۳۵. بحث و نتیجه گیری
اگر بپذیریم که خلّاقیّت نوجوانان تیزهوش و مستعد اعم از دختر و پسر به پویایی و عدم بیتابی و به ویژه به جنب وجوش طلبی، احساس نیرومندی و شوخ طبعی و بروز ساده هیجان بستگی دارد، بدین معناست که به خصوص به جنب و جوش بیقرارانهٔ مشهود، لذّت از ماجراجویی و هیجان، لذّت از فعّالیتهای بدنی و جنب و جوش، خوشایندی فعّالیتهای ورزشی متنوّع، وسعت سرگرمیهای مورد علاقه، یادگیری دقیق فعّالیتهای بدنی، برخورداری از مهارتهای بالا در انجام فعّالیتهای حرکتی، انجام راحت حرکات ورزشی، تحریک کنندگی هر مسألهٔ مبهم و هر قدر هم بزرگ برای کنجکاوی بدون درمانده شدن، احساس نیرومندی شدید در فعّالیتهای مورد علاقه و جذّاب بویژه تازه و نو، عدم احساس گذشت زمان، هنگام اشتغال به حلّ مسأله، شوخ طبعی مشهود و بروز سادهٔ هیجانها همراه با نا آرامی برای تجربه، با خلّاقیّت آنها رابطه دارد.
از این رو، تفکّر خلّاق نوجوانان تیزهوش و مستعد به "احساس نیرومندی شدید برای تجربهٔ کنجکاوانه و فعّال یک کشف بزرگ هیجان انگیز بستگی دارد مشروط برآنکه دچار"بیمناکی، بیقراری، گرفتاری درونی و احساس تحت فشاری" نشوند.
استقلال خلّاقیّت این نوجوانان از از گردش اندیشه و تظاهرهای اندیشه به این معناست که گردش اندیشه و تظاهرهای بدنی آن نه برای خلّاقیت نوجوانان تیزهوش و مستعد لازم است و نه مانع آن میشود. به عبارت دیگر در برخی موارد، اندیشه گردی و تظاهرهای بدنی آن با خلّاقیّت این نوجوانان جمع میشود و در بعضی شرایط از خلاقیت آنها باز میدارد. پژوهشهای آینده باید این موارد جامع و بازدارنده را روشن کند.
بنابراین یافتههای این پژوهش تأیید کنندهٔ نتایج پیشینه است که بر وجود رابطهٔ میان کنجکاوی، تجربه گرایی، تحرّک (و جنب وجوش)، تصوّر از خود و ویژگیهای هیجانی (از جمله برخی نارساییهای هیجانی ) با خلّاقیت تأکید میورزند. (تنوپیر، 2000؛ سسیل و همکاران، 1985؛ مک کورد، 2000؛ ماو و ماو، 1970؛ آبونین، 1981؛ دادک و همکاران، 1991؛ آلبرت، 1996؛ گدو، 1996؛ کوگان، 2002؛ باشاو و وایت، 1971؛ دادز، 1978؛ گوان، 1978؛ لادووایز، 1985؛ بروکمایر، 1987؛ ماهون، 1996؛ سوریانو دو آلنکار، 1993؛ شیولی و همکاران، 1976؛ شمپ و چفرز، 1982؛ فیست، 1999)
علاوه بر آن رابطهٔ خلّاقیّت دختران تیزهوش و مستعد با کنجکاوی به این معناست که هر مسألهٔ مبهمی برای کنجکاوی آنها تحریک کننده است. آنها برای کنجکاویهای شخصی سرسختی نشان میدهند؛ حتّی اگر این کنجکاویها خطرناک باشد؛ زیرا این کنجکاویها همراه با لذّت و خوشحالی ماجراجوانه و هیجان انگیز است. کنجکاوی آنها دردسر آفرین است و اندیشههای هیجان انگیز در همهٔ زندگیشان فراگیری دارد.
همبستگی تفکّر خلّاق دختران تیزهوش و مستعد با تجربه گرایی اشاره به آن دارد که آنها جنب و جوش بارز و ناآرامی سرسختانه ای برای تجربه بروز میدهند، بدون آن که در هنگام حلّ مسأله احساس گذشت زمان کنند. حتّی اگر تجربه کردنی نباشد ولی باید از آن سردرآورد.از سوی دیگر، بیقراری ذهنی، دلمشغولی پایدار، احساس فرسودگی، ناامیدی، سرگشتگی، دلشورگی، دلنگرانی دائمی، فراموشی کلافه کننده، فرسودگی، شکّ و تردید، خستگی و ناتوانی پایدار، احساس تنهایی ناشی از مسائل فکری شدید و احساس تحت فشار بودن دائمی برای انجام فعّالیت، مانع و بازدارنده خلّاقیّت دختران تیزهوش و مستعد است.
بنابراین خلّاقیّت دختران نوجوان تیزهوش و مستعد به «احساس نیرومندی شدید برای تجربه کنجکاوانه و فعّال هیجان انگیز بستگی دارد مشروط برآنکه دچاربیقراری، بیمناکی، گرفتاری درونی و احساس تحت فشاری» نشوند.
استقلال خلّاقیّت این دختران از کشف بزرگ، گردش اندیشه و تظاهرهای آن به این معناست که در برخی موارد خلّاقیّت این دختران بدون وجود کشف بزرگ و همراه با اندیشه گردی و تظاهرهای آن رخ میدهد و در بعضی شرایط اندیشه گردی و تظاهرهای آن، مانع خلّاقیّت دختران نوجوان تیزهوش میشود. پردهٔ ابهام را مطالعات دیگری باید کنار بزند.
