بهداشت روانی از مقتضیّات شغلی اثر میپذیرد و رسیدن به یک زندگی حرفهای رضایتبخش، مستلزم کسب هویّت شغلی نیرومند است. در سالهای اخیر توجّه خاصّی به بحث هویّتیابی شغلی معطوف شده است؛ امّا هنوز این موضوع جایگاه ویژهٔ خود را در متون درسی به دست نیاورده است. اهمیّت این موضوع از آن جاست که هویّتیابی شغلی پایهٔ امر اشتغال به شمار میآید. بهطور کلّی هویّتیابی محیطی (اعم از شغل، خانواده و جامعه) از یک نقش بهداشتی برخوردار است.
اگر هویّت شغلی از یک موقعیّت ممتاز در امر رضایت شغلی و بهرهوری سازمانی برخوردار است، به نوبهٔ خویش از خاستگاههایی نشأت میگیرد که باید به آنها نیز توجّه شود. از جملهٔ این خاستگاهها، حوزهٔ تصمیمگیری است. پیوند تصمیمگیری با هویّت شغلی، به منزلهٔ یک موضوع بسیار جدید در روانشناسی سازمان، بسیار کم مورد بررسی قرار گرفته است. در اینجا نخست یافتههای پژوهشها را ذکر میکنیم و سپس دلالتهای آنها را برای کارکنان بررسی مینماییم:
«در یک پژوهش، اثرات موقعیّت هویّت شغلی بر روی پیامدهای اقدام به تصمیمگیری شغلی در میان دانشجویان مطالعه شد. شصت دانشجو مشمول یک فعّالیّت مشاورهٔ شغلی گروهی بر اساس ساختار هویّت شغلی «هالند» قرار گرفتند. شرکتکنندگان در این دورهٔ مشاورهای و دانشجویانی که واجد هویّت عالی بودند، در مقایسه با گروه گواه دارای هویّت پایین، تصمیمگیری بیشتری انجام دادند؛ امّا نسبت به اعضای گروه ناهمگن، رضایت کمتری داشتند.»
«در یک تحقیق، رابطهٔ میان رشد هویّت خود و انواع عدم تصمیمگیری شغلی در میان چهارصد و بیست و سه دانشجوی روانشناسی (هجده تا بیست و شش ساله) از پنج دانشگاه و مدرسهٔ عالی بررسی شد. این دانشجویان هنوز برای انتخاب شغل تصمیم نگرفته بودند. آنها بر اساس نمراتشان در «فهرست شغلی» به چهار گروه تقسیم شدند:
۱ ـ آماده برای تصمیمگیری؛
۲ ـ بیتصمیمی از لحاظ رشد؛
۳ ـ اضطراب انتخاب؛
۴ ـ بیتصمیم مزمن و کهنه.
نتایج آشکار ساخت که نمرات گروه آماده برای تصمیمگیری به طرز معناداری برای عناصر اطمینان، تلاش و هویّت خود بالاتر از گروهی بود که در شرایط عدم تصمیمگیری برای شغل قرار داشتند. همچنین این گروه بالاترین نمره را در خودمختاری داشتند. از لحاظ ابتکار، هیچگونه تفاوتی میان نمرات دو گروه آماده برای تصمیمگیری و بیتصمیم از لحاظ رشد به دست نیامد.»
«نتایج یک بررسی بر روی سیصد و سی و هفت زوج حاکی از آن بود که تعارض میان شغل و خانوادهٔ زنان و شوهران، رابطهٔ مثبتی با آشفتگی روانی هریک نشان داد. این آشفتگی از طریق روابط زناشویی خصمآلود و گرمی و حمایت اندک میان آنها، بهطور مستقیم و غیرمستقیم موجب ناسازگاری میشد.»
«در مطالعهای نقش اشتغال در سازشیافتگی زنان برای طلاق بررسی شد. چهل زن در سنین بیست و شش تا پنجاه و سه سالگی مورد پژوهش قرار گرفتند. نتایج نشان داد که هویّت شغلی با عزّت نفس بالا و پریشانی پایین همراه است.»
