۵۰. بررسی تحلیلی
یافتهها در مباحث این بخش گویای آن هستند که با تعامل شخصیت، شناخت و خشنودی از زندگی بر اساس هیجان اندیشه روبرو هستیم.
جنب و جوش هیجانی با برونگردی، گشودگی، وظیفهمندی و روانآزردگی همبسته است و در کنار «پایداری در امور»، «تفرّد»، «نیروی روانی» و «سرسختیشناختی»، خلّاقیّت را پیش بینی میکند.
«سرسختیشناختی» توأم با «تعهّد» و«چیرگی» موجب افزایش رضایت از زندگی میشود و در تلازم با «استقلال» و «پایداری» قویترین پیش بین برای خلّاقیّت قلمداد میشود و این فرایند از مسیر «هوش تجربی» طیّ میشود.
«نیروی روانی» توأم با «سرسختیشناختی» نه تنها «هوش تجربی» را پیش بینی میکند، بلکه با همهٔ رگههای بزرگ شخصیّت یعنی روانآزردگی، توافقپذیری، برونگردی، گشودگی و وظیفه مندی رابطه دارد و در کنار «سرسختیشناختی» بیش از هیجانهای دیگر، رابطهٔ میان ویژگیهای شخصیّت با خلّاقیّت را تبیین میکنند.
از سوی دیگر، همهٔ پنج مؤلّفه بزرگ شخصیّت (بویژه وظیفهمندی و روان آزردگی) از ظرفیّت پیش بینی نیرومندی برای هیجان اندیشه برخوردارند و همهٔ متغیّرهای هیجان اندیشه (سرسختی شناختی، بیتابی، نیروی روانی و جنب و جوش هیجانی) قادر به پیش بینی خلّاقیّت هستند؛ یعنی رابطهٔ مؤلّفههای بزرگ شخصیّت با خلّاقیّت از فرایند «هیجان اندیشه» میگذرد.
افزون بر آن، خصایص شخصیتی «پیوندجویی» و «ارزشگذاری» از طریق «نیروی روانی» منجرّ به رضایت فرد از زندگی میشوند.
استنباط
لذا در مجموع میتوان بیان داشت که نقش ویژگیهای شخصیّت در رضایت از زندگی و ظرفیّتهای شناختی بستگی به «هیجان اندیشه» دارد.
استنباط کلّی آن است که یافتهها برای چندمین بار بر ماهیّت تعاملی خلاقیّت تأکید میکنند.
در شرح دستاوردهای مزبور میتوان بیان داشت که خلاقیّت در چشم اندازی تعاملی از یک اساس شناختی(هوش تجربی)، هیجانی(سرسختی شناختی) و شخصیّتی(پایداری در امور) برخوردار است.
بر اساس تحلیل فوق، به نظر میرسد خلّاقیّت به این خصائص تعاملی بستگی دارد:
1) ظرفیّت یکپارچگی حسّی حرکتی برای شناخت
2) ثبات قدم در هدفمندی
3) پایبندی به اصول و عقاید و علایق
4) آینده نگری
5) نظم و برنامه ریزی
6) کسب آمادگی دقیق بر پایهٔ همه جانبه نگری
7) تجربهٔ کنجکاوانه دانستهها در رویارویی با مسائل پیچیده
8) پیگیری مسائل مبهم با همهٔ وجود برای کشف حقیقت یک پدیده
9) تحمّل حالات روان تنی مرتبط با سرسختی
از سوی دیگر، در پی ریزی تعاملی خشنودی از زندگی میتوان بیان داشت که خصائص تعاملی ذیل نقش آفرین هستند:
1) احساس نیرومندی شدید در حلّ مسألهٔ مورد
2) اندیشههای هیجان انگیز برای انجام کار بزرگِ نو
3 علایق علمی، نظری، انتزاعی، فلسفی و عقلانی به همراه فعّالیّتهای فکری
4) توجّه به احساسات دیگران و احترام به حقوق آنها،
5) معاشرتطلبی و پیوندجویی با دیگران
6) ظرافت در بیان عاطفی و ترجیح فضای گرم عاطفی
7) دلسوزی و ترّحم
8) تجربهٔ کنجکاوانه دانستهها در رویارویی با مسائل پیچیده
9) پیگیری مسائل مبهم با همهٔ وجود برای کشف حقیقت یک پدیده
10) تحمّل حالات روان تنی مرتبط با سرسختی
بررسی مجدّد به ویژه تعاریف مفاهیم «سرسختی شناختی»، «نیروی روانی» و «پویایی روانی» پیامدهای قابل ملاحظه ای به دست میدهد:
نیروی روانی به معنای «احساس نیرومندی شدید در حلّ مسألهٔ مورد علاقه، بدون درماندگی و بدون احساس گذشت زمان همراه با فراگیری اندیشههای هیجان انگیز در زندگی که فرد را به سوی انجام کار بزرگِ نو و جذّاب سوق میدهد.»
