پرسش بسیاری از پدر و مادرها این است که آیا خانه میتواند تیزهوشی بسازد. مطالعات موجود به این پرسش پاسخ سادهای نمیدهند؛ اما نکتهٔ اساسی دیگری را آشکار میکنند. تیزهوشی در خلأ پدید نمیآید و در خلأ هم شناخته نمیشود. فرهنگ، نظام ارزشی و میزان درک محیط، تعیین میکنند که تیزهوشی یک فرزند تا چه حد بروز کند، شناسایی شود و مورد توجه تربیتی قرار گیرد. خانواده نخستین حلقهٔ این محیط است. در اینجا یافتههای پژوهشها را بیان میکنیم و سپس دلالتهای آنها را برای خانواده مورد بررسی قرار میدهیم.
الف ـ تیزهوشی در بستر فرهنگ تعریف میشود
جنبههای فرهنگی در تعریف و برداشت از تیزهوشی مؤثرند. بنابراین مفهوم تیزهوشی میتواند یک پایه و جنبهٔ فرهنگی داشته باشد (هارسلت، ۱۹۹۶). به رابطهٔ فرهنگ آمریکایی با پدیدهٔ تیزهوشی (رسنیک و گودمن، ۱۹۹۴) و به جنبههای فرهنگی تیزهوشی در قلمروهای آفریقاییتبار (نگارا، ۲۰۰۹؛ نگارا و پورات، ۲۰۰۷؛ بانر و همکاران، ۲۰۰۹) توجه شده است. حتی برداشت معلمان از مفهوم تیزهوشی بر فرهنگ آنها مبتنی است (تیری و همکاران، ۲۰۰۲).
طبیعی است که تعریف مبتنی بر فرهنگ، اساس کوششهای تشخیصی واقع میشود. ارزشهای فرهنگی از طریق تعریف مفهوم تیزهوشی، زمینهساز شناسایی و سنجش آن میگردند (برنال، ۱۹۸۰).
به همین دلیل، بخش قابل ملاحظهای از کوششهای تشخیصی بر «آزمونهای فرهنگزدوده» تمرکز دارد. این آزمونها ابزارهایی برای سنجش تیزهوشی هستند که میکوشند اثر فرهنگ خاص یک گروه را از نتیجهٔ سنجش کنار بگذارند. آنها از معتبرترین ابزارهای سنجش تیزهوشی قلمداد میشوند (فورد، ۲۰۱۰؛ ریکتو و همکاران، ۲۰۱۰؛ الشبتات و همکاران، ۲۰۰۹).
در جوامع چندفرهنگی، تشخیص تیزهوشی معمولاً بر اساس ملاحظات فرهنگ غالب و مسلط آن جوامع صورت میپذیرد. مطالعات نشان میدهند که تشخیص تیزهوشی در جوامع اقلیت، نیاز به لحاظ کردن جنبههای فرهنگی دارد (گیبسون، ۱۹۹۸).
ب ـ ارزشهای محیط، جلوههای تیزهوشی را آشکار یا پنهان میسازند
ممکن است برخی از جنبههای تیزهوشی، پذیرش فرهنگی و ارزشی بیشتری داشته باشند و برخی دیگر کمتر. امکان دارد دانشآموزان تیزهوش بعضی ویژگیهای خویش، مانند تواناییهای خلاقانه، را با توجه به فرهنگ حاکم و ارزشهای آن بروز ندهند. در این صورت از چرخهٔ توجهات تربیتی شایسته و مناسب خارج میشوند (جورج، ۱۹۸۷).
پیامد این یافته برای پدر و مادر روشن است. استعدادی که دیده نشود، پرورش هم نمییابد. فرزندی که احساس کند توانایی خاصی از او در محیطش پذیرفته نیست، ممکن است آن را پنهان کند.
مفاهیم مبهم و برخی برداشتهای نظری که در فرهنگها شکل میگیرند، ممکن است به سوءتفاهم متقابل بینجامند. ثمرهٔ این سوءتفاهم، شکاف هرچه بیشتر میان تیزهوش با فرهنگ و جامعه و در نهایت فقدان رسیدگی و توجه کافی نسبت به اوست. «همنوایی اجتماعی» افراد تیزهوش، یعنی هماهنگی و همراهی آنان با جامعهٔ پیرامون، میتواند در رفع این ابهامات مؤثر افتد و توجه اجتماعی به پدیدهٔ تیزهوشی را شتاب بخشد.
