۳۷. روش بررسی
جامعهٔ مورد بررسی شامل دختران دانش آموز تیزهوش دورهٔ راهنمایی بود.از میان یکی از مدارس به شیوه نمونه برداری خوشه ای هفتاد و دو دانش آموز (24دانش آموز از پایهٔ اوّل، 23 دانش آموز از پایهٔ دوّم و 25 دانش آموز از پایهٔ سوّم) یکی از مراکز آموزشی استعدادهای درخشان شهر تهران انتخاب شدند.
«آزمون خلّاقیّت عابدی» و «آزمون پویایی - بیتابی»(ساختهٔ نگارنده) ابزارهای پژوهش را تشکیل میدادند.
« آزمون خلّاقیّت عابدی » اخیراً به یکی از رایجترین ابزارهای تشخیص خلّاقیّت در سطح جهان تبدیل شده است.
آزمون دوازده عاملی « پویایی-بیتابی » مرکّب از پنجاه و دو پرسش و دارای دو مقیاس « پویایی» و « بیتابی» است که هر کدام از دو مقیاس مزبور شش عامل را میسنجد.ضرایب همبستگی گشتاوری به عنوان شاخص روایی برای مقیاس پویایی در حدّ معنادار میان 39/0 تا 74/0و برای مقیاس بیتابی بین 40/0 تا 75/0 است. ضریب اعتبار «مقیاس پویایی»90 /0 و «مقیاس بیتابی» 92/0 وبرای کلّ آزمون ۸۹/0 است.ضرایب همبستگی دو مقیاس 13/0، مقیاس بیتابی و آزمون 76/0 و مقیاس پویایی و آزمون 67/0 است. عوامل دوازده گانه جمعا 75درصد واریانس آزمون را پوشش میدهند. « مقیاس پویایی» شامل جنب و جوش طلبی، کنجکاوی، احساس نیرومندی شدید، اندیشهٔ بزرگ، بروز هیجان و تجربه گرایی است و « مقیاس بیتابی» مرکّب از بیقراری، گرفتاری درونی، تظاهرهای اندیشه، بیمناکی، گردش اندیشه و احساس تنهایی است.
نتایج
جداول الف، ب، ج و د، نتایج ضرایب همبستگی میان آزمون پویایی - بیتابی و آزمون خلّاقیّت عابدی را در مجموع و به تفکیک سه پایهٔ تحصیلی نشان میدهند:
جدول الف-ضرایب همبستگی خلّاقیّت با پویایی-بیتابی دختران در سه پایهٔ تحصیلی
| جنب و جوش طلبی | کنجکاوی | احساس نیرومندی | بروز هیجان | تجربه گرایی | بیقراری | گرفتاری درونی | بیمناکی | احساس تنهایی | مقیاس پویایی | مقیاس بیتابی |
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| شدید | ||||||||||
| 46/. | 32/. | 52/. | 25/. | 51/. | 28/.- | 35/.- | 47/.- | 46/.- | 56/. | 31/.- |
به طور کلّی خلّاقیّت دختران نوجوان تیزهوش در هر سه پایهٔ تحصیلی با پویایی (56/0) و عدم بیتابی (31/0) همبستگی نشان میدهد. تفکّر خلّاق آنها به ویژه به جنب و جوش طلبی (46/0)، کنجکاوی (32/0)، احساس نیرومندی شدید (52/0)، بروز هیجان(25/0)، تجربه گرایی(52/0)، عدم بیقراری (28/0)، عدم گرفتاری درونی(35/0)، عدم بیمناکی(47/0) و عدم احساس تنهایی(46/0) بستگی دارد و امری مستقل از اندیشهٔ بزرگ، گردش اندیشه و تظاهرهای بدنی اندیشه است. جز بروز سادهٔ هیجان و عدم بیقراری که در سطح 95% معنادار بودند، بقیهٔ ضرایب همبستگی در سطح 99% معناداری نشان دادند.
جدول ب-ضرایب همبستگی خلّاقیّت با پویایی - بیتابی درپایهٔ اوّل
| مقیاس پویایی | احساس نیرومندی شدید | کنجکاوی | تجربه گرایی | بیمناکی | احساس تنهایی |
|---|---|---|---|---|---|
| 49/0 | 49/0 | 41/0 | 58/0(99%) | -/046 | 56/.- |
بر اساس جدول «ب»، تفکّر خلّاق دختران تیزهوش پایهٔ اوّل تحصیلی به مقیاس پویایی (49/0)، احساس نیرومندی شدید (49/0)، کنجکاوی (41/0)، تجربه گرایی(58/0))درسطح 99%)، عدم بیمناکی (46/0) و فقدان احساس تنهایی(56/0) مرتبط است و مستقلّ از جنب و جوش طلبی، اندیشهٔ بزرگ، بروز هیجان، بیقراری، گردش اندیشه، تظاهرهای بدنی اندیشه و گرفتاری درونی است.