و «سرسختی شناختی» به مفهوم «برانگیختگی کنجکاوی فرد با هر مسألهٔ مبهمی در قلمرو فعّالیّتهای مورد علاقه همراه با ناآرامی و مشغولیّت فراگیر و سرسختانه که وی را به سوی کشف حقیقت از طریق تجربه سوق میدهد. این حالات همراه با بدن لرزی و تشنگی و گرسنگی است.»
و «پویایی روانی» به معنای «احساس نیرومندی شدید همراه با شیفتگی و پیگیری در تجربهٔ کنجکاوانه و فعّال برای یک اندیشهٔ بزرگ، تازه و هیجان انگیز است. این احساس نیرومندی با حالات روان تنی چون بدن لرزی و تشنگی و گرسنگی همراه است».
و چنان که در بخش آینده بیان خواهد شد این خصایص هیجانی از ریشههای ژرفتری در بنیانهای شخصیتی برخوردار است که به عنوان خصیصه شخصیتی «نیرومندی» از آن یاد میشود و آن به معنای «احساس نیرومندی شدید در فعّالیّتهای مورد علاقه، جذّابیت هر چیز تازه و نو، پیگیری برای حل مسأله بدون احساس درماندگی، لذّت از فعّالیّتهای بدنی و ورزشی متنّوع و جنب و جوش و برخورداری از مهارتهای بالا در انجام فعّالیّتهای حرکتی» است.
پیوند میان ویژگیهای شخصیّتی با نیروی روانی و سرسختی شناختی میتواند تبیین کنندهٔ پایههای شخصیّتی_ هیجانی دامنهٔ شناختی، خلاقیت و رضایت از زندگی باشد. تنگاتنگی پیوند میان سرسختی شناختی و نیروی روانی با ویژگیهای شخصیت بدین معناست که هر دو مؤلفه هیجانی میتوانند به مثابه خصایص شخصیتی تلقی شوند.
لذا به نظر میرسد با یک «شخصیّت پویا» رویاروییم که از طرفی دامنه شناختی را متحوّل میسازد و از سوی دیگر، پایه شخصیتی رضایت از زندگی را تشکیل میدهد. افزون بر آن، «شخصیّت پویا» در بالاترین سطح به پی ریزی خلاقیت و شکل گیری آن کمک میکند. پس بدیهی است که افراد خلّاق از پویایی شخصیتی برجسته ای برخوردار باشند.
برای درک بهتر این شخصیت مجدّداً تعریف پویایی را مورد توجّه قرار میدهیم:
«پویایی» به مفهوم وسیع بدین معناست که کنجکاوی فرد با هر مسألهٔ مبهمی در قلمرو فعّالیتهای مورد علاقهاش تحریک میشود و وی با همهٔ وجود و مشغولیّت سرسختانه به آن مسأله، با احساس نیرومندی شدید بدون درماندگی و بدون احساس گذشت زمان در هنگام اشتغال به حل مسأله هر قدر بزرگ، در پی آن است که از آن، سر در آورد و حقیقت را کشف کند و امور را روشن نماید؛ بدین ترتیب، فکر همیشگی لزوم انجام یک کار بزرگ، بویژه نو و تازه، و اندیشهٔ کنجکاوانهٔ هیجانانگیز و دردسرآفرین همهٔ زندگیش را فرا میگیرد؛ وی با لذّت و سرسختی، این کنجکاویهای هیجانانگیز، ماجراجویانهٔ ولو خطرناک را از طریق تجربهٔ دانستههایش دنبال میکند و برای این تجربه، ناآرامی نشان میدهد ولو بر این که آن مسأله تجربه کردنی نباشد. این حالات همراه با شوخ طبعی مشهود، تحرک و واکنش هیجانی راحت، لذّت از فعّالیتهای بدنی، بدن لرزی و تشنگی و گرسنگی است.
ظاهراً این ویژگیهای سرسختی شناختی به طور مشترک رضایت از زندگی و خلاقیّت را رقم میزنند:
1) تجربهٔ کنجکاوانه دانستهها در رویارویی با مسائل پیچیده
2) پیگیری مسائل مبهم با همهٔ وجود برای کشف حقیقت یک پدیده
3) تحمّل حالات روان تنی مرتبط با سرسختی
ظاهراً نیروی روانی و سرسختی شناختی مبتنی بر «پویایی تحلیلی» به ویژه، خصیصه شخصیتی «نیرومندی»، اساس خلّاقیت و خشنودی از زندگی است.
از این برایند تعاملی به عنوان « انگارهٔ زندگی نو» یاد میکنیم.
انگارهٔ مزبور را چنین میتوان تعریف کرد:
«احساس نیرومندی در تجربهٔ کنجکاوانه دانستهها در رویارویی با مسألهٔ مربوط به یک اندیشهٔ بزرگ، تازه و هیجان انگیز که به کشف حقیقت زندگی منجرّ شود».
نتیجه آن که «انگارهٔ زندگی نو» برایند تعاملی هیجان اندیشه با خلّاقیّت و رضایت از زندگی و به بیان دیگر، مبتنی بر پویایی شخصیّتی است.