پرش به محتوای اصلی

۲۰. هوش و یادگیری

۶ دقیقه مطالعه

ماهیّت تعاملی هوش

«هوش» به مثابهٔ مفهوم بنیادین استعداد، خلاقیت و تیزهوشی به نوبهٔ خود از یک ماهیّت تعاملی در دو حیطه برخوردار است:

نخست آن که تأکید بر وجود سه ظرفیّت یادگیری به معنای انفکاک آنها از یکدیگر نیست؛ بلکه هر سه توانایی یادگیری به نحو تعاملی در یکدیگر پکپارچه می‌شوند و بدین ترتیب ظرفیّت کلّی یادگیری را در فرد رقم می‌زنند.

و دو آن که هوش در تأثّر تعاملی با کنش و زمینه واقع می‌شود. کنش بر شکل گیری هوش، نقش آفرین است؛ همان گونه که از هوش تأثیر می‌پذیرد. چگونگی انجام یک کار علاوه بر آن از خاستگاه توانایی یادگیری نشأت می‌گیرد، بر ظرفیّت یادگیری اثر می‌گذارد.

افزون بر آن، مراد از مفاهیم و دانسته‌ها در سه نوع هوش زمینهٔ بروز تواناییهاست و هر دو ظرفیّت یادگیری و کار را در بر می‌گیرد.

پس تواناییهای بنیادین در فرایندی تعاملی با یکدیگر و زمینه‌ها، هوش را شکل می‌دهند.

بنابراین به تعبیر ساده هوش از چشم انداز تعاملی چنین تعریف می‌شود: «توانایی در یاد‌گیری مفاهیم، تجربهٔ دانسته‌ها و طبقه‌بندی آنها».

تشخیص هوش در روانشناسی تعاملی از پیچیدگیهایی برخوردار است.

ظرفیت شناختی تحت تاثیر تعاملی هرسه هوش، دو کنش، همه زمینه ها(برپایه انگیزشها)، شخصیت و نگرشهاست.

هر ویژگی شخصیت در تعامل با ظرفیتهای شناختی، انگیزشها، نگرشها و کنشهاست همین طور سایر پدیده‌ها

علاوه بر این برخی ظرفیتهای برجسته ملازمات شخصیتی، نگرشی و انگیزشی دارند.

مثل آفرینندگی که با گشاده رویی در برابر تجربه، تجربه گرایی، توانایی در تجربه، ارزشگذاری برای تجربه همراه است.

تشخیص هوش از لحاظی مانند فرایند تجزیه یک ترکیب شیمیایی است از میان سایر عناصر و مؤلفه‌ها باید یک رگه ناب کشف و شناسایی شود.

  • هوش تحلیلی یک فرد در تعامل با هوشهای تحصیلی و تجربی اوست.

  • هوش تحلیلی وی در تعامل با دو کنش نوسودمندی و وظیفه مندی است.

  • هوش تحلیلی وی در تعامل با همه زمینه‌های کشف شده و ناشناخته وی است.

  • هوش تحلیلی وی در تعامل با ویژگیهای شخصیتی ملازم با ظرفیت تحلیلی است.

  • هوش تحلیلی در تعامل با ویزگیهای نگرشی ملازم با ظرفیت تحلیلی است.

  • هوش تحلیلی در تعامل با خصایص انگیزشی و عاطفی ملازم با ظرفیت تحلیلی است.

  • هوش تحلیلی در تعامل با ساختار شخصیت فرد است که ضرورتا ملازم با ظرفیت تحلیلی نیست.

  • هوش تحلیلی در تعامل با ساختار نگرشی فرد است که ضرورتا ملازم با ظرفیت تحلیلی نیست.

  • هوش تحلیلی در تعامل با ساختار انگیزشی و عاطفی فرد است که ضرورتا ملازم با ظرفیت تحلیلی نیست.

امّا در تعامل نهایی دهم، یک نظام یافتگی روانشناختی بر محور هوش تحلیلی پدید می‌آورد.

نکتهٔ اساسی آن اگر ظرفیتهای بنیادین را در پنج توانایی مذکور محدود کنیم اما اگر قایل به وجود تواناییهای یادگیری غیر تحلیلی غیر تحصیلی و غیر تجربی باشیم، امر پیچیده‌تر خواهد شد؛ یعنی هوشهای دیگری که در آینده کشف خواهند شد. دلیل قاطعی نداریم که هوشهای بشری در همین سه نوع محدود شوند و نوع چهارمی وجود نداشته باشد. از این رو انتظار داریم انواع دیگری از هوش کشف و افزوده شود.

ماهیّت تعاملی یادگیری

از طلیعه‌های نظری «مکتب تعاملی»، افق جدیدی در مقولهٔ «یادگیری» است که ممکن است از آن به مثابهٔ «ماهیّت تعاملی یادگیری» نام برد. تبیین ماهیّت تعاملی یادگیری پیامدهای محض و کاربردی بسیاری در عرصه‌های گوناگون خواهد داشت.