جدول ج-ضرایب همبستگی خلّاقیّت با پویایی - بیتابی در پایهٔ دوّم
| مقیاس پویایی | احساس نیرومندی شدید | تجربه گرایی | جنب و جوش طلبی | بیمناکی | احساس تنهایی |
|---|---|---|---|---|---|
| 55/0(99%) | 54/0 | 43/0 | 50/0 | 50/0- | 42/0- |
چنان که جدول "ج "نشان میدهد خلّاقیّت دختران تیزهوش پایهٔ دوّم تحصیلی با مقیاس پویایی(55/0)(در سطح 99%)، احساس نیرومندی شدید(54/0)، تجربه گرایی(43/0)، جنب و جوش طلبی (50/0)، فقدان بیمناکی(50/0) و عدم احساس تنهایی(42/0) همبستگی دارد و مستقلّ از اندیشهٔ بزرگ، کنجکاوی، بروز هیجان، بیقراری، گرفتاری درونی، گردش اندیشه و تظاهرهای بدنی اندیشه است.
جدول د-ضرایب همبستگی خلّاقیّت با پویایی - بیتابی در پایهٔ سوّم
| مقیاس پویایی | احساس نیرومندی شدید | تجربه گرایی | جنب و جوش طلبی | بروز هیجان | اندیشهٔ بزرگ | بیمناک ی | گرفتاری درونی |
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| 56/0(99%) | 47/0 | 42/0 | 48/0 | 42/0 | 51/0(99%) | 46/0- | 43/0- |
همان گونه که از جدول «د» بر میآید، خلّاقیت دختران تیزهوش پایهٔ سوّم تحصیلی به مقیاس پویایی(56/0)(در سطح 99%)، احساس نیرومندی شدید(47/0)، تجربه گرایی(42/0)، جنب و جوش طلبی(48/0)، بروز هیجان (42/0)، اندیشهٔ بزرگ(51/0)(در سطح 99%)، عدم بیمناکی(46/0) وعدم گرفتاری درونی(43/0) بستگی دارد و مستقلّ از کنجکاوی، احساس تنهایی، بیقراری، گردش اندیشه و تظاهرهای بدنی اندیشه است.
بحث و نتیجه گیری
بررسی مقایسه ای دختران در سه پایهٔ تحصیلی نشان میدهد که به طور مشترک در هر سه پایه، خلّاقیّت با مقیاس پویایی(به ویژه احساس نیرومندی شدید و تجربه گرایی) و عدم بیمناکی رابطه دارد. علاوه بر آن، پایهٔ دوّم از یک طرف با پایهٔ سوّم در جنب و جوش طلبی و از دیگر سو با پایهٔ اوّل در عدم احساس تنهایی وجه اشتراک دارد. امّا جنبههای افتراقی، گویای آن است که خلّاقیّت در پایهٔ نخست به ویژه به کنجکاوی و در پایهٔ سوّم به ویژه به بروز هیجان، اندیشهٔ بزرگ و فقدان گرفتاری درونی مرتبط است.
بنابراین خلّاقیّت دختران تیزهوش در هر سه پایهٔ تحصیلی به طور کلّی با مقیاس پویایی و به خصوص با این سه ویژگی مرتبط است:
الف) احساس نیرومندی شدید
به معنای وجود احساس نیرومندی شدید در فعّالیتهای مورد علاقه بدون احساس گذشت زمان که با بروز یک مسألهٔ مبهم بویژه اگر نو و تازه باشد، برای کنجکاوی تحریک میشود و این مسأله هر قدر هم بزرگ باشد، قادر نیست فرد را دچار درماندگی کند.
ب) تجربه گرایی (به معنای ناآرامی مشهود برای تجربهٔ دانستهها و مشغولیّت سرسختانه با همهٔ وجود به مسأله)
به بیان دیگر، بیقراری، جنب و جوش و ناآرامی مشهود برای تجربهٔ آنچه که فرد آن را میداند و از سوی دیگر هر مسألهٔ مبهمی برای کنجکاوی، تحریک کننده است و فرد با همهٔ وجود به مسأله ای که با آن روبروست، بدون آن که احساس گذشت زمان کند، مشغول میشود. حتّی اگر آن مسأله تجربه کردنی نباشد، باید از آن سردرآورد.