ج ـ هوشسنج، همهٔ تصویر نیست
بخش قابل ملاحظهای از نخبگان و افراد تیزهوش، به دلایل گوناگون از پاسخ دادن به «هوشسنجهای» متداول خودداری میورزند. هوشسنج، آزمونی است که توانایی ذهنی را در قالب یک نمره برآورد میکند. در نتیجه، این بخش از نخبگان از دیدگاه روانسنجها و مشاوران تازهکار نادیده انگاشته میشوند و نیازهای آنها مورد غفلت قرار میگیرد.
این گروه به روشهای مستقیم، مانند مصاحبه و گفتوگوی رودررو، پاسخ بیشتری میدهند و همکاری افزونتری ابراز میدارند. اگر خدماترسانی ویژه به آنان مشروط بر احراز نخبگی از راه آزمون باشد، راه به جایی نخواهد برد.
دانشآموزان تیزهوش، بهویژه افراد خلاق، شخصاً به ارزشیابی بازده یادگیری خود میپردازند و میتوانند بهخوبی خود را بیازمایند. پس کمتر به ارزشیابیهای بیرونی نیاز دارند و به آنها کمتر بها میدهند. دانستن این ویژگی به پدر و مادر کمک میکند تا داوری خود فرزند دربارهٔ یادگیریاش را جدی بگیرند.
د ـ درک دقیق؛ نیاز اساسی تیزهوش از محیط
اگر ابهاماتی دربارهٔ طبیعت پدیدهٔ تیزهوشی وجود دارد، یعنی برخی از زوایای وجودی فرد تیزهوش ناشناخته مانده و به درستی درک نشده است. حالآنکه سازگاری او با محیط خانوادگی، تحصیلی و اجتماعی ایجاب میکند که محیط وی را به دقت درک کند. مشاوره، حلقهای شایسته در پیوند تیزهوش و محیط است، اگر به درک متقابل یاری دهد.
برخی مطالعات توصیفی، فهرستی از انتظارات اجتماعی تیزهوش را به دست میدهند. از جملهٔ آنها:
۱ ـ پذیرش: پذیرفتن نیازها، تواناییها، عقاید، احساسات و رفتارهای فرد تیزهوش و پرهیز از تبعیض؛
۲ ـ تعدیل توقعات محیطی: سازش دادن توقعات دیگران از فرد تیزهوش در حد واقعیتهای وجودی وی؛
۳ ـ درک: شناسایی و فهم صحیح و واقعبینانه از پدیدهٔ تیزهوشی؛
۴ ـ منزلت: فراهمسازی موقعیتی ویژه برای تیزهوش و به رسمیت شناختن آن؛
۵ ـ محبت: دوستی و مهربانی.
این انتظارات اگرچه در سطح جامعه مطرح شدهاند، خانواده نخستین جایی است که فرزند تیزهوش آنها را تجربه میکند یا از آنها محروم میماند.
هـ ـ خودباوری؛ پیوند محیط و پیشرفت
قسمت عمدهای از «کمآموزی» تیزهوشان به ضعف در «خودباوری» مربوط میشود. کمآموزی یعنی آموختن و پیشرفت کمتر از حد توانایی واقعی. خودباوری یعنی باور فرد به تواناییها و ارزش خویش. بررسی سطح خودباوری این قبیل دانشآموزان برای عرضهٔ خدمات مشاورهای مفید، بسیار مؤثر است.
یافتههای فوق بهخوبی نشان میدهند که پاسخ پرسش آغازین را باید در نقش محیط جستوجو کرد. تیزهوشی در بستر فرهنگ تعریف میشود. ارزشهای محیط برخی جلوههای آن را آشکار و برخی دیگر را پنهان میسازند. هوشسنجها نیز همهٔ تیزهوشان را شناسایی نمیکنند. خانوادهای که با پذیرش، درک واقعبینانه، توقعات متعادل و محبت با فرزند خود برخورد کند، شرایطی فراهم میآورد که تواناییهای او از چرخهٔ توجه بیرون نیفتند و خودباوریاش آسیب نبیند. به نظر میرسد که گذشت زمان به سود تقویت جایگاه استعدادهای درخشان است و به تدریج فرهنگی رشد مییابد که نخبگان را ارزشمندترین گنجینههای منابع انسانی میشمارد. خانواده میتواند نخستین جایگاه این فرهنگ باشد.
منبع
نخبهشناسی، «نقش فرهنگ در تیزهوشی» — نقش فرهنگ در تیزهوشی
استعداد و تیزهوشی، «چکیده» — چکیده
روانشناسی کودکان تیزهوش و روشهای آموزش ویژه، «راهبرد» — راهبرد
روانشناسی کودکان تیزهوش و روشهای آموزش ویژه، «بررسی یافتهها» — بررسی یافتهها
استعداد و تیزهوشی، «چکیده» — چکیده
نقشهٔ این مفهوم: نقشهٔ مفهوم: تیزهوشی و استعداد