تشخیص توانمندیهای انسانی، از جمله «رهبری/ فعالیت»، همواره با ابهامها و دشواریهایی همراه بوده است. یکی از دلایل اساسی این دشواری به شیوهٔ نگرش ما به پدیدههای روانشناختی برمیگردد. سیر توجّه به بسیاری از مفاهیم روانشناختی از عنصرگرایی آغاز شده است؛ یعنی در آغاز، تنها یک دامنه از پدیده مورد توجّه قرار میگرفت و از سایر دامنهها غفلت میشد. مطالعات اخیر نشان دادهاند که چنین نگرشی در دریافت ماهیّت پدیدهها کفایت نمیکند. در اینجا نخست به ذکر یافتههای برخی پژوهشها میپردازیم و سپس دلالتهای آنها را برای تشخیص مورد بررسی قرار میدهیم. باید یادآور شد که این پژوهشها در قلمرو تیزهوشی و آموزش انجام گرفتهاند و آنچه در ادامه میآید، دلالتهای کلّی آنها برای امر تشخیص است.
«در بررسی موضع نظارت، یعنی گرایش فرد به نسبت دادن رویدادها به خود یا به عوامل بیرونی، تأثیر والدین بر چند مقوله مطالعه شد. یافتهها چنین بود:
۱ ـ مقیاسها برای توصیف موضعگیری نظارت کفایت ندارند.
۲ ـ توضیحات مربوط به موضع نظارت لزوماً از طریق مراجع رفتاری انجام نمیگیرد.
۳ ـ تأثیر والدین در هر مقولهای از مقولاتِ مورد مطالعه (برداشت نسبت به خود، ابتکار، آمادگی پاسخ به موقعیتها، رهبری/ فعالیت، تصمیمگیری، اهداف و روابط اجتماعی) تفاوت دارد.
۴ ـ موضعگیریهای نظارت از عوامل دیگری غیر از والدین و حوادث خارجی اثر میپذیرند.
۵ ـ موضعگیریهای خارجی یا مختلط مربوط به موضع نظارت دلالتی بر ضعف، بیماری و یا ناسازگاری ندارد و نیز موضعگیریهای درونی، دالّ بر قوت، سلامت و یا سازگاری نیست.
۶ ـ برچسبهای درونی و برونی، غیردقیق و بیاعتبار است.»
«میزان شیوع آسیبهای رفتاری در میان دانشآموزان تیزهوش مقطع ابتدایی بررسی گردید. در این بررسی ششصد و هفتاد و پنج دانشآموز تیزهوش و سیصد و بیست و دو دانشآموز عادی در پایههای تحصیلی دوم و سوم شرکت داشتند. تشخیص و سنجش بر اساس درجهبندی والدین و معلّمان انجام شد.
نتایج نشان داد که از حیث وقوع آسیب رفتاری، تفاوت معنیداری حاصل نشد. همچنین یافت شد که تفاهم میان سنجش توسّط والدین و معلّمان کم بود. از این رو، لحاظ هر دو منبع اطّلاعاتی در اندازهگیری سازشیافتگی رفتاری، امری ضروری است.»
«در یک مطالعهٔ تکبررسی، عوامل مؤثّر بر تصمیمگیری پیشدانشگاهی سه دختر تیزهوش روستایی مورد تحلیل قرار گرفت. در این مطالعه، تجارب کلاسی، فعّالیّتهای فوقبرنامه، انجام امور، برداشت نسبت به خود و جهتگیریهای مربوط به انگیزهٔ پیشرفت، کاوش و بررسی شد. به نظر میرسد که مقتضیات اجتماعی و نقش جنسیّتی بر جریانهای تصمیمگیری تأثیر میگذارند. استنباط میشود که این دختران جوان از پشتیبانی علایق خود، حق انتخاب داشتن با استفاده از قابلیّتهایی که در خود سراغ دارند و کمک به رشد و پرورش هویّت، فواید قابل ملاحظهای به دست میآورند.»
یافتههای مطالعات فوق بهخوبی نشان میدهند که تشخیص توانمندیهایی نظیر رهبری، تصمیمگیری و روابط اجتماعی از طریق سه حیطهٔ اساسی دقت و اعتبار بیشتری مییابد:
الف ـ گذار از عنصرنگری به بررسی تعاملی
در تاریخ مطالعات، ابتدا دامنهٔ شناختی مفاهیم مورد توجّه قرار گرفت و این توجّه تا دهها سال ادامه یافت. امّا بر پایهٔ بررسیهای متّخذ از مصاحبههای بالینی و مشاورهای ریشهدار و ژرف متمرکز بر تکبررسیها، ناگزیر به دامنههای غیر شناختی نیز کم و بیش توجّه شد و پژوهشها به دامنههای گستردهتر تعمیم یافت.