از این رو، وجود تعارض در یافتههای مربوط به همبستگی خلّاقیّت با «احساس تنهایی»،(ماهون و همکاران، 1996)، میتواند با نتایج این پژوهش تبیین میشود. به نظر میرسد رابطهٔ خلّاقیّت نوجوان تیزهوش و مستعد با احساس تنهایی بستگی به تفاوت جنسیّتی دارد.
امّا خلّاقیّت پسران تیزهوش و مستعد به اندیشهٔ انجام یک کار بزرگ تازه و نو برای کشف حقیقت و روشنی، توأم باحالت هیجانی بستگی دارد. فکر همیشگی لزوم انجام یک کار بزرگ در زندگی، بویژه نو و تازه همراه با سرسختی برای روشن شدن و کشف حقیقت، میتواند با خلّاقیّت آنها رابطه داشته باشد. خلّاقیّت آنها بستگی به بیتابی ندارد؛ یعنی خلّاقیّت پسران تیزهوش و مستعد میتواند با بیقراری ذهنی، دلمشغولی پایدار، احساس فرسودگی، ناامیدی، سرگشتگی، دلشورگی، دلنگرانی دائمی، نگرانی، فراموشی کلافه کننده، فرسودگی، شکّ و تردید، خستگی و ناتوانی پایدار، احساس تنهایی ناشی از مسائل فکری شدید، احساس تحت فشار بودن دائمی برای انجام فعّالیت و جنب و جوش جمع شود.
از این رو استنباط میشود که خلّاقیّت پسران نوجوان تیزهوش و مستعد به «احساس نیرومندی شدید در فعالیتهای مورد علاقه پیرامون یک کشف بزرگ هیجان انگیز» بستگی دارد. بر این اساس خلّاقیّت پسران نوجوان مستعد و تیزهوش از هشت عامل «هیجان اندیشه» مستقل است و این استقلال بدین معناست که وجود کنجکاوی و شیفتگی تجربی برای خلّاقیّت پسران نوجوان تیزهوش و مستعد لازم نیست و از سوی دیگر هیچ کدام از عوامل ششگانه بیتابی مانع خلّاقیّت آنها نمیشود. یعنی خلّاقیّت این پسران با وجود بیمناکی، گرفتاری درونی، بیقراری، احساس تحت فشاری، اندیشه گردی و تظاهرهای اندیشه و بدون وجود کنجکاوی و شیفتگی تجربی نیز رخ میدهد.
بنابراین به نظر میرسد یافتههای پژوهشی که دلالت بر وجود رابطه میان آشفتگیهای هیجانی و خلّاقیّت دارد، به خلّاقیّت پسران نوجوان تیزهوش و مستعد مربوط میشود.
(گلاد، 1997؛.بچتولد، 1980؛ روی، 1996؛ ردفیم و استور، 1992؛ اشترنبرگ و تاردیف، 1989؛ اسمیت و کارلسون، 1987؛ سندبلوم، 1997؛ بچتولد، 1980 ماهون و همکاران، 1996؛ ریچارد و کینی، 1990؛ والکر و همکاران، 1995)
از سوی دیگر نتایج تحقیقاتی که آشفتگی هیجانی و نارساییهای عاطفی را مانع از بروز خلّاقیّت میدانند، به خلّاقیّت دختران نوجوان تیزهوش و مستعد مرتبط است.(ماهون و همکاران، 1996؛ وایت، 1968؛ پارنز، 1971؛ کائو و پاسکال، 1974)
بنابراین «پارادایم شش وجهی خلّاقیّت» تبیین کنندهٔ پایههای درهمآویخته شناختی، عاطفی و حرکتی خلّاقیّت نوجوانان تیزهوش است. به عبارت دیگر مفهوم « هیجان اندیشه »همبستهٔ یکپارچه و هماهنگ خلّاقیّت نوجوانان تیزهوش قلمداد میشود و این امر بستگی به جنسیّت دارد.
بر پایهٔ استنباط فوق، این نکات پیشنهادی را میتوان طرح کرد:
1_در بررسی پیوند میان هیجان اندیشه و خلّاقیّت باید به عامل جنسیّت توجه کرد.
2_ در امر پرورش خلّاقیّت نوجوانان تیزهوش و مستعد میتوان از محتویات سه مولّفهٔ مقیاس پویایی هیجان اندیشه(احساس نیرومندی شدید، جنب وجوش و بروز هیجان )بهره برد. زمینه ای که به احساس نیرومندی شدید در فعّالیتهای مورد علاقه و جذّاب بویژه تازه و نو، عدم احساس گذشت زمان هنگام اشتغال به حلّ مسئله، تحرّک و جنب وجوش نوجوانان تیزهوش و مستعد، شوخ طبعی مشهود، بروز سهل و آسان هیجانها و عواطف آنها امکان دهد و نیز فعّالیّتهای ورزشی را توسعه بخشد، به احتمال زیاد به خلّاقیّت نوجوانان میانجامد.
3_خدمات مشاوره ای خاصّی که به درمان حالات بیقراری، احساس تحت فشاری، بیمناکیها و نگرانیهای دختران نوجوان تیزهوش و مستعد یاری دهد، شرایط را برای خلّاقیّت آنها فراهم میآورد.
4_از سوی دیگر ایجاد فراغت خاطر برای پسران تیزهوش و مستعد در پیگیری آرا و اندیشههای بزرگ برای کشف حقایق میتواندبه پرورش خلّاقیّت در آنها منجر شود.
5_ از برخی مؤلّفههای دو مقیاس هیجان اندیشه میتوان به منظور تشخیص خلّاقیّت در نوجوانان مستعد و تیزهوش بهره برد.