یافتههای مطالعات فوق بهخوبی نشان میدهند که هویّت شغلی از سه قلمرو بنیادی بر زندگی حرفهای کارکنان اثر میگذارد:
الف ـ هویّت شغلی و آمادگی برای تصمیم
تصمیمگیری به منزلهٔ فرآیند و جریان انتخاب یک گزینه از میان چند گزینه، در متن و محور زندگی هر انسان صاحب اختیاری جای دارد. قلمرو شغلی یکی از مهمترین حوزههای تصمیمگیری را تشکیل میدهد؛ ولی تصمیمگیری برای گزینش یک کار یا شغل شایسته، نیاز به وجود زمینهای دارد که به آن «آمادگی برای تصمیم» میگوییم.
شخصی که از آمادگی کافی برای تصمیمگیری شغلی برخوردار نیست، در واقع در شرایط بیعزمی و یا تردید شغلی قرار دارد. مراد از آمادگی برای تصمیمگیری شغلی، مهیّا بودن شرایط شناختی، نگرشی، شخصیّتی، انگیزشی و حتّی جسمانی ویژه است. توانمندی ذهنی مناسب، اطّلاعات و آگاهیهای کافی، باور مثبت، خصایص روانی مساعد، تمایل و رغبت درونی و آمادگی بدنی، این آمادگی را تقویت میکنند.
یکی از عوامل بسیار مهم و حیاتی در شکلگیری این آمادگی، وجود «هویّت شغلی» روشن و نیرومند است. البته ساختار هویّت شغلی هنوز از لحاظ مفهومپردازی نیاز به بازنگری اساسی دارد: «اریکسون به عنوان پدرِ ساختار هویّت شناختهشده است؛ امّا تاکنون هیچکس در دستوربندی سازهٔ هویّت توفیقی نداشته است.» با این حال، هویّت شغلی رابطه و همبستگی قابل ملاحظهای با تصمیمگیری شغلی نشان میدهد.
ب ـ عناصر رشد هویّت و تصمیمگیری
بر اساس یکی از رایجترین ساختارها، هویّت شخصی در پنج مرحله رشد مییابد: اطمینان، خودمختاری، ابتکار، تلاش و هویّت. امّا رابطهٔ این عناصر با آمادگی برای تصمیم یکسان و برابر نیست؛ بلکه برخی از آنها مستقل از آمادگی تصمیمگیری هستند.
بدین ترتیب، کارمندی که از اطمینان، تلاش، هویّت خود و بهویژه خودمختاری بیشتری برخوردار است، برای تصمیمگیری شغلی آمادهتر خواهد بود؛ حال آنکه ابتکار بهتنهایی چنین تمایزی پدید نمیآورد.
گذشته از آن، تأثیر هر عاملی بر روی هویّت شغلی و رشد حرفهای و تصمیمگیری، به شرایط خانوادگی، اجتماعی و خودباوری فرد بستگی دارد. خصایص خانواده، فضای اجتماعی و نوع خودباوری فرد از جمله تعیینکنندههایی هستند که در پیدایی هویّت شغلی نقش دارند.
ج ـ هویّت شغلی و بهداشت روانی
احساس تعارض میان خانواده و شغل باعث آشفتگی روانی میشود. اگر مقتضیّات شغلی با شرایط خانوادگی هماهنگ باشد، از یک نقش برجسته در بهداشت روانی برخوردار خواهد بود؛ امّا هرگاه ویژگیهای شغلی با شرایط خانوادگی متعارض شوند، آثار نامطلوبی بر روابط میان همسران خواهند گذاشت.
