می‌کنند، اولویّت دارند (فولیس و کراکاور، 1982). همچنین برطرف‌سازی ضعف تحصیلی در میان دختران مستعد، مستلزم حمایت از تفرّد و استقلال آنان است (اسماتنی، 1998). حمایت محیطی برای تحقّق فردیّت نیز مورد تأکید قرار گرفته است (یانگ، 2019).

روشن است که پذیرش و احترام به استقلال فرزند، در کنار حمایت، پذیرش و تعدیل توقّعات از سوی خانواده، دو روی یک سکّه‌اند. خانواده‌ای که استقلال نوجوان را می‌پذیرد و در عین حال پشتیبان و پذیرای اوست، زمینهٔ مسئولیّت‌پذیری اجتماعی، خلّاقیّت و سازگاری بهتر را برای فرزند فراهم می‌آورد. از این طریق، استقلال‌طلبی به‌جای آن‌که به ناسازگاری بینجامد، به نیرویی سازنده در شکوفایی استعداد فرزند تبدیل خواهد شد.

منبع

خودشناسی، «استقلال‌طلبی» — استقلال طلبی

استعداد و تیزهوشی، «منابع» — منابع

آموزش و پرورش برای استعداد و تیزهوشی، «تفرّد» — تفرد

نخبه‌شناسی، «سیاست‌های مشارکت‌افزایی نخبگان در سیاستگذاری فرهنگی» — سیاست‌های مشارکت افزایی نخبگان در سیاستگذاری فرهنگی

نخبه‌شناسی، «مبانی مشارکت نخبگان در سیاستگذاری فرهنگی: پذیرش اجتماعی مشارکت فرهنگی نخبگان و ملازمات آن» — مبانی مشارکت نخبگان در سیاستگذاری فرهنگی پذیرش اجتماعی مشارکت فرهنگی نخبگان و ملازمات آن