نگرش فرزند تیزهوش به رویدادهای زندگی، از عوامل مختلف فردی، خانوادگی، فرهنگی و اجتماعی اثر میپذیرد. یکی از جنبههای این نگرش، «موضع نظارت» است. موضع نظارت یعنی اینکه فرد، پیدایش رویدادهای زندگیاش را بیشتر به خود نسبت میدهد یا به بیرون از خود. هرگاه فرد بر تواناییها و خصایص شخصی خود تکیه کند و آنها را تعیینکننده بداند، «موضع درونی نظارت» دارد. هرگاه عوامل خارجی و غیرفردی را تعیینکننده بداند، «موضع برونی نظارت» دارد.
بسیاری از پدر و مادرها انتظار دارند فرزند تیزهوششان همواره موضع درونی نظارت نشان دهد. اما گاه فرزند تیزهوش، رویدادها را به بیرون از خود نسبت میدهد. در اینجا به یافتهها و تفسیرهای مربوط به این پدیده میپردازیم و سپس دلالتهای آن را برای خانواده بررسی میکنیم.
الف ـ موضع برونی نظارت نشانهٔ ضعف نیست
نخستین نکتهای که خانواده باید بداند، آن است که موضع برونی نظارت یا موضع مختلط (آمیختهای از درونی و برونی)، دلالتی بر ضعف، بیماری یا ناسازگاری ندارد. همچنین موضع درونی نظارت، لزوماً نشانهٔ قوت، سلامت یا سازگاری نیست.
علاوه بر آن، برچسبهای «درونی» و «برونی» دقیق و معتبر نیستند و مقیاسهای موجود برای توصیف موضع نظارت کفایت نمیکنند. پس پدر و مادر نباید با شنیدن یک برچسب، دربارهٔ فرزند خود داوری شتابزده کنند.
یافتهها همچنین نشان دادهاند که تأثیر والدین در هر یک از قلمروهای نگرش فرزند تفاوت دارد؛ یعنی در برداشت نسبت به خود، ابتکار، آمادگی پاسخ به موقعیتها، رهبری و فعالیت، تصمیمگیری، اهداف و روابط اجتماعی. افزون بر این، موضع نظارت از عوامل دیگری غیر از والدین و نیز از حوادث خارجی اثر میپذیرد.
ب ـ خودباوری نیرومند و موضع برونی نظارت
خودباوری یعنی باور فرد به تواناییها و خصایص خویش. خودباوری نیرومند تیزهوش، حتی از سنین خردسالی، با موضع درونی نظارت همخوانی دارد. به بیان ساده، کسی که به تواناییهایش باور دارد، بهطور طبیعی نقش خود را در پدیدآمدن رویدادها برجسته میبیند.
با این همه، تفاوتهای فردی در این میان نقش دارند. ممکن است در برخی موارد، خودباوری نیرومند با موضع برونی نظارت در یک سازمان روانی جمع گردد. در چنین حالتی، باور فرد نسبت به تواناییهای خویش تحتالشعاع عوامل تعیینکنندهٔ خارجی قرار میگیرد. فرد تیزهوش با تحلیل وقایع، مرزهایی مشخص برای تأثیرگذاری خود در امور زندگی قائل میشود و به عوامل برونی بهای بیشتری میدهد.
در حقیقت، خودباوری تیزهوش چهبسا تحت تأثیر پرورش مناسب، از پندار و توهم پاک میشود و محدودیتی واقعبینانه مییابد. روشن است که چنین فرزندی توانایی خود را انکار نمیکند؛ بلکه اندازهٔ آن را واقعبینانه میشناسد.
ج ـ نوع تیزهوشی و تأثیرپذیری از محیط
محیط میتواند بر میزان خودباوری و موضع نظارت فرد تیزهوش تأثیر بگذارد؛ اما به نظر میرسد که این تأثیرپذیری کمتر از افراد متوسط است. میزان آن به نوع تیزهوشی نیز بستگی دارد:
1 ـ فرد خلّاق، مقاومترین نوع خودباوری، موضع درونی نظارت و عزّت نفس را دارد و کمتر از بیرون اثر میپذیرد؛
2 ـ تیزهوشان پیشرفتهٔ تحصیلی، یعنی فرزندانی که برتری آنها بیشتر در درس و نمره آشکار میشود، بیش از افراد خلّاق تحت تأثیر محیط و انتظارات برونی قرار میگیرند و چهبسا موضع برونی نظارت را بروز دهند؛
3 ـ جنسیت، سن و فرهنگ نیز میتوانند در موضع نظارت دگرگونیهایی پدید آورند.
بنابراین، اگر فرزندی که در درس برجسته است، موفقیت یا ناکامی خود را بیشتر به شرایط بیرونی نسبت میدهد، این امر با نوع تیزهوشی او سازگار است و نباید آن را نشانهٔ کاستی در استعداد وی دانست.