ج) عدم بیمناکی
بیمناکی نیز به سه خصیصه مربوط میشود:
فراموشی و ضعف حافظه
نگرانی نسبت به حل مسائل خود، فراموشی و ضعف حافظهٔ کلافه کننده، افزایش ضربان و تپش قلب ناشی از جدّی بودن مسائل و سرانجام احساس تنهایی که از مسائل فکری شدید برمی آید.
2) تردید و سرگشتگی
گرفتاری، شکّ و تردید در حلّ مسائل و سرگشتگی آن چنانی که فرد احساس میکند یقینش را کاملاً از دست داده است.
3) احساس خستگی
احساس خستگی و ناتوانی مستمرّ و فرسودگی تدریجی و ناامیدی ازخود وقتی مسأله حل نمیشود و فرد در حسرت کسانی به سر میبرد که همیشه در حال یقین زندگی میکنند.
خصایص یاد شده ممکن است مانع خلّاقیّت دختران نوجوان تیزهوش و مستعد شود؛ امّا گردش اندیشه و تظاهرهای بدنی اندیشه نمیتواند از خلّاقیت آنها بازداری کند. به بیان دیگر ممکن است خلّاقیت این دسته از دانش آموزان با حالاتی چون احساس گرسنگی عجیب و لرزش شدید بدن در هنگام رویارویی با یک مسأله و به فکر فرورفتن همراه باشد.
از سوی دیگر خلّاقیّت دانش آموزان مزبور مستلزم وجود «اندیشهٔ بزرگ» نیست. به بیان دیگر لازم نیست فکر انجام یک کار بزرگ و نو برای کشف حقیقت وجود داشته باشد تا خلّاقیت حاصل آید.
به نظر میرسد خلّاقیّت در پایهٔ دوم در مقایسه با دو پایهٔ دیگر از خصوصیتی برخوردار نیست و یک پایهٔ تحصیلی گزار و عبور قلمداد میشود. از یک سو در «عدم احساس تنهایی» با پایهٔ اوّل و طرف دیگر در «جنب و جوش طلبی» با پایهٔ سوّم وجه اشتراک دارد. به عبارت دیگر تفاوت دو پایهٔ اوّل و دوّم با پایهٔ سوّم در «عدم احساس تنهایی» و افتراق دو پایهٔ دوّم و سوّم با پایهٔ اوّل در «جنب و جوش طلبی» است.
«احساس تنهایی» به دو عنصر اشاره دارد:
1) دلشورگی و دلنگرانی
2) احساس تحت فشار بودن برای فعّالیّت
بنابراین جز در پایهٔ سوّم، «احساس تنهایی» مانع خلّاقیّت دختران نوجوان تیزهوش میشود.
به تعبیر دیگر، احساس تحت فشار بودن دائمی برای انجام فعّالیت و جنب و جوش و لرزش بدن شدید در هنگام رویارویی با یک مسأله، بیمناکی و نگرانی نسبت به حلّ مسائل خود، احساس دلشورگی و دلنگرانی دایمی، گردش اندیشه به هر طرف هنگام روبرو شدن با مسأله، و سرانجام احساس تنهایی ناشی از مسائل فکری شدید مانع خلّاقیّت دختران دو پایهٔ اوّل و دوّم میشود.
علاوه بر آن، «جنب و جوش طلبی» در پایههای دوّم و سوّم ارتباط آشکاری با خلّاقیّت دارد. به بیان دیگر، خلّاقیّت دختران در پایههای دوّم و سوّم به این شش جنبه مربوط میشود:
1) جنب و جوش بیقرارانهٔ مشهود
2) لذّت از ماجراجویی و هیجان، جنب و جوش و فعّالیّتهای بدنی و ورزشی متنوّع
3) وسعت سرگرمیهای مورد علاقه
4) یادگیری دقیق فعّالیّتهای بدنی
5) برخورداری از مهارتهای بالا در انجام فعّالیّتهای حرکتی
6) انجام راحت حرکات ورزشی
امّا در بررسی افتراقی میان پایهها وجود برخی ویژگیها مشهود است: خصیصهٔ پایهٔ نخست، همبستگی خلّاقیّت با «کنجکاوی» است و در پایهٔ سوّم «بروز هیجان»، «اندیشهٔ بزرگ»و «عدم گرفتاری درونی» به طور خاص با خلّاقیّت پیوند دارند.
از سوی دیگر، خلّاقیّت دانش آموزان پایهٔ دوّم میتواند بدون وجود کنجکاوی، بروز هیجان و اندیشهٔ بزرگ آشکار شود و همراه با عواملی چون بیقراری، گرفتاری درونی، گردش اندیشه و تظاهرهای بدنی اندیشه باشد.