باید بیان داشت حتّی افزودن دامنههای غیر شناختی نیز در دریافت ماهیّت پدیده کفایت نمیکند؛ از آن روی که درک هر پدیدهٔ روانشناختی مستلزم بررسی تعاملی است. بر این اساس، ویژگیهای سرشتی، عاطفی، کنشی، شناختی و اجتماعی فرد باید در یک بافت هماهنگ و منسجم مورد بررسی قرار گیرد. یافتهٔ سوم پژوهش موضع نظارت نیز همین نکته را تأیید میکند؛ زیرا تأثیر والدین بر مقولهٔ «رهبری/ فعالیت» با تأثیر آن بر تصمیمگیری، ابتکار یا روابط اجتماعی یکسان نیست. پس نمیتوان یک عامل منفرد را تبیینکنندهٔ همهٔ این مقولهها دانست.
ب ـ ارزش تکبررسی
تکبررسی، یعنی تحلیل ژرف و همهجانبهٔ یک فرد، زوایایی را آشکار میسازد که مقیاسها از آن غافل میمانند. در مطالعهٔ دختران تیزهوش روستایی، تجارب کلاسی، فعّالیّتهای فوقبرنامه، برداشت نسبت به خود و انگیزهٔ پیشرفت در کنار مقتضیات اجتماعی و نقش جنسیّتی بررسی شد و از این راه روشن گردید که جریان تصمیمگیری چگونه از این عوامل اثر میپذیرد.
از سوی دیگر، نتایج پیچیده و بعضاً متناقض در تکبررسیها میتواند حاکی از نقش تفاوتهای فردی باشد؛ به بیان دیگر، ممکن است در برخی موارد خودباوری نیرومند با موضع برونی نظارت در یک سازمان روانی جمع گردد. چنین ترکیبهایی تنها در بررسی دقیق فرد آشکار میشود و قاعدههای کلّی آن را پنهان میسازند.
ج ـ سنجش چندمنبعی و پرهیز از برچسبزنی
کم بودن تفاهم میان سنجش والدین و معلّمان نشان میدهد که هر ارزیاب تنها بخشی از رفتار فرد را میبیند. بنابراین، لحاظ چند منبع اطّلاعاتی امری ضروری است و اتکا به یک منبع، تصویری ناقص از فرد به دست میدهد.
علاوه بر آن، بنا بر یافتههای پنجم و ششم، برچسبهای درونی و برونی غیردقیق و بیاعتبار است. موضعگیری برونی یا مختلط لزوماً به معنای ضعف و ناسازگاری نیست و موضعگیری درونی نیز لزوماً دالّ بر قوت و سلامت نیست. افزون بر این، مقیاسها برای توصیف موضعگیری نظارت کفایت ندارند و توضیحات مربوط به آن لزوماً از طریق مراجع رفتاری به دست نمیآید. روشن است که داوری دربارهٔ رهبری فرد بر پایهٔ یک مقیاس یا یک برچسب، با خطای جدی همراه خواهد بود.
پیامد این یافتهها برای مدیران منابع انسانی آن است که تشخیص رهبری، همانند هر پدیدهٔ دیگر روانشناختی، باید بر «ماهیّت تعاملی» آن تکیه کند. نگرشی که تنها یک دامنه یا یک ابزار را مبنا قرار دهد، از درک پیچیدگیهای فرد بازمیماند؛ حال آنکه تحلیل ژرف فرد، لحاظ منابع اطّلاعاتی گوناگون و پرهیز از برچسبهای ساده، راه را برای شناخت دقیقتر هموار میسازد.
منبع
استعداد و تیزهوشی، «مفهوم نگرش عمومی در قبال تیزهوشی» — مفهوم نگرش عمومی در قبال تیزهوشی
استعداد و تیزهوشی، «منابع» — منابع
روانشناسی کودکان تیزهوش و روشهای آموزش ویژه، «بررسی یافتهها» — بررسی یافتهها
خلّاقیّت، «چشمانداز آینده» — چشمانداز آینده
نقشهٔ این مفهوم: نقشهٔ مفهوم: کار و سازمان