د ـ جامعهپذیری و همنوایی اجتماعی
جامعهپذیری یعنی اینکه فرد، ارزشها و هنجارهای جامعه را بیاموزد و با آنها سازگار شود. همنوایی اجتماعی نیز یعنی هماهنگ شدن با دیگران و انتظارات آنان. نیاز فرد تیزهوش به جامعهپذیری و همنوایی اجتماعی، پیش از آنکه به نام تیزهوش شناخته شود، وجود دارد. این نیاز حتی از اوان طفولیت، زمینه را برای تأثیرپذیری او از محیط فراهم میکند و بُعد نگرشی و شخصیتی وی را نیز دربر میگیرد.
ویژگیهای محیطی، بهویژه فرهنگ و نظام ارزشی، میتوانند این تأثیرپذیری را افزایش دهند. شاید ویژگیهای یک محیط، ارزشهایی را پرورش دهند که توجه به عوامل برونی و اهمیت دادن به آنها، در میان افراد تیزهوش قداست یابد و جذب شود.
در چنین فرهنگی، همنوایی اجتماعی برای فرد تیزهوش بیش از سایر محیطها ارزش یافته است. لذا تعارض طبیعی میان اصالت فردیت و جامعهپذیری، که تیزهوشان جوامع دیگر را رنج میدهد، وی را آزار نمیدهد. اما بهایی که در قبال آن میپردازد، سوءتفاهم در تشخیص است؛ یعنی شاید تیزهوشی او پنهان بماند. پدر و مادر باید بدانند که موضع برونی نظارت فرزندشان، به معنای نبودِ تیزهوشی در وی نیست.
هـ ـ خانواده؛ ستون اساسی جامعهپذیری تیزهوش
نیاز فرد تیزهوش به زندگی اجتماعی، خانواده را نیز به منزلهٔ یک گروه اجتماعی کوچک دربر میگیرد. شاید حتی هویت و معنای حقیقی همنوایی اجتماعی و جامعهپذیری، نخست در خانواده تفسیر میشود و تحقق مییابد. بنابراین خانواده در رشد اجتماعی فرد تیزهوش، محور و ستون اساسی است. بدون خانواده، بهویژه در دوران کودکی و نوجوانی، هر نهاد دیگری به سختی میتواند به پرورش اجتماعی تیزهوش همت گمارد.
خانواده از چند راه بر زندگی اجتماعی فرزند تیزهوش اثر میگذارد: ساختار خانواده، تعامل میان اعضای آن، انتقال فرهنگ، طبقهٔ اجتماعی ـ اقتصادی و جامعهپذیری. تعامل اجتماعی در دوران طفولیت، نقش تعیینکنندهای در پدیدآیی تیزهوشی و نوع آن دارد. به نظر میرسد که پسران تیزهوش در جامعهپذیری موفقتر باشند و کمتر از دختران با مشکلات روابط اجتماعی روبهرو شوند.
خانواده معتبرترین منبع تشخیص استعدادهای برجسته و اساسیترین مرجع حمایت از نخبگان است. بدون همیاری خانواده، هیچ اقدام پرورشی، مشاورهای و آموزشی نتیجه نخواهد داد. این امتیازی منحصر به فرد برای خانواده است؛ زیرا خانواده میتواند نظام ارزشی و فرهنگ جامعه را به فرزند تیزهوش منتقل کند و حتی نگرش او را دگرگون سازد.
از سوی دیگر، خودباوری نیرومند فرزند تیزهوش، سازمان خانواده را به محیطی پویا تبدیل میکند. بنابراین مشارکت فرزندان تیزهوش در فعالیتهای اساسی خانواده اجتنابناپذیر است. پذیرش این شرایط از سوی پدر و مادر، پایه و بنیاد هرگونه تأثیرگذاری ارزشی، فرهنگی و اجتماعی بر فرزند است.
روشن است که جامعهپذیری فرزند تیزهوش، هنگامی محور پرورش ویژهٔ او قرار میگیرد که بر نیازهای فردی وی و انتظارات محیطی تکیه کند؛ مشروط بر آنکه این انتظارات بر تصورات واقعبینانه شکل گرفته باشد. خانوادهای که انتظاراتش واقعبینانه است، فرزند را در پیدا کردن تعادلی سالم میان باور به توانایی خویش و شناخت نقش عوامل بیرونی یاری میدهد.
منبع
روانشناسی کودکان تیزهوش و روشهای آموزش ویژه، «بررسی یافتهها» — بررسی یافتهها
روانشناسی کودکان تیزهوش و روشهای آموزش ویژه، «موضع برونی نظارت و جامعهپذیری» — موضع برونی نظارت و جامعه پذیری
روانشناسی کودکان تیزهوش و روشهای آموزش ویژه، «فصل ششم» — فصل ششم
روانشناسی کودکان تیزهوش و روشهای آموزش ویژه، «د- خانواده» — د خانواده
روانشناسی سازمانی، «مدیریّت، سازمان و تعهّد» — مدیریت سازمان و تعهد
نقشهٔ این مفهوم: نقشهٔ مفهوم: شخصیت