رابطهٔ خلّاقیّت دختران تیزهوش پایهٔ اوّل با «کنجکاوی» به این معناست که هر مسألهٔ مبهمی برای کنجکاوی آنها تحریک کننده است؛ آنها برای کنجکاویهای شخصی سرسختی نشان میدهند؛ حتّی اگر این کنجکاویها خطرناک باشد؛ زیرا این کنجکاویها همراه با لذّت و خوشحالی ماجراجویانه و هیجان انگیز است. کنجکاوی آنها دردسر آفرین است و اندیشههای هیجان انگیز در همهٔ زندگیشان فراگیری دارد.
خلّاقیّت در این پایه میتواند بدون جنب و جوش طلبی، اندیشهٔ بزرگ و بروز هیجان حاصل آید و علاوه بر آن، بیقراری، گرفتاری درونی، گردش اندیشه و تظاهرهای بدنی اندیشه، قادر نیستند مانع خلّاقیّت دانش آموزان پایهٔ اوّل شوند.
همبستگی تفکّر خلّاق دختران تیزهوش پایهٔ سوّم با «شوخ طبعی و بروز هیجان»، «اندیشهٔ بزرگ»و «عدم گرفتاری درونی» گویای آن است که خلّاقیّت در این پایه به این دو عامل بستگی دارد:
1) شوخ طبعی مشهود و بروز سادهٔ هیجانها همراه با نا آرامی برای تجربه
2) فکر همیشگی لزوم انجام یک کار بزرگ در زندگی، بویژه نو و تازه همراه با سرسختی برای روشن شدن و کشف حقیقت
علاوه بر آن، خلّاقیّت در این پایه بستگی به رفع این سه مانع دارد:
1) گفت و گوی ذهنی شدید مشغول کننده
2) نگرانی نسبت به حل مسائل
3) گرفتاری ذهنی مستمرّ
خلّاقیّت دختران تیزهوش پایهٔ سوّم ممکن است بدون وجود کنجکاوی حاصل آید و با احساس تنهایی، بیقراری، گردش اندیشه و تظاهرهای بدنی اندیشه جمع شود.
بنابراین یافتههای این پژوهش تأیید کنندهٔ نتایج پیشینه است که بر وجود رابطهٔ میان کنجکاوی، تجربه گرایی، تحرّک (و جنب وجوش)، تصوّر از خود و ویژگیهای هیجانی (از جمله برخی نارساییهای هیجانی ) با خلّاقیت تأکید میورزند (تنوپیر، 2000؛ سسیل و همکاران، 1985؛ مک کورد، 2000؛ ماو و ماو، 1970؛ آبونین، 1981؛ دادک و همکاران، 1991؛ آلبرت، 1996؛ گدو، 1996؛ کوگان، 2002؛ باشاو و وایت، 1971؛ دادز، 1978؛ گوان، 1978؛ لادووایز، 1985؛ بروکمایر، 1987؛ ماهون، 1996؛ سوریانو دو آلنکار، 1993؛ شیولی و همکاران، 1976؛ شمپ و چفرز، 1982؛ فیست، 1999)
از این رو، وجود تعارض در یافتههای مربوط به همبستگی خلّاقیّت با «احساس تنهایی»،(ماهون و همکاران، 1996، میتواند با نتایج این پژوهش تبیین میشود. به نظر میرسد رابطهٔ خلّاقیّت دختران نوجوان تیزهوش با احساس تنهایی بستگی به پایهٔ تحصیلی دارد.
استنباط میشود که خلّاقیّت دختران نوجوان تیزهوش به احساس نیرومندی شدید برای تجربهٔ کنجکاوانه و فعّال هیجان انگیز بستگی دارد مشروط برآنکه دچار بیقراری، بیمناکی، گرفتاری درونی و احساس تنهایی نشوند؛ امّا این همبستگی در سه پایهٔ تحصیلی، متفاوت است.
بر پایهٔ استنباط فوق، این نکات را میتوان پیشنهاد کرد:
1_در بررسی پیوند میان پویایی بیتابی و خلّاقیّت دختران تیزهوش باید به تحوّل سنّی توجّه کرد.
2_ در امر پرورش خلّاقیّت دختران نوجوان تیزهوش میتوان از محتویات سه مولّفهٔ مقیاس پویایی (احساس نیرومندی شدید، جنب وجوش طلبی و بروز هیجان ) بهرهٔ بیشتری برد.
3_خدمات مشاوره ای خاصّی که به درمان حالات بیقراری، احساس تنهایی، بیمناکیها و نگرانیهای دختران نوجوان تیزهوش و مستعد یاری دهد، شرایط را برای خلّاقیّت آنها فراهم میآورد.
4_ از برخی مولّفههای دو مقیاس پویایی - بیتابی میتوان به منظور تشخیص خلّاقیّت در دختران نوجوان تیزهوش بهره برد.