ظاهراً مسئولیّتهای حرفهای و وظایف شغلی، فشار قابل ملاحظهای بر زنان وارد میکنند و آستانهٔ تحمّل آنها را در برابر مقتضیّات دیگر پایین میآورند. زن و مرد هر دو در پی کسب هویّت محیطیاند؛ زن در جستوجوی هویّت خانوادگی معتبر است و مرد هویّتیابی شغلی نیرومند را پی میگیرد. هرگاه زن در خانواده خود را ناکام ببیند، در تلاش برای کسب هویّت محیطی دیگر برمیآید و اگر کامیاب شود، شکیبایی وی در برابر شکست در هویّت خانوادگی افزایش مییابد. از این رو زنانی که هویّت شغلی نیرومندی دارند، کمتر دچار آسیب روانی میشوند.
بنابراین بیشترین آشفتگی و پریشانی از آنِ کسانی است که در محیط زندگی، هویّت ارزشمند و استواری برای خود نمییابند. این قشر به حمایت و پشتیبانی بیشتری نیاز دارند تا به کسب هویّت مستحکمی در محیط نائل آیند.
د ـ نقش مشاوره و هویّت مشاور
مشاوره و راهنمایی شغلی از دو طریق انجام میشود: انفرادی و گروهی. در هر دو شیوه، هدف آن است که هویّت شغلی فرد تکوین یابد و تقویت شود. در روش گروهی، به شرط همگن بودن اعضا و محدودیت کمّی آنها، تجارب پژوهشی متعدّدی به کار رفته است: «از اعضا درخواست شد تا مقالاتی پیرامون آگاهی از منابع، استفاده از منابع و مراجع در دسترس، نقشهای زندگی، ارزشها، خودآگاهی و اختیار فراهم آورند، سپس مباحثی دربارهٔ بلوغ و هویّت حرفهای منعقد ساختند و سرانجام طرحهای عملی برای کار بر اساس قابلیّتها و ضعفهای شناساییشدهٔ خود تنظیم نمودند.»
بنابراین یک اقدام مشاورهٔ گروهی فعّالانه، اگر بتواند به دانشافزایی حرفهای و خودیابی فرد کمک کند، هویّت شغلی او را نیز بهبود میبخشد؛ چنانکه شناخت واقعبینانهٔ نقشهای زندگی و نظام ارزشی و نگرشی و درک مسئلهٔ اختیار فردی و حدود آن، به رشد این هویّت یاری میدهد.
مشاوران شغلی از جایگاه منحصربهفردی در توسعهٔ سازمان و جریان مدیریّت برخوردارند؛ امّا به نوبهٔ خود نیازمند تقویت هویّت شغلی خویشاند. به اندازهٔ استواری هویّت شغلی مشاور و یکپارچگی آن با هویّت فردیاش، راهنمایی حرفهای مراجعان میسّر و مؤثّر میشود. هرگونه تزلزل در هویّت شغلی مشاور، شایستگی وی را برای خدمات راهنمایی حرفهای زیر سؤال میبرد و تعارض میان هویّت شغلی و فردی او بر این تردید میافزاید.
روشن است که میزان آمادگی برای تصمیمگیری مراجع، بستگی تام و مستقیم به یکپارچگی و استحکام هویّت شغلی مشاور دارد. از این طریق، هویّت شغلی نیرومند هم پشتوانهٔ تصمیمگیری کارکنان میشود و هم ثمرات درخشان آن در بهداشت روانی ایشان و ارتقای فعّالیّتهای سازمانی بروز خواهد کرد.
منبع
روانشناسی سازمانی، «تصمیمگیری و هویّت شغلی» — تصمیمگیری و هویت شغلی
روانشناسی سازمانی، «هویّت یابی شغلی و بهداشت روانی» — هویت یابی شغلی و بهداشت روانی
روانشناسی سازمانی، «مقدمه» — مقدمه
روانشناسی کار و مدیریت، «مقدمه» — مقدمه
روانشناسی کار و مدیریت، «فصل پانزدهم تصمیمگیری و هویّت شغلی» — فصل پانزدهم تصمیمگیری و هویت شغلی
نقشهٔ این مفهوم: نقشهٔ مفهوم: کار و سازمان