«ماهیّت تعاملی یادگیری» بدین معناست که به ازای هر نوع هوش، نوعی یادگیری وجود دارد: تحصیلی، تجربی و تحلیلی. تفکیک سه نوع یادگیری صرفاً در عالم انتزاع قابل تصوّر است؛ یعنی در مصداق و واقع و عینیّت، یکپارچگی متعامل در شاکلهٔ یادگیری تحقّق دارد. این شاکلهٔ یکپارچه هر سه نوع یادگیری را در هم آمیخته است. لذا یادگیری هر زمینه‌ای تحت تأثیر تعاملی سه نوع هوش قرار می‌گیرد. به بیان دیگر در یادگیری هر زمینه‌ای هر سه نوع یادگیری، کم و بیش و به فراخور نقش دارند.

سه نوع یادگیری به مثابهٔ سه مؤلفه بنیادین یادگیری در یکدیگر تنیده و یکپارچه شده اند؛ لذا تفکیک جریان کلی یادگیری به انواع سه گانه، ممکن نیست. گرچه معمولاً یکی از انواع سه گانه برجستگی نشان می‌دهند؛ مثلاً یادگیری تحلیلی برجسته‌تر در ریاضی در مقایسه با سایر زمینه‌ها؛ امّا همین یادگیری تحلیلی توأم با دو نوع یادگیری دیگر یعنی تحصیلی و تجربی است. به تعبیر دیگر هیچ نوع یادگیری خالص و نابی در یک زمینه یافت نمی‌شود که کاملاً منقطع از دو نوع دیگر باشد.

«ماهیّت تعاملی یادگیری» علاوه بر تعامل در ظرفیّتها، به تعامل در مظروفها و یا زمینه‌ها نیز تأکید دارد. مثلاً ظرفیّت خاصّی در یادگیری ریاضی در تحت تأثیر تعاملی با ظرفیّت ویژه‌ای در یادگیری کلامی واقع می‌شود.

بنابراین تعامل یادگیری هم در انواع یادگیری و هم در زمینه‌های آن رخ می‌دهد.

یادگیری نیز ماهیتی تعاملی دارد. هر فردی در هر زمینه‌ای از هر سه یادگیری به فراخور بهره‌مند است اما معمولاً یکی از سه نوع در آن زمینه برجسته‌تر است بنابراین یادگیری ناب و خالص در یکی از انواع سه گانه یادگیری فقط در انتزاع قابل تصور است درعالم واقع و عینیّت، از بروز تعاملی پیچیده برخوردار است.

در مثل یک دانش آموز در زمینهٔ ریاضی از هر سه نوع یادگیری رسمی (تحصیلی) تحلیلی و تجربی بهره‌مند است گرچه انتظار می‌رود در یکی از آنها برجسته‌تر باشد، امّا کم و بیش از دو نوع دیگر نیز بهره دارد. پس یک ترکیب تعاملی و یکپارچه از هر سه نوع یادگیری در زمینهٔ ریاضی بروز می‌کند.

لذا یادگیری حدّ اقل در تعامل با سه عامل است: 1)هوشهای سه گانه، 2) کنشهای دوگانه، 3) زمینهٔ یادگیری

از این رو اصطلاحاً با یک «نظام تعاملی یادگیری» رو به روییم.

ساختار تعاملی یادگیری

در تحلیل نظام یادگیری فرد، چندین موشکافی مدّ نظر است:

الف) روش چیرگی بر محتوای کتاب، برّرسی دقّت و موشکافی، درس به معنای ترکیب یادگیری و کار.

ب) کیفیّت بهره‌گیری از حواس پنجگانه برای شناخت، سطح تیزحسی، برّرسی یکپارچگی حسی، برّرسی برتری حسی

کیفیّت بهره‌گیری از حرکت برای یادگیری، برّرسی یکپارچگی حرکتی، برّرسی یکپارچگی حسّی حرکتی در شناخت زمینه‌ای خاصّ.

ج) تحلیل اندیشه، تصوّر، روش دسته‌بندی و طبقه‌بندی، چگونگی مفهوم پردازی، روش سازه‌یابی و برّرسی مؤلّفه‌های بنیادین یک مفهوم در زمینه‌ای خاصّ، تحلیل توالی‌یابی، روش ریشه‌یابی و تعلیل، روش استنتاج، تحلیل ترکیب دهی، روش تلازم‌یابی، روش موقعیت‌یابی در حیطه و روش یکپارچه سازی.

برای هر فردی در هرجنس و سنّ و فرهنگ و محیطی، «نظام یادگیری تعاملی» مصداق دارد.

باید این نکته را نیز افزود که تعامل در لایهٔ گسترده‌تر متأثّر عوامل پنجگانه یادگیری است: «مرجعیّت»، «تفرّد»، «همگنی انعطافی»، «آموزش خاصّ» و «ارتقای زمینه‌ای».

این حیطه‌ها متعاقباً در بحث پرورش معروض خواهد شد.